گفتنی است و بنا به گفته اهالی روستایی قروچایی ، علت دستگیری وی و فرزندش ،برپایی شب شعر و کلاسی های فرهنگی و ادبی بوده که برای مردم روستایی اهالی منطقه لیلاخ و شهرستان دهگلان گذاشته بود. و سال گذشته نیز نامبرده به اتهام اعتراض به حکم اعدام انور حسین پناهی یکی از فعالان کرد و بر پایی تجمعات اعتراضی یک ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات قروه زیر شدیدترین شکنجه ها گذارند که بعدا با قید و سیقه سنگین آزاد شد. شایان ذکر است که فیض الله حسین پناهی اهل روستایی قروچایی از توابع شهرستان دهگلان که به مدت چندین سال از روحانین خوشنام این منطقه بوده که به دستور وزارت اطلاعات از روحانیت برکنار شد.
نمایش پستها با برچسب 1-خبر. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب 1-خبر. نمایش همه پستها
1-خبر
بازداشت یک فعال مدنی و فرهنگی کرد همراه با پسرش
گفتنی است و بنا به گفته اهالی روستایی قروچایی ، علت دستگیری وی و فرزندش ،برپایی شب شعر و کلاسی های فرهنگی و ادبی بوده که برای مردم روستایی اهالی منطقه لیلاخ و شهرستان دهگلان گذاشته بود. و سال گذشته نیز نامبرده به اتهام اعتراض به حکم اعدام انور حسین پناهی یکی از فعالان کرد و بر پایی تجمعات اعتراضی یک ماه در بازداشتگاه اداره اطلاعات قروه زیر شدیدترین شکنجه ها گذارند که بعدا با قید و سیقه سنگین آزاد شد. شایان ذکر است که فیض الله حسین پناهی اهل روستایی قروچایی از توابع شهرستان دهگلان که به مدت چندین سال از روحانین خوشنام این منطقه بوده که به دستور وزارت اطلاعات از روحانیت برکنار شد.
1-خبر
حاجي عبدالرحيم شه بخش داماد مولوي عبدالحميد آزاد شد
دوشنبه 7 فوريه 2011 - 18 بهمن 1389 - 02:02:26 به وقت تهران
بنابر خبرهای رسیده از زاهدان حاجی عبدالرحیم شه بخش داماد و برادرزاده مولوی عبدالحمید و یكی از مسؤلان ساخت و ساز مسجد مكی كه چند ماه پیش توسط نیروهای رژیم بازداشت شده بود آزاد شد.
طی اظهار یكی از نزدیكان حاجی عبدالرحیم، ایشان امروز در تماسی تلفنی با خانواده اش خبر از آزادی خود داده و گفته به زودی به زاهدان باز می گردد.
اما هنوز مشخص نیست كه آیا دولت با آزادی ایشان موافقت كرده و یا اینكه بنابر حیله و نیرنگ اینچنین اخباری را منتشر می كند تا به اهداف شوم خود برسد.
این خبر در حالی منتشر می شود كه هنوز از سرنوشت حافظ اسماعیل ملازهی داماد دیگر مولوی عبدالحمید هیچ اطلاعی در دست نیست. لازم به ذكر است كه حافظ اسماعیل نیز چند ماه پیش و با فاصله اندكی پس از حاجی عبدالرحیم بازداشت و به مكان نامعلومی منتقل شد.
منبع: اهوران نیوز
1-خبر
اخـــوان المـــسلمـــــتون: خامـــنهای دروغ گـــــفــــت!
دوشنبه 7 فوريه 2011 - 18 بهمن 1389 - 04:02:33 به وقت تهران
حسن حسین پور ـ گیلان
ویژۀ سنی نیوز: روز بروز دامنه آتشی که در خرمن فرعون مصر افتاده گسترش پیدا میکند، و مردم از طیفها و رنگهای مختلف بدان میپیوندند. این جنبش مردمی مصر همانطور که حاکمان ظلم و ستم و طغیان و دیکتاتورهای مکر و حیله و چپاولگران زالو صفت منطقه را بوحشت انداخته سروران و آقایان آنها بخصوص سران استکبار جهانی اسرائیل و آمریکا و انگلیس و فرانسه را بیش از همه مضطرب و نگران ساخته است.
اگر ملت مصر در خیابانها خون میدهند و قالتاقان و چماق بدستان قلدر و چاقوکشان لاشخور بجانش افتادهاند و درد و رنج میکشد، در مقابل نیز خواب و آرامش از کاخهای پوک استعمارگران و از قصرها و حرمسراهای پر زرق و برق دست نشاندههایشان رخت بربسته، خوف و وحشتی بر آنها چیره شده که تنها خدا از آن خبر دارد. قرآن کریم مؤمنان را تسکین داده در مورد این حالت پریشان میگوید:
«... إِن تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّـهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَكَانَ اللَّـهُ عَلِيمًا حَكِيمًا »﴿النساء/ ١٠٤﴾
{... اگر شما [در رویارویی با دشمن] درد و رنج می بینید، آنان نیز چون شما درد و رنج می بینند، و شما چیزی را [چون پیروزی و پاداش] از خدا امید دارید که آنان امید ندارند؛ و خدا همواره دانا و حکیم است}
اهریمن و اهریمنپرستان طی روزهای گذشته که انقلاب سقف ده ملیون را شکست در تلاشند با بتصویر کشیدن آن که این انقلاب اخوان المسلمین برای بدست گرفتن حکومت است پرده بر ظلم و ستم و غارتگری و چپاول و دزدیهای خود کشیده، از حجم انقلاب بکاهند. ( البته شاید برای خوانندگان عزیز باور کردنی نباشد که هنوز هم رسانههای غربی تعداد تظاهر کنندگان را چند هزار نفر معرفی میکنند، و آنرا اعتراضی بر انتخابات گذشته مینامند!!).
آقای خامنهای دیکتاتور میهن عزیزمان در خطبه نماز سیاسی روز جمعه آب به آسیاب دشمن ریخته، به حالتی تحریک آمیز برای به هجل انداختن حرکت اخوان المسلمین مصر، جنبش مردمی را حرکت اخوان برای بدست گرفتن قدرت و بر پایی نظامی چون نظام ایران معرفی کرد!
این حرکت مغرضانه آقای خامنهای که طعمه تبلیغاتی برای رسانههای استکبار جهانی مهیا ساخت.
جماعت اخوان المسلمین مصر فورا واکنش نشان داده بیانات مقام معظم دیکتاتور ایران را رد کرده، اعلام کردند جنبش مردمی مصر جنبشی است ملی و هدف آن برپایی عدالت و آزادی در جامعه است. و درست همان خواستههای جنبش سبز مردمی ایران را مطرح میکند.
سران نظام ولایت فقیه از حرکتهای مردمی تونس و مصر بشدت وحشت زده شده، بوقهای تبلیغاتی آنها طی روزهای اخیر سعی دارد به گونهای از این حرکتهای مردمی استفاده ابزاری برده آنها را بخود تشبیه دهد، ولی آنچه مزاج آنها را کدر ساخته کوچکی جهان و پیشرفت رسانهای است.
دیروز راشد غنوشی رئیس نهضت اسلامی تونس بشدت از اینکه او را به خمینی تشبیه کردند رنجید و تشبیه خود را به یک دیکتاتوری که به ملتش دروغ گفت و آنها را به کشتن داد و کشورش را ویران ساخت اهانتی به خود دانست، و امروز اخوان المسلمین ولی فقیه مستبد ایران را دروغگو معرفی کردند..
جناب آقای ولی فقیه مطلق محترم لا دامت افاضاتکم...
این است دید اسلامگرایان جهان از دیکتاتوران کشور ما...
وبدان که تاریخ ثابت کرده است خورشید همیشه پشت ابرها نمیماند..
و عرش شاهی اگر وفا می داشت هرگز به تو نمیرسید!...
1-خبر
به اعتراف حوزه قم شبکه اهل بیت یهودیست!
1-خبر
قـــــــــــــــرار گرفتـــــــن عـــــــــــــــمودی مـــــاه بر کـــــــــــــعبه مــــــــــشرفه
سنی نیوز: پدیده ای که در خلال یک ماه دو بار تکرار می شود عمودی قرار گرفتن ماه بر کعبه مشرفه در مکه مکرمه دیروز شنبه و پنجشنبه آینده است.
روز نامه "عکاظ" چاپ عربستان سعودی در شمارۀ دیروز شنبه نوشت: رئیس انجمن نجوم و فلک در جده "ابو زاهره" اظهار داشت: حسابات فلکی متعلق به حرکت ماه به دور زمین نشان داد که ماه امشب روز چهارم عید قربان و روز پنجشنبه آینده به شکل عمودی بر کعبه ظاهر خواهد شد که در خط زوالی متوسط در ساعت 11:19:30 شب به وقت محلی و با روشنی 99 در صد صورت ماه روشن خواهد شد و کسی که در مسجد الحرام حاضر باشد ماه را در وسط آسمان مشاهده خواهد کرد.
وی افزود: ماه روز پنجشنبه همین هفته دو باره به این پدیده باز خواهد گشت که در ساعت 15: 00: 3 سپیده دم پنجشنبه با صورت روشن 88 در صد ظاهر خواهد شد.
ابو زاهره گفت: پدیدۀ عمودی قرار گرفتن ماه و خورشید و سایر سیارات بر کعبه بر صحت بودن حسابات فلکی و تعیین سیر حرکت و موقعیت دقیق این سیارات در گنبد آسمان را نشان میدهد و از این پدیده ساکنان کشور های خلیج و کشور های عربی و سایر کشور های جهان استفاده میتوانند طوریکه جهت قبله را با آسانی و بدون هیچگونه مانعی در وقت عمودی شدن ماه بر کعبه دریافته میتوانند.
1-خبر
ســــــمینار تصویر ذهنی از اسلام با شعار "اســـــــلام، محبت و هــــمبستگی"
انجمن جهانی آشنایی با اسلام که مقر اصلی آن در مدینه منوره می باشد این سمینار را با همکاری "شرکت تکنولوژی و پیشرفت نیروی انسانی عطا" برگزار نمود. در این نشست دو روزه نمایندگانی از اقلیت های مسلمان دیگر کشورها نیز حضور داشتند که پروفسور امیر زیدان از کشور اتریش و یکی از رهبران بلند پایه مسلمانان برزیل نیز به ایراد سخنرانی پرداختند. در این سمینار که برای دو روز و طی 18 ساعت فشرده برگزار گردید گارگاه های آموزشی با عناوین: وصف تصویر اسلام در جهان از دیدگاه تاریخی وسایل ساختن تصویر حقیقی از اسلام استراتیجی ساخت تصویر ذهنی مستقیم و غیر مستقیم تصویر اسلام در غرب و چگونگی برخورد با آن چگونگی ظهور دعوتگران در وسایل ارتباط جمعی برگزار گردید که مورد استفاده شرکت کنندگان قرار گرفت. لازم به ذکر است که در این همایش نمایندگانی از اهل سنت ایران و افغانستان و مديران "کتابخانه عقیده" (بزرگترین کتابخانه الکترونیکی فارسی اهل سنت) و "پایگاه خبری سنی نیوز" و سایت اسلام هاوس نیز حضور داشتند. نمایندگان اهل سنت فارسی زبان به مناسبت های مختلف بر لزوم تصحیح «تصویر ذهنی» جهانیان از اهل سنت ایران تأکید نمودند. | |||
1-خبر
فرهنــــگ ملت ایران بازیـــــــچه غالــــــــــــیان صــــــــــــــــفوی منش!
استاد عبدالله حيدري
از آنجایی که مجریان طرح ها و سوژه های در دست اجرا؛ مقلد کارگذاران، و آنان مقلد آمران؛ و آمران مقلد و پیرو خرافات و خرافیون گذشته و حال هستند لذا هیچ کس از کسی دلیل نمی پرسد!، و اصلا دلیل پرسیدن و منطق و استدلال شناختن؛ منافی عشق کور ملوث به خرافات است.
در مسابقه "باهم" که از شبکه 2 سیما برای ایرانیان خارج از کشور پخش می شود و آقای محمود شهریاری آنرا اجرا میکند که از تهیه کنندگانش در وصف عشق کور ملوث به خرافات چهار فرسنگ جلو تر است باورم نمی شد که این همه دروغ و خرافه ضد عقل و ضد قرآن و ضد فطرت به همین سادگی به نام فرهنگ و مسابقه فرهنگی به خورد ملت متمدن ایران داده شود!
پرسشهای این مسابقه که گویا خلاصه نظر سنجی های کذایی! در موضوع مورد نظر است. در واقع بخشی از پروژه فرهنگ سازی خرافی را شکل می دهد.
مثلا در قسمتي که روز شنبه 9 آبان 89 از شبکه مذکور پخش می شد و شرکت کنندگان آن گروهی از دوبلاژرهای سریالهای کودک بودند، یک پرسش این بود که:
معروفترین کتابی که در خانه هر ایرانی وجود دارد کدام است؟
پاسخ که گویا از سوی مردم! ارائه شده بود! و در واقع دروغ به خورد مردم داده می شد تصور می کنید چه باشد؟ اولین گزینه: مفاتیح الجنان! دومین گزینه: نهج البلاغه! وسومین گزینه: رساله! رسائل مراجع تقلید!
اینهاست عوامل دین گریزی و دین ستیزی مردم و فرار جوانان از هر آنچه معنی و رنگ دین و دینداری دارد؟ با پول ملت و دسترنج خود مردم فکر و عقل و عاطفه مردم را به خرافات آلوده کردن کجایش انصاف وعدالت علوی است؟.
در پرسش مذبور اولا طرح پرسش به این نحو؛ خیانت و تمسخر به ملت و فرهنگ و طیف های مختلف ملت ایران است ملتی که دهها طیف دینی و مذهبی دارد، از کلیمی و مسیحی و زرتشتی و غیره گرفته تا بیش از 20درصد اهل سنت ایران. بشمول عربهای وکردها وبلوچها وترکمنها وغیره!
مگر همه اینها نزدیک یک سوم ملت ایران را تشکیل نمی دهند؟ فرض کنیم 25 در صد یک چهارم ملت ایران، آیا از میان 75 در صد دیگر که اسم شیعه را یدک می کشند چند در صد شان مذهبی به معنی تعریف مورد نظر غالیان و افراطیان هستند؟!
از دید ناظران خارج و داخل حد اکثر 10 تا 15 در صد از کل ملت ایران مذهبی و حامی طرحهای شیعه گری هستند! پس یک اقلیت ناچیز حداکثر 15 در صدی را چگونه و با چه رویی ملت ایران را خطاب میکنید و خرافات بی ریشه خود و گذشتگان خود را به آنها نسبت می دهید؟!
آیا می دانید که مفاتیح الجنان چه خرافات ضد عقل و ضد قرآنی را به امامان اهل بیت نسبت داده اند؟ یا در نهج البلاغه جز بخش اندکی، چه دروغ و خرافه بی سند و بی ریشه ای را به علی رضی الله عنه نسبت داده شده است؟ و یا رسائل مراجع تقلید که همه اینها جای قرآن را گرفته!
آیا واقعا ملت ایران فقط به همین خرافات ضد عقل و ضد قرآن دل بسته اند؟ شگفت انگیز اینکه قرآن کریم به عنوان کتاب اول مسلمانان جهان جزو گزینه های اول این مسابقه نبود.
در هر صورت چه پاسخ از مردم باشد و چه از خود خرافیون تهیه کننده مسابقه! درد آور است که قرآن کریم چرا گزینه اول نباشد؟ و چرا یک مسلمان قرآن را در خانه نداشته باشد اما مفاتیح و نهج البلاغه و رسائل مراجع را داشته باشد؟! آیا روزی خواهد رسید که در این کشور شاهد حاکمیت قرآن کریم و عقیده صحیح اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله سلم و صحابه گرامی ایشان رضی الله عنهم باشیم امیدواریم آن روز دیر نباشد.
1-خبر
دیــــــــــــدار با مولانا مـــــــــــــحـــــــــمــــــــــد عبدالستار تونـــــــسـوی
سنی نیوز: نماینده ارسالی سایت عقیده به پاکستان امروز جمعه 7 آبان 1389 ش، با حضرت علامه مولانا محمد عبدالستار تونسوی (مدظله العالی) ملاقات نمودند. در این ملاقات که افرادی از مشتاقان شیخ و طلبه علم حضور داشتند، با تقدیم برخی کتابهای علمی به حضرت مولانا از تلاشهای ایشان برای بثمر رساندن نهال توحید در پاکستان تجلیل به عمل آمد.
مولانا محمد عبدالستار تونسوي از فارغالتحصيلان دانشگاه ديوبند اسلامي در سال 1946 ميلادي است که بنابر توصیه استاد بزگوارش حضرت مولانا حسین احمد مدنی بعد از فراغت از تحصیل در دارالعلوم دیوبند، به شهر لکهنو رفت و از محضر امام اهلسنت و الجماعت مولانا عبدالشکور فاروقی لکهنوی کسب فیض نمود و در خدمت امام اهلسنت هند به تحقیق و مطالعه در مورد فرقه ساختگی شیعه پرداخت و در این موضوع به تخصص دست یافت
.
اما باز هم عطش علمی اش سیراب نشد و برای تحقیق بیشتر راهی نجف و كربلا و تهران شد و به تحقیق و مطالعه فرقه شیعه ادامه داد و در دروس علمای بزرگ شیعه شرکت کرد و به كتابهایی كه در لکهنو دسترسي نداشت، دسترسي حاصل كرد و پس از سالها تحقیق و جستجو و مطالعه به كشورش پاكستان بازگشت. و برای آگاه ساختن مسلمانان از خطر تشیع سازمان اهلسنت پاکستان را تشکیل داد و به پرده کشیدن از چهره واقعی شیعه و اعتقادات پوچ و باطل و چه بسا اندیشه ها و باورهای کفرزای شیعه پرداخت وبا تلاشهای شبانهروزیشان تعداد بسیار زیادی از پیروان تشیع، به توحید بازگشته، از افکار و اندیشه ها و باورهای مشرکانه خود دست کشیدند.
مولانا عبدالستار با تعدد زیادی از علمای بزرگ فرقه شیعه مناظره كرده است. و همیشه مناظرات ایشان حقیقت شیعه و چهره ننگ و سودجویانه علمای آنان را برملا ساخته است، و از این روست که تیغ خون آشام صفویت از دیر زمانی است که در پی به شهادت رساندن ایشان است، ولی به شکرانه حق تا کنون چنین فرصتی را بدست نیاوردهاند!
تشیع پاکستان پس از روی کار آمدن انقلاب خمینی در ایران، خود را زیر چتر رهبریت ایران قرار داده، با تشکیل گروهکهایی مسلحانه چون "سپاه محمد" روش ترور و تصفیه جسدی علمای اهل سنت را اختیار کرده است. و صدها عالم و دانشمند موحد طی سه دهه گذشته توسط این خفاشان خون آشام جام شهادت نوشیدهاند.
مولانا عبدالستار تونسوی از جمله افرادی است که در لیست سیاه ددان خونخوار قرار گرفته است. ایشان در کنار دهها سخنرانی و مناظره نویسنده برخی رسائل علمی چون:
ـ رساله حقیقت ماتم.
ـ رساله شان صدیق اکبر
ـ رساله شان حضرت فاروق اعظم.
ـ رساله شان عثمان ذی النورین.
ـ رساله شان حیدر کرار
ـ رساله جنازة الرسول (صلی الله علیه وسلم)
ـ حقیقت فقه جعفریه.
ـ ازالة الشک عن مسئلة فدک.
می باشند. دو تا از رسالهای ایشان با عناوین "بطلان عقائد شیعه"، و "مناظره تاریخی تحریف قرآن نزد شیعه" به فارسی برگردانده شده است.
رساله مناظره ایشان که به فارسی ترجمه شده، حکایت مناظره ای است که در سال 1956 میلادی بوقوع پیوسته است. این مناظره علمی در منطقه سرگانه ملتان صورت گرفت، در این منطقه قوم سرگانه که اکثریت آن مسلمان هستند زندگی می کنند و تعدای از زمین داران این قوم شیعه هستند و به خاطر روابط فامیلی بین اهل سنت و شیعیان احیانا بحث و مناظره صورت میگرفت. برخی از شیعیان متعصب و افراطی از اهل سنت خواستند علمای خود را برای مناظره دعوت دهند و آنان هم علمای خود را دعوت خواهند داد. اهل سنت به پیشنهاد لبیک گفتند. و نمایندگانی از هر دو گروه همراه با سید گلاب شاه از علمای شیعه ساکن ملتان به خدمت مولانا محمد علی جالندهری دبیر کل مجلس تحفظ ختم نبوت آمده و از ایشان تقاضا کردند یکی از علمای اهلسنت را برای مناظره با علمای شیعه اعزام نمایند و با پذیرفتن مولانا محمدعلی شرائط مناظره تصویب شده و دو ماه پس از آن در تاریخ 13 اکتبر 1956 میلادی علمای فریقین در منطقه سرگانه حاضر شده و تا سه روز مناظره بین فریقین در سه موضوع برگزار شد. و در نهایت مناظره در حالیکه بسیاری از شیعیان منطقه به مذهب اهل سنت و جماعت گرویده، از شرکیات و بدعات و خرافات خود دست کشیدند پایان یافت. در این مناظره اسامی زیر از سوی اهل سنت شرکت داشتند:
مناظر: مولانا عبدالستار تونسوی
مدیر: مولانا الله یارخان
معاون: علامه سید احمد شاه بخاری
مولانا محمد علی جالندهری و مولانا لال حسین هم در این جلسه حضور داشتند.
سرپرست: حاجی مهر شوق محمد سرگانه
و از سوی اهل تشیع:
مناظر: شیخ علامه محمد اسماعیل رئیس دارالتبلیغ گوجره
مدیر: شیخ امیر محمد قریشی
معاون: سید ضمیر الحسن، سید گلاب شاه ملتانی، شیخ مشتاق احمد، شیخ سیف الله جعفری، شیخ غلام محمد محمودی
سرپرست: حق نواز سرگانهو موضوع مناظره: تحریف قرآن نزد فرقه شیعه
مدیر: مولانا الله یارخان
معاون: علامه سید احمد شاه بخاری
مولانا محمد علی جالندهری و مولانا لال حسین هم در این جلسه حضور داشتند.
سرپرست: حاجی مهر شوق محمد سرگانه
و از سوی اهل تشیع:
مناظر: شیخ علامه محمد اسماعیل رئیس دارالتبلیغ گوجره
مدیر: شیخ امیر محمد قریشی
معاون: سید ضمیر الحسن، سید گلاب شاه ملتانی، شیخ مشتاق احمد، شیخ سیف الله جعفری، شیخ غلام محمد محمودی
سرپرست: حق نواز سرگانهو موضوع مناظره: تحریف قرآن نزد فرقه شیعه
در این مناظره مولانا تونسوی با صراحت اعلام داشت که:
من در این مناظره با جرات کامل اعلام می کنم تمام علمای شیعه تا قیامت نمی توانند یک روایت صحیح از امامان معصوم ارائه دهند که آن روایت با صراحت بر عدم تحریف قرآن دلالت کند.
این مناظره تاریخی با استدلالهای غیر قابل انکار ثابت ساخت مصادر و کتابهای شیعه قرآن؛ کلام پاک خداوند را تحریف شده میدانند، و پیروان نا آگاه شیعه که کورکورانه از آخوندهای مکار صفویت پیروی میکنند، نا دانسته خود را طعمه گمراهی ساختهاند. پس از این مناظره تعداد بسیار زیادی از شیعیانی که در جلسات مناظره ها شرکت داشتند، به مذهب اهل سنت؛ مذهب توحید و قرآن وسنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وسلم ) گرویدند.
منبع: سایت کتابخانه عقیده
1-خبر
موج جدید استناد روافض به کـــتب اهل سنـــت
ـالحمدلله نحمده ونصلی علی رسوله الکریم.
سنى نيوز: سروران گرامی، موضوعی که این روزها توجه مرا به خود جلب نموده این است که اخیراً علمای رافضه ومعاندین اسلام وسنت، با ابزار رسانه های جمعی و وب سایت های مربوطه،
شروع به مبارزه نوینی با اصل اسلام نموده اند، (آنهم با دلایلی از متون کتب اهل سنت وجماعت!!! ) بیان می دارند: تنها ما نیستیم که شما را محکوم می کنیم بلکه خود بزرگان شما هم این حرفها را بیان کرده اند!!!...
حال بنگریم و ببینیم که چرا بعد از این همه مدت که با افتخار به کتب اشخاص معلوم الحالی چون مجلسی، امینی، صدوق، کلینی، ... استناد می کرده اند، اینک برای مبارزه با ارکان عقیده صحیحه، به فکر استناد به مراجع اهل سنت وجماعت افتاده اند؟! . چطور شد کتبی که این همه سعی در بی ارزش نمودن آنها داشتند، یکدفعه برای شان عزیز وقابل استناد شد!؟ در این مبارزه، شیوه ابتکاری شان چیست؟
با کمی تأمل، جواب این پرسش کاملاً واضح وآشکار می شود، پس از مدت مدیدی که مردم را با روایت های ساختگی وافسانه های رنگارنگ، با دورغ های شاخدار مشغول ساخته بودند، متوجه شدند که مردم این دوره با دوره قبلی مقداری متفاوت هستند، رسانه ها واینترنت کار را برای آگاهی بیشتر مردم، آسانتر کرده اند، دیگر حد ومرزی برای آگاه شدن نیست، محدودیت دسترسی به منابع برداشته شده، وهرکسی براحتی می تواند به هر موضوعی دسترسی پیدا کند.
با علم به این موضوع جبهه معاندین سنت به فکر افتادند که اگر نمی شود جلوی آگاهی را گرفت، چرا به فکر خدشه دار کردن مسانید اهل سنت وجماعت نباشیم.چرا عموم را به ایشان بدبین ننماییم، لذا با این ذهنیت،عملیات استناد های آنچنانی به کتب اهل سنت وجماعت شروع شد.
البته جای تعجبی نیست، لیکن از دوستان اهل کتاب خود(مستشرقین) کمی عقب افتاده اند، آنهایی که اسلام را دقیق مورد مطالعه قرار می دهند تا با استفاده از منابع خود ما به ما ضربه بزنند. (یریدون لیطفئوا نور الله والله متم نوره ولو کره الکافرون)
کتب صحاح سته ومسانید ائمه فقه وحدیث، تفاسیر ارزنده قرآن وحدیث شریف، مورد تحقیق وبررسی آقایان قرار گرفته، وچنان به مجلد، صفحه، سطر و کلمه اشاره می کنند، گویی این کتاب ها را با دست خود نوشته اند، آیا آنچه می گویند واقعا در این کتابها هست یا نه؟ واگر هست آیا تمام آنچه که در همان کتاب آمده بیان شده یا نه؟! وبسیاری سوالات دیگر...
همچنانکه مستحضرید، این قوم در سانسور کردن و قطع و وصل روایات، ید طولایی دارند وقبل از اینکه کامپیوتر وفتوشاپ ونرم افزارهای میکس بوجود بیاید، چنان در این علم تبحر داشته اند که زبانزد خاص وعام می باشند، و اینک به جان احادیث وتفاسیر ما افتاده اند، البته در این میان به یاد سخنرانی مرحوم مولانا ابراهیم دامنی افتادم که می گفت" در یکی از کتابهای این برادران دیدم که از زبان ابن حجر (از علمای بزرگ اهل سنت) آورده که گفته: رسول اکرم صلى الله عليه وآله وسلم وقتی به معراج رفته بود، در آنجا فرموده که خدایا بعد از من علی را جانشین من گردان،)" دامنی رحمه الله گفت که من تعجب کردم، مگر می شود ابن حجر که یکی سنی متعصب هست چنین روایتی آورده باشد، گفت رفتم وبررسی کردم، دیدم روایت این طور آورده (رسول اکرم وقتی به معراج رفته بود، در آنجا فرموده که خدایا بعد از من علی را جانشین من گردان، خداوند فرمود بعد از تو من ابوبکر را برگزیده ام )، حال بماند که ابن حجر در مورد صحت وضعف روایت چه نظری دارد، ولی نکته اینجاست که چطوری روایت را از قول اهل سنت وجماعت به نفع خود مصادره می کنند(ببینید کفایت قیچی سانسور را!!!... ) اگر مأخذ روایت قابل اعتماد است وروایت درست است پس چرا کل روایت را بیان نمی کنید ؟! واگر باطل است، چرا استناد به باطل می نمایید؟!.
البته این استنادات را می توان به چند دسته تقسیم نمود:
1-مستنداتی که پایه واساسی نداشته وبرای عوام فریبی بیان می کنند.
2-برخی از استنادات به روایات ضعیف که صرفا در بعضی کتب آمده ومولف اشاره به درجه حدیث هم نموده ولی بدون ذکر درجه آن و اینکه نظر مولف درباره آن چه بوده، می آورند.
3- بعضاً قسمتی از روایت وحدیث نقل وپس وپیش آن قیچی می شود. که اگر آن حدیث کامل ذکر شود معنی کاملا متفاوتی به میان می آید.
4- برداشتهای شخصی از یک روایت وحدیث داشته وروی همان برداشتهای غلط خود، بحث می کنند. (وإن جاء کم فاسق بنبأ فتبینوا)
اگر به صحاح سته ومسانید ائمه استناد می کنند، ومناقب اهل بیت وخصوصاً حضرت علی رضی الله عنه را از آنها ذکر می کنند، پس چرا فضایل سایر اصحاب کرام خاصتاً خلفای راشدین را در این کتب گهربار آمده، نمی بینند، اگر این احادیث صحیح هستند ومورد اطمینان، پس چرا همه را بیان نمی کنند؟!! .
این قوم (لایفقهون!) آیات قرآن را نمی توانند عوض یا قیچی کنند، بخاطر همین به تأویل وتعبیر آیات برمی خیزند، سنت صنیعه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم را برنمی تابند، به یاران واصحاب وهمسران پاک آنحضرت رضی الله عنهم اجمعین، اهانت می کنند، وزیر سوال می برند، آنگاه که می بینند دست خالی مانده اند وکسی خریدار روایات جعلی وافسانه های هزار ویک شب آنها نیست، دست به دامن تحریف وتاویل سخن بزرگان اهل سنت می گردند و ذلتی را بجان می خرند که بنی اسرائیل دچار آن شدند، شاید هم بدتر از آن!..
ما اهل سنت معتقد به این هستیم که بجز پیامبران کسی دیگر معصوم نیست، زندگی اصحاب کرام رضی الله عنهم، با وجود اینکه دارای فرازو نشیب وبعضا دارای اختلاف بوده، باز برای ما الگو می باشد، از طرز عمل ومواضع تاریخ ساز ایشان در قبال مسائل اختلافی، درس می گیریم، و تاکید داریم که اهل سنت وجماعت هستیم، اهل سنت چون پیرو سنت نبی کریم صلی الله علیه وسلم وتابع جماعت صحابه آن حضرت می باشیم، ما معتقدیم رسالت پرنور آنحضرت صلی الله علیه وسلم، شکست نخورده وشاگردانی تربیت نموده که تا قیامت چون ستارگانی هستند که راه هدایت را برای ما نشان می دهند، والگویی کاربردی برای جوامع بشری هستند، حقد وحسد حاسدین وکینه وعضب معاندین، کوچکترین لطمه ای به مقام شامخ ایشان وارد نمی نماید، واز بزرگی ایشان ذره ای کم نمی شود.
والسلام علیکم ورحمة الله
محمدامین - اخبار جهان اسلام
1-خبر
اهل سنت بلوچستان زیر تیغ سرکوب مدعیان اخوت اسلامی
ارژنگ بامشاد
سنى نيوز: در هفته های اخیر، فشار بر روحانیت اهل سنت بلوچستان، ابعاد بیسابقه ای بخود گرفته است. مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان ممنوع الخروج شده است. دامادش، عبدالعلیم شه بخش دستگیر گشته، به حافظ محمد اسلام ملازهی،
از استاتید حوزه علمیه اهل سنت زاهدان سوءقصد شده و گذرنامه مولانا عبدالغنی بدری، معاونت آموزشی حوزه دارالعلوم زاهدان، دکتر عبیدالله استاد حدیث این حوزه و مولانا عثمان قلندرزهی مدیر مدرسه مدینة العلوم خاش، هنگام خروج از کشور در فرودگاه بین المللی تهران، توسط ماموران امنیتی توقیف شده است.
هم زمان با این اقدامات علیه روحانیت اهل سنت در بلوچستان، تبلیغات گسترده ای در سایت های افراطیون شیعه، علیه اهل سنت در جریان است. “زاهدان پرس” به عنوان سخنگوی افراطیون شیعه در بلوچستان، مولوی عبدالحمید را متهم به وهابی گری و حمایت از سَلَفی ها کرده و مدام اخبار تحریک آمیز منتشر می نماید. “پایگاه خبری اهل بیت” با انتشار سخنان آیت الله ناصر مکارم شیرازی به دامن زدن برخوردهای خصمانه علیه اهل سنّت مشغول شده است. مکارم شیرازی می گوید: « امروز وهابیان میدان دار مبارزه با شیعه شده اند و پیشرفت شیعه را خطر بزرگی برای خودشان می دانند؛ زمانی وهابی ها خود را پرچم دار می دانستند و امروز آشکار و پنهان به نوکری آمریکا می پردازند و حتی با ایجاد شبکه فارسی به مقابله با مذهب شیعه می پردازند و حتی در سال جاری کتاب های ضد شیعی را در گستره بسیار وسیعی منتشر کرده و در اختیار زوار قرار می دهند». مکارم شیرازی سپس ادامه می دهد: «متاسفانه فعالیت شیعیان برای مبارزه با دشمنان دین و مذهب کافی نیست؛ اگر دولت در این خصوص معذوریت دارد؛ گروه های مردمی باید فعال تر شوند».
اقدامات علیه روحانیت اهل سنت و دامن زدن به تبلیغات آشکارا خصمانه بوِیژه در بلوچستان که مردمان آن سنّی هستند، در شرایطی صورت می گیرد که دولت آمریکا نیز آشکارا در تلاش است با داغ کردن جنگ های مذهبی، آرامش نسبی منطقه را به هم بریزد. گسترش اختلافات شیعه وسنّی در کشورهائی چون عراق، افغانستان ، پاکستان و ایران، زمینه های تاثیرگذاری سیاست های این ابرقدرت را افزایش خواهد داد. هدف این سیاست آمریکا، مقابله با عظمت طلبی حاکمان جمهوری اسلامی است زیرا جمهوری اسلامی علیرغم سرکوب خشن دگراندیشان دینی در داخل کشور، در عرصه بین المللی تلاش دارد از وحدت مسلمانان دفاع کند و با کشورها و دولت های اسلامی روابط حسنه ای داشته باشد. تلاش برای برقراری ارتباط نزدیک با حکومت عربستان و کاهش حساسیت های این کشور، و یا تلاش برای حمایت از سیل زدگان پاکستان و برقراری ارتباطات گسترده با مقامات این کشور، یا حمایت های مالی از اسلام گرایان در فلسطین، را می توان از این نمونه ها دانست. حتی زمانی که بمب افکن های عربستان شیعیان زیدیه در یمن را بمباران می کنند، مقامات ایرانی از بکارگیری لفظ شیعیان در مورد شیعیان زیدیه خودداری کرده و خواهان توقف بمباران مسلمانان می شوند.
اما همین حکومت که در سطح بین المللی می خواهد بر طبل وحدت مسلمین بکوبد و سیاست پان اسلامیستی در پیش گیرد، در داخل کشور، سیاست سرکوب همه جانبه دگراندیشان دینی را دنبال می کند. این سیاست سرکوبگرانه علیه پیروان اهل سنت نیز با جدیت دنبال می شود. نباید از خاطر برد که اهل سنت پس از سال ها تلاش، نتوانسته است حتی اجازه ساختن یک مسجد در تهران را به دست آورد. در حالی که دولت اسلامی برای ساختن مساجد برای شیعیان و سنّییان در سراسر جهان و بویژه درکشورهای اروپائی میلیون ها دلار هزینه کرده است. مسلمانان اهل سنت امسال نتوانستند حتی نماز عید فطر را در تهران برگزار کنند. روحانیون اهل سنت بلوچستان هم زیر سنگین ترین فشار سرکوب دستگاه های امنیتی قرار گرفته اند.
سیاست دولت اسلامی در برخورد به مسلمانان غیرشیعه در خارج و داخل کشور، بیان یک تناقض آشکار است. نگاه و نگرش دولت اسلامی به دگراندیشان بطور عموم ودگراندیشان دینی بطور اخص، در داخل کشور، نگاهی کاملأ امنیتی است. در مورد بلوچستان، این نگاه امنیتی تمامی عرصه های زندگی اجتماعی و سیاسی را نیز در برگرفته است. از نگاه راهبردی، بلوچستان در چشم رهبران جمهوری اسلامی، پاشنه آشیل این کشور محسوب می شود. پس از سقوط دولت صدام حسین و روی کار آمدن شیعیان در عراق، دولت اسلامی با نگرش جدیدی به خوزستان می نگرد. اما بلوچستان به دلیل هم مرز بودنش با افغانستان و پاکستان و هم چنین در کناره دریای عمان، از جایگاه استراتژیک ویژه ای برخوردار است و حساسیت رژیم اسلامی به آن بشدت بالاست. دولت اسلامی برای تبدیل این پاشنه آشیل به منطقه ی امن و عاری از خطر، راه امنیتی و نظامی را در پیش گرفته است. در اینجا هیچ تلاشی برای کسب همسوئی و همدلی مردم بلوچ و رهبران اهل سنت انجام نمی گیرد. بلکه سیاست عمومی حاکمیت ، نظامی کردن منطقه، بالابردن کنترل امنیتی، گماردن نیروی های مورد اعتماد و بویژه شیعیان متعصب زابلی در مقامات و حتی سازماندهی اساکن زابلی ها در مناطق و روستاهائی که کرمانی های، بمی ها ، بیرجندی ها و یزدی ها آن ها را رها کرده و بازگشته اند، می باشد. سیاست پاکسازی استان از مهاجرین افغانی در چهارچوب همین سیاست امنیتی قابل توضیح است. در دو سال گذشته دولت حاکم تقریبأ تمامی افغان های ساکن بلوچستان را یا از کشور اخراج کرده و یا در دیگر استان ها اسکان داده است.
مجموعه ی این اقدامات نشان می دهد که دولت اسلامی از نقش بلوچستان در تحولات آتی بشدت نگران است. برای رفع نگرانی خود، تشدید سرکوب و امنیتی کردن فضای استان را در دستور قرار داده است. سرکوب روحانیون اهل سنت بلوچستان، جلوگیری از درس خواندن طلبه های افغانی یا تاجیک در حوزه های علمیه اهل سنت، جزئی از سیاست امنیتی عمومی دستگاه حاکم در بلوچستان است. روشن است که وقتی مسلمانان در یک کشور اسلامی نتوانند از اعتقادات خود دفاع و یا آن را تبلیغ کنند، وضعیت برای دگراندیشان غیر دینی تا چه حد سرکوبگرانه است. اما حکومت اسلامی نشان داده است که به آزادی عقیده و اندیشه هیچ اعتقادی ندارد. تمامیت گرائی دینی، وقتی در حاکمیت قرار گیرد، هیچ اندیشه ی دیگری را بر نمی تابد. آن ها برای خود حق تبلیغ در همه ی عرصه ها و در همه جا را قائل هستند و به صد ها زبان برنامه های رادیوئی و تلویزیونی پخش کرده و مبالغ هنگفتی را در این تبلیغات هزینه می کنند اما اگر دیگران بخواهند حتی در حد محدودی اعتقادات خود را تبلیغ کنند، به تبلیغ علیه نظام دینی حاکم محکوم می شوند. این جوهر به اصطلاح “آزاد اندیشی” حکومت دینی است. استبداد حاکم بر ایران نه تنها از تدریس علوم انسانی در دانشگا های کشور در هراس است، بلکه آموزش های دینی در مدارس اهل سنت نیز همچون خاری در چشمان خون آلودش است.
سیاست امنیتی دولت اسلامی در بلوچستان و سرکوب بی مهار روحانیون اهل سنت، امنیت مطلوب رهبران اسلامی را تامین نخواهد کرد. تخم کینی که حاکمیت اسلامی در بلوچستان می کارد، دیر یا زود، طوفان خشم مردم این دیار را به دنبال خواهد داشت. شعله ور شدن آتش جنگ های برادرکشی شیعه و سنی در سیستان و بلوچستان، که مقدمات آن توسط امنیتچی های رژیم در استان و مرکز فراهم می شود، امری نیست که بتواند به سیاست امنیتی رژیم حاکم یاری رساند. چنین آتشی به قربانی شدن جان های بیشماری در استان منجر خواهد شد . این نگرانی را نباید از نظر دور داشت.
1-خبر
احضارمولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي به دادگاه ويژه روحانيت
سنى نيوز: به گزارش خبرگزاري اهوران نيوز در ادامه فشارهاي دولت جنايتكار صفوي ايران بر علماي اهل سنت، مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي (ابو عمار) مدير وبلاگ
خاطرات روزانه ابوعمار و مدرس حوزه ي علميه دارالعلوم زاهدان بار ديگر براي چندمين بار به دادگاه ويژه روحانيت مشهد احضار شد و ايشان بايد روز يكشنبه اين هفته در دادگاه حاضر شود. لازم به يادآوريست كه اگر نظري گذرا بر اتفاقات رخ داده طي هفته ها و يک ماه گذشته بيندازيم، به وضوح معلوم مي شود که حلقه فشارها بر اهل سنت ايران تنگ تر از پيش شده، امري که بر خلاف منافع ملي و ديدگاه مذهبي کشور مي باشد.
اين در حالي است که وضع مادي اين عالم و مدرس با اخلاق اهل سنت مناسب نيست و مصارف رفت و برگشت به اداره روحانيت مشهد را شخصا پرداخت مي کند.
1-خبر
تبعیض عامل بروز خشونت در بلوچستان
سنى نيوز: در ادامهی فشارها بر اقلیتهای مذهبی در روزهای اخیر، حاج عبدالرحیم شهبخش، داماد و برادرزادهی مولانا عبدالحمید، امام جمعهی زاهدان و چندتن از فعالان مذهبی بازداشت شدند.شماری از علمای اهل سنت نیز ممنوعالخروج و گذرنامهشان توقیف شده تا مانع حضور آنها در همایشهای اسلامی در کشورهای همسایهی ایران شوند.
خبرگزاری فارس، اتهام داماد امام جمعهی زاهدان را ارتباط با بیگانه و سوء
استفاده از اموال عمومی عنوان کرده است.عبدالستار دوشوکی، فعال سیاسی و تحلیلگر مسائل بلوچستان در گفتوگویی با زمانه این اتهامات را واهی میداند و میگوید تشدید فشارها و اعمال تبعیضی از سوی حاکمیت باعث بروز خشونتهای عریان در این مناطق میشود.
طی روزهای گذشته، شماری از علمای دینی ممنوعالخروج و تعدادی از فعالان اهل سنت در بلوچستان نیز بازداشت شدند. با توجه به این امر آیا میشود گفت فشار بر فعالان اهل سنت در این منطقه تشدید شده است؟
عبدالستار دوشوکی: بله، همینطور است. طی سالهای اخیر فشار بر علمای اهل سنت به صورت شخصی و گروهی تشدید شده و ممانعت از حضور علمای اهل سنت در جلسات و کنفرانسهای بینالمللی یکی از نشانههای این فشارها است.دستگیری و حتی ترور بعضی از شخصیتها در سیستان و بلوچستان، نشانههای دیگری هستند از اینکه اصولاً حکومت درصدد یک نوع تقابل جدی با اهل سنت در سیستان و بلوچستان بهطور مشخص، و با اهل سنت ایران بهطور عام است.
به نظر شما این فشارها ارتباطی با مواضع برخی از شخصیتهای مذهبی در بلوچستان بعد از انتخابات رئیس جمهوری دارد؟
واقعیت این است که اصولاً اهل سنت در بلوچستان مورد تبعیض قرار گرفتهاند و به اصطلاح قشر تامگرا که از آقای احمدینژاد حمایت کردند به طور مشخص با این نوع تبعیضها همخوانی دارند. اصلاحطلبان و بهخصوص قبل از انتخابات، آقایان کروبی و موسوی به این تبعیضها اشاره کرده و وعده داده بودند که حداقل بخشی از این تبعیضها علیه اقلیتهای دینی و قومی در ایران برطرف میشود.
به همین دلیل طرفداران حاکمیت معتقد هستند که اهل سنت جانب اصلاحطلبان و بهخصوص جانب آقایان موسوی و کروبی را گرفتهاند که در عمل اینگونه نیست.به همین دلیل هم، رهبر بالفعل اهل سنت، آقای مولوی عبدالحمید که امام جمعهی زاهدان نیز هستند بارها اشاره کردهاند. حتی موقعی که کروبی به زاهدان رفتند به ایشان گفتند ما در موقعیتی هستیم که واقعاً نمیتوانیم از افراد یا جناح خاصی حمایت کنیم؛ بهخاطر اینکه اگر امروز ما از شما حمایت کنیم و رای نیاورید فاتحان یا برندگان انتخابات بر حسب تجربهی سیسال گذشته برخورد بسیار بدی با ما خواهند داشت.
به همین دلیل اهل سنت از هیچ یک از جناحها یا نامزدهای انتخابات سال گذشته حمایت آشکار و علنی نکردند؛ ولی به هر حال جناح حاکمیت و انحصارطلب حتی مدارس و مساجد اهل سنت در بلوچستان، کردستان، ترکمنصحرا، تالش، جنوب ایران و خراسان را برنمیتابند. در نتیجه درصدد اعمال کنترل کامل بر مدارس و حتی مدیریت این مدارس دینی در مناطق اهل سنت هستند که علمای اهل سنت با آن به شدت مخالفت میکنند.
ایجاد این فشارها چه ارتباطی میتواند با انفجارهای اخیر سیستان و بلوچستان و فعالیتهای گروه جندالله داشته باشد؟
رهبران اهل سنت بارها مشخص کردند با خشونت و بخصوص خشونتهای جندالله از قبیل بمبگذاری در مساجد وهشدار دستهجمعی توسط بمبگذاران و عملیات انتحاری کاملاً مخالفند. در مقابل مواضع شدید خود حتی مورد سرزنش طرفداران جندالله نیز قرار گرفتند.آنها با اعمال خشونتآمیز کاملاً مخالف هستند، اما اصولاً حكومت ايران از این جو خشونتباری که وجود دارد سوء استفاده میکند تا شرایط بلوچستان را بحرانی توصیف کند و بتواند به اصطلاح عامیانه از این آب گلآلود ماهی بگیرد.
به عنوان مثال حدوداً هجده روز پیش حاج عبدالرحیم شهبخش، داماد و برادرزادهی مولانا عبدالحمید را در تهران بازداشت کردند. روز دوشنبه سوم آبانماه خبرگزاری فارس خبر داد به دلیل ارتباط با بیگانگان ایشان دستگیر شدند که البته این اتهامی واهی است که به همه میزنند. چند روز پیش نیز مسئول امور مالی حوزهی دارالعلوم زاهدان که حوزهی علمیه اهل سنت در بلوچستان است مورد حمله قرار گرفت و به شدت زخمی شد. او الان در بیمارستان است.
توقیف گذرنامه و ممنوعالخروج شدن بعضی از علمای اهل سنت هم که هفتهی پیش در فرودگاه امام خمینی صورت گرفت. همهی اینها مبنی بر نوعی تشدید فشار و تحریک افکار اهل سنت است که متاسفانه حكومت ايران با این کار ادامه میدهد.
از شرکت علمای دینی اهل سنت در همایشهای اسلامی در کشورهای همسایه جلوگیری بهعمل آمده است. علت این برخورد چیست؟
دلیل آن نحوهی عملکرد حكومت ايران است. توضیح کوتاهی میدهم. کنفرانسها و مجامع مختلفی در کشورهای همسایه از جمله پاکستان، ترکیه، قطر و عربستان که عمدتاً سنی هستند برگزار میشوند. در این کنفرانسها طی چهل تا پنجاه سال اخیر رهبران اهل سنت دعوت شده و شرکت کرده بودند.
حدوداً چندماه پیش کنفرانس مشابهی به نام «کنفرانس بینالمللی اسلامی» در ترکیه برگزار شد که مولانا عبدالحمید، امام جمعهی اهل سنت در آن شرکت کرد و بلافاصله گذرنامهی ایشان را توقیف کردند و نگذاشتند در کنفرانس اتحادیهی جهان اسلام که در مکه برگزار میشد شرکت کنند. هنوز هم گذرنامهی مولوی عبدالحمید توقیف است. اخیراً به کنفرانس دیگری در قطر دعوت شده بودند که متاسفانه چون گذرنامه نداشتند نتوانستند خارج شوند.
همچنین بعضی از علمای اهل سنت از جمله مولانا عبدالغنی، دکتر عبیدالله و مولوی عثمان قلندر زهی قرار بود در کنفرانس بینالمللی اسلامی در ترکیه شرکت کنند اما وقتی آنان به فردوگاه امام خمینی میرسند برای عزیمت به ترکیه بلافاصله گذرنامههاشان توقیف میشود. به هر حال اجازه پیدا نکردند به این کنفرانسها بروند.
اینها کنفرانسهایی در کشورهای اهل سنت هستند، اما نکتهی قابل توجه این است که علیرغم اینکه گردانندگان و شرکتکنندگان این کنفرانسها سنی مذهب هستند ولی همواره بر اساس حسن برادری گروهی از حکومت ایران و آخوندهای شیعه را هم دعوت میکنند. معمولا یک گروه سی نفری به سرپرستی آیتالله تسخیری، رئیس مجمعالتقریب بین مذاهب شرکت میکنند. یعنی روحانیون شیعهی آزاد در کشورهای ترکیه، عربستان، قطر و ... به عنوان نماینده شرکت میکنند.
یک نفر بهنام نمایندهی رهبری در امور اهل سنت که توسط خود رهبر انتخاب شده و مورد قبول علمای اهل سنت نیست در گروه آیتالله تسخیری وجود دارد. حكومت ايران میخواهد سنیها و شیعهها تحت سرپرستی آیتالله تسخیری شرکت کنند و نمایندهی اهل سنت همان نمایندهی ولی فقیه در امور اهل سنت باشد نه استادان و علما و رهبران اهل سنت.
بههمین دلیل جمهوری اسلامی تصمیم گرفته که حضور علمای اهل سنت را در این کنفرانسها محدود کند، مگر اینکه آنان قبول کنند که نمایندهی رهبر در امور اهل سنت نمایندهی تامالختیار مردم اهل سنت باشد که این هم مورد قبول علمای اهل سنت چه در بلوچستان و چه در کردستان و دیگر مناطق ایران نیست.
خواستههای عینی فعالان مذهبی در بلوچستان چیست؟ چه تناسبی بین آنها و مطالبات گروه جندالله وجود دارد؟
اگر جندالله را در نظر بگیریم همان طرز تفکر گروهی را دارد که به عنوان مثال در چند روز اخیر به یکی از مساجد در پاکستان حمله کردند؛ یعنی نوعی برداشت بنیادگرایانه و خشک و مملو از تعصب وجود دارد که علمای اهل سنت بلوچ با آن کاملاً مخالفند. آنها این مخالفت را در حرف و عمل و همراهی و همسویی بارها اعلام کردند و از نظر مردم بلوچ کاملاً مشخص است.
مشکلی که در بلوچستان اما وجود دارد این است که جمهوری اسلامی با اینگونه برخوردهای خشن و تبعیضآمیز، از جمله دستگیری و ضرب و شتم و ترور و ... موجب گسترش خشونت در بلوچستان میشود که در آن بستر، گروههایی مانند جندالله میتوانند رشد کنند. آنها با استناد به این نوع تبعیضها عریان و آشکار تبلیغ میکنند. کما اینکه جندالله در سایتهای خود این تبلیغ را کردند که اصولاً حكومت ايران هیچگونه فعالیتی را از طرف اهل سنت در سیستان و بلوچستان و دیگر نقاط ایران تحمل نمیکند.
همچنین میگویند این رژیم هیچگونه مکالمه یا محاورهی مدنی و گفتوگو را برنمیتابد و تنها راه مقابله با آن اعمال همان راه خشونتی است که اعمال میدارد. این هم اولینبار نیست و خود علمای بلوچستان بارها رد کرده و اصولاً معتقد هستند مقابله با خشونت از طریق خشونت نمیتواند موفقیتآمیز باشد.
طی یک سال گذشته شاهد رویدادهایی خشونتبار در بلوچستان بودیم. چرا بلوچستان؟ مسبب اصلی این خشونتها چه کسانی هستند و اصولاً چه هدفی را دنبال میکنند؟
برای درک اینکه چرا این خشونتهای عریان و بسیار شدید در بلوچستان وجود دارد، باید به سه نکتهی عمده توجه داشت: اولاً، موقعیت جغرافیایی بلوچستان که از یک طرف با پاکستان و از طرف دیگر با افغانستان همسایه است و زمینهی تاثیرپذیری نیروهای بنیادگرا در تعامل با طالبان و حتی القاعده در پاکستان و افغانستان بیشتر وجود دارد و فراهم است.
موضوع دوم عملکرد حكومت ايران در سیستان و بلوچستان یک عملکرد سرکوبگر و مملو از تبعیض و تحقیر و توهین است. مسئلهی سوم باز به کلیت عملکرد حكومت ايران برمیگردد. اکثریت موقعیتهای شغلی که در بلوچستان وجود دارد دولتی هستند و این شغلها به کسانی خارج از این استان داده میشوند. همچنین بیشتر مقامهای دولتی غیر بومی و شیعه هستند و اصولاً نوعی تقابل و تضاد با مردم اهل سنت دارند.
از سوی دیگر متاسفانه دولت مسائل بلوچستان را از یک دیدگاه امنیتی و نظامی میبیند. بنابراین تنها راهی که برای حل معضلات سیستان و بلوچستان ارائه کرده یک راه امنیتی و نظامی از طریق اسلحه و زندان و کشتار و اعدام است. در حكومت ايران تشیع وابسته به حکومت مجاز هستند به مقدسات اهل سنت توهین کنند. حتی به حضرت عایشه و عمر توهین میکنند. یکی از آرامگاهها و محل پرستش متعلق به «ابولولو» در کاشان است که قصد داشتند آن را تعطیل کنند.
منظورم این است که توهین عریان چه از طریق مساجد، معابر و حتی از طریق رادیو و تلویزیونهای ماهوارهای علیه اهل سنت وجود دارد. اهل سنت این حق را ندارند تا از خودشان دفاع کنند. کوچکترین دفاع از سوی اهل سنت مخالفت با کل نظام تلقی میشود. به همین دلیل بلافاصله دستگیر میشوند. این نوع تبعیضها و اجحافها باعث شده یک جو بسیار حاد و نامناسبی بهوجود بیاید که عامل اصلی آن حكومت ايران است.
منبع: راديو زمانه: محسن کاکارش
اشتراک در:
پستها (Atom)