‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-ردشبهات پیامبرصلی الله علیه وسلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-ردشبهات پیامبرصلی الله علیه وسلم. نمایش همه پست‌ها

آیا رسول خدا آیاتى از قرآن كریم را فراموش مى‌كرد؟


نویسنده: 
محمد باقرسجودى
سؤال كننده: عسگرنژاد -- در كتاب بخارى روایتى را دیدیم كه رسول خدا صلى الله علیه وآله روزى وارد مسجد شدند و شنیدند كه شخصى آیاتى از قرآن را مى‌خواند، آن حضرت فرمود: خدا او را رحمت كند، آیاتى را خواند كه من آن‌ها را فراموش كرده بودم؟ آیا این قضیه واقعیت دارد؟ آیا با عصمت آن حضرت در تضاد نیست؟
شیعه در جواب گفته:
یكى از اهانت‌های بخاری و مسلم به ساحت پیامبر،‌ تهمت فراموش كردن آیات قرآن است. فراموش كار بودن پیامبر، اعتماد مردم را نسبت به او سلب خواهد كرد و این مسأله با غرض و هدفى كه خداوند از ارسال پیامبران داشته، در تضاد است؛ چرا كه اگر آن مرد آیات فراموش شده را نمى‌خواند، شاید هیچ وقت به یاد پیامبر نمى‌آمد و از قرآن حذف مى‌شد. از كجا معلوم كه آیات دیگرى را فراموش نكرده باشد و ما از وجود آیات بى‌بهره نشده باشیم؟ تردیدى نیست كه هدف از انتشار این مطالب، زیر سؤال بردن حافظه خاتم پیامبران و اثبات این مطلب است كه آن حضرت حتى در امور مربوط به تبلیغ دین و حفظ قرآن كریم نیز دچار خطا و لغزش مى‌شده و حتى از معجزه جاویدان خود نیز نمى‌توانسته حفاظت نماید. این هدف از سوى دشمنان اسلام و به ویژه یهودیان تازه مسلمان به منظور زیر سؤال بردن مشروعیت دین مبین اسلام و حجیت قرآن، دنبال مى‌شده و انتشار یافته است؛ اما متأسفانه همین مطالب در صحیح‌ترین كتاب‌هاى اهل سنت به صورت گسترده نقل شده است.

پاسخ اهل سنت:
ای دوستان شیعه ما
اگر اهل سنت در طول تاریخ قصد بی ابرو کردن رسول الله را میداشتند پس چه کسی از دین اسلام دفاع کرد؟ ما یا علمای شما؟!!!!
اسلام و اهل سنت لازم و ملزومند اگر  موضوع جمع قرآن بود سنی ها جمعش کردند.
اگر جنگ با مرتدین بود سنی ها طرف جنگ کردند.
اگر جنگ با مشرکین بود طرف آنها سنی ها بودند.
اگر فتح جهان بود طرف  مقابل کفار، سنی ها  به رهبری عمر و عثمان بودند.
اگر وزیر و کیل و سفیر بود سر و کار دنیا،  با سنی ها  بود.
اگر کتب علمی است همه را سنی ها نوشتند. شیعه کجا بود و هست؟
اگر حمله  چنگیز و مغول به بلاد اسلام بود  جلودارشان  سنی ها بودند .
طرف مقابل جنگ 200 ساله با صلیبی ها کیا بودند؟ شما یا ما؟


قسطنطیه و بیت المقدس را کی فتح کرد؟
بعد از فتح قسطنطیه کی از پشت سر به سنی ها خنجر زد تا کار اروپا یکسره نشود؟
اگر جنگ اسلام با روس و انگلیس و آمریکا بود باز هم همیشه طرف اسلامیش، سنی ها بودند.
خب حالا شما ای دوستان شیعه این وسط چه کارنامه ای دارید که ما را متهم میکنید؟ و چرا مدعی هستید که ما اهل سنت میخواهیم رسول الله را بدنام کنیم ؟ شما  آخر به چه حقی دایه مهربانتر از مادر میشوید؟ ایا شما به اسلام چه خدمتی کردید؟  آیا کارنامه تاریخی شما جز این است که از پشت خنجر میزدید؟  (مثلا وقتی عثمانی ها داشتند اروپا را فتح میکردند از پشت سر به آنها خنجر زدید؟ )


دوما: فراموشی در مورد پیامبران از قرآن به اثبات رسیده؛ آیا این به معنی است که الله هم قصد تخریب شخصیت پیامبران خود را داشته است؟؟!
اینهم آیاتی در این رابطه:
«وَإِذَا رَأَیتَ الَّذِینَ یخُوضُونَ فِی آیاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیرِهِ وَإِمَّا ینْسِینَّكَ الشَّیطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»!«الأنعام/68»
هرگاه کسانی را دیدی که آیات ما را استهزا می‌کنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یادآمدن با این جمعیت ستمگر منشین
(وَاذْكُرْ رَبَّكَ إِذَا نَسِیتَ) «الکهف/24»
و هرگاه فراموش کردی، و پروردگارت را به خاطر بیاور؛
(فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَینِهِمَا نَسِیا حُوتَهُمَا) «الکهف/61»
هنگامی که  موسی و رفیقش به محل تلاقی آن دو دریا رسیدند، ماهی خود را فراموش کردند؛
(قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِی بِمَا نَسِیتُ وَلَا تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْرًا)
(موسی) گفت:«مرا بخاطر این فراموشکاریم مؤاخذه مکن و از این کارم بر من سخت مگیر!»
(وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا) !«طه/115» پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم.


با وجود اینهمه آیات  آشکار باز شیعه  حرف خودش را میزند....
البته خواننده باید ریشه یابی کند  تا دریابد چرا علمای شیعه دست از لجاجت برنمیدارند! قضیه این است که اگر آنها حضرت محمد صلی الله علیه و سلم را اله ندانند آنوقت مجبورند که علی را هم اله ندانند، آنوقت در قبر پرستیشان  خلل وارد میشود!!
و خلل در رسم  قبر پرستی و  خلل در عقیده  امداد از مرده خواستن،خط قرمز شیطان است و هرگز اجازه نمیدهد پیروانش آن عقیده رها کنند پس میبینی عالم شیعی را که به آیه قرآن بی اعتناست تا شیطان را راضی کند!

سوما: نسبت (گاهآ) فراموشی به رسول الله، اهانت و نقص نیست همانطور که اگر بگوییم ایشان پر نداشته این نقص  و توهین نیست.
ما میگوییم (خوب گوش کنید) ما میگوییم و ایمان داریم  دین محفوظ است و رسول الله در ابلاغ رسالت  معصوم بوده اند و حق رسالت را ادا کردند . و قرآن را الله حفظ کرده و میکند و خواهد کرد. و احادیث صحیح رسول نیز بما رسیده است و هیچ حدیث صحیحی حرف خود رسول الله نیست بلکه تایید الهی همراهش بوده است.
اما شیعه راضی نمیشود مگر اینکه بگوییم پیامبر، اله است شیعه میخواهد؛ بعد از فرار ما از شرک و جاهلیت؛ باز ما را از طرف دیگر بام دنیا به چاه جهنم بفرستد. کلا!  هرگز قبول نمیکنیم.
ای خواننده! آیا باور میکنی سنی به پیامبر توهین کند؟ مایی که به (وحشی)؛ قاتل شید الشهداء حمزه؛ فقط به این خاطر که صحابی شد و چشمش رسول الله را با ایمان دید، (حضرت وحشی) میگوییم، ما با چنین رقت قلب و با چنین مهری به سید و آقای  ما،  آیا ممکن است که  به پیامبر الله توهین کنیم؟ هرگز < اما غلو در مقام رسول الله، توهین  است و غلو در دین ما نیست! اما  تار وپود مذهب شیعه با غلو بافته شده است!

و انا لله و انا الیه راجعون

islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010

چرا خداوند پیامبر اکرم را فرستاد؟


نویسنده: 
صادق السیهاتی / روشنفکر شیعه
گروهی از عراقیها نزد امام زین العابدین آمده، در انتقاد ابوبکر و عمر و عثمان سخنها گفتند. چون حرفهایشان به پایان رسید، امام زین العابدین به آنها گفت:آیا می‌توانید به من بگوئید آیا شما از مهاجران اولینی هستید که خداوند در باره‌شان فرموده:" لِلْفُقَرَاءِ الْمُهَاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّـهِ وَرِضْوَانًا وَيَنصُرُونَ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ "﴿الحشر/٨﴾ {[بخشی از غنایم] برای فقیران مهاجری است که از دیار و اموالشان بیرون رانده شده اند، در حالی که فضل و خشنودی خدا را می جویند وخدا وپیامبرش را یاری می کنند، اینان همان راستگویانند}.گفتند: خیر.

ایشان فرمودند: پس حتما از انصاریانی هستید که خداوند در حقشان فرموده:" وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ۚ وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ" ﴿الحشر/٩﴾
{و [برای] کسانی [از انصار است] که پیش از مهاجران در سرای هجرت و ایمان [یعنی مدینه] جای گرفتند، [و] کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده اند دوست دارند، و در سینه های خود نیاز و چشم داشتی به آنچه به مهاجران داده شده است نمی یابند، و آنان را بر خود ترجیح می دهند، گرچه خودشان را نیاز شدیدی [به مال و متاع] باشد. و کسانی را که از بخل و حرصشان بازداشته اند، اینان همان رستگارانند}؟
گفتند: خیر!


ایشان فرمودند: حال که خود اقرار دارید، از هیچ یک از دو گروهی که خداوند از آنها تعریف کرده نیستید، من شهادت می‌دهم که شما نمی‌توانید از کسانی باشید که خداوند در حقشان فرموده:" وَالَّذِينَ جَاءُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ "﴿الحشر/١٠﴾
{و نیز کسانی که بعد از آنان [انصار و مهاجرین] آمدند در حالی که می گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دل هایمان نسبت به مؤمنان، خیانت و کینه قرار مده. پروردگارا! یقیناً تو رؤوف و مهربانی}.

سپس عصبانی شده روی آنها داد کشیدند: از نزد من بیرون روید، خداوند شما را چنین و چنان کند"( نگا: کشف الغمة فی معرفة الأئمة از اردبیلی 2/291.).

اگر واقعا طوری که شما ادعا می‌کنید؛ ابوبکر منافق بود پس چرا سعی نکرد پیامبر را وقتی در راه هجرت تنها بودند، به قتل برساند؟!
چرا او را به مشرکان قریش لو نداد، و وقتی مشرکان در یک قدمی او بودند به آنها تسلیم نکرد؟!
خیلی عجیب است که آن منافقها ـ بنا به ادعای آخوندهای ما ـ حتی یک بار هم دست به شورش، و یا انقلاب، و یا ترور پیامبر نزدند! چرا کمی بخود نمی‌اندیشید؟! این چه ادعای پوچ و بی‌معنایی است؟! پیامبر اکرم بزرگترین شخصیتی که تاریخ بشریت به چشم دیده این چنین در دعوتش شکست می‌خورد؛ فورا پس از وفاتش همه دست پرورده‌هایش مرتد می‌شوند! و در حالیکه در بیشترین مراحل زندگیش مستضعفی بی‌خانمان بیش نبود یاران و همراهانش به او نفاق می‌ورزیدند! افرادی که به گرد پای او نمی‌رسند در دعوتشان بسیار موفقترند، و دهها پیرو جانفدا دارند، و چه بسا که جامعه و اطرافیانش آنها را دوست دارند، و پس از مرگشان راهشان را ادامه می‌دهند!


اگر کسی به شما بگوید: همه یاران و اطرافیان خمینی کافر و منافقند، آیا حاضری چنین حرفی را تحمل کنی؟!
آیا پیامبر اکرم که مسلح به وحی و همراهی و توفیق الهی است از اینکه در اطرافیانش کوچکترین اثری بگذارد، و یاران و شاگردانش را تربیت کند عاجز و ناتوان می‌ماند، در حالیکه صدها و هزارها شخصیت تاریخی که به مراتب از ایشان کمترند در رسیدن به اهدافشان موفق شده‌اند؟ آیا این اتهام بسیار نابجا، و اهانت بسیار ناروایی در حق مقام والای پیامبر اکرم نیست؟! چه اهانتی و دشنامی بدتر از این؟!
چطور به خود اجازه می‌دهید بگوئید: عائشه و حفصه؛ دو همسر عزیز و گرانقدر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم کافر بودند، و در دین اسلام مرد مسلمان حق ندارد با زنی کافر ازدواج کند؟! در دیانتهای پیشین جائز بود مردی با زنی کافر ازدواج کند و اسلام مهر "باطل شد" بر این قانون زد و گفت:"... وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ..."{... به عقد و پیوندهای زنان کافر پای بند نباشید...}. آنگاه شما بر ناموس پیامبر زبان درازی کرده، خود ایشان را به مخالفت با قرآن متهم می‌کنید؟!!..

اگر پیامبر اکرم معصوم بودند، و وحی الهی کارهای او را مد نظر داشت، چگونه امکان دارد دخترش را به عقد نکاح عثمان که به گفته شما کافر و منافق بود درآورد. بلکه از این بیشتر؛ چون دختر پیامبر، همسر اول عثمان وفات می‌کند، پیامبر دختر دیگرش را به عقد ایشان درمی‌آورند؟! آیا در تصور شما جایز است خانمی مسلمان به عقد ازدواج مردی کافر درآید؟! یا اینکه پیامبر خدا را متهم به چاپلوسی و منافقت در دین خدا می‌کنید؟!
شما همه این ادعاها و اتهامات ناروا را بر پیامبر خدا قبول دارید، و حاضر نیستید عار آن را بر خود تحمل کنید؟!
اگر کسی به شما بگوید: مردی که از ویژگیهای رهبری والایی برخوردار بود، و انسانی بسیار مؤمن و پارسا و نیکوکار بود، رهبری گروهی را بر عهده داشت که در آنها برخی مؤمن صادق و راستگو و برخی دیگر منافق و دو روی بودند، و از ویژگیهای این رهبر بود که خداوند به او منت نهاده قدرتی داده بود که می‌توانست منافقان را از صدایشان تشخیص دهد. با این وجود ؛ این رهبر صالحان و نیکوکاران و پارسایان را کنار می‌زد، و همه کارهای کلیدی و مناصب و مراکز مهم را به منافقان واگذار می‌کرد، و دخترانش را به عقد آنها درآورد و همسرانش را از بین آنها انتخاب نمود، و تا آخرین لحظه‌های زندگیش از آنها راضی و خشنود بود.. حال شما در مورد این تشخیص چه می‌گوئید؟!
خداوند متعال می‌فرمایند:" يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ جَاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنَافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ۚ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ "﴿التوبه/٧٣﴾
{ای پیامبر! با کافران و منافقان به جهاد برخیز و نسبت به آنان سخت گیری کن [و درشت خو باش]؛ و جایگاهشان دوزخ است؛ و دوزخ بد بازگشت گاهی است}.
آیا پیامبر دستور و فرمان پروردگارش در برخورد با منافقان را زیر پا نهاد؟!
ای مردم لحظه‌ای به خود آئید و بنگرید چه می‌گوئید؟!..


آيا در نظر اهل سنت رسول الله معصوم نیست؟!



ایراد شیعه: سنی ها به پیامبر توهین میكنند و مدعی هستند که از ایشان خطاهای زیادی سر زده است و میگویند که پیغمبر خدا معصوم نیست , و یا  میگویند نماز صبح رسول الله قضا میشد (صحیح بخاری کتاب وضو) یا اینکه ؛سنی ها میگویند که رسول الله بی جهت به مردم فحش میداد( صحیح مسلم باب من لعنه النبی) باز میگویند که رسول الله جلوی مردم برهنه راه میرفت.( بخاری کتاب صلاه) باز میگویند که پیامبر در نمازهایش شک میکرد ( بخاری کتاب صلاه) باز میگویند که رسول الله قرآن را فراموش میکرد ( صحیح بخاری کتاب شهادات ) حتی که سنی ها میگویند: پیامبر در حالت جنابت نماز خواند!!! (  صحیح بخاری کتاب غسل)
پاسخ اهل سنت :
اولا: «سُبْحَانَكَ هَـٰذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ» [خداوندا،] تو منزهى، اين بهتانى بزرگ است.
 دوما: ما درباره عصمت انبیاء در اینجا نوشته ایم:
http://islameonline.blogspot.com/2010/07/blog-post_8401.html


سوما: این شیعه است که  در همان حالی که رسول خدا را معصوم میداند در همان حال بدترین خطاها را به حضرت رسول نسبت میدهد و میگوید او با زنان منافق عروسی کرد و تا آخر عمر با آنها زندگی کرد  و حتی  بعد از وفاتش  نیز زنان منافق را رها نکرد و گفت تمام عمر برای من عده نگه دارید.
این شما هستید که  میگویید رسول خدا با بدترین مردمان وصلت کرد و  از بدترین خانواده ها دختر گرفت و با بدترین  افراد بشر دوستی کرد، پس شما به زبان و در ظاهر، رسول خدا را معصوم میدانید ولی در دل و  عملا، بدترین خطاها را به ایشان نسبت میدهید  و کارتان شبیه است به کار حسنی مبارک که در بین مصری ها کارش ضرب المثل است او در سخنرانیش میگفت انور سادات کبیر که خدایش رحمت کند مرد بزرگی بود ولی این خیانت را کرد و آن جنایت را کرد!!!
اما حالا برگردیم به احادیثی که اشاره کردید 


---در آن احادیثی که سخن از نسیان و فراموشی میکند هیچ توهینی به رسول الله نیست زیرا الله او را بشری مثل ما دانسته  و بشر گاهی دچار نسیان و فراموشی میشود و البته در نسیان  پیامبر، همیشه  یک حکمت هم بود مثلا وقتی که نماز 4 رکعتی را دو رکعت خواندند، همین باعث شد تا  به دنبال آن روش تکمیل کردن نماز و سجده سهو را به ما   آموزش دهند.
و بعد این قرآن است که جلوی ماست در سوره کهف موسی علیه السلام شرط  آن مرد صالح  را قبول میکند  که سخنی نگوید, و سوالی نپرسد اما سه بار عهد خود را فراموش میکند,  قرآن در این باره  میگوید
: 

(قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا) ﴿كهف/70﴾
«گفت اگر مرا پيروى مى‏كنى پس از چيزى سؤال مكن تا [خود] از آن با تو سخن آغاز كنم»

(فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا )﴿كهف/71﴾
« پس رهسپار گرديدند «تا وقتى كه سوار كشتى شدند [وى] آن را سوراخ كرد [موسى] گفت آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينانش را غرق كنى واقعا به كار ناروايى مبادرت ورزيدى»
   
(قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا) ﴿ كهف/72﴾
«گفت آيا نگفتم كه تو هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى»
        
(قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا) (كهف/72) .
«[موسى] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير»     


(فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا) ﴿ كهف/74﴾
«پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند [بنده ما] او را كشت [موسى به او ] گفت آيا شخص بى‏گناهى را بدون اينكه كسى را به قتل رسانده باشد كشتى واقعا كار ناپسندى مرتكب شدى»        

(قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا) ﴿ كهف/75﴾
«گفت آيا به تو نگفتم كه هرگز نمى‏توانى همپاى من صبر كنى»        

(قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا) ﴿ كهف/76﴾
«[موسى] گفت اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم ديگر با من همراهى مكن [و] از جانب من قطعا معذور خواهى بود»       

ملاحظه فرمودید؟ خود قرآن، صفت نسیان را با ذکر مثال به انبیاء الهی نسبت میدهد آیا قران قصد توهین به پیامبران را دارد ؟ یا این شما هستید که غلو و زیاده روی را مذهب خود قرار داده اید  پس فراموش کردن  لحظه ای آیه قران یا رکعات نماز یا حتی اینکه وضو دارد یا نه، غسل کرده یا نه،  مهمتر از نسیان موسی علیه السلام نیست، که با وجودیکه سه بار عهد و پیمان بسته در فاصله زمانی نزدیک، هر سه بار عهد خود را فراموش نمود و  پس این گناه نیست و این توهین نیست و الحمد لله

البته در اينجا هم عالم شيعه قضيه را شور كرده  مثلا گفته که  (سنی عقیده دارد رسول الله نماز صبح شان قضا میشد)
و این دروغ است! این عقیده ما نیست، و هرگز سنی فعل استمراری را به کار نبرده بلکه گفته یکبار قضا شد و تازه علتش هم جهاد با دشمن بوده و رسول الله  و یاران خسته اش قبل از خواب  کسی را مامور  کرده بودند که نخوابد و آنها را برای نماز صبح بیدار کند و شخص مذکور (حضرت بلال ) خوابش برد  که تفصیلش در کتابها است، پس گناهی متوجه رسول خدا نبود و تازه در این حکمتی بود تا امت روش خواندن نماز قضا شده  را عملا بیاموزند  اما شیعه با دست بردن به متون هرچیز را عوض میکند و دروغ های میگوید که نشانه بی تقوایی اوست. 

اما از همه عجيب تر تهمتي است كه به اهل سنت زدند و مدعی شدند که سنی ها میگویند پیامبر لخت و عریان قدم میزد و جالب است که حواله میدهد به فصلی از بخاری که تحت این نام است (ممنوع بودن لخت شدن در نماز و جاهای دیگر!!)
 و این حدیث را از آن باب بیرون کشیدند:

 روى البخاري و مسلم أن جابر بن عبد الله حدّث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم أنه كان ينقل مع قريش الحجارة للكعبة وعليه إزاره ، فقال له العباس عمه : يا ابن أخي ، لو حللت إزارك فجعلت على منكبيك دون الحجارة ، قال : فحله فجعله على منكبيه ، فسقط مغشيا عليه ، فما رؤي بعد ذلك عريانا صلى الله عليه وسلم .
 بخاري و مسلم از جابر بن عبدالله  روایت کرده که رسول الله با قریش داشت سنگ حمل میکرد  برای ساختن کعبه و شلوار پوشیده بود و عمویش عباس به او گفت ای  برادر زاده  ا شلوارت  در آر و بر دوشت بگذاری تا سنگینی و   تاثير سنگ بر دوش و کتفت کم شود و چنین کرد، و افتاد و بیهوش شد و بعد از این هرگز رسول الله عریان ديده نشد.
شیعه از فقه حدیث چیزی نمینویسد و حدیث های مشابه در این مورد را نیز نمیبیند

این واقعه مال وقتی است که هنوز اسلام ظهور نکرده و رسول الله نزدیک سن بلوغ بود  امام احمد واقعه را با وضوح بيشتري بيان ميکند:
الإمام أحمد بسند قوي عن أبي الطفيل رضي الله عنه : " فبينا النبي صلى الله عليه وسلم يحمل حجارة من أجياد وعليه نمرة ، فضاقت عليه النمرة ، فذهب يضع النمرة على عاتقه فيُرى عورته من صغر النمرة ، فنودي : يا محمد خمّر عورتك ، فلم يري عريانا بعد ذلك.
و اصل واقعه به اين صورت است كه قريش دو نفر دو نفر میرفتند از کوه اجیاد سنگ میاوردند تا کعبه را بسازند، و همراه عباس برادر زاده اش محمد بود و رسول الله نوعی شلوار پشمی داشتند که خواستند با گذاشتن آن بر دوش بین گوشت شانه و سنگ حائلی قرار دهند تا حمل  سنگ آسان باشد ولی از کوچکی شلوار عورتش نمایان شد ( نه اینکه کسی دید و فقط دو نفر بودند) و ندایی شنید که عورت خود را بپوشان.
وفي رواية البزار و الطبري بسند حسن لغيره عن العباس بن عبد المطلب رضي الله عنه قال : لما بنت قريش الكعبة ، انفردت رجلين رجلين ينقلون الحجارة ، فكنت أنا وابن أخي ، فجعلنا نأخذ أزرنا فنضعها على مناكبنا ونجعل عليها الحجارة ، فإذا دنونا من الناس لبسنا أزرنا ، فبينما هو أمامي إذ صُرع ، فسعيت وهو شاخص ببصره إلى السماء قال فقلت لابن أخي : ما شأنك ؟ ، قال : ( نُهيت أن أمشي عريانا ) ، قال : فكتمته حتى أظهر الله نبوته .
و در حدیث دیگر آمده که عباس عموی پیامبر میگوید که ما با این تدبیر را بکار میبردیم تا تاثیر سنگینی سنگ  به هنگام حملش کم شود ولی به قوم که نزدیک میشدیم لباس خود را درست میپوشیدیم  که ناگهان  محمد به زمین افتاد و بیهوش شد  عباس گفت به او نزدیک شدم  و گفتم ای برادر زاده چه شده که مدهوشی و به آسمان نگاه میکنی؟  گفت امر شدم که عریان نباشم  و عباس ميگوید تا آنوقت که رسول الله مبعوث نشده بود، با کسی از این واقعه سخن نگفتم. 


پس تامل در احادیث فوق و احادیث مربوطه دیگر به ما میفهماند که که آن دو دور از چشم مردم شلوار خود را بر دوش خود انداختند تا تیزی سنگ دوش آنها را نخراشد  و عورت عباس معلوم نمیشد  زیرا درازی شلوار از دوش تا عورت میرسید و وقتی نزدیک مردم میشدند برای اطمینان بیشتر شلوار خود را درست میپوشیدند
اما شلوار رسول الله کوتاه بود لذا ندا آمد که خود را بپوشان و این خود بهترین دلیل است که اهل سنت عقیده دارند که رسول الله قبل از بعثت نیز تحت الطاف خاص الهی بوده تا از زشتی ها بدور باشد  اما به هرحال ایشان در میان قومی بودند که عادتهای داشتند و این حدیث اصلا دلیل است بر اینکه رسول الله از کودکی  دارای مکارم اخلاقی بودند و شیعه بما تهمت میزند  و سخن را از مجرایش منحرف میکند و چیزی را بما نسبت میدهد که عقیده ما نیست.

یک نکته لازم در این باره:

ممکن است قومی خود را متمدن بداند و اما کارهای انجام دهد که برای خودش عادیست و برای دیگران عجیب  و باور نکردنی
مثلا فرهنگ لخت بودن در غرب این روزها برای یک انسان  مسلمانی که  ناگهان  و بدون سابقه ذهنی به این تمدن داخل شود  باور نکردنیست حتی که نمیتواند چشم خود را تصدیق کند  و گمان میکند که شاید دارد خواب میبیند
این فرق حتی بین شیعه و سنی هم هست، وقتی که من  تازه سنی شده بودم در خانه یکی از دوستان جدیدم  شلوارم را در آوردم تا پیژامه بپوشم   او اینطور روی خود را برگرداند که من به شک افتادم که نکند زیر شلواری من پاره است!! ولی عیبی در خود ندیدم و علت این حرکت عجیبش را پرسیدم!
گفت در نزد اهل سنت از بالای زانو تا ناف عورت است و این تنبان تو همه عورت ترا نمیپوشاند و بالای زانوی تو معلوم است و این چیز تازه ای بود که میشنیدم در مذهب شیعه   اینطور نبود.
این واقعه را از یاد برده بودم تا امسال که در سایت زندیقان دیدم که دارند  این حدیث را مسخره میکنند که  چرا سنی ها  از بالای زانو را عورت حساب میکنند!!!
منظورم از این مثال این است که  اقوام مختلف در  پوشاک با هم فرق های اساسی دارند، در ززمان جاهلیت وقت حج  بعضی ها عریان حج میکردند و این را ثواب میدیدند و یا ساختن کعبه را بالاترین کار میدانستند ودر مقابل ثواب آن کار نمایان شدن عورت برایشان دشوار نبود
اما دیدیم که رسول الله از اول تحت مراقبت فرشته بودند تا حدالمقدور از عادات بد قوم خود بدور باشند.
و در آخر این تهمت را پاسخ میدهیم که میگویند سنی ها معتقدند رسول الله بی دلیل مردم را دشنام میدادند این یک دروغ زشت است و شیعه از دروغ گویی خسته نمیشود، اصل  حدیث این است:
«اللهم إني أتخذ عندك عهدا لن تخلفنيه فإنما أنا بشر فأي المؤمنين آذيته شتمته لعنته جلدته فاجعلها له صلاة وزكاة وقربة تقربه بها إليك يوم القيامة»
رسول الله فرمود : بار الها من از تو در خواستی دارم  حتمأ بپذیر   و آن اینکه من بشرم پس اگر حکم بشر بودن خطا کردم و مومنی را فحش دادم یا لعنت کردم یا اذیت کردم یا زدم پس  در عوض این آزار ، به او اجر نماز و زکات و تقرب به خودت را در روز قیامت بده
ملاحظه کردید معلم بشریت  میگوید من بشرم اما در صدد چاره جویی است و پیشاپیش خطای خود را جبران میکند و بدی را پیشاپیش تبدیل به  خوبی میکند  و این نشانه عظمت است و    این است عقیده اهل سنت درباره آخرین پیامبر الله
و الحمدلله رب العالمین

                                                            محمد باقر سجودی


    دفــــــــــــــــــاع از حـــــــــــــــــــدیث: «طاف علـــــــــــــــی نســــــــــــــائه»



    نویسنده: 
    محمد باقر سجــــودی
    در کتب حدیث ما حدیثی صحیح هست که درک آن در روزگار ما برای  بعضی  از مردمان مشکل است! حدیث این است: «عن أنس أن رسول الله صلى الله عليه و سلم طاف ذات يوم على نسائه في غسل واحد» حضرت انس روایت میکند که رسول الله روزی  به همه همه زنهای خود سر زد  (و مفهوم  عام  این است که با همه همبستر شد) و بعد فقط یک غسل نمود.

    به این حدیث ایرادهای میگیرند:
    از جمله اینکه انس از کجا  این را دانست؟ ( همبستری را )
    دوم اینکه آیا رسول الله نماز شب میخواند یا دنبال افراط در همبستری بود؟
    سوم این کار  نشانه شهوت است  و شهوت پرستی  دون شان مقام پیامبر و تهمت به ایشان است.
    پاسخ اهل سنت
    اولا:  در  جواب به این ایراد  که انس رضی الله عنه از کجا دانست؛ میگویم که گفته حضرت انس،  سخن سربسته است  او  خادم رسول الله صلی الله علیه وسلم بود و خادم از اوضاع خانه بی خبر نیست.
    انس نگفت که  حتما نزدیکی با همه  صورت گرفته  گفت به همه زنانش سر زد البته  این برداشت که با همه همسرانش همبستری کرد میتواند درست باشد، و شايد از علایم دانست، مثلا دید  پیامبر به هر اتاق میروند پرده اتاق  را میاندازند و این علامت خلوت کردن و اجازه دخول نداشتن برای  دیگران است و انس دید  به اتاق دیگر میرود؛ همین  کار تکرار میشود و دید وقتی پرده افتاده همسران دیگر به آن اتاق نمیروند، پس از علایم  و نشانی ها دانست که با همسران خود خلوت نمودند. 
    اما در پاسخ به ایراد دوم که میگویند آیا پیامبر شب زنده داربود یا که به دنبال افراط در همبستری؟

    میگوییم که نیامده این کار تکرار شده بلکه حدیث از یک روز صحبت میکند و شاید در طول عمر چند بار محدود بوده است و فلسفه این کار را بعدا میگوییم فعلا جواب ایراد این است که اینکار با صفت شب زنده داری و عبادت پیامبر در تضاد نیست زیرا خیلی محدود و معدود بوده
    و  ایضا در پاسخ به ایراد سوم  میگوییم که این نشانه شهوت رانی نیست بلکه  شما متوجه اصل قضیه نشدید پس برای دانستن فلسفه اصلی، خوب دقت کنید.
    اول باید بدانید که در اسلام تعدد زوجات داریم چرا داریم را در اینجا  توضیح دادم
    http://islameonline.blogspot.com/2010/07/1_05.html
    دوما باید بدانید که اسلام در برهه های از زمان برده داری و کنیز داری را اجازه میدهد چرا اجازه میدهد را اینجا شرح دادم http://islameonline.blogspot.com/2010/09/blog-post_5019.html

    حالا اگر این دو مساله حل است  پس شما همه زمانها را با زمانی که خودتان الان در آن زندگی میکنید مقایسه نکنید.
    در زمانه ما، زنان خود را آرایش میکنند در اینکار  اصلا بخیل نیستند، یعنی برای  تحریک کردن مردان در کوچه و خیابان خوب بذل و بخشش میکنند؛  اما در تمکین دادن خیلی  بخیلند و مردان را لب تشنه باز میگردانند و خیلی بی میلند و این عادات امروزیهاست الا من رحم ربی.

    اما  قدیم ها با توجه به کنیزداری و تعدد وضع فرق میکرد این زنان بودند که مشتاق و محتاج همبستری بودند  و علاوه بر این بودن رقیب، به میل زنان میافزاید, لذا مردانیکه 4 زن داشتند و چند کنیز،  به معضلی دچار بودند که امروز  به نظر مردم ناممکن و مسخره است.
    مرد از سفر میاید..... و این  حدیث یک راه حل  را برای درگیران با این مشکل،  ارائه میدهد تا که نیاز همه بر آورده شود به زبانی دیگر  این دادن حق زنان است نه  شهوت رانی مرد ... اما کسی که در این عوالم نیست و چشمش به تلویزیون و فیلم هندی است اصلا از واقعیت های دنیای مردان چند زنه  بی خبر است.
    پس این یک راه حل عادلانه است.
    وانگهی این کاریست حلال و مرد  چنین حقی دارد  که با همسران  شرعی خود هر زمان که اراده کرد ( با رعایت شرایط ) همبستر شود
    بعد توجه کنید که این سر زدن به زنان لزوما معنیش نزدیکی نيست، آری هر  خلوت کردنى فقط برای رفع نیاز جنسی نیست و میتواند نیاز به همصحبتی  زنان با شوهر  و برآوردن نياز روحي هم باشد.


    و حدیث عایشه را در این باره ببینید:
    حضرت عایشه ام امومنين می فرماید: كان رسول الله صلى الله عليه وسلم لا يفضل بعضنا على بعض في  القسم ، وكان أقل يوم إلا وهو يطوف علينا جميعا ، فيصيب من كل امرأة من غير مسيس حتى يبلغ التي هو يومها ، فيمكث عندها الی آخر حدیث (سنن ابی داوود 3/35)
    حضرت عایشه رضی الله عنها می فرماید رسول الله هیچ موقع در ماندن در نزد هر کدام از ما فرقی نمی گذاشت ایشان اکثر روز ها به همه ما سر می زد و نزد هر کدام مدتی می ماند بدون اینکه جماع کند تا موقعی که نوبت همسری که آن روز نوبت ایشان باشد برسد همانجا می ماندند.
    پس سرزدن روزانه عادی بود اما خلوت کردن روزانه فقط چند بار انگشت شمار رخ داده است.
    و مردان چند زنه، معمولا  سرشان خیلی شلوغ است و معمولا وقت کافی برای خانه و خانواده ندارند پس اگر روز ی از روزها را به خانه و زنان خود اختصاص دهند آیا آسمان به زمین میاید؟!
    پیامبر ما یک معلم بودند و در زمانهای قدیم در بخش بزرگی از جامعه  تعدد  و کنیز داری رواج داشت (و حالا هم تا اندازه ای تعدد بعضی جاها رایج است)
     این یک راه حل است، بدون آنکه فساد اخلاقی در آن باشد  آری یک راه حل پاک است  و تعجبی در آن نیست ، تعجب از کار کسانی است که هر کثافتکاری را آزاد کرده اند ( کافرها که هیچ ) حتی بعضی از همین مسلمانها   مقاربت جنسی همزمان  با چند زن را در جلوی چشم یکدیگر  جایز میدانند ( فتوای سیستانی ) .... صیغه را جایز میدانند اما  باز به حدیث ما ایراد میگیرند  در حالیکه حدیث  تعلیم  به کاری پاک و پاکیزه برای رفع یک نیاز طبیعی زنان  است  و در  قدم اول بنفع  زنان است، نه مردان (دقت کنید)  و از همه بالاتر اینکه هیچگونه انحراف جنسی در آن نیست. 


    http://www.islamtxt.net

    آیا حدیث (إنى تارك فيكم الثقلين كتاب الله وعترتى ) صحيح است؟


    يكی از روشهای غیر علمی شیعه این است، که از کتاب های اهل سنت فقط آنچیزی را قبول میکند که مطابق هوای نفسش است. ..روش غیر علمی دیگر  آنها این است که معنی کلمات را عوض میکند مثلا اگر رسول الله بگوید  «اهل بيتم» شيعه ميگوید منظور از اهل بیت، دختران و همسران رسول الله نیستند....
    منظور تقی و نقی هستند که 180 سال بعد متولد شده اند !!به هر حال بیایید سوال شیعه را ببینید!
    سوال و شبهه شیعه:
    آیا حدیث (انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی )در منابع اها تسنن موجود است؟
    اگر هست معنای آن چیست ؟
    و چگونه از عترت و اهل بیت پیامبر آنان در امور جامعه مسلمین استفاده شد؟ آیا بعد از پیامبر اهل بیت او را منزوی نکردند؟
    پاسخ اهل سنت:
    حدیث انی ترکت فیکم کتاب الله و عترتی درست است،
    اما ای شیعه عزیز اول معنی عترت را بدان، آخر انسان چقدر باید نادان باشد که زن و فرزند را از عترت و اهل بیت نداند و  بعد، 200 سال، در تاریخ شیرجه برود و در نسل یازدهم را از اهل بیت بداند! تو که ریشه را قبول نداری؛ خدیجه و عایشه را اهل بیت نمیدانی زینب و ام کلثوم و رقیه ( دختران نبی)  را اهل بيت نميدانی؛ بی منطق تر از تو کیست؟
    و حالا كه معنی عترت را دانستی یکبار دیگر حدیث را ببین:
    «إني تارك فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر  كتاب الله وعترتى أهل بيتى فانظروا كيف تخلفونى فيهما فإنهما لن يتفرقا»
    من در بين شما دو چیز را باقي گذاشتم یکی از دیگری بالاتر است( قرآن بالا تر است) کتاب الله و اهل بیتم را
    پس ببینید که چگونه با آن دو بعد از من رفتار میکنید و آندو از هم جدا شدنی نیستند.

    منظور از حدیث درباره قرآن این نیست که من یک قبر طلایی بسازم و قرآن را در آن دفن کنم، و بعد قبر را ببوسم و از آن حاجت بخواهم.
    معنی پیروی از قرآن این است که من آن را باز کنم و بخوانم و هنگامیکه دیدم در آن نوشته، ربا خواری جنگ با الله و رسولش است، باید که در پرتو حکم قرآن، دروازه بانکهای ربوی را ببندم، نه اینکه از زمان شاه بدترش کنم و دلخوش باشم که من  پیرو قرآنم!
    نه تو پیرو قرآن نیستی، که دشمن قرآنی، ادعاهای تو، شعار های تو، وقتی به آنها عمل نمیکنی، وقتی برعکس عمل میکنی، هیچ ارزشی ندارند.
    بر همین قیاس،پیروی از عترت هم این است که من از راهنمایی های اهل بیت استفاده کنم نه اینکه آنرا دفن کنم و قبر طلایی بسازم و هر شرک و بدعت و دیوانگی( = زدن قمه بر سر) که دلم خواست را تحت نام حب اهل بیت انجام دهم !
    پیروی از قرآن این نیست که من یک صفحه قرآن را ببوسم و بدستوراتش عمل کنم، و صفحه دیگر قرآن را پاره پاره کنم و  حکم صفحه دیگر را قبول نکنم و به آن صفحه  ناسزا بگوییم، حب قرآن  این نیست که   من یک صفحه را ببوسم و یک به صفحه دیگر توهین کنم.


    به همین قیاس، پیروی از اهل بیت به این معنی نیست که یک دخترش را قبول کنم و سه دخترش را قبول نکنم پسر عموی پیامبر را از اهل بیت بدانم اما عمویش را ندانم و از همه بدتر زنانش را از اهل بیت ندانم !!!!! و از این هم بدتر !! و آن اینکه زنان پیامبر را فحش بدهم و در همان حال ادعا کنم که من پیرو  و دوستدار اهل بیت هستم و سنی دشمن اهل بیت!!!!
    بیشک وقتی رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود من اهل بیتم را بشما سپردم، تا ببینم با آنها چگونه رفتار میکنید منظورش  از بد رفتاران، یزید و شیعه است، یکی نوه او را شهید کرد و یکی زنش را تا امروز فحش میدهد.
    و قسم به الله، که کار یزید از کار شیعه بهتر است زیرا او از کارش ظاهرا پشیمان شد و گریه کرد و اما شیعه کارش (فحش دادن به اهل بیت رسول الله) دایمی و مستمر است و  آنرا ثواب میداند، و آن را واجب میداند، وشیعه بیتابانه  منتظر روزی است که  ام مومنین عایشه را سر برهنه از خاک بیرون بیاورد و دوباره او را زنده و جوان کند  جلوی هزاران چشم هرزه او را شلاق بزند!!!
    شما را قسم به الله، دوستدار اهل بیت رسول الله اینکار را میکند؟
    این دشمنی را یهود با اهل بیت رسول الله ندارد.
    پس شیعه نه دوست اهل بیت، که بدترین دشمن اهل بیت  پیامبر است! شیعه تنها یک چیز دارد و آنهم  پررویی و وقاحت است، با آنکه  آشکارا دشمن اهل بیت است و این دشمنی مثل روز روشن است، اما باز طلبکار هم هست!! و ما را دشمن اهل بیت میداند.
    اما کاربرد حدیث در نزد اهل سنت این است، که اهل خانه از خانه بهتر خبر دارند، لذا ما احادیثی که از دانایان اهل بیت رسیده پیروی میکنیم، بزرگترین راویان حدیث پیش ما زنان  اهل بیت، خصوصا عایشه صدیقه است.
     
    اما کاربرد حدیث نزد شیعه چیست؟ شیعه میگوید اهل بیت الان در چاه جمکران و یا در سرداب سامرا است، پیروی از اهل بیت یعنی انداختن نامه در چاه جمکران!
    (و با وجودیکه آن پنهان شده در چاه و سرداب، یک لشکر 500 هزار نفری گوش به فرمان در ایران از سپاه پاسداران دارد، و یک لشکر 200 هزار نفری از شیعیان عراق نیز حالا دارد، اما به هیچ وجه من الوجوه حاضر نیست بیرون تشریف بیاورد، )
     شيعه گاهی میگوید کی گفته پیروی از اهل بیت یعنی راز و نیاز بر سر چاه؟ نه!!! پیروی از اهل بیت یعنی پیروی از فقیه عادل جامع شرایط
    اما تاریخ شیعه فقیه  عالیقدرتری از محمد باقر مجلسی ندیده، تمام ملایان قم و نجف در سیصد سال گذشته و تا امروز جیره خوار  علم بیکران او هستند او احادیث اهل بیت را در کتابهای قطوری جمع کرده یکی از این کتاب ها کتاب 110 جلدی بحار الانواراست
    بیایید بینیم که اگر میخواستیم از این سخنگوی اهل بیت پیروی کنیم کار امت به کجا میکشید

    یک نمونه از حدیثی که این مرد مدعی است اهل بیت گفته اند را با هم بخوانیم:
    مجلسی از قول امام صادق نقل میکند:
    (عن صفوان قال لی ابوعبدالله لما اتی الحیرة هل لک فی قبر حسین قلت وتزروه جعلت فداک قال و کیف لا ازوره والله یزوره فی کل لیله الجمعة یهبط مع الملائکة الیه والانبیاء والاوصیاء ومحمد افضل الانبیاء و نحن افضل الاوصیاء
    فقال صفوان: جعلت فداک فنزوره اللیلة الجمعة حتی ندرک زیاره الرب
    قال نعم یا صفوان الزم تکتب لک زیاره قبر حسین و ذالک تفصیل

    معنی:
    صفوان میگوید وقتی امام صادق به منطقه حیره آمد بمن گفت از قبر حسین حاجتی داری؟ گفتم فدایت شوم زیارتش میروید؟
    فرمود چطور به زیارتش نروم که الله هر شب جمعه نازل میشود برای زیارت قبر حسین با فرشته ها و پیامبران و امامان .
    محمد بهترین انبیا و ما بهترین اوصیاء هستیم
    صفوان میگوید گفتم فدایت شوم آیا هر شب جمعه زیارت قبر حسین برویم تا الله را ببینیم ( زیارت کنیم)
    فرمود برو که ثواب زیارت قبر حسین همراه این برایت نوشته شود. کتاب بحار الانوار جلد 101
    کتاب مزار، باب پیامبران و امامان و فرشته ها به زیارت قبرحسین میایند...حدیث 32 صفحه 61 مکتبه اسلامیه چاپ دوم طهران

    البته خود مجلسی در توضیح فرود الله با فرشته ها نوشته یعنی رحمت رب نازل میشود
    که این توضیح  لایتچسبک است
    چون امام میتوانست بگوید رحمت رب، اما او گفت الله نازل میشود آیا عربی نمیدانست یا میخواست مردم را به فتنه بیاندازد ؟!!

    پس ای خواننده عزیز :
    دیدی پیروی از اهل بیت در نزد شیعه، یعنی پیروی از نوشته های دجالانی چون محمد باقر مجلسی است،نه پیروی از علی و فاطمه؟ منظور شیعه  از پیروی از اهل بیت، یعنی قبول کردن  سخنان بیخردانه ای مثل حدیث رفتن  خدا به زیارت حسین در روزهای چهار شنبه است!
    اما از نظر ما پیروی از اهل بیت، یعنی پیروی از احادیث عایشه و علی از کانال های اهل سنت،  است. و شما  یک مورد جمله غیر عقلانی در آن نمیتوانید ببنید،بعد مقام  پیامبر را در اهل بیتش رعایت کردن نیز، کاریست که اهل سنت انجام داده نه شیعه.

    شیعه اهل بیت رسول را فحش میدهد و این را عبادت میداند و گفتیم  شیعه در آرزوی روزی میسوزد که زن پیامبر را سربرهنه از قبر بیرون بکشد و بزندش و اما از اینطرف سنی ها کوچک و بزرگ اهل بیت را دوست دارند.
    با دشمنان اهل بیت دشمنند، سنی نگاه نکرده که عمر بن سعد فرزند صحابی بزرگ سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه است، او را به جرم شرکت در قتل حسین سربرید!
    سنی سر ابن زیاد را برید و برای پسر حسین  در مدینه فرستاد تا دلش خنک شود و شمر و هم از غضب انتقام ما در امان نماند!
    اما شیعه از ما میخواهد بخاطر شهادت حسین به  مادر حسین فحش بدهیم ( ام مومنین عایشه را ) یا از ابوبکر و عمر متنفر باشیم،
    پس معلوم است که آنها دنبال قاتلان حسین نیستند آنها دنبال بدنام کردن یاران رسول الله هستند.


    شیعه میگوید حداقل با معاویه بد باشید!! میگوییم ما با حضرت معاویه همان رفتاری را میکنیم که حضرت حسن کرد.
    ای بدنیتان! پیروی از حسن بر شما فرض است مگر او امام شما نیست؟ او با معاویه بیعت کرد.
    خلاصه از بحث دور نشویم حدیث پیروی از اهل بیت درست است اما شیعه نه معنی اهل بیت را میداند نه معنی پیروی را.

    میگوید زن اهل بیت نیست و میگوید منظور از پیروی پرستش مرده هاست!!
    و شیعه میگوید اهل بیت منزوی شدند، ما تا حالا نمیدانستیم کسی که وزیر باشد منزوی است، کسی که خلیفه باشد منزوی است، خوب است که شیعه دارد معنی منزوی شدن را بما یاد میدهد
    حضرت علی رضی الله عنه تا جوان بود وزیر خلفا بود به سن پختگی که رسید خودش را مسلمانها خلیفه کردند، ما دیگر نمیدانیم که باید به علی چه مقامی میدادیم تا منزوی نباشد آیا او را  باید پیامبر میکردیم یا خدا میکردم تا شما راضی شوید و ایشان را منزوی ندانید ؟!!!

    شیعه میگوید:
    اما حدیث دیگر اهل سنت یعنی حدیث  تركت فيكم
    أمرين لن تضلوا ما تمسكتم بهما، كتاب الله و سنة رسوله
    ضعیف است و مالک آن را مرسلا نقل کرده است و قبول مراسیل او مورد انفاق و اجماع نیست و هیچ یک از صحاح سته آن را نقل نکرده اند. با این حال چرا اهل تسنن بر عبارت دوم اصرار دارد و عبارت اول را کمتر یا اصلن در خطبه ها ذکر نمیکنند

     پاسخ اهل سنت :
    ما به شیعه میگوییم اولا در سند حدیث تو حق حرف زدن نداری چرا که تو هنوز درجه احادیث خودت را معلوم نکرده ای
    دوما حدیث مذکور علاوه بر موطا در مستدرک حاکم و کتابهای دیگر است  و حدیث صحیح است،
    شما  معمولا خيلى به کتاب مستدرک حاکم چنگ میزنید اینجا چرا قبولش ندارید ؟

    به هرحال محک شما معلوم است که چیست، اما میزان قبولی حدیث پیش ما همان است که حدیث صحیح باشد و خارج از کتب شش گانه ما هزاران حديث صحيح داريم اگر نميدانستى بدان!
    اين احادیث مکمل هم دیگرند، و به ما نشان میدهند که پیروی از سنت باید از چه کانال های باشد،
    اما مشکل شیعه از روش برداشت خودش است او فقط یک حدیث را میبیند تکمیل کننده را نمیبیند، تا اینجا باز قباحت و زشتی کارش کم است، اما وقتی که از ما هم میخواهد بروش او به احادیث نگاه کنیم این دیگر خیلی زشت است

    ای شیعه عزیز:
    ما اگر حدیث در پیروی از اهل بیت داریم حدیث در پیروی از خلفای راشدین هم داریم ببین:
    «فعليكم بسنتي و سنة الخلفاء الراشدين من بعدی
    برشماست که پیروی کنید از سنت من و سنت خلفای راشدین بعد از من».
    و  حدیث دیگری داریم که بما میگوید خلفای راشدین ابوبکر و عمر و عثمان و علی هستند. حالا آخر ما با چه حجتی ابوبکر و عمر را رها کنیم وبرویم به دنبال تقی و نقی؟!
    پس ای شیعه گرامی یا به احادیث ما  استناد نکن، یا چشمهایت را باز کن و همه  روایات را ببین
    اما اينكه ميگویی سنی به حدیث (عترتی) توجه ندارد، دروغی از سلسله دروغهای بی پایه توست
    این حدیث در  صحیح مسلم است  و  صحیح مسلم مهمترین کتاب پیش ماست، ببین مسلم چه نوشته:
    يَزِيدُ بْنُ حَيَّانَ قَالَ انْطَلَقْتُ أَنَا وَحُصَيْنُ بْنُ سَبْرَةَ وَعُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ إِلَى زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ فَلَمَّا جَلَسْنَا إِلَيْهِ قَالَ لَهُ حُصَيْنٌ لَقَدْ لَقِيتَ يَا زَيْدُ خَيْرًا كَثِيرًا رَأَيْتَ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- وَسَمِعْتَ حَدِيثَهُ وَغَزَوْتَ مَعَهُ وَصَلَّيْتَ خَلْفَهُ لَقَدْ لَقِيتَ يَا زَيْدُ خَيْرًا كَثِيرًا حَدِّثْنَا يَا زَيْدُ مَا سَمِعْتَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- - قَالَ - يَا ابْنَ أَخِى وَاللَّهِ لَقَدْ كَبِرَتْ سِنِّى وَقَدُمَ عَهْدِى وَنَسِيتُ بَعْضَ الَّذِى كُنْتُ أَعِى مِنْ رَسُولِ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- فَمَا حَدَّثْتُكُمْ فَاقْبَلُوا وَمَا لاَ فَلاَ تُكَلِّفُونِيهِ.
    ثُمَّ قَالَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَوْمًا فِينَا خَطِيبًا بِمَاءٍ يُدْعَى خُمًّا بَيْنَ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قَالَ « أَمَّا بَعْدُ أَلاَ أَيُّهَا النَّاسُ فَإِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ يُوشِكُ أَنْ يَأْتِىَ رَسُولُ رَبِّى
    فَأُجِيبَ وَأَنَا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ ». فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ « وَأَهْلُ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى ». فَقَالَ لَهُ حُصَيْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَيْتِهِ يَا زَيْدُ أَلَيْسَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ قَالَ نِسَاؤُهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَيْتِهِ مَنْ حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ. قَالَ وَمَنْ هُمْ قَالَ هُمْ آلُ عَلِىٍّ وَآلُ عَقِيلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ . قَالَ كُلُّ هَؤُلاَءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قَالَ نَعَمْ.

    يزید بن حیان میگوید: من و حصین بن سبره و عمر بن مسلم رفتیم پیش زید بن ارقم و حصین گفت:
    ای زید تو خير كثيرى را دیدی رسول الله را دیدی سخنش را شنیدی، و  در رکابش جهاد کردی و پشت سرش نماز خواندی ای زید به خیر زیادی رسیدی ای زید برای ما از حرفهای رسول الله چیزی بگو
    زید بن ارقم گفت: ای برادر زاده پیر شدم و هوش و حواسم مثل اول نیست بعضی چیزها که از رسول الله شنیدم را فراموش کردم، پس زیاد بمن فشار نیاورید و اصرار نکنید چیزی را که گفتم قبول کنید و بیش از طاقتم از من نخواهید .
    بعد زید گفت: روزی در سر چشمه آبی بنام خم در راه مکه و مدینه، رسول الله برخاست و برای ما سخنرانی کرد و بعد از حمد و ستایش باری تعالی اندرزهای زیادی  بیان فرمود بعد گفت : ای مردم
    بدرستیکه که من بشرم و شکی نیست که بزودی فرشته مرگ بیاید و من از بین شما بروم، و من بین شما دو چیز بزرگ را میگذارم اول کتاب خدا که هدایت و نور در آن است و درباره اهمیت کتاب الله سخن گفت و بعد فرمود و اهل بیتم! خداوند را بیاد شما میاورم در رفتارتان با اهل بیتم، خداوند را بیاد شما میاورم در رفتارتان با اهل بیتم، خداوند را بیاد شما میاورم در رفتارتان با اهل بیتم،
    حصین پرسید: یا زید اهل بیت رسول کیست ؟ مگر زنانش اهلبیتش نیستند ؟
    زید گفت : آنها هستند که هستند اما اهل بیت آنهایی هستند که صدقه بر آنها حرام است یعنی  آل علی و ال عباس و آل عقیل و آل جعفر

    خواننده گرامی
    دیدی که سنی چیزی را پنهان نمیکند این حدیث پیش روی شماست که از يكي از مهم ترین کتابهاي خود نقل کرده ایم
    اما اگر شما در حدیث دقت کنید میبیند که رسول الله از ما میخواهد با اهل بیتش خوش رفتاری کنیم و در تاریخ بودند کسانی  از امت پیامبر که اهل بیتش را آزار دادند مثلا فقط  در کربلا 18 نفر از  جوانان همین 4 خانواده **** اهل بیت یعنی آل علی و عقیل و عباس و جعفر را شهید کردند.
    اما نکته مهم این است که در این آزار ها مدعیان دروغین حب اهل بیت نقش اساسی داشتند  نقش شیعه های کوفه تا امروز هم ضرب المثل است
    و تا امروز هم شیعه اهل بیت رسول الله را آزار میدهد زنانش را و دخترانش را با طعنه و فحش آزار میدهد حتی که منکر است رسول الله غیر از فاطمه دخترانی داشته است!!!!!!

    ما یکبار دیگر سخنان رسول الله را در روزهای آخر عمر بیاد شیعه میاوریم رسول خداوند فرمود :
    أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى
    شما را از الله ميترسانم درباره اهل بيت خود، الله را بیاد شما میاورم درباره اهل بیت خود، الله را بیاد شما میاورم درباره اهل بیتم؟
    آیا منظور حضرت پیامبر از این جمله این بود که شما شیعه ها به زنش را ناسزا بگویید و ام مومنین عایشه را از قبر بیرون بیاوردید و شلاق بزنید؟ حاشا که این بوده باشد قصد ایشان!

    آیا منظور رسول الله از این جمله طلایی، این کارهای جنون آمیز شماست؟
    آیا منظور رسول الله از محبت اهل بیت این است که شما پیراهن و پشت  و فرق سر خود را با چنگ و زنجیر و قمه پاره کنید؟ حاشا که این بوده باشد قصد ایشان!

                                                                                                                                             محمد باقر ســــجـودى