نشانه هاي قبولي طاعت


نشانه هاي قبولي طاعت
 
امير بن محمد مدري
امام و خطيب مسجد ايمان – يمن


الحمد لله وكفى وصلاةً وسلاماً على عبده المصطفى وعلى آله وصحبه ومن اقتفى...
وبعد.

بعد از هر طاعت و عبادتي چه حج عمره، حج تمتع، روزه، نماز، صدقه و يا عمل صالح ديگري، همه ي ما سخن علي رضي الله عنه را تکرار مي نماييم که فرمود:{ليت شعري، من المقبول فنهنيه، ومن المحروم فنعزيه} يعني: «اي کاش قبول مي گشت و تبريکش مي گفتيم و محروم گشته را تعزيت مي فرستيم.»

همچنين بعد از هر عبادتي اين گفته ي ابن مسعود رضي الله عنه را بکار مي بريم که مي فرمود: {أيها المقبول هنيئًا لك، أيها المردود جبر الله مصيبتك} يعني: «اي قبول گشتي تبريک بادت و اي مردود گشته خداوند مصيبتت را تسکين دهد.»

علي رضي الله عنه فرموده است: {لا تهتمّوا لقِلّة العمل، واهتمّوا للقَبول} يعني: «توجهي به ناچيز بودن عمل نکنيد و به قبول آن بيانديشيد.»، آيا نشنيده ايد که خداوند عزوجل مي فرمايد: { إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ } [المائدة:27] يعني: « خدا فقط از تقواپيشگان مي‌پذيرد!»

دوستان بزرگوار:
مانند بعضي از مسلمانان نباشيد، کساني که بر قبولي عبادتشان حريص نيستند. در حاليکه توفيق به انجام رساندن عمل صالح نعمت بزرگي است، اما اين نعمت تمام نمي شود مگر به وسيله ي نعمت بزرگتري که همانا نعمت مقبول واقع شدن آن عمل است.

هنگامي که بنده دانست که بيشتر اعمال به دلايل بسياري به صاحبانشان باز گردانيده مي شوند، توجه و اهتمام بيشتري به شناخت اسباب قبولي عبادات مي نمايد و وقتي که اين اسباب را در نزد خود يافت خدا را شکر کرده و بر ثبات و استمرار بر آن اعمال کوشش مي نمايد، و چنانچه آن را نيافت؛ قبل از هرچيز از همين اکنون اهتمام و توجه اصلي او: عمل با تلاش و کوشش و اخلاص براي خداوند متعال خواهد بود.

اسباب قبولي يا علامت هاي مقبولي کدامند:

1- عدم بازگشت به سوي گناه بعد از عبادت:
چون بازگشت به سوي گناه نشانه ي ضرر و زيان است. يحي بن معاذ مي گويد: " هر کس با زبانش استغفار کند و قلبش به گناه بسته باشد و عزم او اين باشد که پس از اتمام ماه (رمضان) به سوي گناه برگردد، پس روزه اش به خودش برمي گردد و در قبولي به رويش بسته مي شود.
معمولاً بيشتر کساني که توبه مي کنند همواره مي گويند: مي دانم که بزودي به سوي آن گناه بازخواهم گشت .... چنين مگوييد.... بلکه بگوييد: "انشاءالله بر نمي گردم! " حتما و صد در صد، نه با ترديد. از خداوند ياري بخواه و عزمت را جزم کن که ديگر به سوي آن گناه بازنگردي.

2- ترس از عدم قبولي عمل:
خداوند از طاعات و عبادات ما بي نياز است، خداوند عزوجل مي فرمايد: {وَمَن يَشْكُرْ فَإنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ} [لقمان: 12] يعني: « و هر كه سپاس بگزارد تنها براى خود سپاس مي‌گزارد و هر كس كفران كند در حقيقت‏خدا بى‏نياز ستوده است.»

همچنين خداوند متعال مي فرمايد: {إن تَكْفُرُوا فَإنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنكُمْ وَلا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإن تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ} [الزمر: 7] يعني: « اگر كفر ورزيد خدا از شما سخت بى‏نياز است و براى بندگانش كفران را خوش نمي‌دارد و اگر سپاس داريد آن را براى شما مي‌پسندد.» مؤمن به شدت درپي طاعات و عبادات و نزديکي به خداوند متعال از انواع راه هاي تقرب جستن به وي است، چرا که او دلش به حال خويش مي سوزد، باز بيم آن دارد که از قبول گشتن عبادت هايش محروم گردد. ازحضرت عايشه رضي الله عنها روايت شده که فرموده است: "از رسول الله صلى الله عليه و سلم درباره ي اين آيه سؤال کردم: {وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوْا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ} [المؤمنون: 60] يعني: «و كسانى كه آنچه را دادند [در راه خدا] مي‌دهند در حالى كه دلهايشان ترسان است [و مي‌دانند] كه به سوى پروردگارشان بازخواهند گشت.»

آيا آنان کساني هستند که شراب مي نوشند و دزدي مي کنند؟! فرمود: {لا يا ابنة الصديق! ولكنهم الذين يصومون ويصلّون ويتصدقون، وهم يخافون أن لا يقبل منهم، أولئك الذين يسارعون في الخيرات} يعني: «خير اي دختر صديق! اينيان کساني اند که روزه گرفته، نماز گزارده، صدقه داده و باز از قبول نشدن اعمالشان بيمناکند، آنان در کارهاي نيک برهم پيشي مي گيرند.»"

پس علي رغم حرص و علاقه ي شديد به انجام عبادات ارزشمند باز به آن تکيه نکرده و هيچ چشم داشتي از آن ندارد، و براي پروردگارش آن را دليل نمي آورد، بلکه اعمالش ناديده انگاشته و نهايت نيازمندي و فقر خويش را به عفو و بخشش خداوند و رحمت او ابراز مي دارد و قلبش را پر از بيم و ترس مي نمايد، و از اينکه اعمالش طرد شود ترسيده، و به خداوند پناه ببرد، و خواري و زاري يک پناهنده به سوي خداوند را بنماياند و از او بخواهد تا از وي قبول فرمايد.

3- توفيق اعمال صالح يکي بعد از ديگري:
نشانه ي قبولي طاعت آن است که بنده توفيق عبادت بعدي را پيدا کند. از نشانه هاي قبولي يک کار نيک انجام کار نيک ديگري است. عمل نيک پيوسته مي گويد: خواهرم خواهرم. (يعني کار حسنه و نيک ديگر را صدا مي زند.) و اين از رحمت خداوند تبارک و تعالي و بخشش وي است؛ که بنده اش را گرامي مي دارد که اگر کار نيکي انجام دهد، و آن را خالص براي بگرداند، او نيز دروازه ي عمل نيک ديگري به سوي بر وي مي گشايد؛ تا بتواند بيشتر و بيشتر به او نزديک گردد.

پس عمل صالح شجره ي طيبه اي است که احتياج به آبياري و مواظبت دارد تا اينکه رشد و نمو پيدا کرده و پايدار شود و ميوه بدهد. مهمترين چيزي که بدان نيازمنديم آن است که همچنان به اعمال صالحه اي که پيشتر انجام مي داديم پايبند مانده و بر آن ها مداومت نموده و اندک اندک بر آن ها بيافزاييم. اين همان استقامتي است که پيشتر بيان شد.

4- کوچک شمردن اعمال و عدم تکبر و مغرور شدن به آن ها:
بنده ي مؤمن هر عملي را انجام داده و هرقدر اعمال صالحه را پيش بفرستد، با وجود اين همه اعمال نمي تواند شکر نعمتي از نعمتهاي بدنش: از جمله شنوايي و بينايي و گويايي و ... را به جاي آورده و نيز از عهده ي هيچ چيزي از حقوق خداوند متعال برنيامده است. چراکه حق او در وصف نمي گنجد. به همين دليل است که جزو خصلت هاي انسانهاي مخلص کوچک شمردن اعمالشان مي باشد، و چيزي از اين کردار خويش را نمي بينند تا بدان مغرور گشته و مي کوشند تا آنان را نفريبد تا از اجر اعمالشان کاسته نشود. اين افراد از انجام دادن اعمال صالح خسته نمي شوند. آنچه در کوچک نماياندن اعمال به ما کمک مي کند عبارت است از: شناخت خداوند متعال، مشاهده ي نعمتهاي او، و به ياد آوردن گناهان و اشتباهات خود.
در اين باره ي تأمل کنيم که چه سان خداوند متعال پس از دستور به امور مهم ديگر به پيامبرش اين مسأله را سفارش نموده و فرمود:

{يا أيها المدثر. قم فأنذر. وربك فكبر. وثيابك فطهر. والرجز فاهجر. ولاتمنن تستكثر} يعني: « اى كشيده رداى شب بر سر! برخيز و بترسان! و پروردگار خود را بزرگ دار. و لباس خويشتن را پاك كن. و از پليدى دور شو! و منت مگذار و فزونى مطلب.» از روي معاني اين آيه حسن بصري مي گويد: با زياد پنداشتن اعمال خود بر خداوند متعال منت مگذار.

امام ابن قيم مي گويد: " هرگاه که حقيقت ربوبيت و حقيقت بندگي را مشاهده نموده و خداوند را بشناسي، و خود را نيز بشناسي، برايت نمايان خواهد گشت که آنچه از توشه اي که همراه توست هيچ شايسته ي فرشته ي حق نيست، و حتي اگر تمامي اعمال انس و جن را هم داشته باشي، از عاقبت خويش خواهي ترسيد، و خداوند آن را تنها با کرم و بخشش خويش و با فضل خود آن را قبول مي پذيرد و همچنين پاداش و ثوابي که به تو مي دهد تنها از سر لطف و کرم و فضل خداوند است و بس! " [مدارج السالكين، 439/2]

5- دوست داشتن طاعت و ناپسند داشتن گناه:
يکي از نشانه هاي قبولي اين است که خداوند را دوست داشته و قلباً او را اطاعت نمايي و به او انس گرفته باشي و به او اطمينان کني، خداوند متعال مي فرمايد: {الَّذِينَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ } [الرعد:28 ] يعني: « همان كسانى كه ايمان آورده‏اند و دلهايشان به ياد خدا آرام مي‌گيرد آگاه باش كه با ياد خدا دلها آرامش مي‌يابد.»

از جمله نشانه هاي قبولي اين است که شخص گناه و نزديکي به آن را ناپسند بداند و از خداوند بخواهد که از آن دورش بدارد، چنان که گفته مي شود:

پروردگارا! ايمان را برايم دوست داشتني کن و آن را زينت قلبم نما، و کفر و نافرماني و آلودگي را برايم ناپسند بدار و مرا جزو انسانهاي وارسته قرار بده!

6- اميدواري و دعاي بسيار:
ترس از خداوند البته کافي نيست و حتماً بايد نقطه مقابل آن نيز وجود داشته باشد که آن اميدواري است. براي آنکه بيم بدون اميد باعث نااميدي و يأس مي شود و درعوض اميدواري بدون بيم منجر به اطمينان از مکر پروردگار مي شود که هردو حالت ناپسند بوده و عقيده و عبادت فرد را نيز عيبناک مي نمايد.
اميد قبول عمل- همراه با بيم از مردود گشتن آن – در وجود انسان فروتني و خشوع در برابر خداوند متعال را پديد مي آورد و بر ايمان و باور وي مي افزايد. با متحقق گشتن اميدواري انسان دستان خود را براي درخواست قبوال عبادت هايش از خداوند بالا مي برد؛ چرا که تنها او است که قدرت اين کار را دارد. همان گونه که پدر ما حضرت ابراهيم خليل الرحمن و اسماعيل عليهما الصلاة و السلام عمل نمود، جاييکه خداوند رحمان داستان آن دو را در بناي كعبه چنين بيان مي دارد:

{ وإذ يرفع إبراهيم القواعد من البيت وإسماعيل ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم} [البقرة:127] يعني: « و هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايه‏هاى خانه [كعبه] را بالا مي‌بردند [مي‌گفتند] اى پروردگار ما از ما بپذير كه در حقيقت تو شنواى دانايى.»

7- ايجاد سهولت براي انجام طاعت و دوري از معصيت:
سبحان الله! وقتي که خداوند طاعتي را از تو مي پذيرد راه انجام طاعت ديگري را که فکرش را هم نمي کردي برايت آسان مي کند، بلکه حتي تو را از گناهان و معصيت ها دور مي کند حتي اگر بدان نزديک گشته باشي.
خداوند متعال مى فرمايد: {فَأَمَّا مَن أَعْطَى وَاتَّقَى-5- وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى-6- فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى-7- وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى-8- وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى-9- فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى-10-] {الليل:5-10] يعني: « اما آنكه [حق خدا را] داد و پروا داشت-5- و [پاداش] نيكوتر را تصديق كرد (6) بزودى راه آسانى پيش پاى او خواهيم گذاشت (7) و اما آنكه بخل ورزيد و خود را بى‏نياز ديد (8) و [پاداش] نيكوتر را به دروغ گرفت (9) بزودى راه دشوارى به او خواهيم نمود (10)»

8- دوستي صالحان و دشمن داشتن اهل معصيت و گناه :
از جمله نشانه هاي قبول طاعت آن است که خداوند دوستي انسان هاي صالح را در قلبت بيافکند و نيز انسان ها فاسد و گناهکار را در دل تو ناپسند و مبغوض دارد. از امام احمد از براء بن عازب رضي الله عنه نقل شده که رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمود: {إن أوثق عرى الإيمان أن تحب في الله وتبغض في الله} يعني: «مطمئن ترين ساحت ايمان آن است که به خاطر خدا دوست بداري و به خاطر او دشمني کني.»

دوست گرامي:

به من بگو که را دوست داري و با که همنشيني مي کني و که را مي خواهي تا بگويمت که هستي.

عطاء الله اسكندري گفته است: هرگاه خواستي جايگاه خويش را نزد خداوند بشناسي ببين که جايت را کجا قرارداده است.

لازم است که دوستي و دشمني ما، دهش و بازداشتن از آن، عملکرد و دست کشيدن از عمل ما براي خداوند -سبحانه و تعالى- باشد و شريکي برايش قرار ندهيم و از فرمايش پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم اطاعت نماييم که مي فرمايد: " من أحب لله، وأبغض لله، وأعطى لله، ومنع الله، فقد استكمل الإيمان " يعني: «آنکه به خاطر خدا دوست بدارد و به خاطر خدا دشمن بدارد و به خاطر خداوند بدهد و به خاطر خداوند از دادن امتناع ورزد، ايمان وي کامل گشته است.» [رواه أحمد عن معاذ بن أنس وغيره]..

9- طلب آمرزش بسيار:
کسي که در بسياري از عبادات و طاعات بهتر است بنده آن ها را با طلب آمرزش پايان دهد. بنابراين هرچقدر انسان علاقمند و کوشاي در تكميل نمودن عمل خود باشد باز جاي نقص و کوتاهي در آن باقي هست. مثلاً پس از آنکه بنده مراسم حج را به جاي مي آورد، خداوند متعال مى فرمايد:

{ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ }[ البقرة:199] يعني: « پس از همان جا كه [انبوه] مردم روانه مي‌شوند شما نيز روانه شويد و از خداوند آمرزش خواهيد كه خدا آمرزنده مهربان است.»
پيامبر صلى الله عليه و سلم به اموخته است که پس از نماز سه مرتبه استغفار نموده و نيز اهل نماز شب پس از قيام و زاري خود در سحرگاهان استغفار کنند. خداوند متعال مي فرمايد:

{وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ }[الذاريات:18] يعني: « و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش مي‌كردند.» همچنين خداوند متعال پيامبر صلى الله عليه و سلم را چنين سفارش مي نمايد: {فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ} [محمد:19] يعني: « پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست و براى گناه خويش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ايمان [طلب مغفرت كن].»

همچنين به وي دستور مي دهد که زندگاني پربارش از عبادت خداوند و جهاد در راه او را با استغفار پايان بخشد:
{إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ(1) وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجاً(2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّاباً(3)} [النصر] يعني: « چون يارى خدا و پيروزى فرا رسد (1) و ببينى كه مردم دسته‏دسته در دين خدا درآيند (2) پس به ستايش پروردگارت نيايشگر باش و از او آمرزش خواه كه وى همواره توبه‏پذير است (3)»
پيامبر صلى الله عليه و سلم در ركوع و سجود خود مي فرمود: { سبحانك اللهم ربنا وبحمدك، اللهم اغفر لي} [رواه البخاري] يعني: «بارالها! پاک و منزهي پروردگارا و سپاس ترا، بارالها مرا بيامرز.»

10- مداومت بر اعمال صالح:
روش پيامبر صلى الله عليه و سلم مداومت بر اعمال صالح بوده است. از حضرت عايشه- رضي الله عنها – روايت شده که مي فرمايد: {كان رسول الله صلى الله عليه وسلم إذا عمل عملاً أثبته} [رواه مسلم] يعني: «رسول خدا صلي الله عليه و سلم وقتي عملي را انجام مي داد آن را نيک انجام مي داد.»
محبوب ترين اعمال نزد خداوند و پيامبرش مداوم ترين آن ها است حتي اگر اندک باشد. پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: {أحب الأعمال إلى الله أدومها وإن قل} [متفق عليه] يعني: « محبوب ترين اعمال نزد خداوند عملي است که دوام بيشتري داشته باشد اگر چه اندک باشد.»

خوشا آنان که بر عمل صالح مداومت داشته باشد، سپس به علت بيماري يا سفر يا خواب قطع شود باز هم پاداش آن عمل برايش نوشته مي شود. رسول الله صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: { إذا مرض العبد أو سافر كتب له مثل ما كان يعمل مقيماً صحيحاً} [رواه البخاري] يعني: « هرگاه شخصي مريض شود يا سفر نمايد، ثواب آنچه را که در حال صحت واقامت انجام ميداده درمي يابد.» اين بشارت در حق هرکس که طاعتي را انجام مي داده و سپس امري برايش پيش آمده و مانع ادامه ي آن شده باشد و نيت او تداوم آن اعمال بوده باشد صحت دارد. پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: {ما من امرئ تكون له صلاة بليل فغلبه عليها نوم إلا كتب الله له أجر صلاته، وكان نومه صدقة عليه} [أخرجه النسائي] يعني: «هرکس که نماز شب داشته باشد و او را خواب ببرد خداوند براي او پاداش نمازش را مي‌نويسد و خواب او براي وي صدقه محسوب مي شود. »

امير بن محمد مدري
امام و خطيب مسجد ايمان – يمن
ترجمه: مسعود
منبع: سايت نوار اسلام
IslamTape.Com

0 نظرات:

ارسال یک نظر