نمایش پستها با برچسب ت-صحابه. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ت-صحابه. نمایش همه پستها
8-▐ردشبهات▐,
ب-خلفای راشدین,
پ-خلافت وامامت,
ت-اهل بيت,
ت-صحابه
آیا آیه نجوی فضیلتی برای علی رضی الله عنه ثابت میکند؟
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
اگر سنی دوستدار صحابه است، پس چرا قاتل عمار یاسر را دوست دارد؟
اگر سنی دوستدار صحابه است، پس چرا قاتل عمار یاسر را دوست دارد؟
شیعه میگوید شما سنی ها ما رابخاطر بدگویی از اصحاب پیامبر متهم به کفر و نفاق میکنید، حتی که حاضرید ما را بکشید، اما کشنده و قاتل یکی بهترین اصحاب پیامبر است را دوست دارید ! مگر مطابق روايات متواتر، پيامبر گرامى نفرمود : عمّار ياسر را گروه باغى و تجاوزگر وستمكار، خواهد كشت: ...
« تقتله الفئة الباغية يدعوهم إلى اللّه ويدعونه إلى النار » صحيح البخاري
1.مگر نفرمود : قاتل عمّار در ميان آتش جهنّم است؟
إنّ عمار قاتله وسالبه في النار المستدرك، ج 3 ص 387،
اين روايت به قدرى محكم و غير قابل انكار بود كه پس از شهادت عمّار عدّهاى از دوستان معاويه ؛ مانند عمرو بن عاص، در حقّانيّت معاويه گرفتار ترديد شده و از جنگ دست كشيدند و جمعى زيادى هم به پيروى از عمرو بن عاص از صحنه جنگ با على كنار رفتند؛
1.مگر نفرمود : قاتل عمّار در ميان آتش جهنّم است؟
إنّ عمار قاتله وسالبه في النار المستدرك، ج 3 ص 387،
اين روايت به قدرى محكم و غير قابل انكار بود كه پس از شهادت عمّار عدّهاى از دوستان معاويه ؛ مانند عمرو بن عاص، در حقّانيّت معاويه گرفتار ترديد شده و از جنگ دست كشيدند و جمعى زيادى هم به پيروى از عمرو بن عاص از صحنه جنگ با على كنار رفتند؛
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
آیا اصحاب رضی الله عنهم از ورود به حوض منع میشوند؟
آیا اصحاب رضی الله عنهم از ورود به حوض منع میشوند؟
پاسخ به این سؤال نیاز به مقدمهای دارد که قبل از پاسخ این پرسش باید فضیلت اصحاب بیان شود. ...
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
چرا ابوهریره رضی الله عنه، اینهمه روایت نقل کرده اند؟
چرا ابوهریره رضی الله عنه، اینهمه روایت نقل کرده اند؟
تهمت شیعه:
روایتهای عجیب و غریب ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به حدی رسید كه صدای عمر بن خطاب را نیز درآورد ؛ تا جایی كه او را تهدید كرد كه اگر از این كارش دست نكشد، او را تبعید خواهد كرد.
ذهبی، عالم مشهور اهل سنت در ترجمه ابوهریره مینویسد:
سائب بن یزید از عمر شنید كه به ابوهریره می گفت: یا نقل حدیث از پیامبر را ترك كن و گرنه تو را به سرزمین دوس (محل تولد ابوهریره) تبعید می كنم.
سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج 2، ص 600 – 601
اگر ابوهریره، احادیثی كه نقل میكرده است حقیقتاً از پیامبر اسلام شنیده بود، چرا عمر وی را از این كار منع و حتی او را تهدید به تبعید میكند؟ آیا امكان دارد كه عمر، صحابی رسول خدا را بدون هیچ گناهی، تنبیه كند ؟
در روایت دیگری خود ابوهریره اعتراف میكند: احادیثی كه الآن نقل میكنم، اگر در زمان عمر نقل میكردم، سرم را می شكست:
سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج 2، ص 601
روایتهای عجیب و غریب ابوهریره از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به حدی رسید كه صدای عمر بن خطاب را نیز درآورد ؛ تا جایی كه او را تهدید كرد كه اگر از این كارش دست نكشد، او را تبعید خواهد كرد.
ذهبی، عالم مشهور اهل سنت در ترجمه ابوهریره مینویسد:
سائب بن یزید از عمر شنید كه به ابوهریره می گفت: یا نقل حدیث از پیامبر را ترك كن و گرنه تو را به سرزمین دوس (محل تولد ابوهریره) تبعید می كنم.
سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج 2، ص 600 – 601
اگر ابوهریره، احادیثی كه نقل میكرده است حقیقتاً از پیامبر اسلام شنیده بود، چرا عمر وی را از این كار منع و حتی او را تهدید به تبعید میكند؟ آیا امكان دارد كه عمر، صحابی رسول خدا را بدون هیچ گناهی، تنبیه كند ؟
در روایت دیگری خود ابوهریره اعتراف میكند: احادیثی كه الآن نقل میكنم، اگر در زمان عمر نقل میكردم، سرم را می شكست:
سیر أعلام النبلاء، الذهبی، ج 2، ص 601
جواب اهل سنت:
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
آیا حضرت ابوهریره سخنان دروغین، به رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت میداد؟!
آیا حضرت ابوهریره سخنان دروغین، به رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت میداد؟!
علمای شیعه در بین کتب اهل سنت جستجو میکنند تا متنی را بر ضد آنها بیابند و جارو جنجال براه بیاندازند...
بعضی اوقات ایرادهای آنها خیلی احمقانه است اما چون پی در پی تکرار میکنند و سایت هایشان به تقلید از یک دیگر ،تکرارا مینویسند، ما را مجبور شدیم که سطح سواد خود را با آنها هماهنگ کنیم!! تا جواب ما را درک کنند!
یک ایراد را ببینید:
شبهه شیعه:
قال تعالی : أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (محمد: ٢٤)
چرا صحیح بخاری که صحیحترین کتبتان است را نمیخوانید :
ابوهریره بصراحت میگوید این سخنان از کیسه من و دروغ است
و گفتار رسول خدا نیست:
أخرج البخاري في صحيحه كتاب النفقات ، باب وجوب النفقة على الأهل والعيال ج5 ص 2048 ح 5040 والحديث برقم 4936(( حدثنا عمر بن حفص: حدثنا أبي: حدثنا الأعمش: حدثنا أبو صالح قال: حدثني أبو هريرة رضي الله عنه قال: قال النبي صلى الله عليه ( وآله) وسلم: أفضل الصدقة ما ترك غني، واليد العليا خير من اليد السفلى، وابدأ بمن تعول، تقول المرأة: إما أن تطعمني وإما أن تطلقني، ويقول العبد: أطعمني واستعملني’ ويقول الابن : أطعمني، إلى من تدعني فقالوا سمعت ذلك من رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ؟ قال : لا ، هذا من كيس أبي هريرة
أخرج الإمام أحمد بن حنبل باقي مسند المكثرين ، مسند أبي هريرة ، قال أبو هريرة نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن كسب الحجام وكسب البغي وثمن الكلب قال وعسب الفحل قال وقال أبو هريرة هذه من كيسي.
معني اين است كه ابوهريره سخنی را نقل میکند و میگوید آنرا از رسول الله شنیدم و مردم میگویند آیا از رسول الله شنیدی؟
و در حدیث دوم مردم میپرسند: آیا از رسول الله شنیدی یا سخن خودت است؟
و ابوهريره پاسخ میدهد: از کیسه خودم بافتم
گویا نمیداند سزای دروغ بستن به رسول الله آتش است
پاسخ اهل سنت:
بعضی اوقات ایرادهای آنها خیلی احمقانه است اما چون پی در پی تکرار میکنند و سایت هایشان به تقلید از یک دیگر ،تکرارا مینویسند، ما را مجبور شدیم که سطح سواد خود را با آنها هماهنگ کنیم!! تا جواب ما را درک کنند!
یک ایراد را ببینید:
شبهه شیعه:
قال تعالی : أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا (محمد: ٢٤)
چرا صحیح بخاری که صحیحترین کتبتان است را نمیخوانید :
ابوهریره بصراحت میگوید این سخنان از کیسه من و دروغ است
و گفتار رسول خدا نیست:
أخرج البخاري في صحيحه كتاب النفقات ، باب وجوب النفقة على الأهل والعيال ج5 ص 2048 ح 5040 والحديث برقم 4936(( حدثنا عمر بن حفص: حدثنا أبي: حدثنا الأعمش: حدثنا أبو صالح قال: حدثني أبو هريرة رضي الله عنه قال: قال النبي صلى الله عليه ( وآله) وسلم: أفضل الصدقة ما ترك غني، واليد العليا خير من اليد السفلى، وابدأ بمن تعول، تقول المرأة: إما أن تطعمني وإما أن تطلقني، ويقول العبد: أطعمني واستعملني’ ويقول الابن : أطعمني، إلى من تدعني فقالوا سمعت ذلك من رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ؟ قال : لا ، هذا من كيس أبي هريرة
أخرج الإمام أحمد بن حنبل باقي مسند المكثرين ، مسند أبي هريرة ، قال أبو هريرة نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن كسب الحجام وكسب البغي وثمن الكلب قال وعسب الفحل قال وقال أبو هريرة هذه من كيسي.
معني اين است كه ابوهريره سخنی را نقل میکند و میگوید آنرا از رسول الله شنیدم و مردم میگویند آیا از رسول الله شنیدی؟
و در حدیث دوم مردم میپرسند: آیا از رسول الله شنیدی یا سخن خودت است؟
و ابوهريره پاسخ میدهد: از کیسه خودم بافتم
گویا نمیداند سزای دروغ بستن به رسول الله آتش است
پاسخ اهل سنت:
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
چرا اهل سنت، صحابه دهگانه را بهشتی میدانند؟!
چرا اهل سنت، صحابه دهگانه را بهشتی میدانند؟!
شبهه شيعه
راویان اهل تسنّن، از جمله احمد بن حنبل در مسند خود (ج 1. ص 193) به اسناد خود از عبدالرّحمنبنعوف نقل میكند كه پیامبرفرمود:
«اَبُوبَكْرٌ فِی الْجَنَّهِ، وَ عُمَرٌ فِی الْجَنّه، وَ عَلِیٌّ فِی الْجَنَّه، وَ عُثمان فِی الْجَنّهِ، وَ طَلْحَه فِی الْجَنَّه، وَ الزَُّبَیْرُ فِی الْجَنَّهِ وَ عَبْدُالرَّحمنِ بْنِ عُوفٍ فِی الْجَنَّه، وَ سَعْدُ بْنِ اَبِی وَقّاصٍ فِی الْجَنَّهِ، وَ سَعِیدُ بْنِ زَیْدٍ فِی الْجَنَّهِ وَ اَبُوعُبَیْدَهِ ابْنِ الجَّراحِ فِی الْجَنَّهِ»[1]:
«یعنی: این (افراد دهگانه) در بهشت هستند: 1ـ ابوبكر، 2ـ عمر، 3ـ علی، 4ـ عثمان، 5ـ طلحه، 6ـ زبیر، 7ـ عبدالرّحمنبن عوف، 8ـ سعد وقّاص، 9ـ سعید بن زید، 10ـ ابوعُبیده جرّاح»[2].
راویان اهل تسنّن، از جمله احمد بن حنبل در مسند خود (ج 1. ص 193) به اسناد خود از عبدالرّحمنبنعوف نقل میكند كه پیامبرفرمود:
«اَبُوبَكْرٌ فِی الْجَنَّهِ، وَ عُمَرٌ فِی الْجَنّه، وَ عَلِیٌّ فِی الْجَنَّه، وَ عُثمان فِی الْجَنّهِ، وَ طَلْحَه فِی الْجَنَّه، وَ الزَُّبَیْرُ فِی الْجَنَّهِ وَ عَبْدُالرَّحمنِ بْنِ عُوفٍ فِی الْجَنَّه، وَ سَعْدُ بْنِ اَبِی وَقّاصٍ فِی الْجَنَّهِ، وَ سَعِیدُ بْنِ زَیْدٍ فِی الْجَنَّهِ وَ اَبُوعُبَیْدَهِ ابْنِ الجَّراحِ فِی الْجَنَّهِ»[1]:
«یعنی: این (افراد دهگانه) در بهشت هستند: 1ـ ابوبكر، 2ـ عمر، 3ـ علی، 4ـ عثمان، 5ـ طلحه، 6ـ زبیر، 7ـ عبدالرّحمنبن عوف، 8ـ سعد وقّاص، 9ـ سعید بن زید، 10ـ ابوعُبیده جرّاح»[2].
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
چرا اهل سنت صحابه را دوست مي دارند و اجازه نمی دهند کسی به آنها توهین کند؟؟
چرا اهل سنت صحابه را دوست مي دارند و اجازه نمی دهند کسی به آنها توهین کند؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله وحده والصلاه والسلام على من لا نبي بعده نبينا محمد وعلى آله وصحبه
أما بعد: همانا که محبت و علاقه به اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله سلم در نزد اهل سنت و جماعت از اصول ایمان قلمداد میشود. چرا که این گروه (صحابه) برگزیدگان بشریت به شمار میآیند. آنان کسانی هستند که خداوند عز وجل ایشان را برای مصاحبت با رسولش و انتشار دینش انتخاب کرد. همان کسانی که وظیفه سنگین حفظ دین و تبلیغ آن را به نسلهای آینده به نحو احسن انجام دادند. و گفتنی است که اگر این گروه برگزیده نبود شریعت اسلام نیز مانند دین یهود و مسیحیت دستخوش تحریف میشد. حال اگر کسی در صلاحیت و صداقت صحابه ایراد وارد کند در واقع به کتاب و سنتی که به وسیله ایشان به ما رسیده است طعن وارد کرده است. از جانب دیگر، آیات و احادیث زیادی در فضیلت صحابه وارد شده است که دوست داشتن و دفاع از آنها، و دشمنی با کسانی که به ایشان توهین میکنند را بر ما واجب میکند.
بنابراین ما صحابه را دوست داریم برای اینکه:
1- خداوند تعالی از ایشان راضی گشته است، چنان که میفرماید: «لَّقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا» (الفتح: 18). «خداوند از مؤمنان ـ هنگامى كه در زير آن درخت (بيعهالرضوان كه در حديبيه انجام گرفت) با تو بيعت كردند ـ راضى و خشنود شد; خدا آنچه را در درون دلهايشان (از ايمان و صداقت) نهفته بود مىدانست; از اين رو آرامش را بر دلهايشان نازل كرد و پيروزى نزديكى (يعنى فتح خيبر) بعنوان پاداش نصيب آنها فرمود».
2- برای اینکه خداوند تعالی به صفت ایمان از صحابه یاد کرده است، چنانکه فرموده است: « هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ » (الأنفال: 62). «خداوند است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد».
3-صحابه را دوست داریم زیرا خداوند آنها را تایید کرده و آنها را رستگار خوانده و به ایشان وعده بهشت داده است، در این باره میفرماید: «لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »(التوبه: 88-89) «ولى پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند، با اموال و جانهايشان جهاد كردند; و همه نيكيها براى آنهاست; و آنها همان رستگارانند! خداوند براى آنها باغهايى از بهشت فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند بود; و اين است رستگارى (و پيروزى) بزرگ!».
4- صحابه را دوست داریم زیرا خداوند درباره آنها فرموده است: «كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» (آل عمران: 110). «شما بهترين امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شدهاند». ابن عباس رضی الله عنه در تفسیر این آیه میگوید: منظور کسانی هستند که با محمدصلی الله علیه وسلم هجرت کردند.
5- صحابه را دوست داریم زیرا خداوند عز وجل نیز آنها را دوست دارد، آنچنانکه فرموده است: « فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ »(المائده: 54). «خداوند به زودی قومی را به وجود میآورد که آنها را دوست دارد و آنها نیز خداوند را دوست دارند». حسن بصری میگوید: قسم به خدا که این آیه در باره مردم حروراء نازل نشده است بلکه درباره ابوبکر و عمر و یارانشان نازل شده است.
6- صحابه را دوست داریم زیرا که خداوند از آنها با صفت ایمان یاد کرده است، در این باره میفرماید.« وَالَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالَّذِينَ آوَوا وَّنَصَرُوا أُولَٰئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَّهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ » (الأنفال: 74). «و آنها كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنان مؤمنان حقيقىاند; براى آنها، آمرزش (و رحمت خدا) و روزى شايستهاى است».
7- آنها را دوست داریم چرا که پیامبرصلی الله علیه وسلم محبتشان را نشانه ایمان، و بغضشان را نشانه نفاق دانسته است، عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنِ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم قَالَ: «آيَةُ الْمُنَافِقِ ثَلاثٌ: إِذَا حَدَّثَ كَذَبَ، وَإِذَا وَعَدَ أَخْلَفَ، وَإِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ». (بخارى:33). از ابوهريره رضی الله عنه روايت است كه نبي اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود: «نشانة منافق، سه چيز است: اول اينكه در صحبتهاي خود، دروغ ميگويد. دوم اينكه خلاف وعده، عمل ميكند. سوم اينكه در امانت، خيانت ميكند».
8- نشانه ایمان دوست داشتن انصار و نشانه منافق تنفر از انصار میباشد.
9- صحابه را دوست داریم زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را از بدگویی آنها منع کرده است و فرمودهاند: «إذا ذكر أصحابي فأمسكوا». (الطبرانی). هرگاه دربارهی صحابه من صحبت به میان آمد از بدگویی آنها خودداری کنید.
10- صحابه را دوست داریم زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم آنها را سبب امنیت امت اسلام دانسته است، در این باره فرمودهاند: «النجوم أمنة للسماء، فإذا ذهبت النجوم أتى السماء ما توعد، وأنا أمنة لأصحابي فإذا ذهبتُ أتى أصحابي ما يوعدون، وأصحابي أمنة لأمتي، فإذا ذهب أصحابي أتى أمتي ما يوعدون». (مسلم). ستارهها سبب امنیت آسمان هستند پس هر گاه از بین بروند وعدهی (ناآرامی) آن فراخواهد رسید، و من سبب امنیت اصحابم هستم، پس هر گاه از دنیا رفتم وعدهی ناآرامی در آنها فراخواهد رسید، و اصحابم سبب امنیت امتم هستند، پس هرگاه آنها از دنیا رفتند وعدهی ناآرامی در امت من فراخواهد رسید.
11- صحابه را دوست داریم برای اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم آنها را بهترین مردم معرفی کرده است، چنانکه میفرماید: «خير أمتي القرن الذي بعثت فيه، ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم». (مسلم). بهترین افراد امت من کسانی هستند که من در بین آنها مبعوث شدهام (صحابه)، سپس کسانی که بعد از ایشان میآیند (تابعین)، و سپس کسانی که بعد از ایشان میآیند (تبع تابعین).
12- صحابه را دوست داریم زیرا که پیامبر صلی الله علیه وسلم ما را از ناسزا گفتن به آنها باز داشته است، و فرموده است: «لا تسبوا أصحابي ، فوالذي نفسي بيده لو أنَّ أحدكم أنفق مثل أحد ذهباً ما بلغ مُدَّ أحدهم ولا نصيفه». (مسلم). به اصحاب من ناسزا نگویید، قسم به آن کسی که جان من در دست اوست (خداوند) اگر هر یک از شما به اندازهی کوه احد طلا بخشش کند، نمیتواند به اندازهی نصف کف دست، حسنات آنها نیکی کرده باشد، چه برسد به اندازه یک کف دست.
13- صحابه را دوست داریم زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم کسی را که به آنها ناسزا بگوید لعنت کرده است چنانکه میفرماید: «لعن الله من سب أصحابي». (الطبرانی). خداوند لعنت کند کسی که به اصحاب من ناسزا بگوید.
14- صحابه را دوست داریم زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودهاند که نصرت و گسترش دین توسط ایشان و یارانشان خواهد بود، و این چنین هم شد. ایشان در این باره فرمودهاند: «يأتي على الناس زمان، يغزو فئام من الناس، فيقال: فيكم من صاحب رسول الله صلی الله علیه وسلم ؟ فيقولون: نعم، فيفتح لهم، ثم يأتي على الناس زمان، فيغزو فئام من الناس، فيقال لهم: فيكم من صاحب أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم ؟ فيقولون: نعم، فيفتح لهم، ثم يأتي على الناس زمان، فيغزو فئام من الناس، فيقال لهم: هل فيكم من صاحب من صاحب أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم ؟ فيقولون: نعم، فيفتح لهم». (بخاری ومسلم). یعنی: زمانی فرا میرسد که گروهی از مردم جهاد میکنند، از آنها پرسیده میشود که آیا در بین شما کسی هست که همراهی رسول الله صلی الله علیه وسلم کرده باشد، میگویند بله، و بدینوسیله پیروز میشوند، سپس زمان دیگری فرا میرسد و گروهی از مردم جهاد میکنند، به آنها گفته میشود: آیا در میان شما کسی که صحابهی پیامبر را همراهی کرده باشد، میگویند: بله، آنگاه پیروز میشوند، سپس زمانی فرا میرسد که گروهی از مردم به جهاد میپردازند، از آنها سوال میشود که آیا در بین شما کسی هست که همراهان صحابه را همراهی کرده باشد، میگویند: بله، پس پیروز میشوند.
15- صحابه را دوست داریم چون آنها وزیران پیامبر صلی الله علیه وسلم و یاران ایشان بودند، پیامبر صلی الله علیه وسلم در این باره میفرمایند: «إن الله تبارك وتعالى اختارني، واختار لي أصحاباً، فجعل لي منهم وزراء وأنصاراً وأصهاراً، فمن سبهم فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين، لا يقبل منه يوم القيامة صرف ولا عدل». (حاکم و آنرا صحیح دانسته است). یعنی خداوند تبارک و تعالی مرا برگزید، و همچنین برای من یارانی برگزید، و برایم از بین این یاران وزیران و یاوران و خویشانی قرار داد، پس اگر کسی به آنها ناسزا بگوید لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر او باد، و در روز قیامت هیچگونه توبه و فدیهای از او قبول نمیشود.
16-صحابه را دوست داریم زیرا دوست داشتنشان دلیل بر دوست داشتن پیامبر صلی الله علیه وسلم میباشد، و نفرت از ایشان نیز دلیل بر نفرت از پیامبر صلی الله علیه وسلم میباشد، رسول الله صلی الله علیه وسلم در این باره میفرماید: «الله الله في أصحابي، لا تتخذوهم غرضاً بعدي، فمن أحبهم فبحبي أحبهم، ومن أبغضهم فببغضي أبغضهم، ومن آذاهم فقد آذاني، ومن آذاني فقد آذى الله، ومن آذى الله أوشك أن يأخذه». «شما را بخدا، شما را بخدا، راجع به ياران (خدا را در نظر داشته باشيد) آنها را بعد از من هدف-انتقاد- خود قرار ندهيد هركس كه آنها را دوست داشته باشد، بخاطر دوستى من با آنها دوستى ميكند، و هر كس كه بر آنها بغض بورزد بخاطر دشمنى با من بر آنها بغض ميورزد، و هر كس آنها را اذيت كند، مرا اذيت كرده است، و كسى كه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است، و كسى كه خدا را اذيت كند بزودى او را بسزايش ميرساند». (أحمد وترمذی واو آن را حسن دانسته است).
17- صحابه را دوست داریم زیرا پیامبر صلی الله علیه وسلم نگه داشتن احترام ایشان و منزلتشان را نگهداری مکانت خود دانسته است، آنچنانکه میفرماید: «احفظوني في أصحابي، ثم الذين يلونهم، ثم الذين يلونهم». (ابن ماجه، وآلبانی آن را تصحیح کرده است). یعنی منزلت مرا با نگه داشتن حرمت اصحابم و کسانی که تا دو قرن بعد از ایشان میآیند حفظ کنید.
18- صحابه را دوست داریم زیرا آنها از اهل علم و فضیلت و اخلاق و راستگویی هستند، آنچنانکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در این باره میفرماید: «أرأف أمتي بأمتي أبوبكر، وأشدهم في دين الله عمر، وأصدقهم حياء عثمان، وأقضاهم علي، وأفرضهم زيد بن ثابت، وأقرؤهم أبيّ، وأعلمهم بالحلال والحرام معاذ بن جبل، ألا وإن لكل أمة أميناً، وأمين هذه الأمة أبوعبيدة بن الجراح». (حاکم). مهربانترین فرد امتم برای امتم ابوبکر است، و محکمترینشان در امر دین عمر است، و باحیاترینشان عثمان و بهترینشان در قضاوت علی و داناترینشان در علم میراث زید بن ثابت و آگاهترینشان به قرائت قرآن ابیّ بن کعب و عالمترینشان در حلال و حرام معاذ بن جبل میباشد، و در هر امتی امینی وجود دارد و امین امت من ابو عبیده بن الجراح است.
ابن مسعود رضی الله عنه اینگونه اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم را توصیف میکند: وقتی که خداوند به قلب بندگانش نظر افکند قلب محمد صلی الله علیه وسلم را بهترین قلب بندگانش یافت، آنگاه بود که او را برای خود برگزید و به پیامبری مبعوث کرد، سپس برای بار دیگر به قلب بندگانش نظر افکند و قلب اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم بهترین قلبهای بندگانش یافت، آنگاه بود که آنها را وزیران پیامبر صلی الله علیه وسلم قرار داد تا در راه دینش جنگ کنند. و همچنین میفرماید: هر کس که میخواهد از سنت پیروی کند به کسانی که فوت کردهاند اقتدا نمايد، زیرا نمیدانی آن کسی که زنده است دچار فتنه میشود یا نه، و آن کسانی که از دنیا رفتهاند اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم هستند، کسانی که از بین امت اسلام از همه در باور دینیشان قویتر و عالمتر بودند و تکلفشان در دین از همه کمتر بود، قومی بودند که خداوند آنها را برای همراهی پیامبرش صلی الله علیه وسلم و برپا کردن دینش برگزید، قدر و منزلت آنها را بدانید و به روش آنها اقتدا کنید چرا که آنها بر هدایت و راه راست بودند.
فرموده امام اهل سنت احمد بن حنبل : در بارهی صحابه: و از جمله مسایل واضح و آشکار بیان کردن نیکیهای تمامی اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم میباشد، و همچنین خویشتن داری از بازگو کردن اشتباهات و مخالفتهایی که در بین آنها رخ داده است نیز از جمله همین مسایل میباشد، بنابراین اگر کسی به اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم یا یکی از آنها ناسزا بگوید، یا به آنها توهین یا طعنه وارد کند، یا به ذکر معایب آنها بپردازد و از آنها یا یکی از آنها عیب جویی کند، چنین شخصی مبتدع، رافضی، ناپاک، و مخالف اهل سنت است، و خداوند هیچگونه توبه و فدیهای را از او قبول نمیکند، و بر خلاف آن دوست داشتن صحابه سنت است، و دعا کردن در حقشان از قربات میباشد، و اقتدا کردن به آنها وسیله نجات، و در پیش گرفتن راه و روش آنها فضیلت به حساب میآید. و صحابه پیامبر صلی الله علیه وسلم بهترین مردم هستند، شایستهی هیچ کس نیست که از آنها بدگویی کند، یا اینکه به آنها طعنه، عیب و توهین وارد نماید.
فرموده امام آجری رحمه الله در بارهی صحابه: و از جمله چیزهایی که خداوند توفیقش را داد که در کتابم: (شریعه) به رشته تحریر در آورم فضایل رسول الله صلی الله علیه وسلم میباشد، و بعد از آن به ذکر فضایل صحابه کرامش خواهم پرداخت، آن کسانی که خداوند آنان را برگزید و برای پیامبرش وزیر، خویشاوند، یاور و خلفای او برای امتش قرار داد، و آنها مهاجرین و انصار هستند، خداوند از آنها در قرآن به زیباترین اوصاف یاد کرده است، و همچنین در قرآن آمده است که خداوند از آنها در تورات نیز به بهترین اوصاف یاد کرده است، و این فضل خداوند است، آن خداوندی که از فضل بسیار بزرگ و عظیمی برخوردار است و آن را به هر کس که بخواهد عطا میکند.
مهاجرین: مهاجرین آن کسانی هستند که به خداوند و رسولش صلی الله علیه وسلم ایمان آوردند، و با عملشان ایمانشان را ثابت کردند، با پیامبر صلی الله علیه وسلم در تمام سختیها ایستادگی کردند، ذلت و گشنگی در راه خدا را بر عزت و سیری در راه غیر خدا ترجیح دادند. در راه رضای خداوندی با خویش و ناخویش در افتادند، با پیامبر صلی الله علیه وسلم هجرت کردند، و پدر و مادر و خانواده و قبیله و ثروت و دارایی خود را در این راه رها کردند، و با تنگدستی به مدینه آمدند، تمام اینها به سبب آن محبتی بود که به خداوند تبارک وتعالی و رسول گرامیش داشتند. خداوند و رسولش از تمام کسان و چیزهایی که ذکر کردیم برایشان مهمتر بودند، و این به سبب ایمان راستین، عقل صحیح، نفس پاک، رای درست، صبر شکیبا، و توفیق خداوند عز وجل بود، خداوند میفرماید:« رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »(المجادله: 22). «خداوند از آنها خشنود است و آنها نيز از خداوند خشنودند، آنها حزب اللهاند، بدانيد حزبالله پيروزان و رستگارانند».
انصار: کسانی هستند که خداوند آنان را برای نصرت و یاری دینش و پیروی از پیامبرش برگزید، از وقتی که پیامبرصلی الله علیه وسلم هنوز در مکه بود ایمان آوردند، با او بیعت کردند، و در بیعتشان با او صادق بودند، او را دوست داشتند و به یاریش برخاستند، و از آن نوری که بر او نازل شد پیروی کردند، به سبب محبتی که به پیامبر صلی الله علیه وسلم داشتند از او خواستند تا با ایشان به مدینه بیاید، ولی پیامبر به ایشان فرمود که هنوز وقتش نرسيده، سپس آن مهاجرینی که در مکه با پیامبر صلی الله علیه وسلم بیعت کرده بودند به شهر خود مدینه بازگشتند و خبر ایمان خود را به پیامبر برای برادران خود بازگو کردند، پس آنها نیز ایمان آوردند و در این راه استوار ماندند. وقتی که پیامبر صلی الله علیه وسلم به سوی ایشان هجرت فرمودند بسیار خوشحال شدند و مقدمشان را گرامی داشتند و با آغوش باز از او استقبال کردند، و او را اکرام و تعظیم نمودند، و دانستند که این هجرت مبارک نعمتی بزرگ از جانب خداوند برای آنها میباشد. سپس بقیه مهاجرین از مکه آمدند، انصار از هجرت آنها نیز بسیار خوشحال شدند، به نحو احسن به آنها نیکی کردند، خانههای خود را بین همدیگر تقسیم کردند، آنها را بر زن و بچهی خود ترجیح دادند، بسیار آنها را دوست داشتند، و بعد از اینکه با هم دشمنی و عداوت داشتند به توفیق خداوند قلبهایشان با هم اُنس گرفت و در راه او با هم برادر شدند. خداوند در وصف صحابه میفرماید: « وَإِن يُرِيدُوا أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ ۚ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ ﴿٦٢﴾ وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مَّا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »(الأنفال: 62-63 ). «و اگر بخواهند تو را فريب دهند، خدا براى تو كافى است; او همان كسى است كه تو را، با يارى خود و مؤمنان، تقويت كرد و دلهاى آنها را با هم، الفت داد! اگر تمام آنچه را روى زمين است صرف مىكردى كه ميان دلهاى آنان الفت دهى، نمىتوانستى! ولى خداوند در ميان آنها الفت ايجاد كرد! او توانا و حكيم است!». و در جای دیگر نیز میفرماید: «اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا » (آل عمران: 103). «و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركت نعمت او، برادر شديد! و شما بر لب حفرهاى از آتش بوديد، خدا شما را از آن نجات داد». پس همه صحابه از مهاجرین و انصار با هم بر محبت خداوند عز وجل و رسول گرامیش صلی الله علیه وسلم، و بر همکاری و همدلی برای یاری دین پیامبر صلی الله علیه وسلم و اجرا کردن دستورات ایشان در هر حالت خوش و ناخوشی متفق شدند، و از هیچ کس در این را واهمهای نداشتند. به همین سبب خداوند از مهاجرین و انصار در قرآن بیش از چند بار با بهترین اوصاف یاد کرده است، و به همهی آنها وعده بهشت برین را داده است، آن بهشتی که در آن جاویدان هستند، و فرموده است که او از صحابه و آنها نیز از خداوند خشنود گشتهاند: « أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » (المجادله: ٢٢). «آنها حزب اللهاند، بدانيد حزبالله پيروزان و رستگارانند».
فرموده امام ذهبی رحمه الله در بارهی صحابه: کسی میتواند فضایل صحابه را بداند که زندگی و تعاملشان را در زمان پیامبرصلی الله علیه وسلم و بعد از وفات ایشان مورد بررسی قرار دهد، آنانی که با هم در ایمان آوردن، جنگیدن با کفار، نشر دین، برپا کردن امور دین، بالا بردن شان دستور خداوند و پیامبرش، یاد آموزی فریضهها و سنتهای پیامبر پیامبرصلی الله علیه وسلم به دیگران، در تمام این امور از هم پیشی میگرفتند، و اگر صحابه نبودند به هیچ وجه نه اصل و نه فرعی از دین الهی به ما نمیرسید، و به هیچ وجه از اخبار و احادیث پیامبر پیامبرصلی الله علیه وسلم با خبر نمیشدیم. بنابراین اگر کسی به آنها طعنه بزند، یا به آنها ناسزا بگوید، به کلی از دین اسلام خارج میشود، زیرا طعنه زدن به صحابه مبنی بر اعتقاد داشتن به نادرستی آنها میباشد، و دلالت بر حقد آنها بر صحابه میدهد، و باعث انکار و رد آن اوصافی میشود که خداوند در قرآن کریم و رسول الله پیامبرصلی الله علیه وسلم در سنت پاکش از آن یاد کردهاند. و همچنین صحابه بهترین اسباب رسیدن به احادیث پیامبر پیامبرصلی الله علیه وسلم هستند، و اگر کسی به اسباب طعن وارد کند در حیقیقت طعن بر اصل (پیامبر پیامبرصلی الله علیه وسلم) وارد کرده است، و توهین به ناقل نصوص شریعت، در حقیقت توهین به خود نصوص میباشد، و این مساله برای هر کسی که اهل تدبر باشد، و از نفاق و کفر و الحاد در عقیدهاش به دور باشد قابل درک است. (الکبائر ص 274).
فضیل بن عیاض رحمه الله میگوید: محبت صحابه ذخیرهای برای آخرت است، خدا رحمت کند کسی را که بر صحابه محمد پیامبرصلی الله علیه وسلم رحمت بفرستدد. و عبدالله بن المبارک رحمه الله نیز میگوید: اگر در شخصی دو ویژگی وجود داشته باشد امیدوارم که از عذاب روز قیامت نجات یابد، راستگویی، و محبت اصحاب محمد پیامبرصلی الله علیه وسلم. و ابوبکر بن الطیب نیز اشعاری در وصف بعضی از صحابه سروده است که این مضمون را در بر دارد: من به الگو بودن علی آنچنان معتقد هستم که به نجات ابوبکر از آتش جهنم معتقدم، و از عمر و همراهانش احساس رضایت دارم، و به هیچ وجه راضی نبودم که عثمان در خانهاش به قتل برسد، تمام صحابه در نزد من قدوه و بزرگ هستند، و آیا با چنین اعتقادی مورد ملامت قرار میگیرم؟!، خدایا اگر میدانی که من آنها را فقط به خاطر رضا و خشنودی تو دوست دارم پس مرا از آتش جهنم نجات ده.
تحرير/ خالد ابوصالح
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
آیا میشود برخی از اصحاب مصداق آیه 29 سوره فتح "مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ..." قرار نگیرند ؟
آیا میشود برخی از اصحاب مصداق آیه 29 سوره فتح "مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ..." قرار نگیرند ؟
شبهه شیعه :
بايد ديد مقصود از همه اصحاب كيست؟
بخاري مي گويد هرکس که از مسلمانان لحظه اي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ديده باشد صحابي است!!!و به همين علت از هرکس که لحظه اي رسول خدا را ديده باشد بدون تحقيق روايات را قبول مي کند!!!
صحيح البخاري ج3/ص1335
وقطعا تمامي كساني كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ديده اند چنين نبوده اند که بر کفار سخت گير وبر مسلمانان مهربان باشند . دائم در حال رکوع وسجود بوده و... ودر صورت ايشان جاي سجده باشد.
زيرا بخاري روايتي نقل مي کند که در آن تصريح مي کند که عده زيادي از صحابه اهل آتش جهنم اند.
آيا اين آيه مي تواند در شأن همه ايشان باشد؟
6215حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْمُنْذِرِ الْحِزَامِيُّ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُلَيْحٍ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ حَدَّثَنِي هِلَالُ بْنُ عَلِيٍّ عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ بَيْنَا أَنَا قَائِمٌ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِي وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمْ الْقَهْقَرَى فَلَا أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلَّا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ
صحيح البخاري ج5/ص2407
از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم (در مورد قيامت ) نقل شده است که فرمودند : در اين هنگام که من ايستاده ام ، عده اي ( را مي آورند) وقتي ايشان را مي شناسم شخصي بين من و ايشان آمده پس مي گويد بياييد . پس مي گويم به کجا؟ پس مي گويد قسم به خداوند به سوي آتش. مي گويم ايشان را چه شده است؟ مي گويد ايشان بعد از تو به سوي گذشتگانشان به عقب باز گشتند .پس نمي بينم از ايشان کسي نجات يابد مگر مانند شتراني که رها شده اند ( بسيار کم).
پس چرا با وجود این حدیث در مهم ترین کتابتان ، به طور عام اين آيه را مربوط به صحابه مي دانيد و اين آيه را دال بر عدالت همه ايشان؟
پاسخ اهل سنت :
عقیده اهل سنت این نیست که هرکس پیامبر صلى الله عليه وسلم را دید صحابی است ابولهب و ابوجهل هم ایشان را دیده بودند
اما هیچکس آنها را از اصحاب نمیداند، و شیعه از دروغگویی خسته نمیشود.
عبدالله ابن ابی با آنکه سالها رسول الله صلى الله عليه وسلم را دیده و ظاهرا به ايشان ايمان آورده، باز از نظر ما صحابي نيست
اما آیه ای جلوی ماست، که کمر شیعه را شکسته و میگوید:
اما هیچکس آنها را از اصحاب نمیداند، و شیعه از دروغگویی خسته نمیشود.
عبدالله ابن ابی با آنکه سالها رسول الله صلى الله عليه وسلم را دیده و ظاهرا به ايشان ايمان آورده، باز از نظر ما صحابي نيست
اما آیه ای جلوی ماست، که کمر شیعه را شکسته و میگوید:
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ
محمد ،فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛
( سوره فتح آیه 29)
یا شیعه ! این آیه در قران آست یا نه؟!
بلاخره کسانی باید مشمول این آیه باشند! ظاهرا آیه همه اصحاب را مدح کرده و شیعه آیه را در فقط فقط حق افراد انگشت شماری میداند.
ما از شیعه میپرسیم که چرا باید حرف تو را قبول کنیم و فرموده قران را نادیده بگیریم ؟
شیعه میگوید: خودتان حدیث دارید که در روز قیامت یاران پیامبر را به جهنم میبرند!!
اما نادرستی استدلال شیعه در کجاست ؟ بخوانید:
محمد ،فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند؛ نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛
( سوره فتح آیه 29)
یا شیعه ! این آیه در قران آست یا نه؟!
بلاخره کسانی باید مشمول این آیه باشند! ظاهرا آیه همه اصحاب را مدح کرده و شیعه آیه را در فقط فقط حق افراد انگشت شماری میداند.
ما از شیعه میپرسیم که چرا باید حرف تو را قبول کنیم و فرموده قران را نادیده بگیریم ؟
شیعه میگوید: خودتان حدیث دارید که در روز قیامت یاران پیامبر را به جهنم میبرند!!
اما نادرستی استدلال شیعه در کجاست ؟ بخوانید:
شیعه اگر از بخاری نقل قول می کند، باید بداند که همین بخاری در کنار این حدیث، احادیثی دارد مبنی بر جنتی بودن عمر و ابوبکر و عثمان و عایشه و اهل بدر و اهل احد و غیره
پس معلوم است که منظور اینان نیستند ! و شیعه حق ندارد با استناد به این حدیث با آنها بد باشد. وقتی از بخاری نقل می کند خوب است که همۀ حرفهایش را نقل کند! نه این که بگوید: «و لا تقربوا صلوه» را از قرآن بگیرد و «انتم سکاری» را فراموش کند !
(( «کلوا واشربوا» را آویزه گوش کردی
«ولا تسرفوا» را فراموش کردی؟))
البته این را هم بگویم که ما هرگز نمی گوییم: تک تک اصحاب پیامبر بهشتی هستند؛ اما این امید را داریم که الله با توجه به خدمات عظیم آنها از لغزش ها و گناهان آنها بگذرد.
و ما منکر این نیستیم که از صحابه خطاهایی سرزده است؛ مثلاً ما می گوییم که معاویه در مقابل علی به ناحق ایستاد و جنگ کرد ! اما مَثَل ما مَثَل امام حسن است که با وجود انکار خروج معاویه بر علی ، باز خلافت را به معاویه داد! چرا ؟ چون می دانست که معاویه به اسلام خدمت می کند و کارنامۀ درخشان 20 سالۀ خدمات معاویه را بعد از کسب خلافت جز مغرض، کسی منکر نیست! پس گمان ما این است که الله، معاویه را به خاطر خروج بر علی ببخشد اما برای الله تکلیف تعیین نمی کنیم .
ما ظاهر را دیده ایم و خدمات معاویه را می ستاییم و چون همنشین رسول و منتخب عمر و عثمان و حسن بود، او را دوست داریم. دیگر او می داند و خدایش در روز قیامت و ترازوی عدل الهی .
اما در مورد عدالت صحابه
ما نگفتیم اونها عادل مطلقند ،گفتیم در نقل حدیث عادل بودند زیرا دروغ بستن به رسول الله صلى الله عليه وسلم کفر است و صحابه شاید گناه میکردند اما عمل کفر را مرتکب نمیشدند.
لذا وقتی به سند حدیثی را بررسی میکنیم، درباره همه افراد و راویان تحقیق میکنم که راستگو بودند یا نه.
اما در مورد صحابی میگوییم راستگو است زیرا ما همعصران دروغگوی رسول الله (منافقان) را قبلا از لیست یاران پیامبر حذف کرده ایم. و قبلا تحقیق کرده ایم. پس ایراد شیعه به چیست؟
پس برای شیعه راهی نمیماند جز اینکه بگوید شاید بین یاران رسول، شخصی مخفیانه منافق بوده و تا آخرعمر نفاقش معلوم نشده و با این بهانه بخواهد همه حدیث های ما را بی اعتبار کند
که در جوابش میگوییم بفرض که راست بگویی، باز برای یک دستمال، قصری را به آتش نمیکشند
برای یک خرمهره ،کیسه جواهرات را بدور نمیریزند
بعد احادیث ما معمولا از چند کانال به ما رسیده و راوی فقط یک صحابی نیست
جواب دیگر ما به شیعه این است که اگر از ما بخواهدحدیث مذکور را به صورتی که تاویل میکند ،قبول نماییم ، پس کسی در امان نمیماند ،پس در لیست متهمین علی و فاطمه هم قرار میگیرند.
پس اگر حرف شیعه و تاویلش را بپذیریم، دیگر برای اسلام هیچ چیزی باقی نمیماند .
پس معلوم است که منظور اینان نیستند ! و شیعه حق ندارد با استناد به این حدیث با آنها بد باشد. وقتی از بخاری نقل می کند خوب است که همۀ حرفهایش را نقل کند! نه این که بگوید: «و لا تقربوا صلوه» را از قرآن بگیرد و «انتم سکاری» را فراموش کند !
(( «کلوا واشربوا» را آویزه گوش کردی
«ولا تسرفوا» را فراموش کردی؟))
البته این را هم بگویم که ما هرگز نمی گوییم: تک تک اصحاب پیامبر بهشتی هستند؛ اما این امید را داریم که الله با توجه به خدمات عظیم آنها از لغزش ها و گناهان آنها بگذرد.
و ما منکر این نیستیم که از صحابه خطاهایی سرزده است؛ مثلاً ما می گوییم که معاویه در مقابل علی به ناحق ایستاد و جنگ کرد ! اما مَثَل ما مَثَل امام حسن است که با وجود انکار خروج معاویه بر علی ، باز خلافت را به معاویه داد! چرا ؟ چون می دانست که معاویه به اسلام خدمت می کند و کارنامۀ درخشان 20 سالۀ خدمات معاویه را بعد از کسب خلافت جز مغرض، کسی منکر نیست! پس گمان ما این است که الله، معاویه را به خاطر خروج بر علی ببخشد اما برای الله تکلیف تعیین نمی کنیم .
ما ظاهر را دیده ایم و خدمات معاویه را می ستاییم و چون همنشین رسول و منتخب عمر و عثمان و حسن بود، او را دوست داریم. دیگر او می داند و خدایش در روز قیامت و ترازوی عدل الهی .
اما در مورد عدالت صحابه
ما نگفتیم اونها عادل مطلقند ،گفتیم در نقل حدیث عادل بودند زیرا دروغ بستن به رسول الله صلى الله عليه وسلم کفر است و صحابه شاید گناه میکردند اما عمل کفر را مرتکب نمیشدند.
لذا وقتی به سند حدیثی را بررسی میکنیم، درباره همه افراد و راویان تحقیق میکنم که راستگو بودند یا نه.
اما در مورد صحابی میگوییم راستگو است زیرا ما همعصران دروغگوی رسول الله (منافقان) را قبلا از لیست یاران پیامبر حذف کرده ایم. و قبلا تحقیق کرده ایم. پس ایراد شیعه به چیست؟
پس برای شیعه راهی نمیماند جز اینکه بگوید شاید بین یاران رسول، شخصی مخفیانه منافق بوده و تا آخرعمر نفاقش معلوم نشده و با این بهانه بخواهد همه حدیث های ما را بی اعتبار کند
که در جوابش میگوییم بفرض که راست بگویی، باز برای یک دستمال، قصری را به آتش نمیکشند
برای یک خرمهره ،کیسه جواهرات را بدور نمیریزند
بعد احادیث ما معمولا از چند کانال به ما رسیده و راوی فقط یک صحابی نیست
جواب دیگر ما به شیعه این است که اگر از ما بخواهدحدیث مذکور را به صورتی که تاویل میکند ،قبول نماییم ، پس کسی در امان نمیماند ،پس در لیست متهمین علی و فاطمه هم قرار میگیرند.
پس اگر حرف شیعه و تاویلش را بپذیریم، دیگر برای اسلام هیچ چیزی باقی نمیماند .
8-▐ردشبهات▐,
ت-صحابه
آیا صحابه از دستور رسول خدا درباره نگرفتن روزه سفر سرپیچی کردند؟
آیا صحابه از دستور رسول خدا درباره نگرفتن روزه سفر سرپیچی کردند؟
شبهه شیعه:
در سال هشتم هجرت، رسول خدا صلي الله عليه وآله براي فتح مكه قصد آن سرزمين نمود. در اين سفر آن حضرت به همراهانش دستور داد كه روزه خود را افطار كنند و خود نيز در حالي كه همه مردم ميديدند ، افطار كرد؛ ولي در عين حال برخي از صحابه از فرمان پيامبر خدا سرپيچي و تا غروب آفتاب افطار نكردند. رسول خدا پس از آگاهي از موضوع ، با صراحتا تمام آنان را عصيانگر و گناهكار ناميد.
مسلم نيشابوري در صحيحش مينويسد:
حدثني محمد بن الْمُثَنَّى حدثنا عبد الْوَهَّابِ يَعْنِي بن عبد الْمَجِيدِ حدثنا جَعْفَرٌ عن أبيه عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إلى مَكَّةَ في رَمَضَانَ فَصَامَ حتى بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ الناس ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ من مَاءٍ فَرَفَعَهُ حتى نَظَرَ الناس إليه ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ له بَعْدَ ذلك إِنَّ بَعْضَ الناس قد صَامَ فقال أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ .
صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261هـ) ج 2 ، ص785 ، ح1114 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .
جابر بن عبد اللَّه مي گويد : پيامبر در سال فتح مكه در ماه رمضان با حالت روزه از شهر خارج شد ، به «كراع الغميم» رسيد، همراهان آن حضرت هم روزه بودند، ظرفي آب در خواست نمود و آن را بالا بالا برد تا مردم آن را ببينند، سپس آن را نوشيد. پس از گذشتن لحظاتي، گفتند: برخى از مردم روزه هستند. فرمود: آنان سركشان هستند ، سركشانند .
در سال هشتم هجرت، رسول خدا صلي الله عليه وآله براي فتح مكه قصد آن سرزمين نمود. در اين سفر آن حضرت به همراهانش دستور داد كه روزه خود را افطار كنند و خود نيز در حالي كه همه مردم ميديدند ، افطار كرد؛ ولي در عين حال برخي از صحابه از فرمان پيامبر خدا سرپيچي و تا غروب آفتاب افطار نكردند. رسول خدا پس از آگاهي از موضوع ، با صراحتا تمام آنان را عصيانگر و گناهكار ناميد.
مسلم نيشابوري در صحيحش مينويسد:
حدثني محمد بن الْمُثَنَّى حدثنا عبد الْوَهَّابِ يَعْنِي بن عبد الْمَجِيدِ حدثنا جَعْفَرٌ عن أبيه عن جَابِرِ بن عبد اللَّهِ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ عَامَ الْفَتْحِ إلى مَكَّةَ في رَمَضَانَ فَصَامَ حتى بَلَغَ كُرَاعَ الْغَمِيمِ فَصَامَ الناس ثُمَّ دَعَا بِقَدَحٍ من مَاءٍ فَرَفَعَهُ حتى نَظَرَ الناس إليه ثُمَّ شَرِبَ فَقِيلَ له بَعْدَ ذلك إِنَّ بَعْضَ الناس قد صَامَ فقال أُولَئِكَ الْعُصَاةُ أُولَئِكَ الْعُصَاةُ .
صحيح مسلم ، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261هـ) ج 2 ، ص785 ، ح1114 ، ناشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي .
جابر بن عبد اللَّه مي گويد : پيامبر در سال فتح مكه در ماه رمضان با حالت روزه از شهر خارج شد ، به «كراع الغميم» رسيد، همراهان آن حضرت هم روزه بودند، ظرفي آب در خواست نمود و آن را بالا بالا برد تا مردم آن را ببينند، سپس آن را نوشيد. پس از گذشتن لحظاتي، گفتند: برخى از مردم روزه هستند. فرمود: آنان سركشان هستند ، سركشانند .
پاسخ اهل سنت:
8-▐ردشبهات▐,
ب-خلفای راشدین,
ت-صحابه
آیا حضرت عمر، ابوهريره رضی الله عنه را دشمن خداوند نامید؟
آیا حضرت عمر، ابوهريره رضی الله عنه را دشمن خداوند نامید؟
شیعه ها از بین یاران پیامبر، بابرخی از آنها بیشتر از بقیه متنفرند!
مثلا کینه عجیبی به حضرت عمر رضی الله عنه دارند، تا آنجا که در سالروز وفات ایشان جشن عمر کشان را بپا میکنند و برای قاتلش؛ که یک سجده هم در عمرش نکرده بود؛ زیارتگاه درست کرده اند، چنین کینه کوری به این خاطر است که در زمان حکمرانی حضرت عمر رضی الله عنه ، جهانی شدن دین اسلام با شکست دو ابرقدرت آنزمان تثبیت شد و زحمات رسول الله صلی الله علیه وسلم ثمر داد.یا با حضرت خالد رضی الله عنه هم خیلی بدند!! شاید به این خاطر که ایشان شمشیری برنده و بازوی توانمند اسلام بودند.
وقتی که دشمن بزرگ اسلام؛ یعنی شاه اسماعیل صفوی؛بر بغداد دست یافت، دستور داد تمام افرادی که از نسل خالد بن ولید رضی الله عنه بودند را یعنی کسانی که بین آنها و بین خالد (نهصد سال) سال فاصله بود را جمع کنند و همه را به جرم اینکه از خاندان او هستند ،کشت!!
این کینه به خالد رضی الله عنه بی دلیل نیست، خالد نیز در پیشرفت اسلام، نقشی استثنایی داشت. او رومیان راشکست ها داد، این تنفر به آن سبب بود.
و شاه اسماعیل صفویی از طرف مادری یک رومی زاده بود!!
8-▐ردشبهات▐,
ب-خلفای راشدین,
ت-صحابه
آیا ابوبکر و عمر رضی الله عنهما در عزای کفار مرثیه سرودند?!
آیا ابوبکر و عمر رضی الله عنهما در عزای کفار مرثیه سرودند?!
مذهب شیعه حتی به یاران رسول الله صلی اله علیه وسلم تهمت بد بودن و تهمت بد کاری را نسبت میدهند ........ آیا این سخن عاقلانه است که بگوییم دوستان بهترین انسان، بدترین مخلوقات بوده اند؟طبعا این سخنی ناسنجیده است حالا اگر من به ملای شیعه بگوییم دوستان زنت همه روسپیند، مردم از این تهمت من چی میفهمند و چی برداشت میکنند؟!!
اگر آخوندهای شیعه، وقت کمی عقل خود را بکار گیرند، متوجه زشتی اتهامات خود میشوند اما آنها در سراشیبی افتاده اند و وقتی در سراشیبی افتادی دیگر نمیتوانی جلوی سقوط خودت را بگیری!
این مثال حال شیعه است که تهمت های بسیار عجیبی را مطرح میکند، از جمله اینکه میگوید حضرت ابوبکر و عمر در رثای کافران کشته شده در بدر گریستند!!
شیعه اگر بگوید
«حضرت موسی علیه السلام بعد از حضرت محمد صلی الله علیه وسلم ظهور کرد»
حرفش عاقلانه تر است تا اینکه بگوید ابوبکر برای کفار کشته شده در بدر گریست و در مرثیه آنها شعر سرود !!
اگر آخوندهای شیعه، وقت کمی عقل خود را بکار گیرند، متوجه زشتی اتهامات خود میشوند اما آنها در سراشیبی افتاده اند و وقتی در سراشیبی افتادی دیگر نمیتوانی جلوی سقوط خودت را بگیری!
این مثال حال شیعه است که تهمت های بسیار عجیبی را مطرح میکند، از جمله اینکه میگوید حضرت ابوبکر و عمر در رثای کافران کشته شده در بدر گریستند!!
شیعه اگر بگوید
«حضرت موسی علیه السلام بعد از حضرت محمد صلی الله علیه وسلم ظهور کرد»
حرفش عاقلانه تر است تا اینکه بگوید ابوبکر برای کفار کشته شده در بدر گریست و در مرثیه آنها شعر سرود !!
تهمت شیعه:
8-▐ردشبهات▐,
ا-سنت واحادیث نبوی,
ت-صحابه
شبهه اهل تشیع بر حدیث قرطاس
شبهه اهل تشیع بر حدیث قرطاس
شیعه میگوید:
اهل سنت خودشان روایت دارند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله میفرماید: قلم و دواتی بیاورید تا مطلبی بنویسم که تا ابد گمراه نشوید.
خلیفه دوم گفت: رها کنید پیامبر در حال مریضی است (و در بعضی نقلهای دیگر نوشته شده که عمر گفت: پیامبر دارد هذیان (نعوذ بالله) میگوید) و كتاب الله ما را كافيست.
بعد اصحاب با هم اختلاف میکنند و پیامبر ناراحت میشوند به مردم می فرمایند از پیش او بیرون بروند
شيعه در ادامه میگوید:
با توجه به آیه که میفرماید:
﴿قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْكَافِرِينَ﴾ (آل عمران 32)
بگو: «از الله و فرستاده (او)، اطاعت کنید! و اگر سرپیچی کنید، خداوند کافران را دوست نمیدارد.»
حال شما بفرمائید:
شخصی که از دستور پیامبر صلی الله علیه وآله تخطی کند چه حکمی دارد؟
آیا خلیفه دوم در این روایت ذکر شده، دستور پیامبر صلی الله علیه وآله را زیر پا نگذاشته است؟
شخصی که آیه ﴿وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾
«و هرگز از روی هوای نفس سخن نمیگوید * آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست!». را زیر پا بگذارد چه حکمی دارد؟
وقتی خلیفه دوم میگوید: پیامبر مریض است، یا هذیان میگوید، یعنی او از پیامبر بیشتر میفهمد، حکم چنین شخصی چیست؟
پاسخ ما
8-▐ردشبهات▐,
ا-سنت واحادیث نبوی,
ب-خلفای راشدین,
ت-صحابه
نظر اهل سنت درباره حدیث قلم و قرطاس چیست؟
نظر اهل سنت درباره حدیث قلم و قرطاس چیست؟
شبهه اهل تشیع بر حدیث قرطاسشیعه میگوید:
اهل سنت خودشان روایت دارند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله میفرماید: قلم و دواتی بیاورید تا مطلبی بنویسم که تا ابد گمراه نشوید.
خلیفه دوم گفت: رها کنید پیامبر در حال مریضی است (و در بعضی نقلهای دیگر نوشته شده که عمر گفت: پیامبر دارد هذیان (نعوذ بالله) میگوید) و كتاب الله ما را كافيست.
بعد اصحاب با هم اختلاف میکنند و پیامبر ناراحت میشوند به مردم می فرمایند از پیش او بیرون بروند
8-▐ردشبهات▐,
ا-سنت واحادیث نبوی,
ب-خلفای راشدین,
ت-صحابه,
ج-تاریخ
آیا در صحیح بخاری نوشته شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم قصد خودکشی داشتند؟!
آیا در صحیح بخاری نوشته شده که رسول الله صلي الله عليه وسلم قصد خودکشی داشتند؟!
ادعای شیعه: میگویند: پیامبر اكرم هر زمان كه آمدن وحى برایشان به تأخیر مى افتاد; یا قصد خودكشى مى كرد، و كراراً مى خواست خود را از فراز قلّه پرت كند، و یا در نبوت خود به شك افتاده و گمان مى كرد كه وحى به خانه عمر بن الخطاب انتقال یافته و ایشان از این پس پیامبر شده است؟
بخارى مى گوید: «وفَتَر الوحی فترة، حتى حزن النبی فیما بلغنا حزناً غدا منه مراراً، كی یتردّى من رؤوس شواهق الجبال، فكلما اوفى بذروة جبل، لكی یلقی منه نفسه، تبدّى له جبرئیل فقال: یا محمد انك رسول اللّه حقاً. فیسكن لذلك جأشه، وتقَر نفسه، فیرجع فاِذا طالت علیه فترة الوحی غدا لمثل ذلك...».[ صحیح بخارى]و به پیامبر ـ صلى الله علیه و سلّم ـ نسبت داده شد كه فرمود: «ما احتبس عنی الوحی قط إلا ظننته قد نزل على آل الخطاب». شرح نهج البلاغه.
پاسخ اهل سنت :
8-▐ردشبهات▐,
9-قرآن کریم,
ت-صحابه
آيا آيه تطهير، درباره همسران رسول الله است؟ (1)
آيا آيه تطهير، درباره همسران رسول الله است؟ (1)
توضیح سؤال:
درباره آیه تطهیر سخن زیاد گفته شده است و اهل سنت جواب شافی و کافی دادند اما شیعه ها تا حالا مجاب و قانع نشده اند، شاید به این خاطر که علمای شیعه با پرگویی سعی در گیج کردن همه دارند پس اینبار ما شبهات آنها پیرامون این آیه، را یکی یکی پاسخ میدهیم تا راه فرار بر آنها از هر طرف بسته باشیم
اول سوال یک شیعه را بخوانید که از علمای خود اینگونه پرسیده است:
«طبق آیات 32 و 33 و34 سوره احزاب كه در رابطه با اهل بیت پیغمبر است سوالی داشتم. در این آیات صحبت از زنان پیغمبر است و قرآن به آنها گوشزد میكند كه آنها باید الگو باشند چرا كه خداوند می خواهد پلیدی را از آنها پاك گرداند. با توجه به اینكه این آیه زمانی نازل گردیده كه عایشه با پیغمبر زندگی میكرده و حضرت خدیجه وفات كرده بودند و با توجه به اینكه این آیه درباره زنان پیغمبر بوده.پس چرا زنان پیغمبر شامل اهل بیت نمیشوند ؟ این در حالی است كه در آن زمان حضرت زهرا و امام علی در خانه مستقلی با حسنین زندگی میكردند.پس زمانی كه این آیه نازل شده قطعا شامل زنان پیغمبر نیز میشود»
پاسخ روحانیون شیعه:1 - در آیات یاد شده وقتی سخن از زنان پیامبر اکرم به میان آمده، ضمیر جمع مؤنث به کار رفته مانند:
من یات منکن - و من یقنت منکن - لستن - ان اتقیتن - تخضعن - وقرن - بیوتکن و ....
ولی وقتی به آیه تطهیر رسیده ضمایر جمع مذکر به کار رفته مانند:
لیذهب عنکم - ویطهرکم .
پس معلوم می شود مخاطب در آیه تطهیر غیر از مخاطب در آیات قبل و بعد از آیه تطهیر است.
پاسخ اهل سنت:
اشتراک در:
پستها (Atom)