‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-ردشبهات فقه واحکام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-ردشبهات فقه واحکام. نمایش همه پست‌ها

حکم اضافه كردن «حی علی خیر العمل» در اذان چیست؟


نویسنده: 
عبدالله
سوال یك برادر: من در كتاب های مصنف ابن ابی شیبة و السنن الكبرى للبیهقی حدیثی خواندم كه متنش به شرح زیر هست. و میخواهم بدانم حی علی خیر العمل جزو اذان هست یا خیر. زیرا در آخر حدیث آمده «هو الاذان الاول» آیا معنی آن میشود این اذان اولیه در اسلام بوده یا معنی دیگری دارد؟ حدیث اینگونه میباشد: «السنن الكبرى للبیهقی - كتاب الصلاة ذكر جماع أبواب الأذان والإقامة - باب ما روی فی حی على خیر العمل حدیث:‏1844‏ وأخبرنا محمد بن عبد الله الحافظ ، أنا أبو بكر بن إسحاق ثنا بشر بن موسى ثنا موسى بن داود ثنا حاتم بن إسماعیل عن جعفر بن محمد عن أبیه ، أن علی بن الحسین ، كان یقول فی أذانه إذا قال: حی على الفلاح قال: حی على خیر العمل ویقول هو الأذان الأول "

«مصنف ابن أبی شیبة - كتاب الأذان والإقامة من كان یقول فی أذانه حی على خیر العمل - حدیث:‏2223‏ حدثنا أبو بكر قال: نا حاتم بن إسماعیل، عن جعفر، عن أبیه ، ومسلم بن أبی مریم، أن علی بن حسین، كان یؤذن، فإذا بلغ حی على الفلاح، قال: حی على خیر العمل، ویقول: هو الأذان الأول »


جواب:
قبل از هر چیز باید بدانیم؛ اموری که از رسول الله صلی الله علیه و سلم ثابت می شود در قالب عبادت و شعائر دینی می گنجد, و به همین  دلیل عمل یا فتوای صحابی تشریع نمی باشد. در حدیثی که ذکر شده به صرف نظر از صحت یا عدم صحت آن؛ فعلی است که علی بن حسین زین العابدین آن را انجام داده است, و زین العابدین با رعایت مکانت صحابی که نبوده بلکه از صغار تابعین است, پس چگونه می توان چنین حکمی را شرع و عبادت دانست. حتی اگر هم ایشان با گفته خود این امر را اذان اول نامیده باشد تازه سلام حکم روایتش مرسل است که چون از طبقه صغار تابعین به شمار می آید روایتشان از عهد رسول الله صلی الله علیه و سلم ارزش استدلال ندارد .

همین عمل ازعبد الله بن عمر نیز که صحابی بوده روایت شده است, که اسانیدش نیز صحیح است, ولی آن را به رسول الله صلی الله علیه و سلم نسبت نداده, بلکه کاری بوده که گاهی آن را انجام می داده است ( به مصنف عبد الرزاق مراجعه شود). ولی رافضی مذکور برای اینکه با عبد الله بن عمر مشکل دارد روایت صحیح را رها کرده و به روایت ضعیف زین العابدین استدلال کرده است .
به هر حال کسانی که در زمان پیامبر اذان می گفته اند و رسول الله صلی الله علیه و سلم این شعار دینی را به آنها تلقین کرده است چهار نفر بوده اند: بلال و عبد الله بن ام مکتوم در مسجد النبی, و ابو محذوره در مکه, و سعد القرظ در مسجد قبا, و در هیچ جا از کتب روایات نمی توان حتی روایت ضعیفی از این چهار موذن پیدا کرد که جمله مذکور را در اذان خود می گفته اند. یاد آوری می کنم که اذان شعاری دینی است که در روز 5 بار تکرار می شده و از بالاترین درجه تواتر برخوردار است , یعنی چیزی نیست که امر آن بر کسی مخفی بماند .


حال از بین این همه مسلمان روایتی منسوب به زین العابدین پیدا شده که ضعیف بوده و به آن عمل می کنند , کاری که مخالف با کار تمام مسلمانان بوده است , به هر حال باید اذان را از خود رسول الله صلی الله علیه و سلم و این چهار نفر آموخت. بنابراین اضافه کردن این جمله در اذان بدعت و گمراهی است, برای بار دیگر تذکر می دهم که عبد الله بن عمر اگر هم آن را گاهی انجام می داده به دین نسبت نمی داده است بلکه وقتی اذان میشنیده است می گفته: بشتاب به سوی بهترین عمل , و قصد تشریع و بدعت گزاری نداشته است .
و جالب این است که خود علی بن ابی طالب نیز چنین جمله ای را نمی گفته است .


همچنین علامه برقعی رحمه الله در کتاب ارزشمند خود(رهنمود سنت در رد اهل بدعت آورده است:
«یكی از مسائلی كه نزد بزرگان شیعه اهمیت فوق العاده ای داشته و همواره سعی بر جامه عمل پوشاندن به آن دارند، مخالفت ورزیدن هر چه بیشتر با معتقدات و عبادات اهل سنت و جماعت می باشد. آنها برای تحقق بخشیدن به این هدف، ‌به عبارات اذان نیز رحم نكرده و آنرا تحت تحریف و تبدیل خود قرار داده اند. آنها در اثنای اذان پس از شهادت دادن به رسالت رسول الله (صلى الله علیه وسلم)، به ولی و حجت بودن علی ابن ابی طالب -رضی الله عنه- شهادت می دهند. و همچنین عبارت «حی علی خیر العمل» را نیز به اذان اضافه كرده و در پایان به جای یكبار «لا اله الا الله» گفتن، این عبارت را دوبار تكرار می كنند.
قبل از هر سخنی بایستی گفته شود اهل سنت و جماعت نیز علی ابن ابی طالب -رضی الله عنه- را یكی از پرهیزكارترین و با تقوی ترین اولیاء خداوند می دانند. اما این اعتقاد هرگز نمی تواند دلیل و انگیزه ای برای افزدون عبارات اذان باشد. چون اذان مانند سایر عبادات توقیفی می باشد. یعنی اینكه كم و كیف آنها تنها از جانب خداوند متعال تعیین و مشخص می گردد».


ما بایستی در اذان نیز مانند سایر عبادتها خود را مقید به فرمایشات و ارشادات خداوند متعال و پیامبر اسلام (صلى الله علیه وسلم) قرار دهیم. اگر روا می بود كه هر فرقه و گروهی بنا بر تمایلات خویش و برای به كرسی نشاندن باورهای خود، ‌عبادات اسلامی را دستخوش تبدیل و تحریف قرار دهد و اموری را به آنها اضافه و یا از آنها بكاهد، خدا می داند تا به امروز بر سر عبادات اسلامی چه آمده بود؟
بایستی توجه داشت افزودن این عبارات به اذان، در را به روی افزودن عبارات دیگری نیز باز می كند. به عنوان مثال می توان به رسالت سایر پیامبران -علیهم السلام- نیز در اثنای اذان شهادت داد.و یا اینكه شهادت به ولی بودن حسن و حسین -رضی الله عنهما- را نیز به اذان اضافه كرد. و یا در پایان اذان سه بار و یا بیشتر عبارت «لا اله الا الله» را تكرار كرد. و یا...

«اذان شیعه از قرن دهم هجری و در دوران سلطنت شاه اسماعیل صفوی بود كه اینگونه تبدیل و تحریف را بطور رسمی در خود پذیرفت و این بدعتها را در خود جای داد. این بدان معنا است كه امیر المومنین علی ابن ابی طالب و فرزندان برومند ایشان -رضی الله عنهم اجمعین- از این بدعت گذاری و نوآوری بری هستند. و به همین سبب سید مرتضی كه یكی از بزرگترین علمای مذهب شیعه در قرن پنجم هجری بشمار می رود در این رابطه گفته است: «هر كس در اذان بگوید: أشهد أن علیاً ولی الله، فعل و عمل حرامی را مرتكب شده است». اما متاسفانه همانگونه كه همگی ما مشاهده می كنیم تعصب كوركورانه و علاقه شدید به مخالفت ورزیدن با اهل سنت و جماعت سبب گشته ما نتوانیم در تمام دنیا حتی یك مسجد شیعه را بیابیم كه در آن مانند زمان رسول الله (صلى الله علیه وسلم) و علی بن ابی طالب و فرزندان برومند ایشان اذان گفته شود».

در اینجا جالب است در رابطه با این مسأله به گوشه ای از سخنان دانشمند گرامی ابوالفضل برقعی كه پس از دست یافتن به درجه اجتهاد در مذهب تشیع و ملقب شدن به آیت الله به اشتباهات موجود در این مذهب اعتراف كرده و به مذهب اهل سنت و جماعت گرویده است، اشاره ای داشته باشیم. ایشان می گویند: «... و چنانكه در وسائل الشیعه كه از كتب معتبره شیعه است و همچنین كتاب مستدرك الوسائل در باب «كیفیة الأذان والإقامة» اذان رسول خدا (صلى الله علیه وسلم) و جبرئیل و امام صادق و باقر همه نقل شده در هیچكدام «علی ولی الله» ندارد. آن وقت در مجمعی از روحانیون شیعه همین را من تذكر دادم، به من جواب دادند كه آقای میلانی كه یك نفر مجتهد نمای ایشان است گفته شهادت به ولایت مكمل شهادتین است. من گفتم: این مكمل را رسول خدا و امام صادق و جبرئیل و علی و ائمه دیگر نمی دانستند و فقط میلانی كه یك نفر عالم نمای صوفی مسلك بی خبر از قرآن است درك كرده است؟!!
 باضافه اینان می گویند: «أشهد أن علیاً حجة الله» و این صریحاً ضد قرآن و كلام خداست كه در سوره نساء آیه 165 فرموده: ﴿رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾. یعنی رسولان را فرستادیم برای بشارت و انذار تا پس از آنان، خلق را بر خدا حجتی نباشد. و خود علی (رضی الله عنه) در خطبه 91 نهج البلاغه فرموده است: «تمت بنبینا محمد حجته». یعنی حجت خدا به آمدن محمد تمام شد. و نیز در نهج البلاغه حضرت امیر فرمود: «ختم به الوحی» یعنی وحی به حضرت محمد ختم شد. و نیز آن حضرت درباره قرآن و حجت كافی بودن قرآن فرموده: «أرسله بحجة كافیة». معلوم می شود اینان اعمالی دارند ضد قرآن و هم ضد امام علی ابن ابی طالب. و عالم نمایان ایشان یا نمی دانند و یا برای حفظ دكانهای خود بدعت ها را می بینند ولی به روی خود نمی آورند... »[1].

برقعی همچنین می گوید: «... اشكال اول: شما آمدید حجت تراش شده اید و در اسلام هر كس را كه خواسته اید حجت قرار داده اید. هر امامی از ائمه خود را حجت دینی و هر عالم نمایی را حجت الاسلام می خوانید. با اینكه حجت دینی را فقط خدای تعالی باید حجت بداند و حجیت او را تصویب كند. خدا در سوره نساء آیه 165 فرموده كه پس از انبیاء و مرسلین كسی دیگر حجت نیست و فرموده: ﴿رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ﴾. و شما به دروغ خود را پیرو علی می دانید و زیر نام علی هر چه خواسته اید اسلام را خراب كرده اید. علی (رضی الله عنه) در نهج البلاغه در خطبه 90 فرموده: «تمت بنبینا محمد (صلى الله علیه وسلم) حجته» یعنی حجت خدا به پیغمبر ما محمد (صلى الله علیه وسلم) تمام گردید. پس چرا شما در اذان و رادیوی خود بر ضد قرآن فریاد می زنید و می گویید: «أشهد أن علیاً حجة الله» و در زیارت نامه های جعلی خود كه برای پیشوایان خود جعل كرده اید به هر یك از آنان خطاب كرده و می گویید: «السلام علیكم یا حجة الله» و برای امام معدوم الوجود موهوم لقب حجت بن الحسن تراشیده اید. آیا از خدا نمى ترسید كه در مقابل كتاب او فریاد می زنید و بر ضد آیات آن اعلام می نمایید»[2]


--------------------------------------------------
منابع
[1] - رهنمود سنت در رد اهل بدعت نوشته ابوالفضل برقعی. پاورقی ص 307.
[2] - رهنمود سنت در رد اهل بدعت نوشته ابوالفضل برقعی. پاورقی ص 316.

احتمالات مرجوح در بطلان سح پاها به جای شستن در وضوء نزد امامیه



نویسنده: 
 منبع: تحفه اثناعشریه نوشته/علامه دهلوی
امامیه شستن دو تا پا را حذف کرده‌اند بدون دلیلی که به شخص اطمینان و یقین ببخشد و با استناد به یک شبهه لغویِ بعید الاحتمال که بر آیه‌ي وضو وارد کرده‌اند. با وجود مخالفت آن شبهه با ظاهر لغت و تعارض آن با نقل متواتر از پیامبر و تناقض آن با عقل و ذوق و اصول سلامتی و بهداشت. وضوء شرطی است که نماز جز با آن صحیح نمی‌باشد و پاها یکی از ارکان چهارگانه‌ای که وضو جز با آن صحیح نیست،
data:image/jpg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wBDAAkGBwgHBgkIBwgKCgkLDRYPDQwMDRsUFRAWIB0iIiAdHx8kKDQsJCYxJx8fLT0tMTU3Ojo6Iys/RD84QzQ5Ojf/2wBDAQoKCg0MDRoPDxo3JR8lNzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzc3Nzf/wAARCACmAN8DASIAAhEBAxEB/8QAGwAAAgMBAQEAAAAAAAAAAAAAAwQCBQYAAQf/xAA3EAACAQMDAgUCBQMDBAMAAAABAgMABBEFEiExQRMiUWFxBoEUMkKRoSPB0RVS8AczseFicvH/xAAUAQEAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA/8QAFBEBAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAP/aAAwDAQACEQMRAD8A+doKOi1GNaYRaCca9sZpoAGNFC7XXOXBzuHpjoKFGtMoKCaJ0zR0X+KggptGjCHbGMlQMP5ue7D0/nqaCCrUwtegetTwV8jcH0IoIjABB70UM4j8PPl610UhhkV1AJ6c9KlEPE8XCSZRQ+8JlcE45PbvQRUcVICvQc964c9KCJqBopoZ70A/HeB2WIZkkQqmE3HJ44FKXKslnHA/Ds4BHpjtRLx1hvbGSSV4lVzmRFyV4OOKc32lzYLeXKrbeFIWjR4zulQ92bPXPbHegNdWksjq0TrxDzGUznHp6VXKCVHrj5qz0/UEubH8agaONi0YcYzkdcfaq+WayBIhlYY7PjP70ESo2daERzTRK7Og+RQmA7EUCzLQXWmmWgutAm4oDinJFoDrQKtQnplloTLQKMKC4pt1oDDmgejWmI1ocYphBQFRaOgoSUdKAkfH3oqYFDUURRQT6ip5JbJJJ7kmogVIUBYJGinikSWaLa4JaFtr47gHsT61PcoWUKq4dgSW/OMEkD+fTtQhnsKIDGIguJGkDFgzSZUL/tVegFBKJkV8su5RxgVHK5yuACTgeldkYokEcl26xJtGM+Y8AD1JoJWtrLeTCOHHP6mPA+ac1BNK0yPwkdbydTl5tx8M5HQCmP8AWYdJsJILEIJSMePIRuGRztHr7+lYTVLtj4bxS5kc48EEnBzQX1zbDUbZboRxwIgZo1RsbyoPJz8GkbqFp0hhuAFEa+aM5xk8/INAv0KS2kO5lV4ldv6n5hyAAOOoB4/eitK0JuFkHmiiL7uCSf8AhoKfUNRls4fwQunl2ZwzsCRntVbpun6rrJnktgqw267priZwkcY9z68HgZJq80LT4J2uFvLNbi4kjZYRPnEbH9RUY3deORg81YTmyi0tdLaz8G209mkM6kSePMUAUNjg++DgHjtyBdNtDHpUZ/G293sRiXh3AEAnPLAcjj+K5G8fcbdHdUbaxOFI9TjrjHP/AOUNL5rmyRrwyzS7cCQKFZcEkfOP/GB0Ary61VdN0ac2QbbKymfz5GMjggjpnJUgnqRQSYcUJqO4B8w6UIigXcUB1pthQHWgUZaE4pp1oLCgVcUu45ptxQHHNA9GKYUcUGOjrQFUUVelDWiCgKvSjM0ZEYiVgdvnJPU+1LiiL1oDL0qY6UIGiKOKD3PGK5nICgny55rsVGTlCvc9PmgM2Ci7Wy5bATvT15NDpdi9vKGaV0JZkbGGPQfamI7az0vwrq6czMybghIUc9wcn7fFZP6l1eK8u2cnDlixbJbd065/580Ari6aG1uPJDcLPHsZpU3Mg6hh6EGqXT4nknkuBkqgCoT2Y/4AJqulv5YpiI349BWn+n4f9TguLWzQCZSj7lGQqlWHPfqcUDEyi6hhFh4ZkjQIpYFc4Azn1Oc9Otdbatc2xZrOBVvRtiXxBvCs3dR0J9PnNQ06aWG1WDxYIbgKNyPjlCecfIoGtykau6o0TF9il4lCAsBjgDgUAIrgz6pIl0ZoruLcMZwcgHduPUEY9/tWitklj0t4ojdMuWEkUaK4DfpwTgk4xxx89RVVbWt2kNs8kw8fnwl2jKjOcHPU8/zVxo1zc2k42iKIW53KoHAOO/vxn/maAdxpGyYwCRvEwGZChXwj3U9ee3Xr61RappN5bzw6fcQ4W6kBSVTkbM5Y5+x/em/qHXbjxzJHIQp7ZzS2ma5LfXFrayuXlDuVJPRdpzx9qC5k5OVGAegoZFFPWomgAw4obCjtQnFAq60BxzTbigOOaBVxQHHNNOKXcc0DkWN67umeaPsCOVVgwBI3DoaCgpiMUE15ooU4OPT1qKrRMgDmgkUCgYYE4zxUkFTitbiYExxOVHcjA/mrC00V5ULzXsESggbVy7fOBigSRmVWUHCtjcPXFEUcY71Y/wCl2kR2S6llyMnw4uB85PBqcg0hCsQEmW4Em9uvr6UFaFzRrSEMTK6O6R87UHJI/sKiyxyk/hJDMM4wvJB7cfNWNrfSadaM1qyrhDudsebsfnqf8UGN+ob9zdPsAICmQKvoOtZSe88Uk5Bya1P1bMb6W4dAgkRSvioMeIhI4PTjHTpgViHQgnI/mg9djkVpvoi+isrhJ55XijkZkMij8pCkAkjnGTWT88x2J171o7W2KWun2+ApdC5J7kk/2oNtqun3Vvpaz3ksU6Kg/Bk4DqQR+XvsznIPWsneWrRyRi7kTPBG0qdw65GDz1qutJ7hrlpY2aWVGIhLMfKqnr36U9HbyLcPc6hNE0+PKgOTjpnI6A0FjaTuZ441Ky7W3IWfYMjJyCemOtawNs0dhc3aXMpjaRJlzhiQcjnnPBGT6dqx1jFDcavbQeL4KEkyu4yEAByeOccfzTF7dnwFMBbKrtY7jyfWgz+sSAjhia8+jVaX6gjKqTtjk6Dtgj+9AvZVfOT1NWX/AE/Kx6rPN1fwCAPXzDOKDWOpViGBB96iRR7yYTSb8Ff/ALUv1FBFhQ2FFNDegA4oDimZKXcUCzigMOaZegMOaBtBR07UFBRgcCgKAWcIgLMTjAFaHTNCOBJdYyexGQvz6mvfpyygtdt1dgtN+hT+kf5rUi+hMZZsBegWgXjGmxxSI8bNcqgMbSN+rPYDjFV8sG8v+IMeGAIQR8tnGOc/etTpmmyzwSSh4VYjgNHyeKpb2CVVzJ5l78YBoMdq9nNZNcJaNvTbzjkqeuR3z6j/ADVet1pW1IpNSkJZCGbZ3GcEY9citjJZ28mTJErhj6kGqLV/pSC6QNaSlTECFjcZB+fvQZO11ObTL23mim3FiAGjOSpzwD6Hr/zNWev6vcz5jTCImdoB4OaR1f6f1HTobaSIsSysSdoKkZGNpA6/m/NjGKpUlv7mRIWhmdwcblUtn7igZnvjJCgJO5U2HJ6iqC5YqST69K0Vp9PandWdxeGDwY4yUUTeUySAZKr74554rL3Em9tuDnvnigPpif1C56YNaxtiWKSrPCz/AITc4Zud27GwL6gEH7VnrMJGgV+c9MnGfarO4aLxcIxLEAnJACnpjPp0oPdKaKJVia3VpgoKyv6nqPk9OuB1pm4uiFWJFQyAcuVUAY6YA7CoyK1swiBhLxDytE4cHjrkZyO9KyyKIieBjpxQWf0+k1zqjhSmI4mMjN0xxx9zihajJsnZMbTk596a04SWln48YA8cYY/+Ko9UnlEpMyYPrmgXvIkcE4Hz6U/9NW21nmV5NzblJB/7YGMsw7DoM+vTpVJJcuDweOxrZaTZyjRIiqIrP/VQklWAxwCRwRnPXOM0FrMiwyqnjysWPG0jn+OaigdY1WUgyAAOQMZYdTQXhaARsT443APtQhgCPXOcA/vnNGXxBI6sAVH5WDZz7ZHFBx6UNqIwI6jioGgC4oLijtQXoF3FAemHpd6BpKatmjikEs2Cg6A+tKJSmuyNFbwlGI8+OD7UGki1PLMQxODwKsba8M+N3UcgZrB6VeMwbcTxzyavNLvcyDHc0H0/Qtahmmc6m210QeER0Y/apa5q1lcKsVmHmwPOQOBWVW9WOAoBgkdRQI78qF8Ibdo596C2iIi+/v0rxrhQcZ4qpfV1DEPxQmvMnfG2RQWN4FdOAM5LFsZ7elA0SQaeZXs4bZVaVGljAAYrnzBQ2RycdvmgR3iSZLNig3LBcSQ8kdcdaDTXMUt4b/8AHSWsdorsnjIoYhTkhg3rnjPXmvm/1l9P6cngXWnIqCVwDEdxcZ45JHmOe4raW+pTXMbQTsZFIA2N2AFXesiLV9Og0gIjCONMeMnhFG9m/b5oPgVzai3lCbwCCCoc/wAUeUSPDsiwWYdF/UuexrQ/UegXmj3Hg6lEUBO7xAcq/wAHpT+g/STyWH+oSmOONuVVj5mHx7/2NBlIZBAn9QbcdKBLN4twkfYsB0znNb2X6bXUESK6nt7aPrvTaSwPQfNIXn/T02zLNZXZZQQUeU49eP4NApLOBbIqseD09u1Ud64uDh+vrVpqFnd6YFF5EyqfyyDlHPsRxn2qmuXAyMdvSgTjt3uL2C1j5MrhR9zX0uGMQQRwqfLEoQZ6nHesH9Mp431DaHqFLPx7Kf8A1W/IyWNBFFZ3AjGWpeGNpNTSyWOU584WBemc7s9h064p20lNu5lA3KQVZfUUPUJllullhXb43lYdB69elAsJ2a4eAeHwOr+UDA57j4+cfeLTRJJJBIzCdeFRV6+5yeAa9ljSVAkih144b9xXR4juzdMDcSlQiGc7xGoHAUH++f5oOKjwSzB45AcFHGQfgj++PvSz05d3ck6rGYooY06JCpAPuck80k9AB+9LvR3NLueaBtOeKBrUJmsAy8GOQN80aOi3K77GdRyfDJA98UGTinZN6qeGHFXGlTlDlmxg1ng3GR80/bz4hBB5oNM+oHaCTkUK41VdoCEqRVElyzeXNRkc+tA/caoznzc+9AGsSxt5WOKrmY5rzljgDrQXkGtgth+pq2trz9cUo6flPes/b2qBRlck0Ubrc5AIXvQalblXk3AiOULyB0qyg1KSPmTEzbgRvGRx/aspZXiXGFdgrg5BrTgm7tYgHXxIl4wMZoLW0Md5byHUi97HIGCxbsCFuxAHYelZu7stVsNVNqjyXAVQ4IOcqen39qtYNytEHlaLPUg4+xq7mjFyPOiSxwjKE8nJ/V8igx98zysjmJoWxypBBH27V5sumOd3HQEN1q/ubCYweI99G8qMTEJcg4AyADz+1ViadeywvIjGLccxiUDEnbyY5Pegr5bq58IwyJ40ROGRgCjDvkVldctnEQMLDw41wIu6DPPzV9PHfJnLIv8A8QSAPn39qp9RZ5EzJlJFBGf91AP6FgLX9xcEHbFFs+7f+hW0UjqTzWa+h1C2V4SPMZ1H2C1oSeaDm5PFRwCwSTcELqX2gbsD0z0PvXucHIoF08qRholDMWCsNueDxkD1oJHHIXoOB7Chk0a6he1uJLaQlpI8ByfcZxnuaEy8UAnNBejGgvjcF7nigXkNLOcGmHNLuu6MsMYBxzQNxGmojjtmkompmNsUGU1W2/CajJCOE/Mvwen96BG207a0ev2JvIFnjI8SEHI/3L3/AM1mWA3qc8UFpZWjzt5R96LdWTRtjBb4FX/0rbqbUysmSeBW++ltEtYbqO8v40eI5IU9u33oPjQtJWIAQg+4q2stBMsYd5PsK+m/UulaY928kAjXdydvArOz2IjB8Fv2NBQNouwAo7fvSdzpsneT+atrmW5jyFAOPWqW91G4Q+ZaADxm3ABXkfqFWGkakyToN5OOoqvg1CNztmAOeuauLCOyY70IDUGttntmgaSQEk9RU7d0IbwmkUdNh7j0qn/FCMDbz7U3b3sFxIit/Tf3PWg000tmdLgdLMrJnHimXO4jr5etV9x4c5ha2llSaN8qwJG3/Fc1i4dZFY7euM8Urc30cFyQg3DGGBHWgQ1qweLdMZ1AdhhQM5I9T/eqa6tIZQC8YHG1t3P89qudcure6sglrG0bd80vYbbyzkjfwGdI9zMWAIAPYnqfagpNAjSyub6yTOCVljyeq4x/FWxPNIXsVtZ6/ZMt9BLJMGhaOLd5QRkZJGOvGPan24oPM14TniuqLGg8YcEg/bsKgx4qTMTQ2oIMaA5596K5oDnmgGkZmkWMFQSP1Ngcc9aVvJbfbEYC+CPNu7n2olwqyxvG35WGDQrMpYq+2MSEnymTnb8UBYmplG4pCNqZjbigcRucdQeCKzdzp7DVRbwpkMcr8VfoWYhU5Y9KvdK0TdMl1MBvQelBZ/T+kytCkFrGWcKCwA6e9bnRrM21nP8AjvJIn5AzcAeopPRryCyiwIwXIIyFHFMzXKXDf1GBIPl8vr1oKnUtNURb8cH05qhntNhyGNbORt2I2UBcYZsdaz+sRrExC9COnpQZm5hByHHHxVXd2MMwIGDx6VcyS5O00tNbKRvU80GN1DSGTLIf2qsE1xaNglsVsLxgoIYDPxVFdLHM+HAH2oIW+syIOTmnP9UWQA7irdjVNe2SxrvhPFV6yuGwSf3oPo2g/VEolWC7Ysh4znpV9fR2+fGifcH59xXyIXRRwQxBHer7RNekWdUmYsp9TQaDVZAtuzZww6EVVaVcePdkKOCPMue1O6rf2ZsJlwC7DynNU+hynTtQiuLgRvDIrLtVskZ6ce1B7erLcXVmYV3yeONmOp5rVTI6uQysMMV6cZHaqTRVje+lePJS3XCEN+o9T+1aGS8xo9xZRhlmlkR/EYhgSpJ5zyPtQLRxSS7vCjdyo3HA6D1PpXajbyafdG2nw0gRG/p+b83IFThup7fTntBcMY5nBnCqF3gdiepHtQZJEO0RRrGF/wBpPPPFAOZXikaOVCjqcMp6g0ImpyOzsWclmJySTkmguaCLtQJDU3J7daCx/Nk46Y560AnNLPg0ZzS7cmg9iNMK33pONvmrCygLMCaC70a1VWDv1rTQSBVAHFUljhQB7VaxnOKC1t5VJANNh1XkMaqUcKOtc1yR3oLprvIO45PaqbV5PF4BGaEbot0NAbMj8mgQFs+4nmvZIyi8+lWLrtQAigSAEYNBnb21/EbscEVTz6e/Rs/NbF7dDk9KUkjjLYYCg+fXolt3KuePWq6bGdwOc1q/qKBFRuOnesg5O8jt2oIu2TU4XKOGoRrs9MUFk92zjaajE58VMMR6UCMb8Y6mrOHSLySEvb20srYySq8LQanQrcWump5SHlO857jt/FW+mafc6rdfhrQx7wpcl22jApC1UR2VvHlgqxKAGOc8daNaSLb3Dz5YPsKxlTjBNBBmIYqccEjA9agxqJJPJ69z61EtQcTzQWb0ryaREKmTnPavJioRCrMSVy2e1AN2oDtU3PAPrS7tQRdqXc89/tU2agO3NA3aRgkZ55q2tgBgAYrq6gubFGkHlIGPWmo5+Bwa6uoDeOcUOSU11dQCEjDvR4ZCOe9dXUBzIWHNRIzXV1AOVRsPrVJfFoyWB6GurqDKazeOwZW5rOOfMTXV1AM8muA5rq6gttItXuLiKMMoVjk59K+jSTJBpaJbM6PMzCVdoCqBjlTnOSPWurqBAcKAoAHSvDXV1AMmoMa6uoF7iMSNGzfobOPWvJZN7lscHtXV1AuWIJ/ihPIWyMAV1dQLOeaA7V1dQf/Zمی‌باشد و هر مسلمانی که بر سلامت دینش حریص باشد لازم است به خاطر حفظ دین و حاصل شدن یقین در این امر بزرگ احتیاط کند، اما کسی که بر دینش حریص نیست و به اعتقاد و یقینش گمان دارد، شهوات را دنبال مي‌كند به خاطر رها کردن طاعات که این کار منحرفان و بیماردلان است چنانچه با این آیه همین کار را کرده‌اند: 
 (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ۚ) (مائده / 6)«اي مؤمنان! هنگامی كه برای نماز بپاخاستيد (و وضو نداشتيد)، صورتها و دستهاي خود را همراه با آرنجها بشوئيد، و سرهاي خود (همه يا قسمتی از آنها) را مسح كنيد، و پاهای خود را همراه با قوزكهای آنها بشوئيد.»
گفته‌اند که «أَرْجُلَكُمْ»بر محل «رُءُوسِكُمْ » عطف است و حرف باء در (بِرُءُوسِكُمْ) زائد است، لذا این کلمه، لفظاً مجرور و محلاً منصوب است. بنابراین «أَرْجُلَكُمْ» عطف بر « رُءُوسِكُمْ » است نه «أَيْدِيَكُمْ» كه در حقیقت تمامی اینها احتمالی بیش نیستند. 
1-گفتن اين‌كه‌ «أَرْجُلَكُمْ» عطف بر «رُءُوسِكُمْ »است، احتمالی بيش نيست. 
2-و این احتمال به اثبات امری دیگر نیازمند است که (باء) زائده باشد نه اصلی که اين نيز احتمال است. 
3-و این احتمال احتیاج به اثبات این دارد که «رُءُوسِكُمْ » لفظاً مجرور و محلاً منصوب باشدکه این نیز احتمال است. 
4-و این احتمالات سه گانه احتیاج به اثبات امر چهارمی دارند که این است «أَرْجُلَكُمْ»عطف بر «رُءُوسِكُمْ » باشد نه «أَيْدِيَكُمْ» که این نیز باز احتمال است.
 لذا موضوع از اساس مبني بر احتمالاتی است که بر پایه‌ي هم بنا شده‌اند! و تنها همین نیست و بس، بلکه‌ این‌ها احتمالاتی می‌باشند كه از نظر لغوی مرجوح هستند نه ارجح. 
مطلب بعدی اين‌كه‌ امری که نماز بدون آن صحیح نیست لازم است بر پایه‌ي یقین باشد نه ظن و شبهه.
حق آن است که لفظ «أَرْجُلَكُمْ»طبق اصل خودش منصوب و علامت نصبش فتحه‌ي ظاهر در آخر است؛ زیرا معطوف به«أَيْدِيَكُمْ»است كه منصوب مي‌باشد، چون منصوب بر منصوب عطف می‌شود و علامت و حرکت آن‌را می‌گیرد هر چند که مجرور یا مرفوعی میان آن‌ها فاصله انداخته باشد و از نشانه‌هایی که دلالت بر این می‌کند «أَرْجُلَكُمْ» مقید به «كَعْبَيْنِ»است پس بر مقید عطف شده است که «أَيْدِيَكُمْ» است نه بر مطلق «رُءُوسِكُمْ»و این در قواعد لغت زیاد آمده است. 

چنانچه در این آیه: «اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَـهًا وَاحِدًا  لَّا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ » (توبه / 31)
«‏ يهوديان و ترسايان علاوه از خدا، علماء ديني و پارسايان خود را هم به خدائي پذيرفته‌اند (چرا كه علماء و پارسايان، حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال مي‌كنند، و خودسرانه قانونگذاري مي‌نمايند، و ديگران هم از ايشان فرمان مي‌برند و سخنان آنان را دين مي‌دانند و كوركورانه به دنبالشان روان مي‌گردند. ترسايان افزون بر آن) مسيح پسر مريم را نيز خدا مي‌شمارند. (در صورتي كه در همه كتابهاي آسماني و از سوي همه پيغمبران الهي) بديشان جز اين دستور داده نشده است كه: تنها خدای يگانه را بپرستند و بس. جز خدا معبودي نيست و او پاك و منزّه از شرك‌ورزي و چيزهائي است كه ايشان آنها را انباز قرار مي‌دهند.»
لفظ مسیح منصوب و معطوف بر (رُهْبَانَهُمْ) است با وجود اين‌كه‌ لفظ جلاله (اللَّـهِ) به صورت مجرور بین آن دو فاصله انداخته است و معنای دقیقش چنان بود که گذشت. نه اين‌كه‌ آن‌ها دانشمندان و ترسایان ‌را به جای خدا و پسر مریم به پروردگاری گرفتند که در این صورت مسیح شریک خداست. 


آیه‌ی وضو نیز دقیقاً مثل آن است، لفظ «أَرْجُلَكُمْ»منصوب و معطوف به «أَيْدِيَكُمْ»است هر چند که لفظ مجرور «رُءُوسِكُمْ» میان آن‌ها فاصله انداخته است و معنی‌اش این است که صورت‌ها و دست‌هایتان ‌را تا آرنج و پاهایتان ‌را تا قوزک بشویید و سرهایتان ‌را مسح کنید. اما تاخیر ذکر (أَرْجُلَ) به خاطر فائده‌ي تاخیر آن در ترتیب وضو است، گاهی مجرور بر مجرور عطف می‌شود با وجود یک منصوبِ فاصل، مثلاً در این آیه: (لَّيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ) (نور / 61)
«بر (اشخاص صاحب عذر چون) كور و لنگ و بيمار، و بر خود شما (تندرستان) گناهی نيست كه در خانه‌هاي (فرزندان) خودتان، يا خانه‌هاي پدران، مادران، برادران، خواهران، عموها، عمّه‌ها، دائيها، و خاله‌هاي خود، يا خانه‌هائي كه كليدهاي آنها در اختيار شما است (و نگاهباني و مواظبت آنها به شما واگذار شده است) و يا خانه‌هاي دوستانتان غذا بخوريد».
(صَدِيقِكُمْ) اسم مجرور و معطوف بر اسم (خَالَاتِكُمْ) است با وجود قاصله انداختن اسم منصوب (مَّفَاتِحَهُ) كه اگر آن‌را عطف بر (مَّفَاتِحَهُ) می‌کردیم (صدیق) هم مثل (مفاتیح) مملوک می‌شد
و این گفته که باء زائده باشد، ظنی و باطل است، زيرا در لغت به باء الصاق ناميده مي‌شود، بدین معنی (امسحوا الماء برؤوسکم)
.

علاوه بر آنچه بيان داشتم از نظر عقل نيز روا نیست که خداوند به شستن چهره دستور دهد – در حالی که از چرک و خاک و رطوباتی که لای پا هست دور است و نیز در معرض هوا و خورشید و شست و شو است- اما به شستن پاها دستور نداده باشد، سپس با ذوق، قواعد بهداشت و پزشکی چکار کنیم که این موضوع آن‌را اقتضا می‌کند و پاسخ‌گوئی آن‌ها به آسانی ممکن نیست. بدین خاطر برخی را می‌بینیم که از شستن پا شروع می‌کنند و سپس وضو را شروع می‌نمايند. وقتی پاها را مسح می‌کند آن‌ها را پاکیزه می‌یابد، لذا مسح بر آن‌ها را جایز می‌داند و این چیزی نیست جز تلاش برای رهایی از تناقضی است که بین آنچه که شرعاً به وجوب مسح معتقداند و آنچه که عقل و ذوق، غسل را ترجیح می‌دهد. بنابراین قول به مسح پا مخالف ظاهر آیه، عقل، ذوق، قوانین پزشکی، لغت و احادیث متواتر پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره‌ي غسل است که برخی از آن‌ها را خود منابع معتبر امامیه روایت کرده است با وجود این، دلایل آشکار و روشن اصرار بر مسح همچنان ادامه دارد، زیرا از شستن آسان‌تر است به پیروی از این قاعده‌ای که مقتضی تنگی در عبادات و وسعت در لذایذ است. بقیه‌ي عبادات را نیز بدین گونه قیاس کن.

چرا الله ربا را جنگ با خودش دانسته است؟



نویسنده: 
 محمد باقر سجــــودی
متن سوال: چرا ربا جنگ با الله و رسول الله محسوب می شود مگر چه عيب بزرگی در آن نهفته است?
جواب اهل سنت:
باید بدانیم که  الله  بینهایت مهربان است  و به دلیل همین مهربانی هرکاری را که گفته انجام ندهید، حتما در انجام ندادنش سودی عظیم برای ماست و هر عملی را که فرمان داده انجام دهیم،بی تردید از انجام دادنش فواید بیشماری  حاصل میشود، مثلا فرموده که شراب نخورید. کیست که نداند نخوردن شراب بهتر است از خوردن آن؟

و فرموده دخانیات مصرف نکنید  و کیست که  از ضررهای مخدرات بیخبر باشد؟
فرموده نگاه خود  از حرام حفظ کنید و امروزه آنهای که معتاد شده اند به دیدن فیلمهای خراب، و به گفته خودشان هیچ چیز ارضایشان نمیکند، شاید بدانند که کارشان چقدر ضرر دارد و اگر ندانند عقلای عالم میدانند که حفظ چشم  سودمندتر است تا بی بندو باری .... خلاصه هر دستور اسلام یک هدیه خوب است
و یک هدیه  الله بما این است که  ربا را حرام اعلام کرده بلکه آنرا جنگ با خود دانسته تا بدی آن را نشان دهد،
رسول او، گناه ربا را آنقدر بزرگ دیده که گفته: (اگر گناه ربا  (شیشه ای  میبود که بزمین میزدیم و میشکست و) 70 تکه میشد  کوچک ترین تکه آن برابر بود با اینکه انسان با مادر خود زنا کند!( او کما قال) 

راستی چرا اسلام تا این حد از ربا متنفر است؟ برای آن متنفر است که ربا ضررهای اساسی دارد:
1 - ربا مادر بدی هاست زیرا  جامعه را بسوی فقر مطلق سوق میدهد،  و میدانیم،  از هر در که فقر وارد شود همرایش همه بدیها نیز وارد میشوند.

چرا ربا باعث فقر اکثریت افراد جامعه میشود؟
تعریف ساده ربا این است که مثلا آقای رفسنجانی پول عظیمی حالا از راه حلال یا حرام کسب کرده و میخواهد آن پول را بیمه و زیاد کند، پس میرود تحت نام بانک مثلا صادرات، در گوشه و کنار کشور شعبه دایر میکند و میگوید ایها الناس بیایید بشما قرض بدهم! 100 میلیون دارد، به مردم قرض میدهد و پیوسته سود میبرد و پولش میشود 200 میلیون، 300 میلیون همینطور زیاد میشود  این واضح است که او از پیشرفت و ثروت  جامعه همیشه یک سهم مطمئن دارد  ولی اصلا خطری متوجه سرمایه او نیست.
زندگی بدون سود و ضرر نمیشود، پس ضرر خود را بر دوش کی نهاده؟ بر دوش ملت! آری بدوش ملت!
ظلم در اینجاست که اگر ملت ضرر کند ضرر خودش کافی نیست!! بلکه بیشتر از این باید در سایه   قانون ربا، ضرر رفسنجانی را هم قبول کند و ای کاش همین بود !! یعنی از این بدتر هم هست ؟ بله! بله! باید هم ضرر خودش را قبول کند هم ضرر رفسنجانی را و هم  به رفسنجانی سود پولش را بدهد!! 


حالا این شخصی که از اول بی پول بوده (چون اگر پول میداشت که قرض  با بهره نمیگرفت) حالا که در تجارت ضرر کرده، هم وقتش رفته، هم از کیسه خورده، هم سرمایه را از دست داده
 باز اینها به رفسنجانی مربوط نیست او پولش را میخواهد و علاوه بر پول، سود پولش را هم میخواهد،و باید مالباخته و وقت باخته، پول اصلی را با سود برگرداند! شما بگویید از کجا بیاورد؟  بنابراین چاره ندارد جز اینکه یا یک مجرم و بزهکار میشود، یا یک مفلوک روانی، پس این قرار داد ظلم مطلق است.
مثال: فرض کنید که صد نفر  تصمیم میگیرند باغ سیبی ایجاد کنند و  دو نفر از این صد نفر،  با 98 نفر بقیه قرار میبندند  به دو شرط:
شرط اول اینکه در مقابل فراهم کردن ابزار باغ داری، هر روز  از این باغ صد سیب بگیرند.
و شرط دوم اینکه باغ که ایجاد شد ابزار خود را را هم پس بگیرند.
حالا باغ ایجاد شد این دو شاه پسر! ابزار را پس میگیرند و روزانه صد سیب میخواهند حالا اگر باغ محصول بدهد یا ندهد این به اونها مربوط نیست در هر حال 100 سیب خود را میخواهند و آن 98 نفر دیگر گاهی میبنند که تمام محصول باغ 100 سیب است که در جیب همین دونفر میرود گاهی حتی باغ محصولی ندارد و آن 98 نفر خانه پدری را میفروشند و از بازار سیب میخرند تا به این دو بانکدار ( نزول خور ) بدهند! اگر ثروتی نداشته باشند باید که به زندان بروند یا شاید که دزدی کنند کلاه برداری کنند تا از مهلکه برهند یا خودکشی کنند! 


تمام این فساد ها  به خاطر آن قرارداد ظالمانه اولیه است که ربا نام دارد.
داستان همینجا تمام نمیشود،  این دو نزول خور بعد میروند در یک ده دیگه بانک صادرات درست میکنند و باز همین بازی را با98 دیگر انجام میدهند!
و داستان در همینجا تمام نمیشود این دونفر پیوسته پولدارتر میشوند و مملکت را قبضه میکنند و نوعی برده داری مدرن ایجاد میشود و همه مردم بنحوی برده این چند نفر محدود میشوند
شاید بگویید چه کسی آن 98 نفر را مجبور کرده تا چنین قرار داد احمقانه ای  را قبول کنند؟
 جواب این است که حماقتشان  یا نیازشان، آنها را به این دام انداخته، البته که آنها گناه کارند  اما اسلام به هرحال در فکر نجات گناه کاران  و احمقان هم است، ما نمیتوانیم بگوییم چه کسی فلان جوان را مجبور کرده که میخواهد خودش را دار بزند، اگر او احمق است مانباید ساکت باشیم باید جلوی خودکشی او را بگیریم.
خصوصا که این پولدارها با راه بندانهای مصنوعی مردم را عمدا مجبور میکنند که وام بگیرند! ایضا این ربا خوارها  مردم  بی تجربه را وسوسه میکنند و بدام میاندازند و باغ سبز به آنها نشان میدهند، درست مثل یک زن  تجربه دار ایدزی، که جوان نوبالغ را اگر بخواهد وسوسه کند،  درکارش موفق میشود! اما حماقت نوجوان از جرم زن نمیکاهد و از این مهمتر حماقت  و یا رضایت نوجوان، دلیل بر جواز این جنایت نیست.

پولدارها به مردم میگویند بیا قرض بگیر خانه بخر یخچال بخر تخت بخر سفر برو......!
جوان وسوسه میشود  و آینده خود را میفروشد و یک وام سی ساله میگیرد تا در عرض این سی سال به جای یک میلیون دو میلیون به نزول خور بدهد پس او درحقیقت حداقل  15 سال برده نزول خور است و خودش خبر ندارد  در جوانی خود را برده  و غلام کرده، و وقتی که عاقل شد، دیگر راه فرار ندارد در تارهای ظالمانه نزول خور پیچیده شده است.

و چه بسا که لذت سفر تمام شده، یخچال خراب شده، ولی مرد بیچاره دارد بهای چیزی را میدهد که وجود ندارد.
در بهترین حالت، اگر با پول ربا، خانه بخرد، تا از کرایه خانه نجات یابد، باز  همینکه نتوانست قسط را بپردازد نزول خور بیرحم( بانکدار) خانه را مصادره میکند و دار و ندارش را میبرد، اینها همه، قوانین ظالمانه است و این بدترین نوع ستم است و این ام الفساد است.    

2- اين داستان حقیقی بعضی از ضررهای دیگر ربا را بشما بخوبی نشان بدهد: 
یکی از آشنایان من با کوشش و کار زندگی مرفهی برای خود درست نمود، بعد عروسی کرد و صاحب دو فرزند شد بعد بسرش زد که آینده بچه ها را تامین کند به حساب آندو پول فراوانی واریز کرد،  بطوری که آن دو بتوانند با سود پول پدر در آینده زندگی مطمئن و بی دغدغه ای داشته باشند( بدون آنکه سرمایه کم شود) آن دو پسر بزرگ شدند و از بانک پول مفت ( نزول) را گرفتند و خوردند و عاطل و باطل و غیر مولد باقی ماندند خوشی  و بیکاری دلشان را زد و معتاد شدند پس این هم یک ضرر برای صاحب سرمایه است.( نزول خور هم لعنتی است)  زیرابیکاری خودش مرض است.

و یک ضرر دیگر ربا این است که یک عده مفت میخورند و کار مفید انجام نمیدهند کسیکه سرمایه دارد تمام عمر  بدون انجام کاری مفت میخورد کسانیکه در بانک کار میکند بدون انجام کار مفیدی دارد مفت میخورند، پس پول ربا چرخ جامعه را بحرکت در نمیاورد بلکه برعکس باعث میشود تا عده ای اصلا کار نکنند و عده¬ی دیگر اصلا کار مفید نکنند و در عوض بر گردن مردمان فقیر سوار شوند که یالله کار کن و اول حق ما را بده!!
یک ضرر دیگر ربا گران شدن اشیاء است شخصی که از بانک پول میگیرد و مرغداری ایجاد میکند، خواهی نخواهی مجبور است هم آنقدر درآمد داشته باشد که هم شکم خود را سیر کند  و سود بانک را باضافه اصل مبلغ بدهد پس او چاره ندارد جز اینکه این مرغ را گرانتر بفروشد، تا امورات دو نفر بچرخد، پس هر مولدی که از ربا خوار قرض گرفت، او را در سود کارش شریک نمیکند بلکه سنگینی او را بدوش خریدار میاندازد و گرانی پدید میاید.
میتوانید بگویید ولی این از برکت ربا خوار است که اصلا این تولید انجام شده است! درست است قبول داریم، با ساده اندیشیدن میتوان این را خوب دید ولی اصل کار غلط است یعنی اینکه شخصی نان ندارد بخورد بانکدار میاید و از فرصت استفاده میکند و میگوید حاضرم بتو غذا بدهم  تا جان بگیری بشرطیکه نصف روز کار کنی و پول غذا را پس بدهی  و  و یک ربع روز را برایم کار کنی و یک ربع روز را برای خودت کار کنی. 


شاید معترض بگوید: بازهم خوب است کاچی به از هیچی است!
درست است اما بانکدار که این را نمیگوید، اگر این را بگوید که این مضاربه است و اسلام قبولش دارد  نزول خور میگوید
حاضرم بتو غذا بدهم  اما چه این غذا بتو جان بدهد و چه بمیری در هر صورت  پول غذا را پس بدهی  و به من سود هم بدهی! از مرده پول و سود خواستن ظلم است یا نیست؟ زشت است یا نیست؟
خلاصه سخن اینکه، چون قانون  ربا خواری،  از اول فیصله کرده که گروهی دایما سود ببرند و و اکثریت جامعه دایما در خطر باشند و چون  این قانون شوم فیصله کرده که در هر حال،  عده ای با تحت فشار دادن و فقیر نمودن اکثریتی  به  ثروت انبوه برسند و  چون این قانون در پی فقیر کردن و بدبخت کردن اکثریت  عباد الله است پس الله به قصد دفاع از بندگانش، آن را منع کرده و عمل به  آنرا  اعلان جنگ با  ذات مبارک خودش قرار داده است.


islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010

چرا علمای شیعه آمیزش جنسی با زن از دبر را جایز میدانند؟


سوال 1:  آیا حقیقتا شیعه آمیزش جنسی با زن از دبر را جایز میداند؟!
جواب : بله در کتابهایشان این آمده که جایز است اما مراجع دینی آنها در زمان ما نظرات زیر را دارند:
گروهی حلال میدانند, گروهی میگویند با اجازه زن جایز است گروهی میگویند مکروه است , گروهی میگویند مکروه تحریمی است
سوال 2 : اگر اینطور است پس شما  سني ها چرا همه شیعه ها را متهم میکنید که این فعل شنیع  را حلال ميدانند؟
جواب :بله در پیش ما حتی همان عالم شیعه که این را مکروه  تحریمی دانسته، نیز قایل به حلال بودن آن است! زیرا در مذهب شیعه میتوانی مرجع تقلیدت را عوض کنی، و بعد از  تعویض مرجع! براحتی نزدیکی از دبر حلال میشود، یا میتوانی فقط در یک مساله مرجع تقلیدت را عوض کنی!! پس راه برای هر شیعه ای باز است!

سوال3 : شیعه به چه دلیلی نزدیکی از دبر را جایز میداند ؟
جواب شیعه  از ائمه معصومینش  روایت ها دارد که آیه:
(قالَ هؤُلاءِ بَناتی إِنْ کُنْتُمْ فاعِلینَ) «71»  سوره حجر
درباره نزدیکی از دبر است و آن را حلال میکند و میگویند: لوط با اینکه می دانست مردان قوم او جز دبر  را قصد نمی کنند و نمی خواهند، دختران خود را در معرض آنان قرار داد و گفت : «دختران من حاضرند، اگر می‌خواهید کار انجام دهید »
شیعه میگوید: این عمل حضرت لوط هم در اسلام رسماً نفی نشده است پس هنوز حکمش پا برجا است.

سوال4 : جواب شما سني ها به این استدلال شیعه چیست؟
پاسخ : میگوییم شیعه مثل همیشه آیه ها را برید و این آیه ها  را ندید:
إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوهُمْ مِنْ قَرْیتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یتَطَهَّرُونَ «81» «82»   سوره اعراف
آیا شما از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید، نه زنان؟! شما گروه اسرافکار هستید!
ولی پاسخ قومش چیزی جز این نبود که گفتند: «اینها را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها مردمی هستند که پاکیزگی را می‌طلبند
ببینید  یک دعوای قوم لوط با حضرت لوط این است که لوط پیامبر میگفت کارتان کثیف است  و آنها میگفتند لوط پاکیزه است پس باید محکوم به اعدام یا اخراج شود!
و ما میدانیم در کثیفی دبر، بین زن و مرد فرقی نیست.
و این آیات را ببینید:
وَجَاءَهُ قَوْمُهُ یهْرَعُونَ إِلَیهِ وَمِنْ قَبْلُ كَانُوا یعْمَلُونَ السَّیئَاتِ قَالَ یا قَوْمِ هَؤُلَاءِ بَنَاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَلَا تُخْزُونِ فِی ضَیفِی أَلَیسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ«78» قَالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِی بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِیدُ«79»  سوره هود
قوم او بسرعت به سراغ او آمدند, و قبلا کارهای بد انجام می‌دادند- لوط گفت: «ای قوم من! اینها دختران منند؛ برای شما پاکیزه‌ترند! از خدا بترسید؛ و مرا در مورد میهمانانم رسوا نسازید! آیا در میان شما یک مرد فهمیده و آگاه وجود ندارد؟!گفتند: «تو که می‌دانی ما تمایلی به دختران تو نداریم؛ و خوب می‌دانی ما چه می‌خواهیم!»
در اين سوره هم لوط میگوید دخترانم برای شما پاکیزه ترند پس منظور لوط آمیزش جنسی از دبر نبود چون در  بین دبر مرد و زن فرقی نیست( از لحاظ کثیفی)
و اين هم آیه  دیگری در رابطه با لوط و قومش  و باز خواهید دید محور سخن درباره پاکیزگی و کثیفی است:«وَلُوطًا آتَینَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَنَجَّینَاهُ مِنَ الْقَرْیةِ الَّتِی كَانَتْ تَعْمَلُ الْخَبَائِثَ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَاسِقِینَ» و لوط را (به یاد آور) که به او حکمت و علم دادیم؛ و از شهری که اعمال کثیف انجام می‌دادند، رهایی بخشیدیم؛ چرا که آنها مردم بد و فاسقی بودند!

خبائث نقطه مقابل طیبات است این هم آیه ای در رابطه با طیبات و خبائث:
یحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَائِثَ خبائث یعنی ناپاکی  نقطه مقابل پاکی است
پیامبری که آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیا پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند؛ «الأعراف/157»
اينهم آیاتی دیگر  درباره قوم لوط که محورش پاکیزگی و ناپاکی است
وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ « /54»
أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسَاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ«55»
فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَنْ قَالُوا أَخْرِجُوا آلَ لُوطٍ مِنْ قَرْیتِكُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یتَطَهَّرُونَ«56» النمل
و لوط را (به یاد آور) هنگامی که به قومش گفت: «آیا شما به سراغ کار بسیار زشتی می‌روید در حالی که (نتایج شوم آن را) می‌بینید؟آیا شما بجای زنان، از روی شهوت به سراغ مردان می‌روید؟! شما قومی نادانید!» آنها پاسخی جز این نداشتند که (به یکدیگر) گفتند: «خاندان لوط را از شهر و دیار خود بیرون کنید، که اینها افرادی پاکيزه هستند!»
دیدید؟! لوط میگوید: شما  ای قوم  بدکار! دارید خودتان میبیند که کارتان چقدر گند  و کثیف است. و اونها درجواب میگویند: آری گند و کثیف است اما خوب و خوشایند است! پس لوط پاکیزه و خاندان پاکیزه اش  را از شهر بیرون کنید!

آیا  اینهمه کافی نیست ؟ اگر نیست، پس این دلیل و برهان قاطع  را ببینید. در مقابل این دلیل آخر دیگر شیعه هیچی ندارد که بگوید:
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِینَ«165» وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ«166» شعراء
لوط گفت:آیا در میان جهانیان، شما به سراغ جنس ذکور می‌روید و همجنس بازی می‌کنید، آیا این زشت و ننگین نیست؟و همسرانی را که پروردگارتان برای شما آفریده است رها می‌کنید؟! شما قوم تجاوزگری هستید!»
آیه واضح میگوید که شما چرا عضوی را که خدا برای خالی کردن شهوت در زنان برایتان خلق کرده  رها کرده و به سراغ مقعد مردان رفته اید؟ هرکس میداند عضوی که خداوند در زنان برای  خالی کردن شهوت خلق کرده چیست.  عضوی است که مردان خودشان ندارند و هر انسانی مقعد دارد! پس این نیست. و معلوم است که چیست!
خلاصه اینکه نزدیکی از دبر، بخاطر کثیف بودنش بر مردان پاکیزه حرام است و  آیه صراحتا میگوید عضو خلق شده در زنان برای اینکار است!

سوال 5:  آیا شیعه دلیل دیگری هم دارد؟
جواب: بله بعضی هایشان میگویند, در قرآن آمده است: نساؤکم حرث لکم فأتوا حرثکم أنی شئتم , یعنی زنان شما محلی برای تولید مثل هستند, هر طور که خواستید می توانید از مکان تولید مثل استفاده کنید!
جواب  سنی این است که منظور آیه  با ذکر کلمه حرث( جای کشت) معلوم است که چیست! یعنی فقط در عمل زناشویی باید از راه رحم که محل آبستن شدن و مکان کشت است نزدیکی صورت گیرد, و همه می دانند که زن از مقعد حامله نمی شود ,
و حالا ببینم قرآن چه میگوید:وَیسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِی الْمَحِیضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ«222» نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلَاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ«223» بقره
و از تو، در باره خون حیض سؤال می‌کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‌ای است؛ از این‌رو در حالت قاعدگی، از آنان کناره‌گیری کنید! و با آنها نزدیکی ننماید، تا پاک شوند! و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.زنان شما، محل بذرافشانی شما هستند؛ پس هر زمان که بخواهید، می‌توانید با آنها آمیزش کنید.
همانطور که میبینید الله اینجا نیز کسانی را که در وقت حیض به زنان جماع نمیکنند را پاکیزه میداند و  میگوید پاکیزگان را دوست میدارم.
وقتی که زن دچار عادت ماهانه است و گند و خون چرک از او بیرون میاید همبستری با زن را  اسلام در این حالت حرام کرده، پس چگونه ممکن است که همبستری با عضوی که نجاست عادی و موقت دارد برای 7 روز حرام شود، ولی  آمیزش در مقعد که نجاستی دایمی  غلیظه داردحلال باشد؟ 

سوال 6 : شیعه میگوید بعضی از سنی ها هم نزدیکی از دبر را حلال میدانند آیا این راست است؟
جواب شیعه بیچاره در هر عقیده خود سعی میکند بگوید سنی هم همین را میگوید. او از تنهایی وحشت دارد! اما حقیقت این است که مذاهب اهل سنت همگی بدون استثناء متفق بر این هستند که  نزدیکی از دبر حرام و کفر است احادیث صحیح در این رابطه را ببینید:
قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " إن الذي يأتي امرأته في دبرها لا ينظر الله إليه " . مسند احمد و بیهقی
رسول الله فرمود : خداوند در روز قیامت به شخصی با همسرش از راه پشت نزدیگی کرده باشد نگاه نمیکند.
وعن أبي هريرة قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : " من أتى كاهنا فصدقه بما يقول أو أتى امرأته حائضا أو أتى امرأته من دبرها فقد برئ مما أنزل على محمد " . رواه أحمد وأبو داود
رسول الله فرمود : كسی  که پیش  کاهن و غیبگویی برود   و حرفش را باور كند و شخصی که با همسرش در حالی که حیض است نزدیکی نماید یا  مردی که با زنی از دبر همبستر شود، هر سه گروه  مذکور از دین محمد بیزاری جسته اند.
وعن عبد الله بن عمرو رضي الله عنهما أن النبي صلى الله عليه وسلم قال هي اللوطية الصغرى يعني الرجل يأتي امرأته في دبرها
رواه أحمد والبزار ورجالهما رجال الصحيح
رسول الله فرمود: آن لواط کوچک است ( آن یعنی نزدیکی به زن از راه پشت)
رسول الله صلى الله عليه وسلم قال ملعون من أتى امرأة في دبرها
رواه أحمد وأبو داود
رسول الله فرمود: کسی که با زنی از راه مقعد جماع کند ملعون است.
سئل ابن عباس عن الذي يأتي امرأته في دبرها ؟ فقال : هذا يسألني عن الكفر ؟( سنن ابن ماجة )
از ابن عباس رضی الله عنه درباره  این سوال شد که اگر مردی با همسرش از راه مقعد زنا کند حکمش چیست؟ ابن عباس  گفت این مرد دارد از من درباره کفر میپرسد.
با اینهمه احادیث آشکار باز  اگر شیعه ای بگوید اهل سنت هم عقیده به این فعل شنیع  و غیر فطری دارند، پس یقین کنید که او قیچی بدست گرفته و متون را بریده بریده پیش میکند و متون را تحریف میکند و گفتم علمای اهل سنت در این اختلافی ندارند که این کار حرام است و هرکس خلاف این بگوید او را سنی نمیدانند این از مشخصات اهل سنت است که نزدیکی با همسر شرعی از راه  دبر را حرام قطعی میدانند. 
                               محمد باقر سجودي



islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010

چرا سنی ها در وضو، پا را میشویند و شیعه ها مسح میکنند؟



علمای شیعه برا ی خراب كردن نماز سعی بلیغ نموده اند از اذان گرفته تا تشهد، در هر چیز دست برده اند  حتی زمانی هم آمد كه به بهانه درست نبودن جهت قبله، محراب مساجد را در ایران عوض کردند!! پیروان عالم مشهور شیعی؛ یعنی محمد باقر مجلسی؛ هنوز هم عقیده دارند که جهت محراب مسجد نبوی غلط است!!
و از جمله خرابکاری های آنها،  یکی این است که شستن پا را در وضو  را به مسح پا تعبیر نموده اند  و با این کار چند ضربه اساسی به اسلام زدند:
اولا: سنی و شیعه را بطور کلی از هم دور نموده و وحدت را ناممکن کردند زیرا یکی از دلایلی که سنی ها, حاضر نیستند پشت سر شیعه ها نماز بخوانند همین است. یعنی اگر شیعه ای موحد هم باشد باز سنی حاضر نیست به امامت او نماز بخواند زیرا عقیده دارد چونکه پایش را نمیشورد، پس وضویش باطل است و بدون وضو نماز هم باطل است.
دوما: مردم را از یک دستور مهم اسلام درباره پاکیزگی و سلامت محروم نمودند زیرا پا یک منطقه حساس در بدن است و شسته شدن روزانه آن فواید  زیادی دارد.
سوما: مساجد را به بد بوترین مکانها تبدیل کرده اند بطوریکه  بوی گند پاها  در مساجد  و نماز خانه ها، خصوصا  وقتی که پر از آدم باشند، آن مکانهای مقدس را  حتی از توالت ها  و مستراح ها هم بدبوتر میکنند و این اغراق نیست.
یادم میاید وقتی که مدیر مدرسه سلمان فارسی در تهران بودم  نماز ظهر را در مسجد به جماعت میخواندیم و بوی جوراب و عرق پای دویست بچه و معلم قابل تحمل نبود در حالیکه مدرسه ما در بالای شهر  و بچه ها از تمیزترین دانش آموزان کشور بودند اما این طبیعت پا است که بعد از چند ساعت قرار گرفتن در کفش و فعالیت بدنی بوی بد میپراکند!! و چاره در شستن است.
یک بار درهواپیمایی به تابلوی جدیدی برخورد کردم عکس لنگه کفشی را کشیده بودند که  بر روی آن یک ضربدر گنده سرخ بود! اول معنیش را نفهمیدم خجالت کشیدم از کسی بپرسم، یعنی  آشنایی هم نبود که بپرسم، اما بعد از کمی فکر دانستم که منظور این است که پا را از کفش بیرون آوردن ممنوع است زیرا مسافران برای راحتی پا را از کفش بیرون میاورند و چون غیر از سنی ها کسی پای خود را همیشه مرتب نمیشوید، پس بوی پا، بوی عطر مسافران و  هواپیما را تحت تاثیر خود قرار میدهد. پس  با این حساب، وضع مسافرین ادکلن زده هواپیماهای لوکس و معطر که این باشد، وضع  مساجد شیعه چگونه است؟!! 
یعنی حتی اگر این، دستور دین هم نمیبود باز باید عاقلان مردم را به شستن پا تشویق میکردند.
اما علمای اولیه شیعه چون  در دل، دشمن اسلام بودند به هر چیز گند زدند حتی که به مسجد ...... باور کنید که این  مساجد شیعه بدبوترین مکان دنیا میشود در وقت نماز!! و انا لله و انا الیه راجعون.
 
اینجا خطابم بدوستان شیعه خودم است یادم میاید وقتی که شیعه بودم همیشه در پای خود سوزشی حس میکردم اما وقتی که سنی شدم و 5 بار در روز پایم را شستم این سوزش از بین رفت، صد البته یک دلیل مهم همین شستن پا است البته شاید دلیل دوم این باشد که به جای کفش های تنگ از کفش های استفاده کردم که در محل سکونتم رواج دارد و همه پا را نمیپوشاند  و هوا براحتی به پا میرسد شما هم اگر درد پا دارید روش مرا تجربه کنید.

پاسخ شیعه: 
ولى این گروه سنی ها فراموش كرده اند كه وضو تركیبى است از نظافت و عبادت، مسح كردن سر آن هم با یك انگشت كه بعضى فتوى داده اند نقشى در نظافت ندارد،
اما ما به هر حال ما تابع فرمان خدا هستیم و حق نداریم باعقل قاصر خود دستورات الهى را تغییر دهیم، هنگامى كه قرآن در آخرین سوره اى كه بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل شده دستور مى دهد دست و صورت را بشوییم و سر و پاها را مسح كنیم، نباید با فلسفه چینى هاى عقول قاصر انسانى با آن مخالفت نماییم و براى توجیه مخالفت ها دست به تفسیرهاى غیر موجّهى براى كلام خدا بزنیم.
اگر شستن پاها در وقتی که مردم پا برهنه بودند یا این كار در آن محیط كه به خاطر گرمى هوا از نعلین استفاده مى شد لازم بود حالا که مردم  از كفش هاى پوشیده استفاده میکنند ، ضروری نیست و به یقین اسلام یك دین جهانى و براى تمام مناطق روى زمین در تمام اعصار و قرون است و در عین حال شریعت سمحه و سهله و كاملا آسان مى باشد، فكر كنید پنج بار شستن پاها در شبانه روز در نقاط مختلف دنیا چه مشكلات مهمّى ایجاد مى كند و گروهى را به سبب این سخت گیرى، از وضو و نماز بیزار مى سازد.

پاسخ اهل سنت:
اولا که در صورت لزوم اهل سنت مسح بر کفش و جوراب دارند و دوما اگر سختی  کار، باید ملاک دین قرار گیرد پس همین روزه کافیست که همه  را از دین فراری دهد، پس آیا روزه را رها کنیم؟ این سخنی بیهوده است!
اما این حرف شیعه درست است که وضو عبادت است و اگر الله فرموده مسح کنید باید مسح کنیم
اما آیا قران چه گفته؟ بیایید و آیه را با دقت بخوانیم
سورة المائدة - آیة 6:
یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ

اى کسانى که ایمان دارید، هرگاه بسوى اداى نماز ایستادید ( خواستید نماز ادا کنید )
فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَیدِیكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَینِ ....
باید: (۱) صورت خود را بشویید،
 (۲) دست هایتان را تا آرنج بشویید،
(۳) سر خود را مسح بکشید
تا اینجا شیعه و سنی اختلافی ندارند اختلاف فقط در برداشت از جمله زیر است :
وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَینِ ....
معنی تحت لفظی میشود (و پاهایتان تا قوزک پا.....)
سنی تکمیل میکند که :( بشویید.)
و شیعه تکمیل میکند:(مسح کنید !)

حالا چرا و به چه دلیل سنی جمله را با بشورید تکمیل میکند و شیعه  با مسح کنید؟
شیعه میگوید فعل قبلی مسح کنید (وَامْسَحُواْ ) است
و مسح کنید سرتان را و و پاهایتان را این که جارو جنجال ندارد؟
سنی میگوید فعل قبلی تر بشورید(فَاغْسِلُواْ) است
 و بشورید  صورتهایتان را و دستهایتان را و مسح کنید سرهایتان را و   پاهایتان را
و پاهایتان را بر میگرداند به فعل شستن
اما ظاهرا سخن شیعه درست است زیرا او میگوید اگر قصد بود که پا شسته میشد آنرا کنار صورت و دست قرار میداد
 و سنی میگوید اگر کنار دست قرار میداد در آنصورت ترتیب  وضو بهم میخورد و شما شیعه ها  باز فرصتی برای اختلاف پیدا میکردید یعنی اول صورت و بعد دست و بعد پا را می شستید و در آخر سر را مسح میکردید و میگفتید ترتیب دستور در آیه چنین است،
پس  قصد الله از بیان به  صورت فعلی ، این است که شما اول صورت بعد دست را بشوید و بعد مسح کنید و در آخر پاها را بشویید و به همین دلیل در بین  شستن دست و صورت و  پا (جمله معترضه مسح سر را) فاصله انداخته و این از لحاظ ادبی نیز درست است زیرا  در قواعد زبان عربی میتوان دستور را  به فعل ما قبلی ربط داد  و این نزد اعراب معروف و درست است.
ولی شیعه میگوید  نه مرغ من یک پا دارد و من این را ربط میدهم به فعل آخری.
 شیعه میگوید من که دیوانه نیستم؟ و  حالا که یک فرصت  طلایی برای اختلاف پیدا کردن با سنی پیدا کردم  محال است آنرا رها کنم !! منی که از هیچ و پوچ وسیله ای برای اختلاف ساختم حالا که دلیلی به این قویی دارم چرا رهایش کنم؟

شاید اینجا خواننده بگوید: چرا الله چنین فرصتی را پیش شیعه گذاشت چرا کلمه ای را در قرآن بکار برد که اگر  لام فتحه بدهیم  و بخوانیم  (وَأَرْجُلَكُمْ)، معنی شستن پا را میدهد
و  اگر لام را کسره بدهیم  و بخوانیم :
وَأَرْجُلِكُمْ
بمعنی مسح کردن پا میشود  ؟
جواب این است که این خود یکی از معجزات قرآن است  زیرا در وضو ما مسح پا هم داریم و شستن پا هم داریم  وقتی موزه یا کفش یا جوراب پوشیده باشیم، میتوانیم بر پا مسح کنیم و وقتی پا لخت باشید باید بشوییم  پس این کاربرد دو گانه یک کلمه، در حقیقت یک اعجاز است اما اینکه شیعه  قبول نمیکند این اشکالی بر قرآن نیست؟ چونکه شیعه خیلی از حرف های حساب را قبول ندارد او در پی اهداف خویش است

شیعه میگوید اهل سنت نماز را تغییر داده اند!!



نویسنده: 
 ابوبكر بن حسين
چندی پیش یکی از آخوندهای شیعه به نام "حجة الاسلام رنجبر" در شبکۀ 3 و در برنامۀ "سمت خدا" ادعا کردند که اهل سنت نماز را تغییر دادند و به کتب طراز اول اهل سنت استناد نمودند!
در این مقاله عین قسمتی از سخن ایشان را می آورم و به نقد آن می پردازم. (اگر توفیق رفیق شد ادامۀ آن در مقاله ای دیگر نقد می شود)
آقای رنجبر می گوید: وقتی پیامبر خدا از دنیا رحلت فرمود دین خیلی دستخوش تغییر شد، تغییرات عجیب و غریبی پیدا کرد.
من یک روایت برای شما بخونم که سخن داره امام شافعی در کتاب "الام" که این کتاب را اهل سنت هموزن قرآن میدانند!! در جلد اول صفحۀ 28 اونجا میگه:
«كل سنن رسول الله قد غیرت حتى الصلاة»= تمام آن سنتهای زیبایی که پیامبر پی ریزی کرده بود، پایه ریزی کرده بود، متأسفانه تغییر کرد، حتی نماز ! یعنی مردم جوری نماز میخوندند که پیامبر اونجوری نماز نمیخوند، پیامبر هیچگاه وقتی سورۀ حمد میخوند دیگه آمین نمیگفت.
این رو شما تو کتابهای اهل سنت ببینیید اونها هم معتقدند که پیامبر آمین نمیگفت این بعداً دیگران اضافه کردند!
البته آمین خیلی زیباست و معنای خیلی زیبایی هم داره یعنی ای خدا این دعایی که کردیم اجابت کن؛ دیدید که در مدینه، در مکه وقتی حمد خونده میشه، آمین میگن اصلاً یک آهنگ خیلی گوش نوازیه خیلی زیباست ولی ما شیعه ها نمیگیم، چرا؟ میگیم آقا اصلاً این آمین مثل شکر، شیرین، ولی قرآن عسله کسی که شکر رو با عسل قاتی نمیکنه.


جواب:
این آخوند خواسته زیرکی کند و با یك داستان سرائی اهل سنت را بدنام و شیعیان را بفریبد ولی این حرفهایش نتیجه عکس دارد و با این حرفها آتش به مذهب خودش زده است!
ما فعلاً کاری به کتاب "الام" نداریم که به قول ایشون: ما آن را هموزن قرآن میدانیم "العیاذ بالله"، ما به ایشان اعتماد میکنیم و میگوییم حرف شما صحیح، امام شافعی تأسف میخورده و میگفتند : نماز را تغییر داده اند. "ولی سؤال اینجاست که چه کسی یا چه کسانی نماز را تغییر داده اند؟"
وقتی امام شافعی می فرماید: «نماز را تغییر داده اند» به این معنی است که خودشون شیوۀ صحیح نماز خواندن رو میدانستند، و وقتی همراه تأسف و بدون تقیه و در کتاب خودشون این موضوع را بیان می کنند حتماً خودشون به شیوۀ صحیح نماز میخوندند و در کتابشون هم شیوۀ صحیح نماز خواندن را شرح میدهند بنابراین خود ایشون و شاگردانشون به شیوۀ صحیح نماز میخواندند.

حال نماز ما اهل سنت شبیه نماز امام شافعی است و نماز را 5 وقت می خوانیم (جمع نمی بندیم) و همه در هنگام وضو پاهای خودمان را می شوییم و آمین می گوییم و..... یعنی به همان طریقی که امام شافعی نماز خونده و در کتاب "الرساله" و"الام" شرح داده .
پس چه کسانی نماز آنها تغییر کرده و نمازشان با نماز امام شافعی در خلاف است؟؟ آفرین، درست حدس زدید، "شیعیان" همانهایی که پاها را مسح میکنند، همانهایی که آمین نمی گویند و همانهایی که به جای پنج وعده سه وعده نماز می خوانند .
پس با این حساب باید فاتحۀ مذهب اهل تشیع را خواند، چون وقتی آخوند شیعی به سخن امام شافعی استناد می کند، خودش باید آن رو قبول داشته باشد و اگر قبول داشته باشد مذهب خودش را نفی می کند که همیشه عاقبت عناد و دروغگویی، خوردن چوب خداست، که الحق صدا ندارد.


و اما اگر بخواهیم به کتاب"الام" امام شافعی رجوع کنیم و این موضوع را در آنجا بررسی کنیم، كاشف یك دروغ واضح می شویم!
متن کتاب" الام "که در بخش"صلاة العیدین" و در باب " ان یبداء بالصلاة قبل الخطبة" آمده است اینگونه است:
«أخبرنا الربیع قال: أخبرنا الشافعی قال أخبرنا إبراهیم عن وهب بن كیسان قال رأیت ابن الزبیر یبدأ بالصلاة قبل الخطبة ثم قال: كل سنن رسول الله صلى الله علیه وسلم قد غیرت حتى الصلاة»
یعنی: ربیع گفت:شافعی مرا خبر داد و گفت:ابراهیم خبر داد مرا از وهب بن کیسان که گفت: عبدالله بن زبیر را دیدم که نماز(عید) را قبل از خطبه میخواند و در خطبه فرمود: کل سنتهای رسول الله را تغییر دادند حتی نماز!»

همانطور که ملاحظه می کنید: بحث امام شافعی و نقل او از ابن زبیر در مورد خطبۀ نماز دو عید است که آیا خطبه را بعد از نماز بخوانند و یا قبل از نماز؟ که ابن زبیر ابتدا نماز می خوانده و بعد خطبه و به آنهایی که قبل از نماز عیدین خطبه میخواندند گفتند: آنان نماز را تغییر داده اند.
سخنی که امام شافعی از عبدالله بن زبیر نقل کرده اند باز به همان شیوه به نفع ماست، زیرا شیوۀ نماز خواندن ما با نماز ابن زبیر نیر متفاوت نیست و ما همان نمازی را که عبدالله بن زبیر می خواندند می خوانیم و این بر همه آشکار است که عبدالله بن زبیر مخالف دولت یزید بود و علیه یزید قیام کرد و سالهای سال در برابر حجاج بن یوسف سقفی جنگید و مکه را از دست آنها دور نگه داشت و این سخن عبدالله بن زبیر نیز در مورد یزیدیان و کسانی است که نماز آنها با نماز ما اهل سنت متفاوت است و چنانکه در سنن ترمذی(ح2098) با سند صحیح آمده است اولین شخصی که قبل از نماز عیدین خطبه خواند، مروان بن حکم بود.
«أول من قدم الخطبة قبل الصلاة مروان... قال أبو عیسى هذا حدیث حسن صحیح» و آلبانی نیز آن را صحیح میداند.
و چنانکه در الکامل ابن اثیر آمده است «وهو أول من قدم الخطبة فی صلاة العید وقبل الصلاة.» = او(مروان بن حکم) اولین کسی بود که خطبه را بر نماز عیدین مقدم داشت.الکامل فی تاریخ ابن اثیر ج 4 ص 194 ؛دار صادر- دار بیروت

و بزرگان ما اهل سنت همه یکصدا با آن مخالفت کردند که یکی از آنها عبدالله بن زبیر بود و دیگری نیز شخصی مانند ابو سعید خدری رضی الله عنه می باشد که در حدیث 956 بخاری چنین آمده است:
«ابوسعید خدری - رضی الله عنه - می گوید: رسول الله - صلى الله علیه وسلم - روز عید فطر و عید قربان، به عیدگاه می رفت و اولین كاری كه انجام می داد، برگذاری نماز بود. پس از اتمام نماز، مقابل نمازگزارانی كه در صف ها نشسته بودند، می ایستاد و به موعظه آنها می پرداخت(خطبه میگفت)، ..... پس از رسول خدا - صلى الله علیه وسلم - مردم به همین شیوه عمل می كردندتا زمان مروان، فرا رسید. روزی با مروان كه حاكم مدینه بود به عیدگاه رفتم. در آنجا، منبری وجود داشت كه كثیر بن صلت آن را ساخته بود. ناگهان، متوجه شدم كه مروان می خواهد قبل از نماز، بالای منبر برود و خطبه بخواند. من لباسش را گرفتم و او را پایین كشیدم. ولی او خود را از دست من، رها ساخت و بالای منبر رفت و قبل از نماز، به ایراد خطبه پرداخت. گفتم: بخدا سوگند، شما سنت رسول الله - صلى الله علیه وسلم - را تغییر دادید. مروان گفت: ای ابوسعید! آنچه را تو میدانی اكنون نمی شود بر آن عمل كرد. گفتم: به خدا سوگند، آنچه را كه می دانم، بهتر است از آنچه كه نمی دانم. مروان گفت: مردم بعد از نماز، برای شنیدن خطبه ما نمی نشینند، بدین جهت آنرا قبل از نماز، خواندم.»

پس مشخص شد که تغییری که در نماز صورت گرفته بوده، ایراد خطبه قبل از نماز عید است که مخالف با سنت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم میباشد و همانطور که ابو سعید میفرمایند خلفا و امرای قبل از مروان همه به شیوه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نماز عید را به جای می آوردند، ابن عبّاس نیز می فرمایند:
«شهدت العید مع رسول الله - صلى الله علیه وسلم - وأبی بكر وعمر وعثمان رضی الله عنهم، فكلهم كانوا یصلون قبل الخطبة.» (بخارى:ح 962)
ترجمه: ابن عباس رضی الله عنهما می گوید: نماز عید را پشت سر رسول الله صلى الله علیه وسلم، ابوبكر  رضی الله عنه ، عمر رضی الله عنه و عثمان رضی الله عنه خواندم. همه این بزرگواران، نماز عید را قبل از خطبه می خواندند.»
اما این ادعای آقای رنجبر که میگوید:«اهل سنت معتقدند که آمین را خودشان بعد از حمد اضافه کردند »
این دروغ محض است و اگر ما اهل سنت چنین اعتقادی داشتیم مگر مرض داریم که به آن عمل کنیم؟ وقتی میدانیم آمین گفتن چیزی است که در سنت جا ندارد چه دلیلی دارد که ما به آن عمل کنیم؟ 

برای رسوا شدن آقای رنجبر این چند قول صحیح را از اهل سنت داشته باشید:
1.«عنْ نُعَیمِ المُجْمِر قالَ: صَلّیتُ وراءَ أبی هریرة رضی الله تعالى عنه .فقرأ بسم الله الرَّحمن الرَّحیم ، ثمَّ قرأ بأُمِّ القُران حتى إذا بلغ " ولا الضَّالین " قال : "آمین " »
=مجمر می گوید: پشت سر ابوهریره نماز خواندم بسم الله الرحمن الرحیم را خواند و سپس سوره ی فاتحه را خواند تا به "و لا الضالین" رسید بعد از آن "آمین" گفت ..
(سنن النسائی(ح 895) و صحیح ابنُ خُزَیمَةَ (ح 481 و ح 688) .و در صحیح ابن حبان (ح 1829 و 1833) و دارقطنی در سنن خود( ح 1180) آن را نقل کرده و می گوید: وهذا صحیح ورواته كلهم ثقات و بیهقی در معرفة السنن والآثار(ح 773)  میگوید: وهذا إسناد صحیح)
2.«كان رسولُ الله صلى الله علیه وآله وسلم إذا فرَغَ من قراءة أُمِّ القران رَفَعَ صَوْته وقال : « آمین ».
= هر گاه رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم قرائت سوره ی فاتحه را تمام می کرد، با صدای بلند «آمین» می گفت.
(سنن الکبری بیهقی (ج 2 ص 58) و میگوید: هذا اسناد حسن؛ و سنن الدارقطنی (ح1289 ) و میگوید: هذا اسناد حسن ؛ السلسلة الصحیحة آلبانی (ج 1 ص 753)، و حاکم در المستدرک (ح772) بعد از نقل حدیث میگوید:  هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه بهذا اللفظ واتفقا على تأمین الإمام ...فإذا قال الإمام : ولا الضالین، فقولوا : آمین » و امام ذهبی نیز با حاکم موافق است)

و از همه جالبتر که حتی در صحیح بخاری و مسلم و الموطا امام مالک،نیز حدیثی در همین مورد داریم:
3.«إِذا قالَ الإِمامُ: غَیرِ المغْضُوبِ عَلَیْهِم وَلاَ الضّالّینَ. فَقُولوُا: آمین. فَإِنَّ مَنْ وافَقَ قَولُهُ قَوْلَ الملائِکَةِ غُفِرَ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنْبِهِ»
=«هرگاه امام جماعت در خواندن فاتحه به « غَیرِ المغْضُوبِ عَلَیْهِم وَلاَ الضّالّینَ» رسید،بگوئید: «آمین» چون هرکس سخنش با سخن ملائکه و فرشتگان هماهنگ باشد همه گناهان (صغیره) پیشین او آمرزیده می شود».
4.در حدیثی آمده است که پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: « فَقُولُوا: آمِینَ یجِبْكُمُ اللهُ » =«پس آمین بگویید تا خداوند اجابت کند شما را» (صحیح مسلم ح 612 )
5.همچنین فرموده‌اند: «مَا حَسَدَتْكُمْ الْیهُودُ عَلَى شَیءٍ مَا حَسَدَتْكُمْ عَلَى السَّلَامِ وَالتَّأْمِینِ»= «یهودیان بر هیچ یک از اعمالتان آنقدر حسادت نمی‌کنند که به گفتن آمین (پشت سر امام) و سلام دادن، حسادت می‌کنند»
(سنن ابن ماجه (ح846)  بخاری در "ادب مفرد"و احمد و ابن خزیمه؛ با دوسند صحیح آن را نقل کرده اند)
از عطاء نقل شده كه فرمود: بیش از 200 نفر از اصحاب را ملاقات كرده ام كه بعد از والضالین،‌آمین می گفتند. (فقه السنه،د . سید السابق)

در کتاب " الام" امام شافعی نیز که ایشان به آن اشاره دارند آمده است:«مسلم بن خالد به روایت از ابن جریح و به روایت او از عطاء گفت: من از پیشوایان می شنیدم از قبیل ابن الزبیر و کسانی که بعد از او آمده اند که می گفتند: «آمین»، و مأمومین نیز پشت سر ایشان می گفتند: «آمین» تا جایی که صدای مردم در مسجد طنین می انداخت و غوغایی می شد. ("الام" امام شافعی (ج1 ص 131) _ دارالفکر)
آقای رنجبر میگوید: «قرآن عسل است و آمین شکر و ما این دو را با هم مخلوط نمی کنیم.» 
ج: سخنش زیباست ولی سخن زیبایی نیست، به قول معروف: خوب سخن گفته ولی سخن خوب نگفته!
اولاً: ما آمین را با قرآن مخلوط نکرده ایم و اهل سنت معتقد نیستند كه آمین جزئی از سورۀ حمد است! ما تنها به دعای امام آمین می گوییم و از خدا تقاضای اجابت آن را داریم.
دوماً: این دروغ محض است که میگویید:« پیامبر هیچگاه این کار را نمیکرد(آمین نمیگفت) پس ما هم نمی کنیم.»

اول اینکه طبق روایات صحیح اهل سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم نیز آمین می گفتند ولی این ادعا از سمت شما که چون پیامبر نکرده پس ما هم نمی کنیم، بی نهایت مضحک است!
مگر پیامبر صلی الله علیه و سلم در اذانشون می گفتند: "اشهد ان علیاً ولی الله" که شما این را در اذان داخل كردید؟ این را از کجا آورده اید؟ چطور است که شما اراجیف خودتان را به اذان که مانند عسل! است اضافه می کنید و مشکلی ندارد ولی عملی را که اهل سنت طبق احادیث صحیح آن را انجام می دهند مردود می دانید؟!
ایضاً: مگر پیامبر بالای قبر کسی گنبد و مرقد ساختند که شما ساخته اید؟؟ مگر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم عزاداری و خود زنی می کرد که شما دسته راه می اندازید و به سر و كلۀ خود می زنید؟ مگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حتی یکبار هم صیغه کرده بود که شما به آن عمل می کنید و بعضاً بر اساس این حكم حرمسرا بر پا می كنید!؟ مگر حضرت علی کسی را تکفیر کرد و یا خلفا و اصحاب را مرتد می دانست و آنها را لعن می کرد که شما چنین می کنید؟ مگر حضرت علی به غیر از خدا متوسل می شد که شما می شوید؟ مگر...

ضمناً فراموش نکنیم که خود حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه کسی بود که در حیات حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم و به دستور ایشان امامت مردم را در نماز به عهده گرفتند، و اگر ایشون لیاقت امامت را نداشتند و نمیتوانستند شبیه پیامبر نماز بخوانند پیامبر او را امام نمی کرد.
بعد از اینها واضح می شود كه آخوند شیعی چیزی به جز دروغ نگفته است ولی علت آن چیست؟ چرا باید آخوند شیعی در تلویزیون همۀ ایرانی ها علیه اهل سنت تبلیغ كند و چه سیاستی پشت این دروغگویی خوابیده است؟
جواب واضح است؛ شیعیان ایران با استفاده از عقل و شعور خود، فهمیده اند كه مذهب تشیع با قرآن و عقل سر جدال دارد به همین سبب عده ای از آنها به سوی الحاد كشیده می شوند و خوشبختانه عده ای از آنها نیز كه با اهل سنت آشنایی دارند به مذهب اهل سنت و جماعت می پیوندند و این بر گردۀ آخوند شیعی سنگین آمده و به همین علت هر از چند گاهی به هر طریقی می خواهند اهل سنت را بدنام كنند تا احدی به فكر سنی شدن نیفتد!


ولی خوشبختانه می بینیم كه این ترفند آنان به كار نیامده و هیچ وقت هم به كار نمی آید و ای آخوند شیعی بدان كه جوانان ایرانی دیگر مانند آن كودكی نیستند كه تو به راحتی به آنها می گفتی: «فرزند به انباری نروی كه در آنجا اژدهایی خوابیده است!» دیگر آن كودك جوانی عاقل شده و به خود جرات می دهد كه به انباری برود و حقیقت را كشف كند، و آخوند شیعی از این می ترسد ولی این آرزویی است كه ما همیشه برای محقق شدنش دعا می كنیم.
التماس دعا

وقت افطار شیعه درست است یا اهل سنت؟






شبهه شیعه:
امامیه همانند سایر فرق اربعه اهل سنت می گوید که به مجرد مخفی شدن و سقوط قرص خورشید (به تمامه)، غروب محقق می شود. اما حرفشان این است که به مجرد پنهان شدن خورشید از چشم، غایب شدن خورشید دانسته نمی شود بلکه آن زمان که سرخی مشرقیه (سرخی که در سمت مشرق بعد از پنهان شدن خورشید نمایان است) از بالای سر انسان گذشت، می توانیم بگوییم خورشید غایب گشته است و لذا یقین پیدا می کند که وقت داخل شده است. اما اهل سنت صرف پنهان شدن قرص را کافی می دانند.
شیعیان وقت افطار را ذهاب حمره مشرقیه (از بین رفتن سرخی آسمان در قسمت شرق) می‌دانندو این بدان خاطر است که آیه” أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ“ سوره بقره، آیه 187 - وقت افطار را شروع شب می‌داند. پس تا مطمئن به حلول شب نشده نمی‌توان افطار کرد، ولی اهل سنت جائی برای احتیاط باقی نگذاشته‌اند و برای اطمینان از صحت روزه‌شان این دقائق اندک بین غروب خورشید و ذهاب سرخی مشرق را
صبرنمی‌کند به هر حال گویا شکم پرستی بیشتر از خدا پرستی برایشان ارزش دارد!!!

پاسخ اهل سنت :
روش سنی ها مطابق قرآن است و روش شیعه ها آزار دادن مسلمانان است.
باید بدانیم که شیعه برای متقی جلوه دادن خود ،از کیسه حاتم طایی ، بذل و بخشش میکند ! این یعنی چه ؟ یعنی اینکه روزه یک عبادت پنهانی است و این تنها عبادتی است که براحتی میتوان انجامش نداد و در حالیکه عبادات دیگر ظاهر میشوند مثلا منافق مجبور است نماز بخواند، حج برود تا مسلمانی خود را ثابت کند اما میتواند هر روز روزه بخورد و در همان حال تظاهر به روزه داری کند، لذا علمای سوء شیعه ( همانها که فقه شیعه را نوشتند ) چون خودشان روزه نمیگرفتند ، لذا بر روزه داران کار را سخت کردند
حالا در مغرب ، شاید بهانه دارند و تا غروب کامل صبر میکنند صبح دیگر چه بهانه ای دارند که هنوز آثاری از سپیده نیست ، پیروان خود را امر به امساک میکنند ؟!!
این مردمان متقی!! با این همه تقوی ! پس چرا وقتی به مساله زن میرسند، ازهول حلیم در دیگ میافتند و جماع همزمان با چند زن و صیغه کردن هزار زن را همزمان و غیر همزمان حلال میدانند و اینجا احتیاط یادشان نمیاید؟!
چون این پنهان شدنی نیست ! مثل روزه خواری مخفیانه نمیتوانند بخورند!
زیرا اینجا مخفی کاری ممکن نیست
اما در روزه قوانین سخت وضع کردن، ضرری به آنها نمیزند
خب پس دیدید که اینها از حساب حاتم طایی ( عوام شیعه ) بخشش میکنند تا خود را متقی تر از سنی جلوه دهند
اما دلایل قرانی در رد عقیده انها :
الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ﴿۲۹﴾ لقمان
(آیا ندیدی که خداوند شب را در روز، و روز را در شب داخل می‌کند،)
پس چیزی نامش شب است که دارد داخل روز میشود تا آن را محو کند پس وقتی الله میگوید:
” أَتِمُّوا الصِّیامَ إِلَی اللَّیْلِ“ سوره بقره، آیه 187
منظورش همین لیل است که دارد داخل روز میشود پس وقتی این لیل محترم را دیدیم ،دیگر چه معنی دارد که صبر کنیم تا این لیل کاملا در روز داخل شود؟ قرآن که این را نفرموده که شما صبر کنید تا روز کاملا پنهان شود.
پس این یک احتیاط شیطانی و غیر لازم است .
شیعه ها با عوض کردن قوانین به اسلام خندیده اند.
با آنکه رسول الله عادت داشتند تا روزه را با یک شیرینی ( خرما ) افطار کنند شیعه؛ برعکس؛ اصرار دارد که روزه را با نمک افطار کند!! که امروز ثابت شده این خیلی مضر است و بر عکس ثابت شده که گشودن روزه با خرما بینهایت مفید است .
پس روز با شروع روز شروع میشود ولو که هنور انطرف آسمان تاریک باشد
و شب با شروع شب شروع میشود هرچند که طرف دیگر آسمان، روز باشد
رسول الله فرمودند که در افطار عجله کنید و سحری را دیرتر بخورید و این عمل را از نشانه های درستی ایمان یک مسلمان دانستند
این خود یک معجزه رسول است زیرا شیعه خلاف عمل میکند و ما میدانیم شیعه با این شرکی که به آن گرفتار است در شر است نه در خیر
و حیرت آور اینکه، سنیانی که تمایل به بدعت و شرک دارند نیز در وقت افطار عجله نمیکنند بلکه با تاخیر افطار میکند
که این نشانه تسلط شیطان و بوسوسه انداختن آنهاست

و این هم حدیث های در این باره :
قال صلى الله عليه وسلم: لا يزال الناس بخير ما عجلوا الفطر. متفق عليه
رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود:
مردم در عافیت هستند تا وقتی که در خوردن افطار عجله کنند

[ كان إذا كان صائما أمر رجلا فأوفى على نشز فإذا قال : قد غابت الشمس أفطر ] . ( صحيح ) .رواه حاکم
رسول الله وقتیکه روزه میبودند وقت افطار مردی را بر بالای بلندی میفرستادند وقتی ان مرد میگفت خورشید پنهان شده پس فورا افطار میکردند.

در یک روایت دیگر نوشته شده که رسول الله بمردی میگوید افطاری مرا آماده کن او میگوید یا رسول الله اگر صبر میکردی تا شب میشد !!!
دارد برسول دین را یاد میدهد !
پس همیشه احتیاط در کاری، الهی نیست میتواند وسوسه شیطان باشد !
راه نجات ، فقط در پیروی از قران و رسول الله صلي الله عليه وسلم است .

طريقه وضو از قرآن فقط!

طريقه وضو از قرآن فقط!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ
اى کسانى که ايمان داريد، هرگاه بسوى اداى نماز ايستاديد ( خواستيد نماز ادا کنيد )

فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ
بايد: (۱) صورت خود را بشوييد، (۲) دست هايتان را تا آرنج بشوييد،

وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) سر خود را مسح ( آب ) بکشيد
 
وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ....
و (۴) پاهايتان را تا قوزک پا ( بشوييد.) سورة المائدة - آية ۶

دوستان اهل تشيع به ما ايرادها دارند كه اينجا ايرادهايشان رامي آورم:
۱- اينكه اهل سنت شستن پاها را از خودشان درست کرده اند!
۲- آیه ی وضو فقط بر مسح پاهاست و نه غسل آن
.
۳- مسح پا به همراه مسح سر آمده است
.
۴- اتصالی بین فعل شستن صورت و دستها و پاها وجود ندارد
.

بیایید اکنون فقط الله تعالی را به مدد خواهیم تا جز بسوی کسب رضایش و طلب قبول اعمالمان سخن نگوییم و بر سخنی خلاف قرآن تمسک نجوییم.
 
الله تعالی در این آیات به وضوح از شستن صورت و دستان تا حدود مرافق نام برده است.
و سپس از مسح سر به این صورت واضح سخن گفته است:
...وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) به سر خود مسح ( آب ) بکشيد
وامسحوا .. مسح ( آب ) کنید به سرهایتان ...
خداوند در باره‌ی سرها و چگونگی لمس کردن نیز سخن گفته است:
بِرُؤُوسِكُمْ..
آوردن حرف " ب " قبل از رؤوسكم نشاندهنده‌ى اينست كه حتى رساندن مقدار کم آب هم كفايت مى‌كند و رساندن آب به تمام سر الزامى نيست.
اگر خداوند این حرف " ب " را نیاورده بود می‌شد :
وَامْسَحُواْ رُؤُوسِكُمْ ...
سرهايتان را مسح آب بكشيد ( آب به تمام سرهايتان برسد )
و حد نهایت مسح نیز روشن نشده است.
که آنوقت تمامی سر و کشاندن آب به تمام سر الزامی می‌شد.
پس از آنجایی که لمس کردن سر با مقداری آب است، اينست كه مجرد مسح آبی كم و سطحى نيز كفايت مى كند.
اينجاست كه مى توان سؤال كرد: آيا مسح نمودن فقط با كشيدن دستان خيس ممكن است و راه ديگری نیست؟
جواب اینست:
نه اینطور نیست!
می توان تمام مراحل وضو را بدون بکارگرفتن دست نیز صحیح دانست.
مانند اینکه دستان را به زیر آب برد یا حتی در آب شناور شد!
و کشاندن مقداری آب به سر نیز تنها با دست کشیدن نیست و ممکن است این مقدار کم آب بصورت پاشیدن آب نیز انجام گیرد!
متاسفانه تقلید کورکورانه باعث شده عده ای مسلمان خیال کنند وضو گرفتن بایستی حتما با دست صورت گیرد و الا باطل است!!
و خیال می کنند کشیدن آب بر سر ، فقط با دست کشیدن است!
و اینست که مسح پاها را با دست کشیدن بر پشت پا کافی می بینند!!
و این یک اشتباه بسیار بزرگ است که بی توجه به لغت قرآن شایع شده است!
اینکه اهل سنت حکم شستن پاها را الزامی می دانند سببش بسیار قوی است ولی متأسفانه عده اى اجازه‌ى فكر كردن را از عوام مى ربايند!
سبب الزامی شدن شستن پاها و معطوف شمردن آن به فعل شستن (فاغسلوا) اینست که در ذکر پاها (( وَأَرْجُلَكُمْ )) حرف " ب " وجود ندارد که با مقدار کم كشاندن آب به پاها و خیسی آب کفایت کند.
بلکه اطلاق کلمه ی (( وَأَرْجُلَكُمْ )) خود بمعنای اینست که و تمام پاها مورد بحث است و نه مقداری یا قسمتی از آن.
يعني ته پاها و بین انگشتان و پشت و رویش نیز داخل است.
و اینست که تمام پاها را نمی توان با دست خیسی که بعد از کشاندن به موهای پیشانی حسابی خشک شده، با آب خيس كرد!
زيرا مسح آب يعني رسيدن آب به آنجا و نه اينكه خود را فريب دهيم و بگوییم:
خوب، اولش دستمان خیس بود حالا خشک شده اشکالی ندارد حتی با وجود اینکه اثری از آب در دستان نباشد!
اینست که مسح یعنی کشاندن آب و اینکه اثر آب به آنجا برسد.
و عبارت " مسح " در زبان عربی استعمال همیشگی دارد و همیشه به معنای پوشش و رسیدن است.
مانند عبارت " مسح السکانی " يعني شمارش و زير نظر گرفتن تعداد سکان یک شهر یا کشور.
یا " مسح الأمني " یعنی به زیر پوشش امني قرار دادن یک منطقه.
پس " مسح " بمعنای نوعی پوشش است و فرقش با شستن در اینست که در شستن ، مقدار بیشتری آب مصرف می‌شود و در مسح آب، به کمترین مقدار اکتفا می شود تا فقط اثر آن بماند.
و این حدود خداوند است تا کسانی با اسراف در آب، به خداوند نسبت زور ندهند زیرا تکلیف یا امر خداوند همیشه واضح است.
و اینکه خداوند در این آیه حداقل حدود را نشان داده برای این است تا در سخت ترین حالت نیز امکان عمل بدان میسر باشد.
و هرگز به این معنا نیست که : بیشتر از آن حد مایه‌ی باطل شدن است!
و اگر الله تعالی بعد از آن نفرموده بود:
إِلَى الْكَعْبَيْنِ ( تا دو كعب )
ما ملزم می شدیم تمام پاهایمان را تا رانها بشوییم!
ولی خداوند حدود پاها را از دو برآمدگی دو طرف پاها بالاتر نبرده است تا فقط منطقه‌ی پایین کعبین مد نظر باشد.
 
حال باز به آیه برگردیم که با خطاب جمع آمده است:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ
اى کسانى که ايمان داريد، هرگاه بسوى اداى نماز بپا خواستید
فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ
بايد: (۱) صورت خود را بشوييد، (۲) دست هايتان را تا آرنجها بشوييد،
وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) به سرهاى خود مسح آب بکشيد ( مقدار کمی آب برسانيد )
وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ....
و (۴) پاهايتان را تا دو قوزک پا بشوييد.
در کنار شستن دستها ( وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى) تا حدود آرنجها ( الْمَرَافِقِ ) بصورت جمع آمده است که طبیعی است زیرا دستها یعنی دستان مجموعه ای افراد که هر فرد دو آرنج دارد و در مجموع می شود: آرنجها!
ولی متوجه می شویم در کنار یاد آوری " أَرْجُلَكُمْ " پاها دیگر سخن از قوزکها نیست والا می بایست اینچنین باشد:
و أرجلكم إلى الكعاب ...
و پاهایتان را تا قوزکها ..
و بجایش آمده:
و پاهایتان را تا دو قوزک ... الْكَعْبَيْنِ
و همه می دانیم مجموعه‌ی افراد بیشتر از ۲ کعب دارند!
و فقط این اشاره ایست به این حقیقت که هر پا دارای دو کعب است.
و اهل تشیع بدستور ملاهای بی سواد حق ندارند حتی بدانند ۲ کعبشان کجاست!
و اینست که به استخوان برجسته‌ى جلو پایشان می گویند " کعبین "!
در حالیکه با این حساب هر پایشان یک کعب بیشتر ندارد و اینست که در این آیه می بایست برای طرفداری از آنان بمانند " مرافق و ایدی " از " کعاب و ارجلکم " استفاده می شد!
همانطور که هر دست یک "مرفق " داشت و خداوند " مرافق " را در کنار " ایدی " آورده بود.
امیدوارم اهل تقوی متوجه باشند که نماز فقط با وضوی صحیح درست است و نقص در وضو یعنی کم کردن حدود خداوند و ما اجازه ندارم حدود خداوند را کم و ناقص کنیم ، ولی می‌توانیم بیشتر از آن را به نیت اجر بیشتر عمل نماییم . مانند کشاندن مسح آب به تمامی سر، و شستن صورت را با آب به گردن و گوشها هم برسانیم و اينست كه اهل سنت با اقتدا به رسول الله صلى الله عليه و سلم ، رساندن آب به بينى و دهان نيز براى نظافت عملى مستحب مى دانند و شستن پاها را به بالای کعبین هم برسانیم .
و همین امر در باره‌ی زکات و انفاق مال نیز صحیح است: می توانیم بیش از حدود زکات از مال خود انفاق کنیم که این عمل باعث "باطل شدن زکات" که نشده بلکه باعث اجر بیشتر است.