‏نمایش پست‌ها با برچسب ب-خلفای راشدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ب-خلفای راشدین. نمایش همه پست‌ها

غذای ساده خلفای راشدين




مترجم: ابو عبدالفتاح عبدالله ريگی

غذای حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  بعد از نائل شدن به خلافت بسيار ساده و معمولی بود يک بار عمه ايشان آمدند در آنوقت روی سفره ايشان نان خشک و نمک و روغن زيتون بود عمه ايشان شروع به صحبت کرد و گفت که آيا غذای بهتری از اين نيست که بخوريد ؟ حضرت امير المؤمنين فرمود : عمّه ! نزد ما بهتر از اين چيزی نيست .(سيرت عمر بن عبد العزيز ص 62) حضرت عمر بن عبد العزيز انگور را خيلی دوست داشتند برای خريد انگور از همسرشان قرض خواستند . وی گفت ندارم و گفت شما که امير المؤمنين هستيد نداريد من از کجا بياورم ؟ حضرت فرمود : عذاب آخرت جلوی رويم است و اگر نه هنگام خلافت مال و زر زياد است .(البدايه و النهايه ج 9 ص 202)
يک بار زياد بن عبد العزيز برادر حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  خدمت ايشان تشريف آوردند و ديدند که روی سفره به غير از مسور و پياز چيز ديگری نيست برادرشان شروع به اعتراض کرد - حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  فرمودند ساکت شويد من نمی خواهم در آينده راز من فاش شود که از غذای ساده و بی تکلف و ساده من کسی مطلع شود (سيرت عمر بن عبدالعزيز ص 141 البدايه و النهايه ج 9 ص 209 و تاريخ خلفاء ص 559) يکی از راويان می فرمايد که حضرت عمر بن عبدالعزيز را در حال خطبه ديدم که قسمت گريبان و يقه اش وصله زده شده بود.(طبقات کبری للشعرانی ج 1 و تذکره الخلفاء ج 1 ص 113)
در زندگی هنگام قبل از خلافت , برای ايشان لباسهايي با قيمت 400 دينار و 1000 دينار می خريدند و ايشان می گفتند که خيلی کلفت و سخت است اما هنگام خلافت اگر لباسی به قيمت 10 يا 11 دينار برای ايشان می خريدند می فرمودند که خيلی نرم و لطيف و ملايم است . (تذهيب الاسماء ج 2 ص 20 البدايه و النهايه ج 9 ص 387 مروج اذهب للمسعودی ج 2 ص)196
يک بار ايشان لباسی با قيمت ( 8 درهم ) سفارش دادند وقتی آن را ديدند گفتند که خيلی ملايم است شخصی خنديد حضرت گفتند که شما احمقيد که بدون هيچ موردی می خنديد ؟ شخص گفت خير موضوع از اين قرار است که وقتی که شما در زمان شاهزادگی بوديد , لباس ابريشمی با قيمت 800درهم برای شما آوردم شما گفتيد که اين خيلی کلفت است ليکن امروز به لباس 8 درهمی می گوييد که خيلی ملايم و نرم است . (سيرت عمر عبدالعزيز ص 48) به همين صورت لباسهای فرزندانشان از جاهای مختلف پاره بودند که فرمودند : اي پسرم لباست را پيوند بزن . علامه شعرانی  رضی الله عنه  می نويسند که يک بار حضرت عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه  يکی از بچه ها را صدا زد وی حاضر نشد ايشان خادم را به دنبالش فرستاد هنگامی که او آمد پرسيدند : چه چيزی مانع تو شد اين که جواب مرا بدهی و جلويم شوی او در جواب گفت چون که لباسی برای پوشيدن نداشتم که بپوشم و خدمت شما حاضر شوم حضرت عمر بن عبدالعزيز  رضی الله عنه  بسوی يک لباس کلفت اشاره فرمودند که از آن استفاده کنيد .(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 29).در طبقات ابن قتيبه دينوری آمده است که هنگام وفات شان برای يک ملاقات و ديدار کوتاه فرزندانشان را  خوستند که جمعاً 13 يا 14 پسر بودند عمر بن عبدالعزيز به طرف ايشان نگاه کرد در حالی که آنها از لباسهای قبطی مصری پوشيده بودند که ( بسيار ساده و کلفت بودند ) لذا چشمانشان پر از اشک شدند . (البدايه و النهايه ج 9 ص 214 احياء العلوم ج 3 ص 228 الامامه و السياسه ج 2 ص 130).

سادگی در لباس خلفای راشدین



 
مترجم: ابو عبدالفتاح عبدالله ريگی

گاهی چنين بود که دو تکه لباس براي پوشيدن ميسر نمي شد .
يک بار فاروق اعظم رضی الله عنه براي اقامه نماز جمعه تأخير داشتند بعد از جست و جوي مردم از ايشان جوابشان اين بود که :انَّمَا حَبَسَنِي غَسلُ ثَوبِي هذا و لم يکُن ثَوبٌ غَيرُهُ . يعني شستن اين لباس که آن را پوشيده ام باعث تأخير شده است چرا که به جز اين لباس لباس ديگري نداشتم .(سيرت عمر ص 20) حافظ ابن کثير مي نويسد که يک بار فاروق اعظم رضی الله عنه براي نماز جمعه دير تشريف آوردند و وقتي آمدند لباس نو و جديد پوشيده بودند و با اين لباسهاي نو بر بالاي منبر تشريف بردند. حضرت سلمان رضی الله عنه فرمودند شما به تمامي مردم فقط يک تکه لباس تحويل داديد حالا شما از کجا دو لباس نو و جديد آورده ايد ؟ فرمودند : من فقط يک لباس جديد داشتم که در مقابل ديگر مسلمانان به من رسيده بود ولي در رابطه با اين لباس ديگر رو به طرف عبدالله ( پسرشان ) کرده پرسيدند اين لباس دومي که من پوشيده ام آيا سهم شما نيست ؟ پسرشان عبدالله فرمودند : الّلهُمَّ نعم . به خدا قسم اين لباس سهم من است .از اين رفتار معلوم می شود که فاروق اعظم رضی الله عنه حتی در دوران خلافتشان نيز صاحب دو لباس نبوده اند .ابو عثمان نقل می کنند که من فاروق اعظم رضی الله عنه را در حالتي ديدم که لباس ايشان 12 وصله زده شده بود که بعضی از وصله ها رنگهای مختلف داشتند و بعضی از چرم بودند .(البدايه و النهايه ج 7 ص 132 اشهر المشاهير الاسلام ج 1 ص 427 - سيرت عمر ص 120 - طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 16 مروج الزهب ج 2 ص 213 و احيا العلوم ج 4 ص 228) حضرت حسن می فرمايند که من يک بار در دوران خلافت فاروق اعظم رضی الله عنه ايشان را در حال خطبه ديدم که لباسی را که به تن شان بود دوازده وصله و پيوند داشت .(منتخب کنزا لعمال ج 4 ص 405 و سيرت عمر ص 120 و تاريخ الخلفاء ص 68)
حضرت عمر رضی الله عنه سه وصله زده شده بود که نزديک يکديگر بودند و جمعاً لباس ايشان 14 پيوند داشت .(تهذيب الاسماء ج2 ص6 منتخب کنز العمال ج 4 ص 403 سيرت عمر ص 120 موطا امام مالک مع مستوي ج 2 ص 164 و موطا امام محمد چاپ کراچي ص 425) يک بار به اميرالمؤمنين فاروق اعظم رضی الله عنه اطلاع دادند که بر روي سفره يزيد بن ابي سفيان غذاهاي مختلفي گذاشته می شود . لذا ايشان به غلامی که نامش يرقاء بود فرمودند که به هنگام پهن کردن سفره يزيد به من اطلاع دهيد هنگامی که حضرت عمر رضی الله عنه را مطلع کردم به منزل ايشان تشريف بردند و بعد از عرض سلام داخل خانه شدند و آنها فاروق اعظم رضی الله عنه را نيز به ميل غذا با خودشان شريک نمودند بعد از فارغ شدن از گوشت و نان , گوشت کباب شده آوردند همين که يزيد می خواست کباب بخورد , فاروق اعظم رضی الله عنه دست او را گرفت و فرمودند : بعد از صرف يک نمونه غذا , ميل غذاهای مختلف ديگر بارنگ های متعدد خلاف سنت نبوی صل الله عليه وسلم است .(کتاب الاعتصام , ج 1 ص 428 منتخب کنز العمال ج 4 ص 402 و احياء العلوم ج 3 ص 90)

حضرت علی رضی الله عنه کارمند خويش عثمان ابن حنيف رضی الله عنه را از استعمال غذاهای متنوع منع فرمودند و عرض کردند که شما حالت غريبان را بنگريد که از يک نوع غذا هم محروم اند .( نهج البلاغه ج 3 ص 78)
هرمزان ( يکی از بزرگان خاندان شاهی کسری بود ) وقتی وی را دستگير کردند , با معيت و فدی او را به مدينه فرستادند و از اين وفد را حضرت انس رضی الله عنه و احنف بن قيس رضی الله عنه همراهی می کردند وقتی که به مدينه نزديک شدند , وفد وگروه به او گفتند که لباس وتاج شاهی و غيره را بپوشيد تا اهل مدينه از تو عبرت بگيرند هنگام ورود به شهر مدينه به همراه هرمزان به مسجد نبوی , به همراه هرمزان رفتند بعد از داخل شدن در مسجدنبوی , حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه در آنجا خوابيده بودند . هرمزان پرسيد فاروق اعظم رضی الله عنه کجاست ؟ وفد به وی گفتند اين که خوابيده فاروق اعظم رضی الله عنه هستند . هرمزان از حالت زندگی شان پرسيد و بعد گفت : نگهبان و دربانش کجايند ؟ چون که او هيچ پادشاه و اميری را بدون دربان و نگهبان تصور نمی کرد . آنهايي که در آنجا حضور داشتند گفتند ايشان در ميان مردم زندگی می کنند و برای خودشان نگهبان نمی گذارند. در اين هنگام فاروق اعظم از خواب بيدار شدند و فرمودند : اين هرمزان است و فاروق اعظم رضی الله عنه از او سؤالاتی پرسيدند او گفت جواب می دهم اما اول به من آب بدهيد و اين طور نباشد که قبل ازنوشيدن آب مرا بکشيد . فاروق اعظم رضی الله عنه فرمودند (( جاي ترسي نيست . )) هنگامي که پياله آب را ديد , گفت : اگر بميرم , در چنين پياله اي آب نمي نوشم . بعد در پياله ديگري به از آب دادند . گفت بعد از نوشيدن آب مرا نکشيد و اين را مي گفت چونکه چندين بار عهد شکني کرده بود که باز هم فارق اعظم رضی الله عنه فرمودند تا وقتي که آب ننوشيده اي خطري تو را تهديد نمي کند . او گفت من آب نمي نوشم که با اين ماجرا حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه جانش را بخشيد و وي مشرف به اسلام شد . ( اشهر مشاهير الاسلام , ج 1 ص 229) از اين واقعه ساده زيستن فاروق اعظم رضی الله عنه نمايان است که چه زندگي ساده و بدور از تکليفي داشتند و خورد و نوش حضرت در ظروف معمولي بود که پادشاهان وقت حتي حاضر نبودند به آن ظروف دست بزنند .
مرحوم حالي زندگي ساده خلفاء را به اين صورت بيان فرمودند :
نه کهانو مين تهي ان تکلف کلفت نه پوشش سي مقصود تهي زيب و زينت اميدوار لشکر کي تهي ايک صورت فقير غني سب کي تهي ايک حالت
مگا يا تها مالي نه ايک باغ ايسا نه تها جس ميت چهوتا برا کوئي پودا
در غذاها هيچ نوع تکلفي نداشتند نه در پوشاک هدف زيّ و زينت را داشتند .هنگام به صف ايستادن لشکر اميد لشکريان همه به يک نوع بود وحالت فقير و غني با هم برابر بود .همانند اين مي شود که باغبان باغي درست کرده است که در آن گل کوچک بزرگي نبود . حضرت فاروق اعظم رضی الله عنه با خرجي معمولي سفر حج کردند چنانچه براي اياب و ذهاب مکه مکرمه و مدينه منوره فقط16 دينار خرج فرمودند باز هم وجدانشان ناارحت بود که در اين سفر خيلي خرج فرموده اند .(مروج الذهب ج 2 ص 243) حضرت عثمان غنی رضی الله عنه نيز در خوراک وپوشاک ساده پسند بودند مستدرک حاکم روايت می کند که در روز جمعه حضرت عثمان غنی رضی الله عنه را در حالتی ديدند که لباسی کلفت پوشيده اند که قيمتش از پنج درهم بيشترنبود .( مستدرک حاکم ج 3 ص 96)
علامه شعرانی می نويسد لباس عدنی را که حضرت عثمان غنی رضی الله عنه می پوشيدند قيمتش از چهار تا پنج درهم بيشتر نبود و اين طرز ساده زيستی در دوران خلافت ايشان بود و به همين حالت غذايشان هم بسيار ساده بود برای مردم بهترين غذارا تهيه می نمودند و خودشان هر روز به خانه تشريف می بردند و نان را با روغن زيتون ميل می فرمودند .(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 17 و منتخب کنز العمال ج 5 ص 12) ساده زيستی حضرت علی حيدر رضی الله عنه مشهور است واقعه ای را علامه ابو عبيد قاسم بن سلام نقل می فرمايند که در موسم سرما چادری قديمی وکهنه را به خودشان پيچيده بودند و از شدت سرما به خود می لرزيدند شخصی معترض شد که چرا بايد اين حالت باشد ؟ فرمودند : من فقط همين چادر را در خانه دارم و چادر ديگری در خا نه ندارم . ( کتاب الاموال ص 270) علامه شعرانی می فرمايد : شخصی از حضرت علی رضی الله عنه پرسيدند چرا در سرما به خود می لرزيد و گفت : چرا چادری از بيت المال بر نمی داريد که ايشان فرمودند : برای آسايش و رفاه خودم نمی توانم از بيت المال مسلمين چيزی کم کنم(طبقات کبری للشعرانی ج 1 ص 18) علامه ابن عبد البر می نويسند که عبدالله ابن ابی هذيل رضی الله عنه فرمودند که من حضرت علی حيدر رضی الله عنه را ديدم که لباسی کلفت پوشيده اند از بس که کهنه بود تنگ و کوچک شده بود که اگر آستين آنرا می کشيدند تا ناخن ها می رسيد و اگر ولش می فرمود تا نصف بازو بالا می رفت .(استيعاب ج 2 ص 425 و منتخب کنز العمال ج 5 ص 57) در باره حالات زندگی حضرت علی حيدر رضی الله عنه نوشته اند که روزی ايشان بر بالای منبر تشريف برده بودند و می فرمود چه کسی اين شمشير را از من می خرد که من بوسيله آن پولی که از فروشش بدستم می آيد برای خودم لباس بخرم و می فرمودند : (( اگر من به اندازه خريد شلوار پول داشتم شمشير محبوبم را نمی فروختم اين واقعه در زمان خلافتشان بود.(استيعاب ج 2 ص 465 و احياء العلوم ج 2 ص 122) حضرت عمرو بن قيس می فرمايد که من لباسهای علی حيدر رضی الله عنه را ديدم که وصله های متعددی زده بود شخصی حکمت ايت طرز لباس پوشيدن را پرسيد که امير المؤمنين حضرت علی حيدر رضی الله عنه فرمودند با پوشيدن اين نوع لباس انسان در مقابل خداوند اظهار عجز و ناتوانی می کند و از دل رياء و تکبر مي رود.(منتخب کنز العمال ج 5 ص 575) حضرت علی حيدر رضی الله عنه هميشه لباس معمولی می پوشيدند. علامه شعرانی می فرمايد : يعنی از لباسها , لباس ساده و معمولی ايشان را پسند بود و از غذاها غذای معمولی را می پسنديدند .(مروج الذهب ج2 ص 433 و مستطرف ج 1 ص 127) قيمت لباس حضرت علی از ( پنج روپيه و دوازده آنه ) بيشتر نبود و به حساب امروزی 65 بود .(تهذيب الاسماء ج 1 ص 346 و احياء العلوم ج 3 ص 33) هنگامی که حضرت علی رضی الله عنه به کوفه تشريف بردند با وجود آنکه در عراق غذاهای متنوعی بود اما ايشان از انواع غذاهای انجا ميل نمی فرمودند باری خدمت ايشان فالوده تقديم کردند فرمودند خوش رنگ و خوش بو و خوش ذائقه است ولی من ناپسند می دانم که نفسم را با اين خوردنی عادت دهم چون که تا هم اکنون عادت به خوردن چنين خوردنی ها نداشته ام خلاصه اين که از خوردن آن صرف نظر فرمودند .(منتخب کنز العمال , ج 5 ص 58 و احياء العلوم ج 2 ص 137) در واقعه ای ديگر حضرت علی حيدر رضی الله عنه شخصی که نامش عاصم بود خشمگين شدند و فرمودند : (( چرا تو لباسهای کلفت و ساده می پوشی و خوردن غذاهای لذيذ را ترک کرده ای و زندگی سختی را اختيار نموده ای ؟ )) عاصم جواب داد که شما چرا در خوردن و پوشيدن اينقدر سختی را اختيار نموده ای حضرت علی حيدر رضی الله عنه فرمودند حال من با تو فرق دارد چرا که خداوند بر امراء و خلفاء فرض کرده که همانند غريبان زندگی کنند و زندگی راحت و مرفه و عيش و عشرت را ترک کنند و خود را از مردم برتر ندانند .(کتاب الاعتصام للشاطبی ج 2 ص88) امير المؤمنين حضرت عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه در عالم عجيبی زندگی را سپری می کردند و زمانی که بر مسند خلامت نشستند به هيچ عنوان از فرشها و قاليهای شاهانه و صندلی های شاهانه استفاده نفرمودند بلکه برای نشستن , گونی يا حصير بر روی زمين پهن می کردند.(طبقات ابن سعد ج 5 ص 251)
از سوار شدن بر مرکب شاهی امتناع می ورزيدند و می گفتند: قاطر من را بياوريد و فرمودند که کليه اسبهای قيمتی را بفروشيد و پول به دست آورده از فروششان را به بيت المال تحويل دهيد در واقعه ای ديگر اينکه حضرت عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه بيمار شدند تا چند ين روز فقط يک لباس را پوشيده بودند که چرکين شده بود اطرافيان به همسر ايشان ( فاطمه ) گفتند که امروز امير المؤمنين به هوش آمده لباسشان را عوض کنيد و وقت ملاقات را هم تنظيم کنيد ايشان سکوت کرده بود و اطرافيان دوباره تکرار کردند و همسرشان در جواب گفتند : به خدا که لباس ديگری به جز اين لباس ندارند(طبقات ابن سعد ج 5 ص 297 سيرت عمر بن عبد العزيز ص 48 البدايه و النهايه ص 214) علامه شعرانی رضی الله عنه درطبقات خويش نوشته اند : در آمد عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه قبل از خلافت هزار اشرفی در طول سال بود اما بعد از پذيرفتن خلافت آنها را ميان مساکين و فقراء تقسيم فرمود به طوری که غير يک پيراهن چيز ديگری بافی نماند تا وقت چرکين شدن به تنشان بود و هر گاه چرکين می شد آن را از تن می کشيد و می شست و تا هنگامی که لباسشان خشک می شد در خانه می ماند چون لباس ديگری برای پوشيدن نداشتند که از خانه بيرون بروند و قيمت اين لباس هم چهار درهم ( يک روپيه ) که به حساب امروز 13 تومان است .(البدايه و النهايه ج 9 ص 202 و مراه الجنان ج 1 ص 210 )
ميمون ابن مهران می فرمايند تا شش ماه من نزد عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه بودم که ايشان برای پوشش فقط يک چادر داشتند خودشان آن چادر را از يک جمعه تا جمعه ديگر می پوشيدند.(تذهيب الاسماء ج 2 ص 23)حال آنکه اگر حالت قبل از خلافت عمر بن عبد العزيز رضی الله عنه را بنگريم در خواهيم يافت که قبلاً چه ذوق و شوقی برای استعمال عطر داشتند چونکه شاهزاده و بزرگزاده بودند و هرگاه بوی خوشی به مشام اطرافيان می رسيد می فهيدند که عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه از اينجا گذر فرموده اند در ضمن هزار دينار حقوق از طرف امير عبد المالک به ايشان می رسيد.(سيرت عمر بن عبدالعزيز به تاليف عبدالله بن عبدالحکيم ص 21).


 

زندگي ساده و بي تکلف خلفای راشدین




مترجم: ابو عبدالفتاح عبدالله ريگی

خلفا بزرگوار در زمان رسول گرامي زندگي مي کردند و براي اصحاب و خلفا  رضی الله عنه  اسوة حسنه يعني رسول اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم  موجود بود. رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم  بر بالاي تختي که از ريسمان بر پشت مبارک نمايان بود حضرت عمر  رضی الله عنه  بعد از ديدن اين صحنه فرمودند : چرا قيصرها و کسراها( منظور پادشاهان روم و ايران آن زمان است) زندگي آرام داشته باشند و سردار دو جهان چنين در تکليف و سختي زندگي را سپري بفرمايند .رسول الله فرمودند  صلی الله علیه و آله و سلم  مثال ما همانند مسافري است که زير سايه درختي براي استراحتي کوتاه توقف مي کند و همان طور که اي مسافر سايه درخت را براي خود منزل نمي پندارد ما نيز نبايد دنيا را منزل هميشگي خود بدانيم و در فکر سامان زندگي راحت نباشيم . غذاي رسول الله  رضی الله عنه  بسيار معمولي بود و نانهاي روغني و سرکه را بدون تکلف استعمال مي فرمودند و گاهي اوقات اصلاً غذايي براي خوردن براي خوردن فراهم نمي شد يعني هيچ دو روزي پي در پي بر رسول الله  صلی الله علیه و آله و سلم  نمي گذاشتند که در هر دو روز شکم مبارک سير باشد .ما شِبَعَ آلُ مُحمدٍ يومينِ متتابعينِ . ((خانواده رسول الله دو روز پي در پي از غذا سير نکرده اند . ))
حضرت ابو هريره  رضی الله عنه  مي فرمايد که روزي جلوي روي ما حضرت عايشه ( رضي الله عنها ) يک شلوار و چادر کلفتي را نشان دادند و فرمودند که اين لباس رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم  است و لباس خود حضرت ام المؤمنين عايشه ( رضي الله عنها ) نيز ساده بود ام ايمن ( رضي الله عنها ) مي فرمايند که لباسي را که عايشه ( رضي الله عنها ) استفاده مي کردند قيمتش پنج دلار بود ولي امروزه کنيز من از پوشيدن چنين لباسي ابا مي ورزد ام ايمن ( رضي الله عنها ) از ام المؤمنين حضرت عايشه ( رضي الله عنها ) نقل مي کنند که ايشان فرمودند حال آنکه در زمان رسول اکرم من لباس پنج درهمي داشتم که هر زني در مدينه عروسي مي کرد اين جامه را براي عروس عاريتاً مي بردند .(صحيح البخاري جلد ( 1 ) بخش 10 کتاب الهبه) محل نشستن صديق ابوبکر  رضی الله عنه  در مسجد بر روي حصير و محل نشستن حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  بر روي فرش کهنه قديمي محل نشستن عمر بن عبدالعزيز رضی الله عنه بر روي گوني بود .خلفاي راشدين خيلي ساده مي زيسته اند اما امروزه فقط و فقط اسراف و تبذير و تکلف حرف اول را مي زند .
يک بار همسر حضرت ابوبکر صديق  رضی الله عنه  خواهش پختن حلوا نمودند حضرت صديق اکبر فرمودند من پولي براي تهيه وسايل حلوا ندارم بعد از شنيدن اين جواب همسرشان از مخارج روزمره خودشان مقداري مقداري پس انداز مي نمودند تا بتوانند بوسيله آن پول وسايل حلوا را تهيه نمايند هنگامي که پول پس انداز کرده خودشان را خدمت صديق اکبر  رضی الله عنه  تقيم  کردند ايشان فرمودند اين پول را از کجا آورده ايد ؟ ايشان جواب دادند که از مخارج هر روزه اندکي پس انداز کرده ام والآن اين پول را به دست آورده ام صديق اکبر  رضی الله عنه  پول را از ايشان گرفته وتحويل مسئول بيت المال دادند و فرمودند - ( اين مقدار از مخارج ما اضافي است ) لذا و آن را به بيت المال اضافه کنيد و به همين اندازه از حقوقم کم کنيد .( اشهر مشاهير الاسلام ج 1 ص 93) مسعودي در تاريخ خود نقل فرموده اند که غذاي صديق اکبر  رضی الله عنه  ساده بود و همچنين لباسهايشان نيز معمولي و کلفت بودند در حالي که درآمد شخصي حضرت صديق اکبر  رضی الله عنه  کم نبود لذا بنابر تواضع صديق اکبر  رضی الله عنه  سادگي را اختيار فرموده بودند واين ساده زيستي عادت سلف صالح وبزرگان و ... بود که از جمله اين بزرگان ساده زيست حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  بودند که ايشان نيز در عهد خلافت خود لباس معمولي و کلفت به تن مي کردند .هنگامي که امرا عرب و پادشاه يمن براي ملاقات ايشان مي آمدند لباسهاي شاهانه وچادرهاي قديمي و تاجهايي که با زيور آلات آراسته بودند مي پوشيدند و هنگامي که مردم با اين همه فخر و ناز زندگي ساده و بي تکلف فاروق اعظم  رضی الله عنه  را مي ديدند بسيار حيران مي شدند و آنقدر متأثر مي شدند که از آن سادگي اسوه و نمونه برداري مي نمودند پادشاه حمير ذوالکلاع لباسهاي گران قيمت مي پوشيدند و علاوه بر اين هزار غلام براي خدمت وي همراه بودند .هنگامي که سادگي و زندگي خالي از تکلف صديق اکبر  رضی الله عنه  را ديدند تمام لباسهاي شاهانه را از تن بيرون آوردند و هم لباس صديق اکبر شدند .( مروج الذهب للمسعود ج 2 ص 305 اشهر المشاهير الاسلام ج 1 ص 146 )
درباره حالت فاروق اعظم  رضی الله عنه  مي نويسند :
شخصي هميشه هنگام پهن شدن سفره حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  حضور داشت اما در غذا خوردن شريک نمي شد حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند که چرا شما در ميل غذا شريک ما نمي شويد ؟ او عرض کرد :انَّ طَعَامَکَ خَشَنٌ غليظٌ . ((طعام شما سخت و قابل خوردن نيست ))در حالي که من به غذاي چرب و نرم عادت دارم فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند اگر من چنين غذايي بخواهم مي توانم هر روز چنين غذايي تهيه نمايم و هيچ مشکلي هم ندارم که بخواهم گوشت گوسفند و نانهاي برشته و غذاي روغن دار تهيه کنم بعد از شنيدن اين کلمهات ( حفص ) به فاروق اعظم  رضی الله عنه  عرض کرد که تمام غذاهاي چرب و لذيذ را مي شناسيد فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند بدون شک من مي شناسم اما نمي خواهم زندگي ام در عيش و عشرت سپري گردد .( منتخب کنز العمال ج 4 ص 402 طبقات طبري - اشعراني ج 1 ص 16 و سيرت لابن الجوزي ص 119 ) همچنين شخصي از غذاهاي معمولي و ساده حضرت عمر  رضی الله عنه  شکايت کردند فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند گر چه من مالک بيت المال هستم ليکن در ملکيت شخصي من نيستم لذا مثال من همانند چند مسافري است که زاد خويش را به دست شخصي امين مي سپارد و اين امانت داري بر حسب احتياج مصرف مي کند آيا جائز شخصي آنها مقداري را براي خويش پس انداز شخصي نمايد ؟ فرمو دند خير اي امير المؤمنين فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمو دند مثل من وامت مسلمان همانند آن شخص امين ومسافران است .( منتخب کنز العمال ج 4 ص403 به نقل از ابن عساکر و سيرت عمر   رضی الله عنه  ص 89 و السياسه العشيرعيه لابن تيميه ص 14) 
دهقاني ايشان را دعوت کرد و از ايشان خواهش کرد که براي صرف غذا به خانه ما تشريف بياوريد فاروق اعظم  رضی الله عنه  پرسيدند که آيا در خانه شما عکس وجود دارد ايشان گفتند بله فاروق اعظم  رضی الله عنه  گفتند برو و غذا را به اينجا بفرست ولي غذاهاي مختلفي نباشند .( منتخب کنز العمال ج 4 ص 45) همچنين فاروق اعظم  رضی الله عنه  در سفر شام بودند که آن در وقت بر لباسهايشان چهارده وصله زده بود و هيچ تکلفی در اين سفر نکرده بود . در حالی که اين سفر از اهميت زيادی برخوردار بود . سفر حاکمی بود که در آن وقت امپراتوری اسلام تا مناطق زيادی عظمت و بزرگی ايشان را بيان می کرد اما اين سرباز اسلام و خادم حقيقی خداوند همان لباسها را با چهارده وصله به تن کرده بودند و البته بعد از اصرار مردم لباس سفيد مصری پوشيدند و سوار اسب رومی شدند ولی زود از آن پياده شدند و فرمودند با سواری گرفتن از اين اسب در وجودم احساس تفاخر و تکبر می کنم خداوند لغزش من را معاف بفرمايد و فرمودند همان لباس وصله دار من را بياوريد چنانچه همان لباس را پوشيدند پيش پدر روحانی که عالم دين عيسوی بود تشريف بردند ابو عبيده بن الجراح برای اهل قلعه ندا دادند که امير المؤمنين تشريف آورده اند(مدَّ البطريق عُنُقَهُ و نَظَرَ اِلَيهِ فَرَعَقَ رَعقَهً و قال هذا هو الذِّ صفتُهُ و نَعتُهُ فی کُتُبِنَا.) هنگامی که آن عالم بزرگ مسيحی فارق اعظم   رضی الله عنه  را ديد آه سردی کشيد و گفت پوششی که در کتابهای ما بيان شده در ظاهر اين خليفه هويدا است لذا دروازة بيت المقدس را برای تشريف آوردن ايشان باز کنيد ( ثمرات الاوراق علی حاشيه مستطرف ج 2 ص 15 )
با وجود فتح ايران و روم و مطيع شدن مشرق و عرب و عجم باز هم همان لباسهای وصله دار را پوشيدند اصحاب رضوان الله عليهم اجمعين با بزرگان صحابه من جمله حضرت عثمان , حضرت علی , حضرت طلحه و حضرت زبير و... در اين باره گفتگو کردند که شما در اين باره با حضرت فاروق اعظم   رضی الله عنه   صحبت کنيد آنها فرمودند ما جرأت نمی کنيم بهتر است حضرت علی   رضی الله عنه  صحبت کنند ايشان فرمودند من جرأت نمی کنم البته از ازدواج مطهرات فقط حضرت عايشه ( رضی الله عنها ) و حضرت حفصه ( رضی الله عنها ) می توانند صحبت کنند . اين دو از موضوع مطلع شدند و هنگامی که به خدمت فاروق اعظم  رضی الله عنه  شرف حضور يافتند به خودشان جرأت گفتگو را انتدا از فتوحات اسلام و ترقی گشودند و فرمودند : وفود العرب و العجم يَرُدُّنَ عَلَيکَ و عَلَيک هَذِهِ الجُّبَّهِ رَقَّعتَها اِثنَتَی عَشرَهُ رُقعَه.((وفود عرب و عجم رفت و آمد می کنند و شما با اين جبه ( عنا ) با آنها ملاقات می کنيد که حدوداً دوازده وصله دارد .))
پس شما لباس نرم بپوشيد و غذای لذيذ بخوريد و مهمانان را نيز بخورانيد . فاروق اعظم  رضی الله عنه  بعد از شنيدن اين حرفها شروع به گريه کردن فرمود شما ام المؤمنين هستيد و از لباس و غذای ساده رسوا اکرم صلی الله عليه و سلم مطلع هستيد حالا با وجود اين امر مرا به لذايذ دنيا ترغيب مي کنيد با گفتن اين جملات در چهره مبارک فاروق اعظم  رضی الله عنه  آثار رنج و ناراحتي نمايان بود که امهات المؤمنين نيز شروع به گريه کردند .( احيا العلوم ج 4 ص 226 و منتخب کنز العمال ج 4 ص 41)حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  و صديق اکبر  رضی الله عنه  مي فرمودند فقط ( غذاي بخور و نمير ) يعني به اندازه خرج و مخارج يک شخص عادي قريش و دو دست لباس براي سردي و گرما و مخارج حج و غيره براي ما کافي مي باشد .(طبقات ابن سعد ج 3 ص 198 تاريخ الخلفا ص 68 سيرت عمر ص 89 و احيا العلوم الغزالي ج 3 ص 234) خلاصه اينکه فاروق اعظم  رضی الله عنه  روش ساده زيستن را به همه مي آموختند .چنانچه يک بار شخصي را ديدند که لباس قديمي پوشيده است فرمودند (( اين پيراهن را چقدر خريده ايد ؟ )) آن شخص جواب داد 12 درهم. فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند آيا اشکالي داشت 6 درهم را براي خوردنيها مي گذاشتي و 6 درهم ديگر را براي امري ديگر مصرف مي کردي ؟ ( منتخب کنز المال ج 1 ص 426)
و همچنين پيشنهاد به اندازه خوردن را مي دادند .علامه شعراني مي فرمايد که : کُلُّ مَن رآهُ يَشتَرِي لَحماً يَومَينِ مُتَتَابِعَينِ يَضرِ بُهُ . يعني فاروق اعظم  رضی الله عنه  اگر کسي را مي ديدند که دو روز پي در پي گوشت مي خورد او را آگاه مي نمود و می فرمودند :
                          هَلاً لَوَيتَ بَطنَکَ                           لِجَارِکَ و ابن عمّک 
چرا به جاي لذت بردن از پر کردن شکم  خدمت همسايه و فاميل را نمي کني يعني صرفه جويي نمودن و اينکه از پول باقيمانده براي همسايه وفاميل خرج کنيد .(طبقات کبري ج 1 ص 16 و موطا امام مالک  رضی الله عنه  مع مستوي ج 2 ص 157  )
فاروق اعظم  رضی الله عنه  براي سپه سالاران خود نوشتند که زندگي ساده را اختيار کنيد و خودتان را به لباسهاي کلفت و غذاي معمولي عادت دهيد وروي زمين بنشينيد و بدون زين بر اسب سوار شويد .(انصاب الاشراف بلاذري حواله مراجعه به قسمت نامه هاي حضرت عمر   رضی الله عنه ص 233  )   يک بار حضرت عبدالله  رضی الله عنه  مشغول خوردن گوشت بودند حضرت فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند اين چيست ؟ ايشان گفتند امروز دلم ميل به گوشت کرده اول او را موعظه فرمودند وگفتند : کفي بالمر مُسرِفًا أن يأکُلَّ ما اشتَهَاهُ . (( يعني براي اسراف و فضول خرجي شخص همين کافيست که آنچه را که دلش مي خواهد بخورد ))
عبدالوهاب شعراني در سيرت عمر  رضی الله عنه  مي نويسند که هيچ وقت روي سفره فاروق اعظم  رضی الله عنه  دو نوع غذا نمي گذاشتند .يک بار دخترشان حضرت حفصه  رضی الله عنه  براي تحفه مقداري آبگوشت و به همراه آن مقداري روغن زيتون برايشان فرستادند . فاروق اعظم  رضی الله عنه  فرمودند اين دو نوع غذا است و من هر دو را نمي خورم دو نوع غذا در يک ظرف نمي خورم تا هنگام وفات که الله را ملاقات کنم .منظورشان اين بود که روغن زيتون غذاي مستقلي است و گو شت نيز غذاي مستقلي است لذا نياز به شوربا نيست .( ج 1 ص 16 منتخب کنز العمال ج 4 ص 404 و تاريخ الخلفا ص 69 و تهذيب الاسما للنووي ج 2 ص 6 - طبقات کبري للشعراني)اين تمام سخن زيستن زهد و پرهيزگاري و قناعت در وهله اول در ذات خودشان و بعد در وجود اهل و عيال ايشان بود ولي براي کارمندان خود غذاي خوب تهيه مي کردند .علامه شاطبي  رضی الله عنه  مي فرمايند (( اگر چه اين طرز لباس پوشيدن و غذاي ساده خوردن فقط در طبيعت پاک و زيبای فاروق اعظم  رضی الله عنه  وجود داشت چون که ذيگران را به خاطر تقوا و زهد خويش از راحتی ها محروم نمی فرمودند . گرچه فاروق اعظم  رضی الله عنه  فقط برای خودش نان نمکين گذاشته بود اما برای غذای کارمندان دولت همه روزه بصف گوسفند تعيين فرموده بودند تا باعث افزايش حوصله کارکنان شود و در دل مردم احترام و عزّت آنها از طرف فاروق اعظم  رضی الله عنه  معلوم گردد و بدين وسيله در مملکت نظم برقرار گردد .( کتاب الاعتصام ج 1 ص 248).



آیا حضرت ابوبکر صدیق در جنگ احد، فرار کرده بود؟!

آیا حضرت ابوبکر صدیق در جنگ احد، فرار کرده بود؟!

يكبار  از ابوشریف که اولین رئیس سپاه پاسداران بود (بلکه موسس این سپاه بود) پرسیدم که چرا ایران از عراق شکست خورد؟ و در حالیکه ارتش  صدام در خاک ما بود ما آتش بس را قبول کردیم؟ در جواب گفت:  هر دو سه ماه باید دویست سیصد هزار نفر به خط مقدم برده میشدند

آیا آیه نجوی فضیلتی برای علی رضی الله عنه ثابت میکند؟

آیا آیه نجوی فضیلتی برای علی رضی الله عنه ثابت میکند؟

شیعه  میگوید: آری آیه  ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً﴾. (المجادله: 12). «ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! هنگامی كه می‌خواهید با رسول خدا نجوا كنید پیش از نجوایتان صدقه‌ای در راه خدا بدهید».هم در حق علی است

تکلیف کسی که خلفا را سبّ میکند چیست؟


تکلیف کسی که خلفا را سبّ میکند چیست؟

شیعه می گوید: (مختصراً) اهل سنت شیعیان را به خاطر سب و لعن خلفا ،حلال الدم میدانند و میبینیم که کانال های ماهواره ای علیه شیعه همدست شده و از هیچگونه فحش و ناسزایی فرو گذاز نیستند و یکصدا فتوای شیعه کشی سر میدهند.....
نمونۀ بارز آن عملیات حیوانی و بی رحمانه عبدالمالک ریگی و حزبش (جند الشیطان) می باشد که شیعیان بی گناه را بدون هیچ ترحمی می کشند و حتی احترام خانه ی خدا را نیز حفظ نکردند و نمازگزاران و عزادارن مسجد امیرمومنان را شهید کردند. ولی آیا میدانید گناه آنها چه بود؟ تنها گناه آن کودکان و زنها ابراز غم و اندوه و عزاداری برای سرور خودشان و لعن کردن دشمن اهل بیت که مستحق آن است ، بود.
جواب:

آیا آیه (وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ) درباره على رضى الله عنه است؟

آیا آیه (وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ) درباره على رضى الله عنه است؟

 

کسی که قرآن را به شیوه علمای شیعه تفسیر کند، حداقل چیزی که میتوانیم  درباره اش بگوییم این است که او  دین را به  بازی گرفته و از عظمت الله بیخبر است و به قیامت ایمان ندارد شما این تفسیر شیعه را ببینید:

ملای شیعه میگوید:
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ﴿الصافات: ٢٤﴾ «آنها را نگهداريد كه بايد بازپرسى شوند». درباره سوال از ولایت علی است! و سنی نیز را قبول دارد ، زیرا ابو نعیم از شعبی و او از ابن عباس روایت کرده که گفت: در فرموده خداوند: وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ﴿الصافات: ٢٤﴾سوال از ولایت علی است،
 در کتاب «الفردوس» هم از قول ابو سعید خدری  از پیامبر همین طور روایت شده است. و چون از مردم درباره ولایت سؤال شود باید آن را برای علی بدانند، و از آنجا که ولایت برای سایر صحابه منظور نشده است پس او علی امام است.
پاسخ اهل سنت:
 

آیا آيه : « إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ » در باره حضرت علی است؟

آیا آيه : « إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ » در باره حضرت علی است؟

شیعه میگوید:  آيه : (إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ﴿الرعد: ٧﴾. «تو فقط بيم دهنده‏اى! و براى هر گروهى هدايت كننده‏اى است». درباره حضرت علی است یعنی رسول الله نذیر و علی هادی است ، جالب اینکه  بهایی ها  میگویند این آیه را درباره بهاء الله  است!
و این تعجبی ندارد، مذهب شیعه و مذهب بهایی هر دو از کیش های باطنی هستند  و برای آیات معنی دلبخواهی را  از بطن خود بیرون میکشند!!
شیعه میگوید:
سنی ها نیز سخن ما را میگویند، مثلا در کتاب «الفردوس» از ابن عباس روایت است که گفت: رسول خدا فرمود: هشدار دهنده من هستم، و هدایت‌گر علی است، ای علی هدایت‌شوندگان بوسیله تو هدایت می‌شوند. و چیزی شبیه همین را ابو نعیم هم روایت می‌کند، این حدیث به ولایت و امامت علی تصریح دارد.
پاسخ اهل سنت: 

آیا آیه «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّـهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »هم در باره حضرت علی است؟!!

آیا آیه «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّـهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ »هم در باره حضرت علی است؟!!


شیعه میگوید این مهم نیست که نام علی  رضی الله عنه در قرآن نست،  بلکه مهم این است که خیلی از آیات درباره شان ایشان نازل شده است!!  مثلا این آیه:«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللَّـهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» ﴿الأنفال: ٦٤﴾
«اى پيامبر! خداوند براى حمايت تو و مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند، كافى است».
شیعه میگوید: علاوه بر ما سنی ها نیز همین نظر ما را دارند، مثلا ابونعیم روایت کرده که این  آیه درباره علی نازل شده است، و این فضیلتی است که از میان اصحاب فقط برای علی احراز شده، پس او امام بر حق است.

پاسخ اهل سنت:
 

آیا منظوز از صدیق، در آیه « وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ»، حضرت علی است؟

آیا منظوز از صدیق، در آیه « وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ»، حضرت علی است؟


شیعه همچنان ادعاهای پوچ در پوچ خود را تکرار میکند  و پی در پی آیاتی از قرآن کریم را در حق کسی میداند که قرآن حتی یکبار نه با نام، نه با نشان، نه با ضمیر اشاره، از او یادی نکرده است. شیعه آیه (وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ ) (الزمر: 33).
«اما كسى كه سخن راست بیاورد و كسى كه آن را تصدیق كند، ». را هم در حق علی  رضی الله عنه میداند.
و میگوید: سنی هم هم عقیده شیعه هاست و ابونعیم از مجاهد روایت می‌کند که مراد از: «آن کس که راستی آورد» محمد و منظور از «آن را باور نمود» علی بن ابی طالب است. شافعی فقیه هم از زبان مجاهد آورده است که در فرموده: ﴿ وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ  ﴾: محمد راستی را آورد و علی آن را تصدیق کرد. و این فضیلتی است که مختص علی است، پس او امام بر حق است.

پاسخ اهل سنت:

آیا حضرت علی سکوت کرد تا دین از بین نرود؟

آیا حضرت علی سکوت کرد تا دین از بین نرود؟

شیعه میگوید: از ابن مغازلی و خوارزمی نقل کرده اند که پیامبر به علی گفت: امت از تو کینه ها در دل دارد و بعد از من با تو خدعه نمایند و آنچه در دل دارند ظاهر سازند. من ترا امر می نمایم به صبر و تحمل تا خداوند تو را اجرا و عوض خیر عطا نماید. وقتی که فاطمۀ مظلومه، مأیوسانه  از نزد ابوبکر به خانه برگشت در حالی که حقش را برده بودند، ...
امير المومنين را ملامت كرد که چرا در خانه نشسته ای و حرکتی نمیکنی ابوبکر حق مرا خورده وووووو
مولانا علی تمام کلمات و خطابه اش را گوش داد تا فاطمه (سلام الله علیها) ساکت شد. آنگاه با مختصر جوابی بی بی را قانع نمود؛ از جمله فرمود: فاطمه ـ من در امر دین و احقاق حق تا آن جا که ممکن بود، کوتاهی نکردم. آیا مایل هستی که این دین مبین باقی و پایدار بماند و نام پدرت تا ابد در مساجد و مأذنه ها برده شود ؟ گفت منتهای آمال و آرزویم، همین است.
 فرمود: پس در این صورت باید صبر کنی؛ زیرا پدرت ،خاتم الانبیاء، به من وصیتها نمود و من می دانم که باید صبر نمایم والا قدرت دارم که دشمنان را خوار نمایم و حقت را بگیرم، اما بدان که آن وقت دین از بین می رود. پس از برای خدا و حفظ دین خدا صبر کن؛ زیرا ثواب آخرت برای تو بهتر است از حق غصب شده.
اگر علی برای گرفتن حقش دست به شمشیر می برد، دین از بین می رفت !

جواب  اهل سنت: 

آیا این سخن که اگر علی نمیبود عمر هلاک میشد ، حقیقت دارد؟

آیا این سخن که اگر علی نمیبود عمر هلاک میشد ، حقیقت دارد؟

شبهه شیعه: در بیش از 70 کتاب سنی ها آمده که عمر گفت: اگر علی نمیبود من هلاک میشدم
و این دلیل است بر برتری علی بر عمر, و دلیل است بر مردانگی علی که دشمن خود را از لطف و راهنمایی خود محروم نکرد و دلیل است و دليل است و دليل است .....
پاسخ اهل سنت: 

آیا الصلاة خير من النوم را حضرت عمر در اذان وارد کرد؟

آیا الصلاة خير من النوم را حضرت عمر در اذان وارد کرد؟

یکی از صفات خیلی بد یهود در قرآن این است که آن قوم  متون را تحریف میکنند . قران در باره آنها میفرماید: (مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ) «النساء/46» «بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند»؛ 
(فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیةً یحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ)«المائدة/13»«ولی بخاطر پیمان‌شکنی، آنها را از رحمت خویش دور ساختیم؛ و دلهای آنان را سخت و سنگین نمودیم؛ سخنان  را از موردش تحریف می‌کنند»؛  (وَمِنَ الَّذِینَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یأْتُوكَ یحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ) «المائدة/41» «گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می‌دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند؛ آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‌اند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می‌کنند،»
بعد از این آیات بیایید ایراد شیعه را بیایید ببینید که علمای شیعه را که دقیقا مثل یهود  عمل میکنند!!
شیعه میگوید:
آيا صحيح است كه «الصلاة خير من النوم» از بدعتهاى حضرت خليفه ثانى بوده و در زمان پيامبر اكرم اين جمله در اذان وجود نداشته؟ چنانچه ابن حزم ظاهرى، و امام مالك و قرطبى تصريح دارند.
1 ـ امام مالك مى گويد: «اِن المؤذن جاء الى عمربن الخطاب يؤذنه لصلاة الصبح فوجده نائماً فقال: الصلاة خير من النوم فأمره أن يجعلها في نداء الصبح». الموطّا 1: 72.
هنگاميكه مؤذن نزد عمر آمد تا فرا رسيدن وقت نماز صبح را به او اعلام كند عمر را ديد كه به خواب فرو رفته فرياد برآورد: «الصلاة خير من النوم»، پس عمر به او دستور داد تا از اين پس اين عبارت را در اذان صبح قرار دهند.

2 ـ ابن حزم مى گويد: «الصلاة خير من النوم، ولا نقول بهذا ايضا لأنه لم يأت عن رسول اللّه ـ صلى الله عليه و سلّم ـ ».[ المحلى 3: 161 [
شما كه بر شيعه اشكال  وارد مى كنيد كه چرا مى گويند «اشهد ان علياً ولى الله»، آيا اين اشكال بر خود شما وارد نيست؟!

پاسخ اهل سنت: 

آیا اهل سنت میگوید که حضرت عمر معجزه میکرد؟!

آیا اهل سنت میگوید که حضرت عمر معجزه میکرد؟!

ادعای شیعه: سنی ها میگویند عمر بن خطاب از مدينة رسول، حركت نيروهاى مسلمانان از شهر نهاوند را مى ديد و با فرمانده آنان به نام ساريه سخن مى گفت!! او دستور صادر نمود و آنان نيز شنيدند و دستورات او را اجرا كردند و پيروز شدند! ابن عساكر 47، البداية و النهاية 7: 135 ـ
مگر مى توان با چشم غير مسلح از شهر مدينه، نقطه اى را كه چهار هزار كيلومتر فاصله دارد، خوديد؟! آيا داستان «سارية الجبل» از ديد عقل و عقلاء ساخته و پرداخته بعضى جاهلان اهل سنّت نيست؟ عسقلانى درباره بسيارى از فضائل ادعایی برای ابوبکر و عمر بر این باور است که اینها دروغ است.ـ [53] . لسان الميزان1: 106
شما ای سنی ها، درباره حضرت عمر غلو مى كنيد و مقام او را از يك پيامبر بالاتر مى بريد آيا چنين مقامى را براى پيامبران صحيح مى دانيد؟
پاسخ اهل سنت:

آیا حضرت عمر با دختر حضرت علی عروسی کرده بود؟

آیا حضرت عمر با دختر حضرت علی عروسی کرده بود؟


وقتی كه هنوز شیعه بودم ،یكبار كتاب اصول كافی ( مهم ترین كتاب شیعه) را مطالعه کردم، در فصلی از این کتاب، به احادیثی رسیدم که از عروسی حضرت عمر و دختر حضرت علی سخن میگفت. هنوز هم بعد از گذشت سالهای دراز ،یک حدیث از آن کتاب را به خاطر دارم :
پرسنده ای از امام صادق پرسید آیا عروسی ام کلثوم با عمر راست است؟ امام جواب داد بله این فرجی ( آلت تناسلیی!!! )بود از ما غصب شده ( یا دزدیده شده است ) اما شیعه امروزی حرف عجیبی میزند، میگوید داستان این عروسی دروغ است.
میدانیم که شیعه همه اصول کافی را قبول ندارد، ولی شیعه در همان حال مبهم صحبت میکند، یعنی اگر این روایت را قبول ندارد ،پس چرا سخن راویان این روایت را در موضوعات دیگر قبول دارد؟!!
پس چرا هرگز حاضر نشده اصول کافی تصحیح شده خود را بما نشان دهد تا بدانیم که باید به کدام حدیث آنها استناد کنیم وبه کدام نکنیم ....؟!!
اما آنها هرگز حاضر به صراحت گویی و شفاف سازی نیستند و این خود عیب پاک نشدنی در مذهب شیعه است.
بعد از این مقدمه بیایید ببینیم شیعه به چه دلایلی این حقیقت تاریخی ( عروسی دختر علی با عمر رضی الله عنهما) فرار میکند ؟

جواب شیعه:
جریان ازدواج عمربن الخطاب با ام كلثوم دختر حضرت على از اكاذیب و اساطیر است. چون اولا: در هیچ یك از صحاح ستة تفصیل جریان نیامده است.
پاسخ اهل سنت:

آیا روابط عمر و ابوبکر رضی الله عنهما با یکدیگر حسنه نبود؟

آیا روابط عمر و ابوبکر رضی الله عنهما با یکدیگر حسنه نبود؟

از کشفیات جدید شیعه ها، یکی هم این است که میگویند: «حضرت ابوبکر و حضرت عمر بایکدیگر خوب نبودند! »
ما میگوییم اگر این ادعای خود را قبول دارید، پس نگویید که آنها برضد علی دست به یکی کرده و کودتا و توطئه نمودند. یا رومی روم باشید یا زنگی زنگ!
اما حالا قبل از پاسخگویی به شبهه آنها، اول متن شبهه را بخوانیم:
شبهه شیعه:
عمر و ابوبكربا هم روابط حسنه اى نداشتند و يك بار در محضر پيامبر با هم درگير شده و با صداى بلند با هم برخورد كردند و سپس آيه
(لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ) (حجرات: آيه 2) در نكوهش آنان نازل گرديد؟! بخارى
ج 3: 190

پاسخ اهل سنت:

یا حضرت ابوبکر قصد ترور حضرت علی را داشت؟

یا حضرت ابوبکر قصد ترور حضرت علی را داشت؟

شیعه مدعی است، حضرت ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند حضرت علی را بخاطر افشاگری بکشند،و برای این منظور، ابوبکر به خالد بن ولید گفت، همینکه نماز صبح تمام شد، سر صف، علی را بکش، باقی ماجرا را از زبان شیعه بشنوید:
شیعه میگوید:
ابوبكر، توطئه ترور حضرت على را طراحى كرد و اين مأموريت را به خالدبن وليد واگذار نمود. ولى از اجراى آن و لو رفتن نقشه و عواقب آن ترسيد و آن را در نماز لغو كرد. چنانچه سمعانى از زبان رواجنی میگوید که او در کوفه، از عمر بن ابراهیم الحسینی درباره این سخن ابوبکر پرسید که در نماز گفته بود:«یا خالد کاری را که به تو گفته بودم نکن »
حسینی جواب داد:
ابوبکر تصمیم به قتل علی داشت و خالد را مامور این کار کرده بود اما در نماز منصرف شد. بنابراین، آيا باز هم مى توان ادعا كرد كه روابط آن دو حسنه بوده و به يكديگر احترام مى گذاشتند؟الأَنساب 3: 95.
پاسخ اهل سنت:

نخستین مسلمان چه کسی بود? ابوبکر یا علی؟ رضی الله عنهما

نخستین مسلمان چه کسی بود? ابوبکر یا علی؟ رضی الله عنهما

خوانندگان این سایت تقریبا دریافته اند که یکی از ترفند های شیعه این است که در کتاب های تاریخ میگردد، تا جمله ای را باب دل خود بیابد، و ما میدانیم که کتاب های تاریخی پیرامون یک موضوع روایات مختلف را نقل نموده اند، پس شیعه براحتی میتواند مطلوب خود را در لابلای کتابها بیابد:
شیعه میگوید:در صحیحه محمّد بن سعد ین ابی وقّاص كه طبرى آن را در «تاریخ»(خود با سند صحیح و راویان ثقه نقل مى كند، آمده است كه ابن سعد مى گوید : از پدرم پرسیدم: آیا ابوبكر اوّلین مسلمان بود؟ گفت: نه; براى اینكه پیش از او بیش از پنجاه نفر اسلام آورده بودند، لكن اسلام او برتر از ما بود .تاریخ الاُمم والملوك 2 : 215[ 2/316] .پس چرا اهل سنت اينقدر واقعيات را وارونه ميكنند؟ و دائماً چنين مى گويند كه اولين مردى كه اسلام آورد ابوبكر بود؟ منظور از اين جعليات و دروغ پردازيها تراشيدن فضائل بيشترى براى خليفه اول است يا انكار فضائل حضرت على؟!
پاسخ اهل سنت:

آیا کار علی در «لیلة المبیت» بزرگتر از همراهی ابوبکر در غار با پیامبر بود؟

آیا کار علی در «لیلة المبیت» بزرگتر از همراهی ابوبکر در غار با پیامبر بود؟


سوال یکی از دوستان: آیا واقعیت دارد که حضرت علی شبانه به جای پیامبر در بستر خوابیده بود؟اگر درست است آیا این کار از کار حضرت ابوبکر که همراه و یار غار پیامبر بود بزرگتر نیست؟
بهتر است قبل از بررسی این سوال بدانیم که خوابیدن حضرت علی در رختخواب پیامبر برای وی چه فضایلی را به همراه دارد و آیا فضیلتی هست یا خیر؟ما میگوییم: شکی نیست که این شب فضیلتی برای حضرت علی محسوب میشود البته نه تنها آن شب بلکه تمامی روزها و شبهای عمری که حضرت علی در اسلام گذرانده اند فضیلتی برای ایشان محسوب میشود. ولی با این وجود حاضر نیستیم در این مورد احساساتی رفتار کنیم و هر طور که بود این ماجرا را بزرگ و بلکه از حد خود بزرگتر کنیم، چنانکه روحانی شیعه میگوید:
شب لیلة المبیت شبی است که چون ستاره ای در کهکشان افتخارات امیر مومنان می درخشد و نشانگر فداکاری و از خودگذشتگی آن حضرت است که قرآن مجید براى اینكه این فداكارى بى نظیر در تمام قرون واعصار جاودان بماند، در طى آیه‏اى جانبازى حضرت على علیه السلام را مى‏ستاید واو را از كسانى مى‏داند كه جان به كف در راه كسب رضاى خدا مى‏شتابند:
(وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ) . (بقره:207) برخى از مردم كسانى هستند كه جان خود را براى تحصیل رضاى خداوند از دست مى‏دهند; وخداوند به بندگان خود رؤوف ومهربان است.
جواب:

آیا حضرت عمر، ابوهريره رضی الله عنه را دشمن خداوند نامید؟

آیا حضرت عمر، ابوهريره رضی الله عنه را دشمن خداوند نامید؟



شیعه ها از بین یاران پیامبر، بابرخی از آنها بیشتر از بقیه متنفرند!
مثلا کینه عجیبی به حضرت عمر رضی الله عنه دارند، تا آنجا که در سالروز وفات ایشان جشن عمر کشان را بپا میکنند و برای قاتلش؛ که یک سجده هم در عمرش نکرده بود؛ زیارتگاه درست کرده اند، چنین کینه کوری به این خاطر است که در زمان حکمرانی حضرت عمر رضی الله عنه ، جهانی شدن دین اسلام با شکست دو ابرقدرت آنزمان تثبیت شد و زحمات رسول الله صلی الله علیه وسلم ثمر داد.
یا با حضرت خالد رضی الله عنه هم خیلی بدند!! شاید به این خاطر که ایشان شمشیری برنده و بازوی توانمند اسلام بودند.
وقتی که دشمن بزرگ اسلام؛ یعنی شاه اسماعیل صفوی؛بر بغداد دست یافت، دستور داد تمام افرادی که از نسل خالد بن ولید رضی الله عنه بودند را یعنی کسانی که بین آنها و بین خالد (نهصد سال) سال فاصله بود را جمع کنند و همه را به جرم اینکه از خاندان او هستند ،کشت!!
این کینه به خالد رضی الله عنه بی دلیل نیست، خالد نیز در پیشرفت اسلام، نقشی استثنایی داشت. او رومیان راشکست ها داد، این تنفر به آن سبب بود.
و شاه اسماعیل صفویی از طرف مادری یک رومی زاده بود!!