‏نمایش پست‌ها با برچسب 5-شگفتيهاي خلقت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 5-شگفتيهاي خلقت. نمایش همه پست‌ها

چگونه نهنگها در تهیه عطر به ما کمک می‌کنند؟



نهنگ عنبر یا «کاشالو» در گذشته به‌خاطر روغن با ارزشش مورد استفاده قرار می‌گرفت ولی به سرعت گونه‌های آن مورد حمایت واقع شد. عنبرماهی گاهی اوقات ماده‌ای نرم و دودی رنگ که عنبر نامیده می‌شود ترشح می‌کند. زمانی که این ماده در مقابل نور خورشید و هوا و آب دریا قرار می‌گیرد، سخت و سفت می‌شود و رنگ آن به شکل خاکستری روشن درمی‌آید و بوی خوشی از خود متصاعد می‌کند.
وقتی نهنگ عنبر، ماهیهای مرکب را می‌بلعد، زائده‌های تیز این جانور شکم نهنگ عنبر ماهی را تحریک می‌کند و باعث ترشح عنبر می‌شود. عنبر غالباً به شکل جامد و به حالت شناور در اقیانوس یافت می‌شود، و هر تکة آن حدود 45 کیلوگرم وزن دارد. عنبر را با عطرها ترکیب می‌کنند و بدین طریق، پایداری و میزان تداوم عطر را افزایش می‌دهند.


از کتاب:
آیا می‌دانید؟، مترجم: فرامرز سعیدی‌طالب

 

زوجیت در همه چیز

 



به مثالی در این زمینه توجّه كنید:
پروردگار متعال در آیهء 49 سورهء ذاریات می‌فرماید:
]وَمِنْ كُلِّ شَیءٍ خَلَقْنَا زَوْجَینِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ[
«و از هر چیزی دو گونه (نر و ماده) آفریدیم تا شاید كه شما عبرت گیرید»
معاصران نزول قرآن كریم، از این آیهء مباركه چنین استنباط می‌كردند كه پروردگار متعال به قدرت مطلقهء خود، اشیای متنوع را در تقابل با هم آفریده است.
از حسن تابعی روایت شده است كه نامبرده، «زوجین» را به شب و روز، آسمان و زمین، ماه و خورشید، بر و بحر و زند‌گی و مرگ تفسیر نموده و در این راستا اشیای دیگری را نیز بر می­شمرد و نهایتاً هر كدام آنها را زوج دیگری معرفی ­كرده و در آخر می­گوید: فقط خدای عزّوجلّ است كه فرد بوده و هیچ مثل و مانندی ندارد اما بقیهء كائنات همه در برابر خود مقابلی دارند.
با آنكه این گونه برداشت نیز از آیهء كریمه نوعاً صحیح است، اما علم جدید می‌آید تا از آیهء كریمه تفسیر علمی نوینی ارائه نماید؛ و آن این است كه: زوجین در این آیه بر حقیقت خود حمل می‌شود. یعنی اینكه مراد از آن، دو جنس مخالف از نظر نری و ماده‌گی می‌باشد؛ زیرا هیچ چیز در دایرهء هستی نیست مگر اینکه نر و ماده‌یی دارد؛ اعم از انسان، حیوان، نبات، جماد و غیره... چه آنها كه ما می‌دانیم و می­شناسیم و چه آنها كه ما نمی‌دانیم. چنانکه جدیدترین تئوری در مورد اصل و بنیاد آفرینش نیز می‌گوید: بنیاد تمام كائنات متشكل از دو زوج است كه این دو زوج به زبان علم جدید، عبارت از «الكترون» و «پروتون» می‌باشند.
بلی؛ همهء موجودات، چه آنها كه ما می‌شناسیم و چه آنها كه نمی‌شناسیم، از زندگی به شیوهء زوجیت یا نرینه‌گی و مادینه‌گی برخوردار اند. چنانکه آیهء كریمهء 36 سورهء یس نیز می‌گوید:
]سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الأزْوَاجَ كُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الأرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لا یعْلَمُونَ[
«پاك خدایی كه از آنچه زمین می‌رویاند و نیز از خودشان، و از آنچه نمی‌دانند، همه را نر و ماده گردانیده است»
البته این اعجاز خیره‌كنندهء علمی دیگری از اعجازهای قرآن است كه علم جدید با تمام خضوع در برابر آن ایستاده است.

و از نوع دوم:
در نوع دوم از آیات متعلق به اعجاز علمی قرآن كریم، با آیاتی رو به رو می‌شویم كه تا ظهور نهضت‌های علمی اخیر بشر، انسان قدیم، انسان عصر بعثت و بعد از آن نیز، از موضوعات مطرح ‌شده در آنها مطلقاً هیچگونه شناخت و معرفتی نداشته است. بنابراین قرآن كریم با طرح این موضوعات و ارائهء این قوانین علمی، در واقع از اسرار بسیار مهمی پرده برداشته است كه اكتشافات علمی جدید به تفسیر آنها كمك شایانی نموده اند.


به نقل از: تجلی قرآن در  عصر علم  (نگاهی تطبیقی به اعجاز علمی قرآن کریم در پرتو علوم جدید)، عبدالرؤوف مخلص هروی استاد دانشکدهء شرعیات دانشگاه هرات افغانستان

ربُّ المشارق والمغارب

 



عبدالرؤوف مخلص هروی
استاد دانشکدهء شرعیات دانشگاه هرات افغانستان 

خدای سبحان در كتاب بزرگ خود می‌فرماید:
]رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ[
«پروردگار مشرق و مغرب» [شعرا/28]
]رَبُّ الْمَشْرِقَینِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَینِ[
«پرودرگار مشرقین و مغربین» [الرحمن/17]
]رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ[
«پروردگار مشرق‌ها و مغرب‌ها» [معارج/40]
ملاحظه می‌كنیم كه در آیهء اول، مشرق و مغرب به لفظ مفرد، در آیهء دوم به صیغهء تثنیه و در آیهء سوم به صیغهء جمع ذكر شده‌اند.
اكنون اگر ما هر یك از این آیات را فراخور حجم تفکّر عقلی بشر در هنگام نزول آن تفسیر كنیم، می‌بینیم كه:
1.                 در آیهء اول: مفهوم مشرق عبارت از جهت طلوع خورشید، و مفهوم مغرب جهت غروب آن است. پس هنگامی كه خدای سبحان می‌گوید: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ دیگر در اینجا میان عقل بشر زمان بعثت و آیهء مباركه تعارضی پدیدار نمی‌شود.
بعد از آن، اگر از دید معاصران نزول قرآن به آیهء دوم یعنی: ]رَبُّ الْمَشْرِقَینِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَینِ[  نگاه كنیم، ملاحظه می‌كنیم كه تفسیر آن در عصر نزول قرآن به دو معنی كاربرد دارد؛ یكی جهت شرق، و دیگری مكان معین طلوع‌گاه خورشید. به همین گونه «مغرب» نیز دارای دو معنی است: یكی جهت مغرب و دیگری مكان معین غروب گاه خورشید. یعنی اینکه از دیدگاه عقل بشر در عصر نزول قرآن، آیهء مباركه­یی كه (مشرقین و مغربین) را به لفظ تثنیه ذكر نموده، دو معنای جهات مشرق و مغرب و دو مكان معین طلوع و غروب خورشید را ـ هر دو ـ در خود جمع نموده است كه این تفسیر، همان برداشت متعارف از آیهء فوق در زمان نزول قرآن كریم می­باشد.
2.                 اما چون به ]رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ[ می‌رسیم، می‌بینیم كه تفسیر آن در وقت نزول آیهء مباركه این است كه: هر سرزمینی از خود طلوعگاه و غروبگاه مخصوصی دارد و خداوند ذوالجلال است كه فرمانفرمای همه این طلوعگاه‌ها و غروبگاه‌هاست.
ولی اگر از عصر نزول قرآن كریم گذر كرده و به این آیات از دیدگاه مفاهیم علمی معاصر نظر اندازیم، ملاحظه می­كنیم كه تفسیر معاصر این آیات، با تفسیر زمان نزول آنها اختلاف مفهومی پیدا می‌كند.
ابتدا از ]رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ[ آغاز می‌كنیم؛ آیهء كریمه در اینجا به معنی عام خود تفسیر می‌شود لیكن از این عمومیت كه بگذریم، می‌بینیم كه خدای متعال در این آیه، كلمهء «مشرق» را به كلمهء «مغرب» پیوسته گردانیده است. البته تفسیر دقیق علمی این تقارن این است كه در واقع امر، بدون مغرب، مشرقی وجود ندارد كه كرویت زمین این امر را حتمی می‌گرداند. یعنی در عین وقتی كه خورشید از یك جهت غروب می‌كند، در عین همان لحظه از جهت دیگر آن طلوع می‌نماید. بنا براین، وقتی خدای عزّوجلّ می‌گوید: «پروردگار مشرق و مغرب»؛ و نمی‌گوید: «پروردگار مشرق و پروردگار مغرب»، این دقیقاً بدان معنی است كه برای مغرب مفهوم جداگانه­یی از مشرق قائل نمی‌شود بلكه این دو را كاملاً با همدیگر پیوند می‌زند. پس معنی این تقارن دقیقاً این است كه طلوع و غروب هر دو در یك زمان انجام می‌گیرند. یعنی در عین زمان که خورشید در یك سرزمین غروب می‌كند، در قلمرو دیگری طلوع نموده است؛ تفسیر و دیدگاهی كه با برداشتهای عقلی بشر در هنگام نزول قرآن بیگانه است، چر اكه عقیدهء حاكم در عصر نزول قرآن این بود كه مشرق و مغرب، دو جهت كاملاً جداگانه­یی بوده و تماماً در مقابل همدیگر قرار دارند. پس ملاحظه می‌كنیم كه قرآن كریم در این آیه، معنایی را به اذهان بشر معاصر نزول خویش القا می‌كند كه تماماً با دیدگاه آنان همخوانی دارد در عین حالی كه با جدیدترین دستاوردهای دانش زمان ما نیز تفسیر می‌شود.
بعد از این، به آیهء كریمهء: ]رَبُّ الْمَشْرِقَینِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَینِ[ می‌رسیم و از زاویهء علم جدید با این سؤال رو به رو می‌شویم كه چرا قرآن كریم در این آیه هر كدام از «مشرقین» و «مغربین» را بالاستقلال به صیغهء تثنیه ذكر كرده است و باز به علاوهء اینکه مشرقین و مغربین را به صیغهء تثنیه آورده، كلمهء «ربّ» را نیز در آغاز هر صیغه به طور جداگانه ذكر نموده است كه این امر، مفید استقلال و تباین آنهاست؟
در پاسخ باید گفت: اگر ما به كرهء زمین بنگریم می‌بینیم كه این كره در واقع به دو بخش تقسیم شده است، كه نیم آن روشن و نیمهء دیگر آن در عین زمان تاریك است. نیمهء روشن آن از خود طلوعگاه و غروبگاهی دارد، در حالی كه نیمهء تاریك آن در تاریكی دیجوری خود شناور است. و چون كره تماماً دور زند، باز نیمهء تاریك آن با خورشید رو به رو می‌شود در حالی­كه  نیمهء روشن آن در تاریكی مطلق فرو رفته است. بنابراین نیم كره‌یی كه تاریك بوده است، از خود مشرقی دارد. و نیم‌كره‌یی كه در روشنی به سر می‌برده است، در تاریكی شناور می‌گردد. بنابراین، زمین در عمومیت خود، دارای دو مشرق است؛ مشرقی كه خورشید از آن نیم كره را روشن می‌كند و مغربی در عین حال. و وقتی كره تماماً دور می‌خورد و نیم كرهء دیگر آن می‌آید، باز این نیمه از خود مشرق و مغرب جداگانه­یی دارد. به این ترتیب، آیهء: ]رَبُّ الْمَشْرِقَینِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَینِ[ به ما می‌گوید كه نیم كره‌یی كه در تاریكی شناور است، دارای مشرق و مغربی نیست در عین حالی كه نیمهء روشن آن را مشرق و مغربی است. و چون و ضع منعكس شود، این نیمهء دیگر صاحب مشرق و مغرب می‌شود در حالی كه نیمهء اول، باز مشرق و مغرب خود را از دست می‌دهد. پس با این حساب است كه كرهء زمین، در عمومیت خود، دارای دو مشرق و دو مغرب جداگانه می‌باشد.
وچون به : ]رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ[ می‌رسیم، می‌بینیم كه با تقدم حاصله در علم نجوم، این حقیقت دیگر روشن می‌باشد كه ما در هیچ كشوری از كشورهای جهان، مشرق و مغرب واحدی نداریم بلكه این مشارق و مغارب متعدد و بی شمار اند كه در هر جایی از زمین وجود دارند؛ زیرا در واقع امر، زاویهء طلوع در مكانهای مختلف تغییر می‌كند. و به همین ترتیب زاویهء غروب نیز؛ اما حسّ انسان ظاهراً این امر را درك نمی‌كند. در حالی كه اگر ما به كرهء زمین بنگریم، در می‌یابیم كه در هر جزئی از یك ثانیه، مشرقی است كه خورشید در آن بر شهری طلوع می‌كند در عین حال كه از شهری دیگر غروب نموده است. یعنی در واقع ما برای هر منطقه از جهان، میلیونها مشرق و مغرب داشته و به طور قطع می‌دانیم كه مشرق و مغرب حتی در یك كشور واحد هم، در ایام یك سال دو بار تكرار نمی‌شود  و خورشید هرگز بر یك شهر از عین مكانی كه دیروز از آن طلوع نموده، طلوع نمی‌كند. هرچند جهت طلوع نیز یكی است اما مسلماً زاویهء آن در هر روز فرق می‌كند؛ و همچنین است غروب. همین اختلاف البته، در فصول مختلفهء سال نیز حاكم می باشد. یعنی طلوع خورشید در زمستان، با طلوع آن در بهار و خزان متفاوت است. و چنین چیزی ممكن نیست مگر اینکه زمین در هر سال یك بار بر محور خورشید حركت دورانی داشته باشد. در واقع همین حركت است كه برای هر روز، مشرق و مغرب جداگانه، یا زاویه‌های طلوع و غروب جداگانه، بلكه حتی وقت‌های جداگانه و مختلف ایجاد می‌كند؛ به طوری كه وقت هر روز با وقت روز دیگر تفاوت دارد.
 به جای اینکه برای اثبات این حقیقت به پیچید‌گی های علم نجوم وارد شویم، بهترین مثال برای ما همین روزهء ماه رمضان است. ملاحظه می‌كنیم كه ما در ماه مبارك رمضان، در افطار هر روز، مغرب جداگانه‌یی از روز دیگر داریم. و همچنین در خودداری از اكل و شرب، طلوع دیگری غیر از طلوع روز قبل. اوقات نماز نیز در هر روز نسبت به روز دیگر فرق می‌كند كه اینها همه تابع حركت زمین بر محور خورشید است.
دقیقاً در اینجاست كه ما به عمق مفهوم علمی آیهء كریمهء ]رَبُّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ[ آشنا می‌شویم و در برابر اعجاز علمی این سه آیهء مباركه كه با سه گونه تعبیر از یك حقیقت كه همانا طلوع و غروب خورشید است، نازل گردیده اند و هر یك از نظر علمی در نهایت دقّت قرار دارند، خیره می‌مانیم.
شیخ محمد متولی الشعراوی كه مبحث فوق را در كتاب خود: «معجزة القرآن الكریم» بازنموده است، بعد از تبیین این حقیقت می‌گوید:
«من می‌خواهم در اینجا روی این نكته تأكید نمایم كه داده‌های قرآن در آیهء اوّل، یعنی: ]رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ[، داده‌های آن در آیهء دوم یعنی: ]رَبُّ الْمَشْرِقَینِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَینِ[ را ملغی و بی اعتبار قرار نداده است. و باز داده‌های این هر دو آیه، عطا و بخشش آن در آیهء سوم، یعنی: ]رَبِّ الْمَشَارِقِ وَالْمَغَارِبِ[ را مخدوش نگردانیده است بلكه هر آیه در جای خود، عطا و دهشی مستفیض و عظیم را برای بشریت ارمغان می‌كند.
حتی تقدم علمیی‌ كه بسیاری از مفاهیم متعارف و دیگاه‌های سنتی در عرصهء علوم هستی شناسی را تغییر داده است، هر گز نتوانسته معنی این آیات را تغییر دهد بلكه تماماً با آنها همآهنگ گردیده است. او می افزاید: در اینجا سخنی را به خاطر می‌آورم كه در یكی از نسخ خطی قدیمی خوانده بودم. نویسندهء این مخطوطه می‌گوید: «ای زمان! كه در تو هست همهء زمانها!» معنای این سخن این است كه «زمان» در كائنات یك امر نسبی است. مثلاً وقتی من در اینجا در محلهء «الحسین» قاهره نماز ظهر را ادا می‌كنم، مردمی دیگر در بعضی از جاهای دیگر دنیا در عین زمان نماز عصر را برگزار می‌نمایند، جمعی دیگر در یك جای سوم نماز مغرب را. جمعی چهارم در جای دیگری نماز عشا را و جمعی پنجم در جایی دیگر، نماز صبح را. یعنی اینکه در روی زمین در یك وقت واحد، جهت ادای نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشا و بامداد، برای خدای عزّوجلّ اذان و اقامه خوانده می‌شود و از این روی، در تمام اوقات و لحظات زمان، ذكر و نیایش حق­تعالی جاری است».
این فقط سه آیه از آیات قرآن كریم است كه مرزهای زمان را درنوردیده و با تقدم علمی بشر، دقّت در تعابیر و معانی آن روشن گردیده است به طوری كه این آیات در هنگام نزول قرآن عطا و بخششی داشته اند، امروز عطای دیگری دارند و ای چه بسا كه در زمانهای آینده و بعد از تقدم بیشتر علم، باز بخششها و دریافتهای مجدد دیگری داشته باشند؛ از آن رو كه عطایای قرآن همیشه متجدّد و متطوّر می‌باشد.
اعجاز قرآن كریم درا ینجا این است كه برای هر عصر و هر نسل، عطایای خاص خود را داراست و نیاز هر عقل را نیز، مطابق ظرف و محمل آن برآورده می‌كند بدون آنکه این كار، با حقیقت علمیی در تناقض باشد و یا با حقایق هستی در تصادم. تصادم حقایق هستی با حقایق قرآن از آن رو منتفی است كه فاعل در حقیقت خدای متعال است، خالق نیز هم اوست و گوینده نیز خود او می­باشد. و این، خود یكی از نواحی اختلاف قرآن كریم در معجزاتش با كتب آسمانی دیگر است؛ امری كه شیخ شعراوی در ابواب دیگر كتابش از آن به تفصیل سخن گفته و ما را در این رساله مجال بازكردن بیشتر آن نیست.

به نقل از: تجلی قرآن در  عصر علم  (نگاهی تطبیقی به اعجاز علمی قرآن کریم در پرتو علوم جدید)، عبدالرؤوف مخلص هروی استاد دانشکدهء شرعیات دانشگاه هرات افغانستان

حركت منظم اجرام آسماني



عبدالرؤوف مخلص هروي
 
قرآن كريم در آيهء (40) سورهء مباركهء يس در بارهء خورشيد و ماه مي‌گويد:
[ وَكُلٌّ فِي فَلَك يَسْبَحُونَ]
«و همه در مداري مي‌گردند»(ترجمه از تفسیر نور)
انسان عصر قديم، حركت ستارگان را مشاهده مي‌كرد و مي‌ديد كه اين موجودات آسماني، در زمان معيني از يكديگر فاصله گرفته يا به همديگر نزديك مي‌شوند. از اين روي، تعبير قرآني فوق الذكر براي خورشيد و ماه، هيچ تعجب يا استبعادي را در ميان مخاطبانش بر نمي‌انگيخت.
اما ره‌آوردهاي علمي جديد، به اين تعبيرات جامهء نويني پوشانده و ابعاد و اعماق جديدي را بر آن افزود. چه آنگونه كه مشاهدات و مطالعات جديد علمي نشان دادند، قرآن نه فقط براي حركت اين اجرام آسماني تعبيرات دقيقي را به كار گرفته است، بلكه حتي با اين تعبيرات، كليدهاي اصلي بحث‌هاي نجومي و نجومي را نيز در اختياز دانش نوين بشري قرار داده است.
طوري كه همه مي‌دانيم، قرآن كريم در زماني نازل گرديد كه علم نجوم به حقايق مطرح شده در قرآن به اين ارتباط، دسترسي پيدا نكرده بود، بلكه بررسیهاي علماي نجوم چندين قرن پس از نزول قرآن ادامه يافت تا سرانجام با اختراع آلات و ابزاري چون رصدخانه‌ها و تلسكوبها، بشر به يافته‌هاي جديدي از دانش نجومي دست پيدا كرد و آنگاه به همان‌ جايي رسيد كه قرآن كريم قرنها قبل از آن مطرح كرده بود.
هنگامي كه گاليله در سال 1609م به اختراع تلسكوبي موفق گرديد كه مي‌توانست اجسام واقع‌ شده در فاصله‌هاي دور را سي بار و سطح آنها را هزار بار به ساحهء ديد انسان نزديكتر سازد، درست در اين زمان بود كه دانش نجوم امكان علمي آن را يافت كه به پاره‌يي از حقايق مهم در اين زمينه دست پيدا نمايد و از جمله به اين حقيقت كه خورشيد بر مدار خاص خود شناور است. چه با ترصد خورشيد به وسيلهء اين تلسكوب، وجود مناطق سياهي در كرهء فوق الذكر به مشاهده رسيد كه این مناطق از يك كنارهء قرص خورشيد به كنارهء ديگر آن در حال انتقال و حركت بوده، سپس به مدت دو هفته كاملاً ناپديد مي گرديدند و باز مجدداً ظاهر مي‌شدند. گاليله از طريق اين مشاهدات، به اين نتيجه دست يافت كه خورشيد بر مدار خود حركت دوراني دارد. با ترصد سيارات ديگر نيز ثابت شد كه زمين نيز داراي حركت دوراني است و آنگونه كه قبلاً پنداشته مي‌شد ساكن و بي حركت نمي­باشد. به همين ترتيب ديري نگذشت كه حركت دوراني هر يك از خورشيد و ماه در مدارهاي مخصوص آنها نيز ثابت گرديد و بر مبناي اين رهيافتها اين حقيقت که هرگز متصور نيست تا خورشيد بتواند مهتاب را دريافته و خود را به آن برساند، به اثبات رسيد.
پس چرا نبايد به اعجاز علمي قرآن كريم باور كنيم، در حالي كه حدود 1039 سال قبل از آنکه گاليله و همكارانش به اين نتايج نجومي دست پيدا كنند، قرآن كريم در آيهء 40  از سورهء مباركهء يس به صراحت بيان كرد كه:
[لا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي نجوم يَسْبَحُونَ]
«‏ نه خورشيد را سزد ( در مدار خود سريعتر شود و ) به ( مدار ) ماه رسد ، و نه شب را سزد كه بر روز پيشي گيرد ( و مانع پيدايش آن شود ) . هر يك در مداري شناورند ( و مسير خود را بدون كمترين تغيير ادامه مي‌دهند ). ‏»(ترجمه از تفسیر نور)
قرآن يك ‌هزار و چهارصد سال قبل، نه فقط در يك آيه، بلكه در آيات عديده‌اي حركت دوراني منظم زمين را نيز به اثبات رسانده است.


به نقل از: تجلي قرآن در  عصر علم  (نگاهی تطبیقی به اعجاز علمی قرآن کریم در پرتو علوم جدید)، عبدالرؤوف مخلص هروي استاد دانشکدهء شرعيات دانشگاه هرات افغانستان
 

اعجاز علمی قرآن: تفکر درباره مسافت میان ما و خورشید



پروردگار متعال می‌فرماید :قُلْ انْظُرُوا ماذا فی السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَ ما تُغْنی الأیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَومٍ لا یُؤْمِنُونَ (یونس : 101)«بگو : بنگرید (و چشم برون و درون را باز کنید و ببینید) در آسمان‌ها و زمین
http://www.streem.us/assets/picture204668.jpgچه چیزهائی است؟! آیات (خواندنی کتاب‌های آسمانی، از جمله قرآن، و دیدنی جهان هستی) و بیم‌دهندگان (پیغمبر نام، و اندرزها و انذارها هیچکدام) به حال کسانی سودمند نمی‌افتد که نمی‌خواهند ایمان بیاورند».
و باز می‌فرماید : وَ کَأیِّنْ مِنْ آیهٍ فی السَّمواتِ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آیاتِها مُعْرِضُونَ (یوسف : 105)
«و چه بسیار دلایل و نشانه‌های (دالّ بر وجود خدا) در آسمان‌ها و زمین وجود دارد که آنان (کورکورانه) از کنارشان می‌گذرند و از پذیرش آنها روی می‌گردانند».
دانشمندان می‌گویند : «خورشید، یک میلیون و سیصد هزار بار از زمین بزرگتر است و زبانه آتشی که از خورشید خارج می‌شود، بیشتر از یک میلیون کیلومتر طول دارد و اگر زمین جذب خورشید شود، در یک ثانیه بخار می‌شود». برخی دانشمندان عمر خورشید را بیشتر از پنج هزار میلیون سال و فاصله آن را با زمین، صد و پنجاه و شش میلیون کیلومتر، برآورد کرده‌اند. آنان می‌گویند در برج عقرب، ستاره‌ای نورانی که از زمین قابل رؤیت است وجود دارد که در وسط آن است، اسم آن را قطب‌العقرب نامیده و به حدی بزرگ است که خورشید و زمین و فاصله میان آنها را در بر می‌گیرد :
قُلْ انْظُرُوا ماذا فی السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَ ما تُغْنی الأیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَومٍ لا یُؤْمِنُونَ
وَ کَأیِّنْ مِنْ آیهٍ فی السَّمواتِ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آیاتِها مُعْرِضُونَ
و باز می‌فرماید :
فَلا اُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجوُمِ* وَ أنَّهُ لَقَسَمٌ لَو تَعْلَمُونَ عَظیمٌ
(واقعه : 75-76)
«سوگند به جایگاه‌های ستاره‌ها، و محل طلوع و غروب آنها!* و این قطعاً سوگند بسیار بزرگی است، اگر (دربارة مفهوم آن بیندیشید، و از علم نجوم و ستاره‌شناسی، چیزی) بدانید».
میان زمین و ماه یک ثانیه نوری فاصله وجود دارد و با خورشید هشت دقیقه نوری و با دورترین ستاره منظومه شمسی، سیزده ساعت نوری فاصله داریم.
نزدیک‌ترین ستاره به زمین (که جزو منظومه شمسی نباشد)، ستاره قطبی است که چهار هزار سال نوری با ما فاصله دارد. این فاصله را با فاصله ماه که فقط یک ثانیه نوری فاصله دارد، مقایسه کنید.

بشر در فتح فضا توانست به اندازه یک ثانیه نوری پیشروی کند و دانشمندان، آسمان را به مبارزه طلبیدند. گفتند که : می‌توانیم با سفینه شالنجر، آسمان را فتح کنیم. اما پس از هفتاد ثانیه سیر در فضا به پاره‌ای از آتش تبدیل شد.
فاصله میان دورترین ستاره کهکشان راه شیری و زمین، صد و پنجاه هزار سال نوری است و برخی دیگر، هیجده هزار میلیون سال نوری با ما فاصله دارند فَلا اُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجوُمِ در این آیه فقط از جایگاه‌ها سخن رفته است، که خداوند در دنباله آن می‌فرماید : وَ أنَّهُ لَقَسَمٌ لَو تَعْلَمُونَ عَظیمٌ حال اگر از مسافت‌ها سخن می‌گفت، چه می‌شد؟
از ابن عباس روایت است که : «یک شب نزد پیامبر(ص) خوابیدم. اواخر شب بود که، پیامبر(ص)، بپاخواست و از اطاق خارج شد به آسمان نگریست سپس این آیه را تلاوت فرمود :
اِنَّ فی خَلْقِ السَّمَواتِ وَ الأرْضِ وَ اخْتِلافِ الَِّیلِ وَ النَّهارِ لآیاتٍ لاُوْلی ألألْبابِ* الّذینَ یَذکُرونَ اللهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّروُنَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الأرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هَذا باطِلاً سُبْحانَکَ فَقِنا عَذَابَ النَّارِ
سپس به اطاق برگشت مسواک زد و وضو گرفت. آنگاه به نماز ایستاد و پس از آن به پهلو دراز کشید، اما دوباره بپاخواست، بیرون رفت و به آسمان نگریست و همان آیه را تکرار فرمود، سپس برگشت، مسواک زد و وضو گرفت و نماز خواند[1]».
حسن می‌گوید : (یک ساعت تفکر از شصت سال عبادت برتر است) [2]، و نیز می‌گوید : «هیچ عبادتی چون تفکر نیست[3]».
خداوند می‌فرماید :
وَ ما قَدَروُا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الأرْضُ جَمیعاً قَبْضَتُهُ یَومَ القِیامَهِ وَ السَّمواتُ مَطْوِیّتٌ بِیَمِینِه  (زمر : 67)
«آنان آنگونه که شایسته است خدا را نشناخته‌اند (این است که تو را به شرک می‌خوانند. خدا آن کسی است که) در روز قیامت سراسر کرة زمین یکباره در مشت او قرار دارد و آسمان‌ها با دست راست او در هم پیچیده می‌شود. خدا پاک و منزه از شرک آنان (و دورِ دور از انبازهای ایشان و فراتر از اندیشة انسان) است».


_____________________________________________________
1- به روایت مسلم، شماره (256).
2- به روایت ابن ابی شیبه در المصنف به طور موقوف، شماره (35223) و بیهقی در الشعب به روایت ابو درداء، شماره (118).
3- مسند الشهاب، به روایت علی به طور مرفوع، شماره (838).
 

اعجاز علمی قرآن: تعداد ستارگان در آسمان




دانشمندان کیهان‌شناس، تعداد ستارگان را در حد هزارها بر می‌شمردند، پس از مدت زمانی از میلیون‌ها و چندی پیش از میلیاردها ستاره سخن راندند و در یک شمارش ابتدایی از تعداد ستارگان کهکشان راه شیری که یکی از کهکشان‌های متوسط هستی است، 30 میلیارد ستاره را برآورد کردند که منظومه شمسی یکی از اجزای آن است.
 آنان در شمارش ستاره‌های یکی دیگر از کهکشان‌ها به عددی خیالی رسیدند، یعنی یک میلیون میلیون ستاره. اما هم‌اکنون سخن از شمارش ستارگان نیست بلکه به یک میلیون میلیون کهکشان رسیده‌اند، که هر کهکشان همین مقدار ستاره را در خود جای داده است. و پدیده آورنده این همه عظمت چه زیبا فرموده است :
{وَ السَّماءَ بَنَیْنها بِائیْدٍ وَ اِنّا لَموُسِعُونَ{ ذاریات : 47
"ما آسمان را با قدرت بنا ساخته‌ایم و همواره آن را وسعت می‌بخشیم".
عدد اخیر که بیان شد، بیانگر عظمت خلقت در آسمان‌هاست، خلقت به دست خالقی که می‌فرماید :
{قُلْ انْظُرُوا ماذا فی السَّمواتِ وَالأَرْضِ{یونس : 101
"بگو : بنگرید و چشم برون و درون را باز کنید و ببینید در آسمان‌ها و زمین چه چیزهائی است؟".
تا مدت‌ها پیش، گمان می‌رفت که برخی ستارگان متحرک و برخی دیگر از جمله خورشید ثابت هستند و گذشت زمان در ثبوت و حرکت آنها بی‌تأثیر است، در حالیکه خداوند متعال از خورشید خبر می‌دهد که :
{وَالشَّمْسُ تَجْری لِمُسْتَقَرٍّ لَها ذَلِکَ تَقْدیرُالعَزیزِالعَلیمِ{ یس : 38
"و نشانة دیگری بر قدرت خدا، این است که خورشید به سوی قرارگاه خود در حرکت است. این، محاسبه و اندازه‌گیری و تعیین خدای بس چیره و توانا و آگاه و دانا است".
و در این اواخر کشف شد که خورشید و منظومه آن، با سرعتی بالغ بر دویست کیلومتر در ثانیه، به دور ستاره‌ای دیگر در فضا در حرکت است و هر دور کامل آن میلیون‌ها سال طول می‌کشد و البته زمین نیز با سرعت 30 کیلومتر در ثانیه به دور خورشید می‌چرخد.
حتی دانشمندان در برآورد سرعت برخی کهکشان‌ها به اعداد خیالی دست یافته‌اند. و سرعت برخی را در حدود دویست و چهل هزار کیلومتر در ثانیه برآورد کرده‌اند، یعنی مقداری کمتر از سرعت نور. آیا حقیقت این هستی وسیع و پهناور چیست؟ قطعاً منشأ آن، خدایی است که خالق هر چیز است و سرپرستی آن را برعهده گرفته است.
پروردگار متعال می‌فرماید :
{وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ القَمَرَ کُلٌّ فی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ}         انبیاء : 33
یعنی هر ستاره‌ای، چه کوچک و چه بزرگ در فضایی خاص خود، شناور است، و می‌فرماید :
{لا الشَّمْسُ یَنْبِغَیِ لَها أنْ تُدْرِکَ القَمَرَ وَ لاَ الَّیلُ سَابِقُ النَّهارَ وَکُلٌّ فی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ{ یس : 40
"نه خورشید را سزد در مدار خود سریعتر شود و به مدار ماه رسد. و نه شب را سزد که بر روز پیشی گیرد و مانع پیدایش آن شود. هر یک در مداری شناورند و مسیر خود را بدون کمترین تغییر ادامه می‌دهند".
قرآن کریم، کلام خدا، و هستی خلق خداست، لذا وجود توافق و هماهنگی میان آنها ضروری است، و دو آیه زیر به این مضمون اشاره دارند :
}اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ وَالارْضَ{     انعام : 1
}اَلْحَمْدُ للهِ الَّذی اَنْزَلَ عَلی عَبْدهِ الکِتَابَ{    کهف : 1
خورشید، این واقعیت درخشان و شناخته شده را درنظر می‌گیریم. دمای سطح آن، شش هزار درجه و مرکز آن بیست میلیون درجه است. و قدرت نورپردازی آن به حدی بالاست که با واحدهای مخصوص نوری، تعیین می‌شود، اما نکته مهم اینجاست که سیارات دیگری در فضا وجود دارند که نور آنها، بیست و شش برابر خورشید است. در برخی دیگر این عدد به صد برابر و پانصد هزار برابر نیز می‌رسد و خورشید ما در مقایسه با آنها جز یک سیاره نورانی متوسط چیز دیگری نیست.
تمامی این موارد مصداق این آیه است که می‌فرماید :
}سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فی الآفاقِ وَ فی اَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ انَّهُ الحَقُّ{ فصلت : 53
"ما به آنان که منکر اسلام و قرآنند هر چه زودتر دلایل و نشانه‌های خود را در اقطار و نواحی آسمان‌ها و زمین، که جهان کبیر است و در داخل و درون خودشان که جهان صغیر است به آنان که منکر اسلام و قرآنند نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و آشکار گردد که اسلام و قرآن حق است".


آنگاه که آسمان شکافته شود و گلگون گردد چون روغن گداخته
هر کاوشگر و محقق و متفکری با تأمل و تحقیق در هستی و نگرش و تدبر در آیات قرآنی مربوط به جهان، با تمام وجود، درمی‌یابد که قرآن، سخن پروردگار است که بر محمد پیامبرص نازل شده و محال است که بشریت به طور فردی و یا با دستیاری همدیگر توانسته باشند، آن را به وجود آورند. کنفرانس‌های جهانی که در مراکز مختلف دنیا و در موضوع اعجاز علمی قرآن و سنت، برگزار می‌شود، روشن می‌سازد که تحقیقات علمی دقیق و استوار، که توسط دانشمندان غیرمسلمان و نه در جهت‌ خدمت به قرآن و سنت اسلامی، انجام گرفته است و دهها سال طول کشیده و میلیون‌ها دلار، صرف آن شده است، نتایجی را به دست داده که بدون هیچ اجباری و اصرار و تأویل و یا تحریف حقایق کاملاً مطابق و هماهنگ با رهنمودهای قرآن و سنت است و نه تنها با مفهوم کلی آیات، بلکه با کلمات و حروف قرآن نیز، هماهنگی دارد، این موضوع مصداق این آیه است که می‌فرماید :
{سَنُرِیهِمْ ءایاتِنا فی الآفاقِ وَ فی انْفُسِهِمْ، حتّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ انَّهُ الحَقُّ اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ انَّهُ عَلی کلِّ شَیءٍ شهیدٌ}          فصلت : 53
"ما به آنان که منکر اسلام و قرآنند هرچه زودتر دلائل و نشانه‌های خود را در اقطار و نواحی آسمان‌ها و زمین، که جهان کبیر است و در داخل و درون خودشان که جهان صغیر است به آنان که منکر اسلام و قرآنند نشان خواهیم داد تا برای ایشان روشن و اشکار گردد که اسلام و قرآن حق است. آیا تنها این بسنده نیست که پروردگارت بر هر چیزی حاضر و گواه است؟".
در 31 اکتبر سال 1990 میلادی برابر 31 آبان ماه 1369 یکی از ایستگاه‌های فضایی مشهور، از طریق یکی از تلسکوپ‌های بزرگ خویش تصویری از فضا را منتشر کرد که هر بیننده‌ای، در اولین نگاه، آن را به شکل یک گل کاملاً قرمز، با برگ‌های قرمز سیری بزرگ و برگ‌های کوچکتر سبزرنگ و براق، که در وسط آن کاسبرگ آبی‌رنگ قرار داشت، می‌دید و در این قضیه، هیچ شکی نداشت. اما آن عکس در حقیقت، تصویر انفجار ستاره‌ای بزرگ به اسم "عین القط" بود که با زمین، سیزده هزار سال نوری فاصله داشت. البته در آن ایستگاه هزاران تصویر رنگی دیگر که توسط تلسکوپ‌های بزرگ، به دست آمده بود و هرکدام عجایبی از فضا را به تصویر کشیده بود، یافت می‌شد.
اما رابطه این تصاویر با بحث اعجاز قرآن را با ذکر آیه‌ای از سوره "الرحمن" بیان می‌کنیم، خداوند می‌فرماید :
{فَاذا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکَانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهانِ{ رحمن : 37
"بدانگاه که آسمان شکافته شود، و گلگون گردد همچون روغن گداخته حوادث هولناکی رخ می‌دهد که به گفتار در نمی‌آید".
اگر در تمام تفاسیر قرآن که قبل از انتشار این عکس نوشته شده‌اند دقت کنی، مطلبی که تفسیر این آیه را در حد قناعت انسان بیان کند، نخواهی یافت، زیرا همانگونه که حضرت علی فرموده است، در قرآن آیاتی وجود دارد که هنوز تفسیر نشده است. و حقیقت امر اینست که در اثر انفجار آن ستاره و پراکنده شدن دود و گازهای حاصل از آن، شکلی شبیه به یک گل درخشان، پدید آمده است، در هر حال اگر این انفجار، هر صورت زیبای دیگری را نیز به خود می‌گرفت، باز تفسیری مناسب برای این آیه به شمار می‌رفت، و این بار هم اعجاز قرآن در این قالب خود را نشان داده است و استمرار اعجاز تا قیامت، ما را در انتظار ظهور پدیده‌های شگفت‌انگیز دیگر نیز می‌گذارد. به همین دلیل پیامبر گرامیص، یا به اجتهاد خویش و یا به الهام خداوند از تفسیر اکثر آیات آفاقی قرآن پرهیز نموده است، زیرا همانگونه که بیان شد، در صورت شرح و تفسیر مختصر و کوتاه این آیات، آیندگان به انکار آن می‌پرداختند و در صورت تفصیل معنی آنها، همراهان و هم‌عصران ایشان را یارای درک و فهم کامل آن نبود و به انکار نبوت ایشان می‌پرداختند. لذا، تفسیر آنها به پیشرفت و تکامل علم و زندگی، مؤکول شده است.
در تفسیر ابن کثیر رح آمده است [1] : "فکانت ورده کالدهان"، یعنی همانگونه که روغن [2] و نقره ذوب می‌شوند.
در رأی دیگری آمده است [3] که : منظور اینست که آسمان همانند چرم قرمز، می‌شود. ابن عباس نظر دیگری نیز روایت کرده که : یعنی مانند اسب سرخ رنگ می‌شود[4].
حسن بصری می‌گوید[5]  : یعنی آسمان رنگارنگ می‌شود.
مجاهد می‌گوید[6] : مانند روغن و رنگ‌های روغنی می‌شود، این نظر در تفسیر ابن کثیر آمده است.
در تفسیر قرطبی آمده است که [7] : "یعنی آسمان مانند روغن، صاف و شفاف می‌شود و سعیدبن جبیر و قتاده همان را ذکر کرده و گفته‌اند که رنگ قرمز نیز به خود می‌گیرد. رأی ضعیفی نیز بیان می‌دارد که در سرخی به گل می‌ماند و مانند روغن جاری می‌شود".
و رأی ضعیف دیگری نیز می‌گوید : "الدَّهان"، همان پوست قرمز است، یعنی آسمان در اثر شدت گرما همانند چرم قرمز، سرخ می‌شود".
اما همانگونه که ذکر کردیم، آنچه که در تفسیر این آیه، توجه ما را به خود جلب می‌کند، اینست که، توسط تلسکوپ فضایی هابل، تصویری از انفجار ستاره "عین‌القط" به دست آمده که کاملاً مشابه یک گل سرخ است. این عکس توسط سازمان فضایی آمریکا ناسا در اینترنت منتشر شد.
پس مصداق واقعی این آیه {فَاذا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَکَانَتْ وَرْدَهً کَالدِّهانِ} در واقعه مذکور یافت می‌شود و ثابت می‌کند که این قرآن کلام خداوند است. و معجزه‌ای است که تا پایان هستی ادامه دارد. به ذهن چه کسی خطور می‌کرد که ستاره‌ای در آسمان منفجر شود و شکل کامل یک گل سرخ را با برگ‌های قرمز و کاسبرگ آن در وسط و برگ‌های کوچکتر سبز، به خود بگیرد، این تصویر را تلسکوپ بزرگی چون تلسکوپ هابل از ستاره "عین القط" که در حال انفجار بوده، گرفته است. این ستاره سیزده هزار سال نوری با زمین فاصله دارد اما مهم اینست که این واقعه جزو پدیده‌های واقعی روز است و کاملاً جای اعتماد و باور.
در طرف دیگر قضیه نیز کتاب خدا در دستان ماست، که منهج و قانون زندگی ما و ریسمان محکم الهی است که هر کس به آن عمل کند، خوشبخت و موفق بوده و آنکه ترکش کند، بدبخت و
هلاک خواهد شد. پدیده مذکور جزو نشانه‌های خداست :
{سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فی الآفاقِ وَ فی انْفُسِهِمْ حتّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ انَّهُ الحَقُّ اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ انَّهُ عَلی کلِّ شَیءٍ شهیدٌ}

------------------
 -1 تفسیر ابن کثیر، ج 4، ص 276.
 - 2ابن کثیر کلمه دردی را به کار گرفته که به معنی روغن و یا هر چه که پس از ذوب شدن اشیاء رسوب می‌کند، می‌باشد. در حدیث باقر آمده است : آیا در بنیذ، دردی قرار می‌دهید؟ سؤال شد : دردی چیست؟ گفت : یعنی "الروبه". منظورش از دردی، خمیری است که در شیره و آب انگور، گذاشته می‌شود، تا تخمیر گردد. در اصل هر چه که در انتهای مایعات باقی می‌ماند را گویند. رسوبات. لسان العرب، زیر ماده درد، و نگا : النهایه فی غریب الحدیث، ج 2، ص 112.
 -3 این نظر و آنچه که در این شماره روایت شده، از ابن عباس، روایت شده است.
 -4 ابن کثیر، ج 4، ص 276.
 -5 همان منبع.
 -6 همان منبع.
 -7 تفسیر قرطبی، ج 17، ص 173، با اندکی تصرف.

از علم حركت يا ديناميک چه می دانید؟



جهان تا قبل از سال 1664م از علم ((ديناميك)) كه به نام علم ((حركت)) هم ناميده مي‌شود، هيچ چيز نمي‌دانست و در این سال بود كه ((نيوتن)) با مشاهدهء سقوط يك سيب از درخت مجاورش بر روي زمين، متوجّه اين حقيقت گرديد. البته آنچه او را در اين امر به تأمّل و تفکّر واداشت نفس سقوط سيب نبود بلكه تأمّل در عاملي بود كه منجر به سقوط سيب از درخت و يا سقوط يك شيء ديگر از يك نقطهء بالا به نقطهء پايين مي‌گردد. در اين دوران بود كه ((نيوتن)) باپژوهشهاي پيوستهء خود سعي كرد به اين پرسش كه جاذبهء زمين براي اجسام چه حدّ و مرزي خواهد داشت، پاسخ روشني بيابد. او غرق در اين انديشه نيز گرديد كه آيا زمين مهتاب را هم به سوي خود مي‌كشاند؟ و اگر چنين باشد، آيا اين عمليّه داراي حساب و كتاب دقيقي است يا خير؟. ((نيوتن)) سرگرم اين بررسيها گرديد تا سرانجام به قوانين اساسي و مهمي در علم ((حركت)) و خصوصاً حركت اجسام، اوزان و عكس‌العمل‌هاي آنها دست يافت.
در اوايل قرن بيستم، ((انشتين)) دانشمند ديگر اين علم ظهور كرد و پاره‌يي از تعديلات را بر تئوریهاي ((نيوتن)) وارد ساخته و از عصارهء اين نظريات، تئوري ((نسبيت)) را استخراج كرد. تئوريي كه دانشمندان آن را سرآغاز عصر جديدي در تطوّر فكر فلسفي نيز مي‌دانند.
تئوري ((نسبيّت)) انشتين تا حد زيادي، يك تئوري پيچيده‌يي است كه براي اثبات خود نظريات و معادلات رياضي را به كار مي‌گيرد. به هر حال از نتايج اين تئوري يكي هم اين است كه حوادث و رويدادهايي كه در يك مكان واحد روي مي‌دهند، مي‌توانند به كسي كه مقيم اين مكان است، به طور بسيار ساده‌يي اين امكان را بدهند كه او اين حوادث را در جدول ترتيب زماني زمانهاي گذشته، حال و آينده قرار بدهد. اما اگر اين حوادث در مكانهاي متعدد دور از يكديگر رونما شوند، چسان مي‌توانيم به ترتيب و تعاقب زماني آنها حكم كنيم؟
مثلاً اگر دانشمندي خسوف ماه را در ساعت يازده مشاهده نمايد، معني آن اين است كه ماه در اين ساعت معين خسوف نكرده، بلكه قبل از مدتي كه نور در مسير رسيدن از كرهء ماه به زمين، آن مدت را سپري كرده، خسوف كرده است. در عين حال اگر فرض كنيم كه دانشمند ديگري خسوف ماه را از سيارهء ديگري غير از سيارهء ما زير ترصد خويش دارد، بدون شك اين دانشمند، پديدهء خسوف ماه را در لحظهء متفاوت ديگري خواهد ديد؛ لحظه‌يي كه بالحظات مشاهدهء دانشمند روي زمين به اندازهء تفاوت دوري ميان آن سياره و مهتاب و دوري ميان زمين و مهتاب، تفاوت و اختلاف زماني دارد، چه روشن است كه زمان ميان سيارهء ماه و زمين  و سيارهء مثلاً مريخ و زمين، زمان واحد و يكساني نيست. پس به اين ترتيب روشن مي‌شود كه زمان ((مطلق)) اصلاً وجود خارجي ندارد، بلكه زمان يك پديدهء ((نسبي)) است.
همين طور مي‌توانيم بگوييم كه تعيين مسافت و فاصلهء ميان دو نقطهء معين بر روي زمين، ممكن است يك حقيقت مطلق باشد كه براي ساكنان زمين اتفاق نظر پيرامون آن ساده تلقي شود، اما اگر به فاصلهء ميان دو سياره ديگري كه هر كدام از آنها ميليونها مايل از يكديگر دور اند فكر كنيم، آيا مي‌توانيم بگوييم كه معني دوري ميان آن دو سياره دقيقاً چيست؟ آيا مي‌توانيم فرض كنيم كه ساكنان زمين و يك سيّارهء ديگر، بر مقدار زماني فاصلهء ميان آن دو سيّاره با هم اتفاق نظر خواهند داشت؟ قطعاً خير! پس بنابراين عناصر ((زمان))، ((كتله)) و ((مسافت)) همه اشيايي اند نسبي و اگر واضح تر بگوييم مي‌توانيم فاصلهء ميان هرات و كابل را مثال بزنيم. اگر يكنفر اين فاصله را با موتر برود، شايد در شرايط عادي آن را در عرض ده ساعت يا بيشتر از آن بپيمايد، ولي اگر در كنار آن شخص ديگري به پيمودن اين فاصله با اسب عادت داشته باشد و يك ماه و دو ماه را در اين سفر پيموده باشد، از شنيدن سفر ده ساعتهء مسافر ديگر تعجب خواهد كرد و خواهد گفت چه قدر اين موتر سريع السّير است؟! اما شخص سومي را در نظر گيريد كه اين فاصله را هميشه با طياره پيموده است، پس اگر به او بگوييم كه پيمودن اين فاصله با موتر ده ساعت وقت را در بر مي‌گيرد، بدون ترديد خواهد گفت كه اين موتر چه قدر بطي السّير و كند رفتار است؟! به اين ترتيب فاصله يي را كه يك انسان سريع مي‌ پندارد، انسان ديگري در عين زمان آن را كند مي‌شمارد. دليل اين امر چيزي غير از اين نيست كه هر كدام از اين سه مسافر فاصله ها را به سرعت معينه‌يي كه در ذهن‌شان به آن خو كرده ‌اند، نسبت داده‌اند.
حتي ما بعضي از اوقات احساس مي‌كنيم كه وقت به كندي سپري مي‌شود. باز در اوقاتي ديگر شايد احساس كنيم كه زمان به سرعت مي‌گذرد؛ اين نيست مگر به تبع حالت‌هايي عيني كه ما در دو وضعيت فوق داريم. در واقع همين حالتهاست كه از نظر ما بر پديدهء زمان تأثير مي‌گذارد.
اما به طور قطع قرآن كريم اولين كتابي است كه اساس ((نسبيّت)) را مطرح كرده است؛ جايي كه در آيهء 5 سورهء سجده مي‌گويد:
{يُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنْ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}
((خداوند امر عالَم را (به نظام احسن و اكمل) از آسمان تا زمين تدبير مي‌كند، سپس روزي كه به (حساب و نسبت به شما بندگان) مقدارش هزار سال است، باز (ارواح) را به سوي خود بالا مي‌برد))
و نيز در آيهء 4 سورهء معارج مي‌گويد:
{تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ}
((فرشتگان و جبريل به سوي عرش خدا بالا روند، در روزي كه مدت آن پنجاه هزار سال است))
و در آيهء 17 سورهء مزمل مي‌گويد:
{فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِنْ كَفَرْتُمْ يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيباً}
((پس اگر كافر شويد، باز چه گونه از عذاب حق نجات يابيد در روزي كه كودك را پير مي‌سازد))
و در آيهء 47 سورهء حج مي‌گويد:
{وَإِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ}
((همانا يك روز (در قيامت) نزد خدا چون هزار سال به حساب شماست))
به روشني ملاحظه مي‌كنيم كه قرآن كريم بر اصل ((نسبيّت زمان)) تأكيد نهاده است.
هرچند نمي توان گفت كه آنچه تا كنون علم در ميدان ((نسبيّت)) به آن دسترسي پيدا نموده است، به طور مطلق عين تفسير آيات مباركهء فوق مي باشد اما ره‌آورد علم در اين زمينه، يقيناً در راستاي تفسير آيات قرآني است.
((انشتين)) نيز در نتيجه‌گيریهاي خود به عين نتايجي ‌رسيده كه قرآن كريم مطرح نموده است. او عقيده دارد كه ((زمان)) داراي حقيقت منفرد و مستقلي نيست بلكه زمان از خواص ماده مي‌باشد. بر اساس نظريّهء انشتين، كائنات داراي چهار بُعد است كه او اين بُعد چهارم، يعني ((زمان )) را به سه بُعد قبلي ((طول، عرض و ارتفاع)) مي افزايد؛ زيرا فضاي داراي ابعاد سه گانه چيزي است كه ما در لحظهء معيني وجود آن را تصور مي‌نماييم ولي هرچند در اين لحظهء معين، ((زمان)) شامل اين مجموعه نمي‌شود، اما چون این لحظات توالي و تعاقب پيدا كنند و به لحظهء قبلي اضافه شوند در اينجاست كه هر لحظه داراي فضاي جديدي مي‌گردد كه باز به نوبهء خود داراي ابعاد سه گانهء خاص خودش مي‌باشد. و از همين جاست كه بُعد چهارمي به وجود مي‌آيد كه اين بعد چهارم، عامل ((زمان)) است. انشتين مي‌گويد: كه پي درپي آمدن حوادث از نقطهء نظر زماني مورد اتفاق نيست و يك مسألهء اختلافي مي‌باشد. مثلاً جنگ ناپلئون در سال 1914 قبل از جنگ آن در سال 1929 واقع شده است، اما اين ترتيب زماني تنها نسبت به ساكنان زمين معني دار است و شايد نسبت به غير ساكنان زمين، قضيه كاملاً برعكس باشد. بنابراين ديدگاه، كائنات (مكاني ـ زماني) مجموعهء آن چيزهايي است كه بوده، هست و وجود آن استمرار خواهد داشت. اين كائنات، شبيه ترين چيز به كتاب و يا لوحي است كه در آن حوادث گذشته و هم حوادث آينده تدوين شده باشد. پس نقش ((زمان)) در اين ميان نقشي مستقل و منفرد نيست.

آشنایی با اعجاز الهی در زندگی مورچه

آشنایی با اعجاز الهی در زندگی مورچه
data:image/jpg;base64,/9j/4AAQSkZJRgABAQAAAQABAAD/2wCEAAkGBhQPERQREhAUEBQVFBgVFRYUFR4WFxYRFxYYJBUVFhoXGyYgGiUjHBYSKzshJCc1LCw4GB8xQTAqOCctLCkBCQoKDgwOGA8PGiwkHCQsKSwvKTQpKSksLywtKSksKTUsLSwsLjApKSwsKSwsKSwsLC0sKiwsLCwpKSwsLCwsKf/AABEIAHwAXAMBIgACEQEDEQH/xAAcAAACAgMBAQAAAAAAAAAAAAAABgUHAQMECAL/xAA5EAACAQMCBAMFBgUEAwAAAAABAgMABBESIQUGMUETIlEHFDJhcUJSgZGhsTNicpLhJHPB8SM0U//EABcBAQEBAQAAAAAAAAAAAAAAAAABAgP/xAAfEQEBAAIBBAMAAAAAAAAAAAAAAQIRMRITIUEDIlH/2gAMAwEAAhEDEQA/ALg4zxyO0UFss7kLHGm7yOSAFUfUjc7DNRHFveX0R+L4csxISOE4WONfjkkkxqfSCvw6QSyjvmiDl6STib3s2AkSeHbDIJOpRrkP3ceYAdfMx9KRvanzTLFPLbwAmSTw4sqMkRKmoouO7PIMjuFFRLTvcc5W9nGI1la5ZFxnWCzkdyx6n6bV98s+0C3v1YjVCUDEiXA8qY1HIONtSdcdao3j/CJrO38W4uAshOFiBJbJ66sdMVNezf2fvxK3luJGeMam8HsruwAbWMbjyr09e9GZattfaJw8yeF77FqzgZOAT6aiMfrTErAjIORXnPjNzeWjyRGFYQW80elDDgn4dL5GN1wGHcfI108se0u7tYljXHhxyMCjICyAdUxlSAMMdIxjDelNq9CUVXl/7SCbW3u4yiqWkMiHza/CClo1bbBKFiDjOcAjrURe883X+p8FmNv3uipZIQrkFgFXO+pB5c6dLEbbhtVtZrOa86cT5wljOtmMi9plPiIT669/13r64F7X7qOTSreOp6KxJz/cT+hFJVeiaKgeUOak4jB4gGiRdpYs5Mb+h9QcHB7/AJ1O1UBqqb7kq8u7i5eIe7lp3KXEh8ygAJlFAJ3AYAjTgAbnJxa9a551RSzsEUbkscAD5k0FVS+yyC1Efimbic7HSkWoRKyjdySxJVRvnDAHOMb01w8Zu7dFQcJYKBhVhePSB2G0m35Vu5age4uZ76UFc5ht0IxpgGCXP9fkO3YD1NM7HAyahpX3HeWrjipDvZrZMuAGkmDsV1DPljU9tXU+lL8nJK395dxxx+DHCrFGiOzzhz4SMfh2TUNvMAdyMAU8pwmTiESzPeSxxyqHEcIVcRsMqCzAknSRuMVOcI4RFaRLDCmhFzgZySScszE7kkkkk+tNCquC8hBIy0nDJ7l0crHE0wjhMWcq7BipJz1U5+EfLDIh4rOvgiytrOIgphnVkCdMaEDZ2+Y60/VimlUVzf7KprCM3Fs42XMnhgqM582pCxyu+xH4juFe25B4jK+Tw5w2ca1Uxde5JAU/ln969L3QRlZH0lWBVgT1BGCD+FQnLczWw90ncNpYi3lznxYfsqT99RsR3AyM74Ir32VcucQ4fekTW8qwyxsHdiuA67qTpZu+ofjVyVis1Vc19fLCutg5GcYRGkYn6ICaXOJwTXhDhpLYJvErhd5NsSShhtjzYAyRnOxAFNlaTaJnVoXJ6nSM/nVl0zZsjTcBvXbBuPFHqrn9cACo/iHL11CB5iWc6EHidWIPXzdAAST2AJ7VZNy7IhKJ4jAeVQQuT2GTsPr+/SuCz4OxYy3DiWQ9gMRop+wg6kbDJPxYBI2AHbv5a14cuzEJwjgtwIkRZnCKqqp1kAhRjIwcgeldl1wPRGzy3boqgszamICjrnU1MlQXOtt4to0Wor4ksEZYdVV54wWH0Brnc76b6J7ctjwTxY0lhvJCjqGU5YAqRscahW6XgE7Aj3xiMdNx+xqSLJaQxxouFXRFGo/AKN/kP0ruzTrp0QnjlaZDnIb5j/O9fUnLDSKVdNQPUE+nTqf2/Om6s5rXdyZ7UKFtw2+tsaNNxGMeVn0yAf1HKv3+Lf8AmNNNtMXUFkaM/dYgkf2kj9a3UVzt26SaYor4SYEsoO64z8sjI/SvuoorNYrNFFaL2NGRhKFZMeYMMjA33z9BW6lDmriD3EF5FEY1aBocGRtKuwKu6Nk4wVXGO+aIWOZ+ZrdQ3uVs7GLzNLGzxImQQp8hGeox27VH8D9sz5QTNrCNiQBAZGjJPmyukEjboADjpvSrzHzUyrKka+CZPJMFbKyHYt3IJBP2duo7brPAuEyuwnWQwqrYDjOonG4XG52/zgZNY8045erbLiCThjGwcK2kkdNWlTse+zLv866aqr2dcWkWdFY5EvkI9NI8p+uRufmatWullnKSy8Cs1gVmo0xWaKKAorlv+Jx2665ZFjXOAWPU/L12BP4VxniJuP8A1riEgrnBBZsZ+NcN+6kfXpQRXDuO+PxSeINlIofDA7GVWQyfiNaj8KR+cbNVW/vWnZFNzoiiD7NIigSM31I6dqZuPWz2E1rPCi6i7QsXkJWTxjlnlwmS2dbZH83oBVP8xWokvDaveaozNnX0jDOw8aYr22BPXsKzfxDN7OeAwX/C52uAgMMzNDKwzoLKupf5gSo2+e29cogCHVIwToo1HH0Az0Hyo4Q08Cy20CpoeUvk5bYABMbgdB1OetSvAuHRm4VprkyTqfJHDGZ3X1wqDRH8yd/XNdsfrNuWU3dO3ku1/wDKGF7DDpOEDNH4hc7YUOCc7nqO4p1n5bjuGKteTSOBuoujsPXQgVR1H2ak7BYLtGYP46k6XDAA6h1SRQowR91hXfa8Pjh2jiSMfyKF/YVi3bpMdIHlzlV7OVm94uJVYHyvKrID6hBGuD8waZqKKjQooqI4vxwR6kjK61XVI7fw4UPRpMdz2Qbt8hvQaOGTia5up2I0QN7smeihVVp236ZZgD/tConiXK9qW8f3N4Rq1CSCb3ds/fKh0Az+Zz0HSkfjXtPcDwuHxakVizzSj+LITkyEDrk7+nTGwGFy49p15cp7vJIgYkMCQuhtJ6N4gKj8RpPQjOCJtKZuZrg3s0dpb3M0sqOxQzOpSBFYq8kreHlumx1E743PVek5IaylKzSwXXijBdPOo83QBuhAXcHrkY6HFk+zyWysrRfDy0jKDLJ4ZDO4zle+ApyMdNs981IcR4evEnAa3Ajwc58rt6Esu4xtjB2OD223jh7Yyy9Ry8E9msQjBlCPndUaNJFAx1ORjOPQ4FMnDuXxbrpiZYV+7DFHGp+vlNRfChPw0rDMxntchUnJ88efhWUdSO2oZA67DZWupcttTHRcvuGNDN73HtJjEmkHw50HQSqMlGHaQZA77HFS/DeKJcLqQ7jZlPxI3ow/56HqCRXZUNd8LaRxIYIi4OzB2jcDPQugyc+nTaoqZormimkyA8YGc7q2oDHTOQOtdNFc1/bNIulZWh33ZQC2nuF1AgHpviqx5/Ue8WfCYM4lcSTMzEkrn7RPqdztk7Va9efPa5xqSz4u0iHS3hR6D3HlOT+ealQw+0ziMFtBHZwRLGFOpyAPiAI05HXv+lUsf9RMFA2zvt9nua2y3l1eOSxZtRyxOy5+ZP8A3Tpyfyr4e7AZJG56se3XsPT6E9BjeGNy8RjLKY+afuVIgsahhuev9ROT+/6VZPDN41JG46fSlnl3l47FhpUevU/SnBRjaunyWcRj4peaiebkBsbrPaCQ/QhCQfwxXVwW98e3hl/+kSP/AHKDXTcwh0ZDuGUqfoRg/vUdyvLqtIuxC6SPQrsR+Yri7pWiiigKKKKAqO4ny7bXRBnt4pSOhdAWH0PUdTUjRQQUPI9khyLSLPqRn96k7bhcUX8OGNP6VA/YV1UVd1NQUUUVFFRHCozBLLC3R5GmiPYq+8ij5q5bb0ZfniXrVPbK+NQzpYMPkw6Een+SO9BtooooCiiig//Zدکتر "صبری دمرداش" استاد درس علوم دانشکده آموزشی کویت گفت: در رابطه با زندگی مورچه در جهان 30 هزار بررسی فوق لیسانس و دکترا صورت گرفته و مشخص شده که از 18000 تبار مورچه، تنها 12000 آن کشف شده اند. جالب این که تمامی اطلاعات موجود از مورچه ها تا کنون فقط حدود 10% است.
او می گوید: یکی از بزرگترین صفات مورچه فانی شدن و قربانی کردن خود به خاطر دیگران است، لازم به یادآوری است که ملکه ی بارور بعد از باروری می میرد، تخم گزاری در وقت ظهر، زمانی که هوا آرام و معتدل باشد انجام می گیرد و ملکه بعد از تخم گزاری، به مدت دو ماه در مکانی خاص خود را زندانی می کند و در طول این مدت غیر از بال هایش چیزی نمی خورد.
در واقع مورچه برترین کسی است که انکار ذات را تمرین می کند. چرا که در زمان تعرض به آن ها یا حمله از خارج، سپاهیان و کارگرانی دارد که به فکر جان خود نیستند و مهم محافظت از هم نوعان خود است حتی اگر بمیرند.
مورچه بیشتر زندگیش را در کار و تلاش و کوشش سپری می کند. روشن شده که مورچه تنها 9 دقیقه می خوابد مثل زنبور و زرافه که در حال ایستاده می خوابند. این جاست که باید پی ببریم به قدرت خداوند تبارک و تعالی...
واضح است کسی که مورچه را کالبد شکافی می کند، عظمت خالق را در این مخلوق نحیف می بیند که شامل بزرگترین تجهیزات بیولوژی است که انسان با آن زندگی می کند بلکه بیشتر از او؛ همانند پای مورچه او را در شنیدن و حس کردن یاری می دهد.
بی شمارترین مخلوقات
دکتر «صبری دمرداش» خاطرنشان کرد: اگر ما بین مورچه و انسان مقایسه ای داشته باشیم مورچه در تمام حالات برتری خواهد داشت:
1. مورچه در خلقت از انسان پیشی می گیرد چرا که عمرش 250 میلیون سال است در صورتی که عمر خلقت انسان از 40 هزار سال تجاوز نمی کند.
2. تعداد مورچه ها به نسبت زیادی بیشتر از انسان است برای این که مورچه ها بی شمارترین مخلوقات شمرده شده بر روی زمین هستند. و نماینده ی 20% از تعداد موجودات زنده می باشند.
3. حس بویایی مورچه 6 برابر حس بویایی انسان است.
4. هم چنین مورچه ی کارگر می تواند 52 برابر وزنش را حمل کند و این چیزی است که انسان طاقت آن را ندارد.
صفت بارز دیگری که در مورچه به وضوح دیده می شود عدم ناامیدی و خستگی و افسردگی است!
دانشمند اتریشی «لوزانس» به مدت 40 سال روی مورچه تحقیق و مطالعه کرد و هوش بالای مورچه را سنجید.
وی دو قطعه فلزی را که قطعه دومی سه برابر وزن اولی بود در پوششی قرار داد. در آن حال مورچه ای قطعات را دید ولی تلاشی برای برداشتن قطعات نکرد. وارد لانه اش شد و با هشت مورچه ی دیگر بیرون آمد و اولین قطعه را به لانه شان بردند. سپس برای بار دوم وارد لانه اش شد و 26 مورچه ی دیگر را با خود بیرون آورد و قطعه دومی را بردند.
پس او از کجا این علم را داشت و چگونه پی برد که دومی سه برابر وزن اولی است؟... این است قدرت خالق یکتا.

منبع: اسلام تایم
ترجمه: سایت بیان

آب زمزم و شگفتی هایش

آب زمزم و شگفتی هایش


شگفتيهاي آب زمزم
هرچند که برخي کوشش نموده اندکه آبهاي معدني شبيه ترکيبات آب زمزم بسازندولي تمام تلاش وسعي آنان بيهوده بوداست زيراکه آب زمزم ويژگي خاص دارد که خداوند درآن قرار داده است. وعلم به اثبات رسانده که آب زمزم باتمام آبهاي جهان فرق دارد،باوجود دانسته شدن برخي ازمکونات(عناصرسازنده)خداوند ويژگي خاصي درآن قرار داده وسري در آن نهفته است که به آن پي نبرده اند دکتر محمد عزت مهدي استاد علم زمين شناسي درانستيتو تحقيقات زيست شناسي دانشگاه عين شمس قاهره,طي تحقيقاتي که درسالهاي اخيرانجام داده است به اين نتيجه رسيده که آب زمزم ويژگي هاي منحصر به فرد دارد که آن را از ساير آبهاي جهان مميز مي گرداند.
برخي ازويژگي هاي که به آن اشاره نموده عبارت است از اينکه:
آب زمزم هرگز بد بو وگنديده نمي شود, مزه, رنگ وبوي آن هرگزتغيرنمي کند,وشبيه عسل مي باشدکه عوامل آب وهوا بر آن تأثير نمي گذارد، بر عکس تمام آبهاي ديگر، مانند آب نهرها، درياها، باران، وآبهاي زير زميني،وسبب آن نيز به ترکيبات وعناصر شيميايي آن بر مي گردد که مانع رشد وفعاليت ميکرب وباکتري وقارچها مي شود.افزون بر آن آب زمزم بهترين وعظيم ترين آب معدني است که در سطح جهان براي علاج وشفا از آن استفاده مي شود.از اسرار وشگفتيهاي ديگر زمزم اين است که با وجود اينکه داراي املاح زيادي است طعم آن شيرين است، وهنگام نوشيدن شور بودنش محسوس نمي شود، اگر اين نسبت املاح که در آب زمزم وجود دارد در آب ديگري وجود مي داشت هرگز قابل شرب نبود.


آب زمزم در آزمايشگاههاي جهاني
آب زمزم معجزه الهي است که سالانه بيش از صدها هزار نفر آز آن مي نوشند، در سال 1971 ميلادي در زمان حکومت ملک فيصل پادشاه عربستان؛ يک پزشک مصري چنين ادعا نمود که آب زمزم براي آشاميدن مناسب نيست، زيرا که کعبه در گودي وپايين تر از سطح دريا ودر مرکز شهر مکه واقع شده است، بنابراين فاضلاب هاي مکه همه بسوي چاه زمزم سرازير مي شود وآن را آلوده مي سازد.
پس هنگامي که شاه فيصل از اين موضوع آگاه شد؛ بلا فاصله دستور داد تا وزارت کشاورزي ومنابع آبي نمونه اي از آب زمزم را جهت آزمايش وصحت قابل شرب بودنش را به آزمايشگاههاي اروپا ارسال نمايند اين وزارتخانه تصفيه خانه ها ونيروگاههاي موجود درجده را موظف نموده تا اين کار را به انجام برسانند؛ ومهندس معين الدين احمد که به عنوان مهندس شيمي کارمند وزارت کشاورزي بود؛ موظف گرديد که اين امر را به انجام برساند.
مهندس معين الدين مي گويد:
بخاطر دارم که آن زمان هيچ تصوري راجع به اين که آب چاه ممکن است به چه صورت باشد؛ را نداشتم,.. هنگامي که به چاه رسيديم؛ برايم مشکل بود باور کنم که اين چاه که به اندازه يک حوض بود؛ وابعادي در حدود 18 در 14 فوت داشت، وهرساله حاجيان به اندازه ميليونها گالن آب ازآن برداشت مي کنند همان چاهي است که قرنها پيش در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام بوجود آمده است تحقيقاتم را با اندازه گرفتن ابعاد چاه شروع کردم،سپس از دستيارم خواستم تا عمق چاه را به من نشان دهد،وي ابتدا غسل وخود را تطهير نمود،سپس به داخل چاه رفت وايستاد، سطح آب چاه درست تا بالاي شانه هايش بود؛سپس براي يافتن هر گونه مجرا ولوله اي که آب را به داخل چاه بياورد،از يک طرف به طرف ديگر چاه رفت،ولي موفق به يافتن هيچ مجرايي نشد،فکر ديگري ب ذهنم رسيد،وآن اينکه ما مي توانستيم به وسيله پمپ بزرگي که در چاه نصب شده بود، وبراي ذخيره کردن آب زمزم در مخزن مي بود؛ آب را به سرعت کنار بزنيم، بدين صورت عمق آب موجود در چاه کم مي شد ومي توانستيم مجرا دخول آب را مشاهده کنيم؛ ولي تعجب آور بود که در زمان پمپاژ کردن آب،چيزي مشاهده نکرديم، اما من به اين مسئله واقف بودم که اين روش راه حل يافتن ورودي آب به چاه است،لذا تصميم گرفتيم دوباره اين مرحله را تکرار نماييم، ولي اين بار به دستيارم گفتم که د يک جا بايستد،وبا دقت هر اتفاق غير معمول را در نظر بگيرد، او پس از مدتي دستانش را بلند کرد وفرياد زد: الحمد لله يافتم، سپس گفت: در بستر چاه حرکت شنها در زير پايم؛ مکاني را که آب از آن تراوش مي کند،احساس مي کنم، آنگاه او در اطراف چاه قدم زد وهمان پديده را جاي جاي چاه احساس
نمود، در واقع تراوش آب به چاه بطور يک نواخت درهر نقطه از بستر آن وجود داشت وباعث مي شد تا سطح آب ثابت بماند.
مهندس معين الدين مي افزايد:
پس از تکميل مشاهداتم نمونه هايي از آب چاه را جهت انجام آزمايشات در آزمايشگاههاي اروپايي برداشتم، وقبل از ترک مکه؛ پرسشهايي را در مورد ديگر چاههاي موجود در اطراف مکه از مقامات مسئول نمودم، وآنها اظهار داشتند که تمامي آن چاهها تقريبا خشک هستند.پس از مراجعت به دفترم در جده يافته هاي خويش را براي مديرم بازگو نمودم واو نيز با علاقه به آنها گوش مي داد..نتايج آزمايشات به عمل آمده بر روي نمونه هاي آب زمزم در اينجا واروپا تقريبا يکسان بود، وتنها اختلاف مشاهده شده بين آب زمزم وديگر آبها در مقدار کلسيم ومنيزيم آن است، که اين مقدار در آب زمزم کمي بيشتر بوده وشايد بدين علت باشد که اين آب باعث رفع خستگي حاجيان مي گردد، اما نکته اي که بيشتر حائز اهميت مي باشد اين است که اين آب محتوي فلورايد وداراي خاصيت ميکرب کشي قوي مي باشد، علاوه بر اين نتايج آزمايشات به عمل آمده در اروپا نشان مي دهد که اين آب براي آشاميدن بسيار مفيد است؛ از اين رو اظهارات دکتر مصري کاملا رد شد.هنگامي که نتايج آزمايشات به شاه فيصل گزارش شد، وي بسيار خرسند گرديد ودستور داد اين مطلب در مطبوعات اروپا منعکس گردد.در هر حال اين مسئله موهبتي شد تا از طريق اين تحقيقات به ترکيبات شيميايي آب زمزم پي ببريم ودر حقيقت هر چه بيشتر راجع به آب زمزم تحقيق نماييد شگفتيهاي بيشتري را در آن مشاهده خواهيد کرد؛ تا آنجا که خود به اعجاز آن پي خواهيد برد، آبي که خداوند به عنوان هديه به مؤمناني که از دور دست براي زيارت به اين بيابان مشرف مي شوند؛ارزاني داشته است.
در اينجا برخي از ويژگيهاي آب زمزم را به اجمال بيان مي کنيم:
عليرغم استفاده مداوم از آب زمزم تا به حال اين چاه خشک نشده است.
آب اين چاه از زمان بوجود آمدن تا به حال داراي ترکيبات معدني يکسان بوده است.
به گفته زائراني که براي مناسک حج وعمره به خانه خدا مشرف شده اند واز اين آب نوشيده اند اذعان داشته اند که آشميدن اين آب باعث شادابي ورفع خستگي در آنان گرديده است.
اين آب در نقاط مختلف دنيا آزمايش شده وداراي تقاضاي بالاي در سطح جهان مي باشد.
هيچ گونه ترکيبات شيميايي ويا کلر جهت ضد عفوني به اين آب اضافه نشده است.
برخلاف چاههاي ديگر هيچگونه رشد وزندگي گياهي وجانوري در اين چاه وجود ندارد، وعليرغم آن که اين موضوع خود باعث طعم بد وبوي نامطبوع آب مي گردد؛اما آب زمزم بدينگونه نمي باشد
منبع:سايت تقوا




 

فرایند نیش زدن زنبور عسل

 
فرایند نیش زدن زنبور عسل
 


تا حالا زیاد پیش آمده که یک زنبور عسل شما را نیش زده باشه، و فکر کرده باشید که شاید این نیش زدگی باعث بیماری باشد. پس جالب است که کمی در مورد نیش زدن زنبور عسل ها بدانیم. مخصوصا در قشم که معمولا بالای هر درخت سرسبزی کندوی عسلی هم هست.
دستگاه نیش زدن در انتهای بخش پسین شکم قرار گرفته و شامل دو غده ی اسیدی، کیسه ی سم و خود نیش است. نیش شامل میله ای است به طول 2 میلی متر و قطر 1/0 میلی متر. این میله خارهایی دارد که در پوست جای می گیرد. زنبور عسل همراه با نیش زدن هرمون های هشدار دهنده آزاد می سازد. زنبور پس از نیش زدن به پرواز در می آید و دور می شود لیکن نیش کماکان بر اثر انقباض ماهیچه خود به پیش روی در پوست ادامه می دهد. درنتیجه، زهر از کیسه ی زهر وارد محل می گردد، مدت عمل نیش زنبور 20- 5 دقیقه است. میزان زهر آزاد شده 8/0- 3/0 میلی گرم است. و جالب این جاست که زنبور مدتی پس از جدا شدن نیش می میرد، و می توان گفت که با نیش زدن به نوعی جان خود را فدای هم نوعان خود می کند تا آن ها از آسیب در امان باشند. میزان زهر موجود در نیش به فصل و سن زنبور بستگی دارد.
فرایند نیش زدن، گاه ممکن است با سرگیجه ی ملایم، ضعف و خواب آلودگی همراه باشد. این واکنش طبیعی است و به تدریج کاهش می یابد، واکنش موضعی به مدت 2 تا 3 روز ادامه می یابد. چنان چه واکنش های موضعی و عمومی شدیدتر از چیزی باشد که به طور طبیعی انتظار می رود مستلزم دخالت های پزشکی می باشد.
زهر زنبور آثار زیر را روی دستگاه های مختلف بدن انسان پدید می آورد:
دستگاه عصبی
زهر زنبور باعث ایجاد آثار زیر روی دستگاه عصبی می گردد:
- در مقدار کم اثر تحریکی و در مقدار زیاد اثر آرام بخش دارد.
- به طور مقطعی باعث کاهش درد می شود.
- فعالیت های ضد تشنجی را افزایش می دهد.
- باعث بهبود شرایط روانی، حافظه و خواب می شود.
- باعث کاهش اعتیاد به الکل و نیکوتین می شود.
- باعث بهبود گردش خون مغز می شود.
- تورم مغزی را کاهش می دهد.

دستگاه قلبی – عروقی
زهر زنبور بر این سیستم دارای اثرات زیر است:
- گشاد کننده عروق
- جلوگیری از لخته شدن خون
- جلوگیری از انباشتگی یاخته های خون
- محرک قلب
زهر زنبور همچنین باعث ایجاد آثار زیر می شود:
- رقیق کردن خون رگ ها و کاهش فشار خون
- جلوگیری از آریتمی
- افزایش گردش خون
- اثر ضد کم خونی با افزایش میزان هموگلوبولین و تعداد گلبول های قرمز
دستگاه تنفس
زهر زنبور باعث اثرات زیر روی این دستگاه می شود:
- گشاد کردن نایژه ها
- خلط زدایی
- خلط آوری
دستگاه گوارش
زهر زنبور روی این دستگاه دارای اثرات زیر است:
- افزایش حرکات دودی معده و روده
- باعث تحریک تولید آنزیم ها، شیره معده و صفرا
- به عنوان ضد زخم عمل می کند .
- اثر ضد اسپاسمی روی دستگاه گوارش
- تحریک فعالیت کبد
سیستم غدد درون ریز
زهر زنبور عسل باعث بهبود فعالیت های زیر در این دستگاه می گردد:
- تولید کورتیکواستروئیدها توسط غدد آدرنال (فوق کلیوی)
- عادی کردن فعالیت غده ی تیروئید و غدد جنسی
- کاهش قند خون

و همچنین:
اثر ضد التهاب
کاهش گرفتگی بینی و سینه
تحریک دستگاه ایمنی
محافظت کننده در برابر پرتو های رادیواکتیو
اثر ضد باکتریایی دارد .
اثر حل کنندگی دارد.
عادی کردن سوخت و ساز
اثرات ضد حساسیت دارد .

موارد تجویز زهر زنبور
1- بیماری های دستگاه عصبی
- استئو موندروز، نوریت، نوروپاتی
- علائم درد در نواحی مختلف
- علائم عصبی جداگانه، سکسکه، هوا خواری (هوا بلعی)، گنگی، کری غیر عضوی، لکنت زبان، تیک، اسپاسم پلک چشم، لرزش، بی اختیاری ادرار شبانگاهی، بی اشتهایی عصبی
- بیماری های دستگاه عصبی خود مختار: هیپریدروز، درد های خیالی، علائم بیماری رینود، میگرن، بحران خود مختار.
- مولتیبل اسکلروزیس
- بیماری پارکینسون
- صرع
- کره (راء الرقص) و دیگر انواع هیپرکینزی
- آسیب های جمجمه ای – مغزی و پیامد های آنها
- ورم عنکبوتیه
- بیماری های پس از سکته ی مغزی
- فلجی و نیمه فلجی
- پلی میلیت
- فلج مغزی کودکان
- الکلیسم، سیگار، اعتیاد دارویی و مسمومیت
2- بیماری های دستگاه قلبی - عروقی
- آنژین صدری در حالت استراحت یا فعالیت
- انفار کتوس حاد میو کارد و پی آمد های آن
- کاردیواسکروز آترواسکلروتیک و پس از سکته مغزی
- آریتمی قلبی
- التهاب میوکارد
- فشار خون با علت نا معلوم
- ترومبو فلبیت رگ های اندام های پایین
- آندو کاردیت انسدادی
- واریکوز
1- بیماری های دستگاه تنفس
- برونشیت مزمن
- آسم نایژه ای
- فیبروز ششی
2- بیماری های لوله ی معده – روده ای
- زخم معده و اثنی عشر در دوره های فروکش
- ورم معده و اثنی عشر مزمن
- هموروئید مزمن
3- بیماری های مجاری ادراری – تناسلی
بیماری های زنان:
- یائسگی پاتولوژیک
- ناباروری با اختلالات دوره ی قاعدگی
- ناباروری با علت هورمونی و مجاری
- Chronic adenitis
بیماری مردان:
- التهاب مزمن پروستات
- ناتوانی جنسی
- ورم پروستات
6- بیماری های دستگاه اسکلتی – ماهیچه ای
- استئوآرتریت تغییر شکل دهنده
- آرتریت همراه با تحلیل عضلات
- آرتریت آلرژیک و عفونی
- ماهیچه درد
- اسپوند یلیت آرتریت
- میوزیت
- انقباض غیر طبیعی عضلات
7- بیماری های سیستمیک
- لوپوس اریتماتوس سیستمیک
- اسکلرودرما
- درماتومیوزیت
8- بیماری های متابولیسمی غدد درون ریز
- دیابت نوع دوم
- تیروتوکسیکوز
- نقرس
9- بیماری های پوست
- پسوریازیس
- درماتیت عصبی
- اگزما
- خارش در نقاط مختلف بدن
10- بیماری های آلرژیک
11- کم خونی ها
12- بیماری های چشم
- ورم ملتحبه
- نزدیک بینی
- اریدوسیکلیت

موارد عدم تجویز زهر زنبور
1- عدم تحمل زهر زنبور
2- بیماری های عفونی حاد ومزمن در دوره شدت بیماری
3- زمان واکسیناسیون
4- سل مزمن
5- هپاتیت مزمن
6- نارسایی کلیوی، نارسایی کبدی، مختل شدن اعمال قلب و مشکلات تنفسی
7- تمورهای سرطانی
8- نارسایی تولید کورتیکواستروئیدها
9- کودکان زیر پنج سال
10- دوران بارداری
11- دوران شیر دهی
12- دیابت نوع I
منبع:
/www.beayan.com