گناه بگو مگوی شیعه و سنى به گردن کیست؟

گناه بگو مگوی شیعه و سنى به گردن کیست؟

بعضی از دوستان بما اعتراض میکنند که تا به کی میخواهید به  بگو مگوی شیعه و سنی را  ادامه دهید؟ این اعتراض دوستان منصفانه نیست ما اصلا به شیعه کار نداریم البته اگر او ما را رها کند.
ما اکثریت و اصل اسلام هستیم همانطور که به بهایی کاری نداریم به قادیانی کاری نداریم به مسیحی و یهودی کاری نداریم به شیعه هانیز  کاری نداریم، هرکس میتواند  به عقیده خود باشد شما ببیند در همین عربستان (بقول شیعه ها وهابی)  یک اقلیت شیعه  وجود دارند، اما کسی معترض آنها نیست و  علمای سعودی آنقدر از مساله شیعه و سنی بدور بودند که وقتی بطور ناگهانی  شیعه های عراق قدرت را بدست گرفتند  و عوض آنکه در فکر بیرون کردن اشغال گران باشند با همه وسایل  مشغول  حمله به عقیده اهل سنت شدند ؛
سنی های عرب زبان برای جواب دادن  به آنها، آماده نبودند تا آنجا آماده نبودند که مجبور شدند  کتاب های  سنی های فارسی زبان درگیر با شیعه ها  را به عربی ترجمه کنند!! ( از جمله کتاب های مرا )

سالی الله توفیق داد تا به عمره بروم  تعجب کردم وقتی که شنیدم  پروفسور احمد بن سعد همدان الغامدي از اساتيد دانشگاه ام القري مكه،  از من دعوت کرده  که به دیدنش بروم  و وقتی دعوتش را اجابت کردم بیشتر متعجب شدم چون پس از آوردن چای عربی و خرما، شروع کرد از من درباره شیعه ها پرسیدن!! و عجیب تر اینکه  نکاتی از گفته های مرا یاداشت میکرد مثلا از من پرسید بنظر شما بهترین روش بحث با شیعه ها چیست؟
گفتم بهترین روش، بحث عقلی نمودن است و او یاداشت کرد!
آخر طاقت نیاوردم و گفتم شیخ شما چرا از من میپرسی؟ و خودت عالم بزرگی هستی  خودت استاد در این  دانشگاه معتبر دینی هستی؟! خودت هزارتا شاگرد مثل من و خیلی  بهتر از من داری و تربیت کرده ای از من چرا میپرسی ؟!!
متوجه حیرتم شد و گفت ببین ما در گیر با شیعه ها نیستیم! من در خانه خود نشسته بودم که آیت الله قزوینی با دو سه نفر دیگر آمد که میخواهیم با شما بحث کنیم و بعد این بحث ها را منتشر کرد من اصلا آماده نبودم  چون ما  در جامعه خود با  مشکل شیعه روبرو نیستیم  و شماها  با آنها مساله دارید، درست مثل مصری ها! اینجا پیش من گاهی مصری های  نه چندان عالم میایند که خیلی بهتر از من جواب مسیحی ها را میدهند زیرا در کشور خود با مسیحیان گستاخ و جسور  و مهاجمی روبرو هستند پس بهتر از ما میدانند در حالیکه ظاهرا علم کلاسیک ندارند بر همین اساس شما بهتر از من میدانی و میخواهم از علم شما در بحث های آتی با علمای شیعه  استفاده کنم!
و بعد  صحبت از 500 ساعت صرف وقت کرد! نمیدانم گفت که من 500 ساعت وقت، صرف جواب دادن به قزوینی کردم یا او بمن نوشت که در جواب رساله من 500 ساعت وقت صرف کرده!!
این استاد  احمد بن سعد  همدان الغامدی کتابی در رد  شیعه بنام ( گفتگوی آرام با قزوینی اثنی عشری ) نوشته است که بفارسی ترجمه شده

خب پس دیدید خود شیعه میرود در خانه سنی و او را بیدار میکند که بیا با من بحث کن!
حالا سنی چه کند؟ اگر جوابش را ندهد مردم میگویند جواب نداشت اگر جوابش را بدهد یک شیعه دیگر داد میزند که آخر الان که وقت این حرف ها نیست آمریکا دشمن مشترک ماست!!
اگر آمریکا دشمن ماست پس شما چرا در ایران و عراق و جاهای دیگر  اینهمه تلویزیون علیه سنی درست کردید سنی که اصلا شما را نمیشناخت و کاری بشما نداشت شما در عراق کاری ندارید جز اینکه سنی ها را میکشید و تلویزیون علیه آنها درست میکنید!
 

در پاکستان که  گاه و بیگاه دعوای شیعه سنی را در آن میشنویم  با وجودیکه  90 درصد مردم سنی و  تقریبا دو درصد شیعه هستند  باز همین اقلیت کم در همه جا نفوذ دارند و اکثر رهبران این کشور از آغاز تاسیس تا امروز شیعه بودند  مثلا  ژنرال موسی خان که 20 سال فرماندار یکی از 4 استان این کشور بود ( فرمانداری از مهم ترین شغلهاست) وصیت کرد که  هر وقت که مردم مرا در مشهد دفن کنید و هنوز فرماندار بود که مرد و جسدش را آوردند و در  مشهد دفن کردند  و همین آقای زرداری که  الان رییس جمهور است در سفر اخیر خود به ایران، هواپیمایش را در مشهد بزمین نشاند و یک ساعت  تمام به زیارت قبر امام رضا رفت  اما مردم  سنی پاکستان حساسیت نشان نمیدهند زیرا او عقاید شخصی خود را در کار حکومت داری دخل نمیدهد، مثل بینظیر بوتو و پدرش علی بوتو، که هر دو با رای مردم سنی  به قدرت  رسیدند ولی در همان حال شیعه های معتقدی به مذهب خود بودند اما چون کاری به سنی ها نداشتند  حتی که رای آورده و  نخست وزیران با قدرتی شدند
اما حساسیت آن وقت در پاکستان شروع شد که ملایان مفت خوری؛ ظاهرا تحت نام  گرفتن حقوق شیعه؛ و در باطن برای سهم بردن از پول نفت ایران و راضی کردن ملایان کوته فکر تهران،  حرفهای صد من یک غاز زدند  و  همین باعث شد تا یک جریان افراطی ضد شیعه در پاکستان رشد کند!! یعنی بی جهت در کشوری که شیعه در ارتش و در پلیس و در قضا و در حکومت دست برتر یا مساوی را دارد اینها یک جریان علیه خود درست کردند که البته آن جریان افراطی نیز پشتیبانی عموم ملت  پاکستان را بهمراه ندارد ولی هرچه مصیبت الان  است از حماقت کوته فکران در تهران  است!

وقتی که طالبان در  افغانستان در اوج قدرت بودند،  خودم در مجلسی با این دو گوش خود  از شخصی بنام  نظامی (که سه زن داشت!)  و  یک روحانی و  در عین حال رییس  رادیو طالبان بود  شنیدم که گفت:«بزرگان دولت ما فیصله کرده اند که در رادیو علیه شیعه ها برنامه ای نباشد زیرا  آنها نیز باشنده گان (ساکنان) کشور افغانستان هستند»
و عملا هم کسی در رادیوی طالبان سخنی علیه شیعه ها نشنید این در حالی بود که شیعیان تا آخر دشمن طالبان و متحد مخالفان باقی ماندند
غرض از همه این مثالها این بود که آن چیزی را که در مقدمه این مقاله ( چند خط اول نوشته بودم را ثابت کنم)
حالا برای حسن ختام و اثبات بیشتر  دو ایراد تازه شیعه ها را پاسخ میدهم  تا ببینید این مردم بیکار دنبال چه حرفهای هستند! تا بدانید اینها ما را مجبور به جواب دادن میکنند:

شیعه میگوید:
خليفه دوم  شش نفر را تعیین کرد و گفت اینها از بین خود یک نفر را انتخاب کنند، یعنی گفت هر یک از اینها لیاقت رهبری امت و جانشینی پیامبر را دارند ، بعد گفت اگر کسی از آنها مخالفت کرد گردنش را بزنید چگونه کسی که لیاقت رهبری امت را دارد جایز القتل میشود؟( برگرفته از کتاب سنی ها نخوانند)
پاسخ اهل سنت:
عمر فرمود (اگر)  معنی اگر را میفهمید یا نه؟  فرمود اگر مخالفت کرد و خواست فتنه درست کند بکشیدش!
و الحمدلله کسی مخالفت نکرد پس جایز القتل نبودند اما احتیاطا عمر این سخن را گفت. عمر که  آنها را معصوم نمیدانست  انسان میتواند مومن باشد اما امکانش هست با مومن دیگری بجنگد:
وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ ﴿9﴾ حجرات «و اگر دو گروه از مومنان با هم جنگیدند، میانشان صلح برقرار کنید. و اگر یکی از این دو گروه، به گروه دیگر تجاوز نمود، با گروه تجاوزگر بجنگید تا به حکم پروردگار بازگردد» (9)    
عمر این آیه در نظر گرفت و برای احتمالات حکمی صادر کرد، حکمی که مطابق دستور قرآن بود.
اما تو ای شیعه بیکار! نشستی برای حکمی که تمام شده و  کاربردی نداشته  وقت ما  را تلف میکنی و وقتی که جواب کوبنده میدهیم میگویی به این حرف ها نپرداز دشمن مشترک ما امریکاست !!

باز شیعه میگوید:
اگر بیعت با فردی بدون مشورت جایز است چرا عمر تهدید بقتل کرد و گفت اگر بعد از این کسی اقدام به این کار کند بیعت گیرنده و بیعت کننده هر دو کشته میشوند، اگر حرام است و موجب مهدور الدم شدن چرا این حکم را در سقیفه جاری نکرد و جاری نمیدانید!( برگرفته از کتاب سنی ها نخوانند)

جواب سنی:
این مثال زنی است که شوهر دارد و باز بخواهد در حالیکه طلاق نگرفته و همسرش زنده است دوباره شوهر کند!  آن زن کشته میشود و نمیتواند بگوید اگر  ازدواج کردن بد است چرا دفعه اول اجازه دادید؟
مسلمونها  یک بار با امیری بیعت کردند، روی بیعت امیر  اول با امیری دیگری  بیعت کردن، دروازه فتنه را گشودن است  و به معنی دو شوهره شدن است و باید  فتنه گر کشته شود

محمد باقر سجودی













islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010

0 نظرات:

ارسال یک نظر