‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-ردشبهات قرآن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 1-ردشبهات قرآن. نمایش همه پست‌ها

آيـــــــــــــــــــــــا عقاید اختصاصی شیعه جایی در قرآن دارند؟


نویسنده: 
محمد باقرسجودى
شيعه ميگوید: بله! دارد مثلا شیعه به صیغه ایمان دارد و آیه 24 از سوره نساء (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ) درباره صیغه کردن است, شیعه به عید غدیر ایمان دارد و آیه 3 از مائده (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ) درباره عید غدیر است! شیعه به امام زمان عقیده دارد و آیه 86 از سوره هود (بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ) درباره امام زمان است! شیعه به معصوم بودن اهل بیت ایمان دارد و آیه 33 از سوره احزاب( انَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا )درباره معصوم بودن اهل بیت است!
شيعه به امامان عقیده دارد و آیه 59 سوره نساء (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ )درباره آنها است!


جواب اهل سنت:
اما شيعه قبول دارد که این عقاید مهمش! آیه اختصاصی ندارند.
اما شیعه قبول دارد که این عقاید مهم و عقاید دیگرشان آیه واضح  صریح و با ذکر نام و نشان ندارند.
اما شیعه قبول دارد که آیه مربوط به امام زمان در لابلای سخنان شعیب درباره کم فروشی پنهان است!
 اما شیعه قبول دارد که آیه مربوط به عید غدیر در لابلای سخنان آیات مربوط به خوردنی های حلال و حرام پنهان است!
اما شیعه  با همه لجاجتش قبول دارد که آیه مربوط به معصومیت اهل بیت در لابلای آیات مربوط به همسران پیامبر مخفی  است!
اما شیعه قبول دارد که آیه مربوط به متعه و صیغه  در لابلای آیات مربوط به ازدواج دایم  گم و گور است!
اما  حتی شیعه، خودش هم قبول دارد آیه مربوط به امامان در آیه نزاع و بصورت اشاره است.

و در آخر این را  هم میگویم که:
اما شیعه ناچار است قبول کند که همین دستورات مهم که آیه مستقل ندارند و در خانه اجاره ای هستند!!! در خانه اجاره ای هم اتاق مستقل ندارند و با حروف (و) و (ف) استقلال  آنها بطور کلی از این بین رفته  و آنها را به جملات قبلی و بعدی که درباره موضوعات پیش پا افتاده مثل حرام بودن گوشت خوک و حلال بودن صید از زبان سگ است پیوند داده شده اند ! تو گویی الله با عقاید شیعیان دشمن است!
آخر چرا؟ چرا  باید آیه (الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ) با واو به گوشت خوک و صید سگ متصل شود مگر در یک سطح است این دستورات!!
این شبیه به این است که خامنه ای بیاید در تلویزیون سخنرانی کند و بگوید:
 ای ملت خوردن گوشت یخ زده ممنوع است ورود گوشت خارجی ممنوع است حیوانی که از کوه پرت شده یا در آب غرق شده  خرید و فروشش و خوردنش ممنوع است و خوردن سیب زمینی با پوست ممنوع است  و پسرم جانشین من است، و دین شما کامل شد  اما اگر قحطی آمد خوردن گوشت یخ زده یا وارداتی آزاد است و دهان زده سگ تعلیم یافته نیز  آزاد است.
آیا باور میکنید خامنه ای دستور به اون مهمی را در لابلای سخنان عادی بگوید؟!


حالا آیات را  در سوره مائده ببینید:
(حُرِّمَتْ عَلَیكُمُ الْمَیتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّیتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ دِینِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ)«3»
(یسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ ....) 4 مائده
شیعه اینطور ترجمه میکند:
گوشت موجودات  مرده، و خون، و گوشت خوک، و حیواناتی که به غیر نام خدا ذبح شوند، و حیوانات خفه‌شده، و به زجر کشته شده، و آنها که بر اثر پرت‌شدن از بلندی بمیرند، و آنها که به ضرب شاخ حیوان دیگری مرده باشند، و باقیمانده صید حیوان درنده -مگر آنکه (بموقع به آن حیوان برسید، و) آن را سرببرید- و حیواناتی که روی بتها (یا در برابر آنها) ذبح می‌شوند، (همه) بر شما حرام شده است؛ و (همچنین) قسمت کردن گوشت حیوان به وسیله چوبه‌های تیر مخصوص بخت آزمایی؛ تمام این اعمال، فسق و گناه است امروز، کافران از (زوال) آیین شما،مأیوس شدند؛ بنابر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروزعلی جانشین پیامبر است  دین شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم اما آنها که در حال گرسنگی، دستشان به غذای دیگری نرسد، و متمایل به گناه نباشند، (مانعی ندارد که از گوشتهای ممنوع بخورند؛) خداوند، آمرزنده و مهربان است.از تو سؤال می‌کنند چه چیزهایی برای آنها حلال شده است؟ بگو: «آنچه پاکیزه است، برای شما حلال گردیده؛ (و نیز صید) حیوانات شکاری و سگهای آموخته (و تربیت یافته) که از آنچه خداوند به شما تعلیم داده به آنها یاد داده‌اید، (بر شما حلال است؛)
ای خواننده شیعه ما:
آیا باور میکنید آن جمله ای را که با خط قرمز نوشتیم و استباط شیعه از ترجمه آیه است درباره عید غدیر و جانشینی حضرت علی باشد؟!
اگر بله، پس وعده ما و شما روز قیامت!
و اگر نه، پس رها کنید این روحانیون بی منطق را!

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (2)

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (2)


نویسنده: 
دکتر طه الدلیمی
مترجم: 
http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSDKDdvMowqb41rUKdee0wegNTUmR68AamHY7Eb-Gm_yzjjk5UnxQشیخ اسحاق دبیری رحمه الله
                               به چه حقّی همسران پاک پیامبر و مادران مؤمنان از «اهل بیت» پیامبر  بیرون باشند؟
«اهل بیت»
اهل هر خانه‌ای ساکنان آن خانه هستند که خانه آنها را در خود جای داده است؛ همان‌گونه که خداوند متعال می‌فرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا﴾. (النور: 27).«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هايى غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد».
خواهر موسی به فرعون گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴾. (القصص: 12).
«آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!».
اهل و خانواده مرد:
راغب اصفهانی می‌گوید: اهل مرد یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌نمایند، سپس این کلمه را تعمیم داده‌اند و به خویشاوندان هم اهل بیت گفته‌اند. پس اهل و اهل بیت مشخص یعنی کسانی که با او در یک خانه زندگی می‌کنند. در نصوص قرآنی اهل به همین معنی آمده است؛ چنان که خداوند متعال می‌فرماید: ﴿قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ﴾. (هود: 40).
«(به نوح) گفتيم: «از هر جفتى از حيوانات (از نر و ماده) يك زوج در آن (كشتى) حمل كن! همچنين خاندانت را (بر آن سوار كن) ـ مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر و يكى از فرزندانت) ـ و همچنين مؤمنان را!» اما جز عده كمى همراه او ايمان نياوردند!».
و برادران یوسف  گفتند : ﴿وَنَمِيرُ أَهْلَنَا﴾. (يوسف: 65).
«و ما براى خانواده خويش مواد غذايى مى‏آوريم».
﴿مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ﴾. (يوسف: 88).
«اى عزيز! ما و خاندان ما را ناراحتى فرا گرفته».
تنگدستی و زیان، ما و خانواده‌مان را فرا گرفته است، و یوسف ؛ گفت: ﴿وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ﴾. (يوسف: 93).
«و همه نزديكان خود را نزد من بياوريد!». اهل و خانوادة آنها، پدر یوسف و همسرِپدرش و برادرانش بودند همان‌گونه که خداوند می‌فرماید: ﴿فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَى يُوسُفَ آوَى إِلَيْهِ أَبَوَيْهِ وَقَالَ ادْخُلُواْ مِصْرَ إِن شَاء اللّهُ آمِنِينَ وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّداً وَقَالَ يَا أَبَتِ هَـذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقّاً﴾. (يوسف: 99 ـ100).«و هنگامى كه بر يوسف ؛ وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت، و گفت: «همگى داخل مصر شويد، كه ان شاء الله در امن و امان خواهيد بود!». و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند; و همگى به تعظيم و اكرام براى آن دو به سجده (تعظيم نه عبادت) افتادند (چون سجده كردن براى تعظيم در شريعت يوسف ؛ جايز بود); و گفت: «پدر! اين تعبير خوابى است كه قبلا ديدم».
در همة این شواهد قرآنی می‌بینی که کلمة «اهل» فقط بر کسانی اطلاق می‌شود. که در یک خانه زندگی می‌کنند. به هیچ عنوان خویشاوندان اهل به شمار نمی‌آیند.
زن از جملة اهل بیت و بلکه اولین عضو خانه است. بنابراین، به دلیل. 1 ـ لغت، 2 ـ شریعت، 3 ـ عرف، 4 ـ عقل، اهل مرد همسرش می‌باشد و بعد از اين دلائل ديگر دليلى و جود ندارد.
1- دليل لغت: راغب اصفهانی می‌گوید: وقتی می‌گویند: «اهل الرجل» یعنی زنش ... و «تأهل» یعنی ازدواج کرد. و از همین جاست آنچه می‌گویند که: أهلک الله فی الجنه: یعنی خداوند در بهشت به تو زنی بدهد و در آن برایت اهل و خانواده‌ای قرار دهد که گرد هم آیید. و در مختارالصحاح رازی می‌گوید: (اهل الرجل) یعنی مرد ازدواج کرد و وارد خانه‌اش شد و در آن نشست و جای گرفت؟پس این هم دليل لغوى!
2- دلیل شرعی: در این آیات تأمل کنید: ﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ﴾. (القصص: 29).
«هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد».
در آن وقت کسی جز همسرش همراه او نبود، پس اهل یعنی زن.
﴿قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَـذَا بَعْلِي شَيْخاً﴾. (هود: 72).
«ساره گفت: «اى واى بر من! آيا من فرزند مى‏آورم در حالى كه پيرزنم، و اين شوهرم پيرمردى است؟». فرشتگان در پاسخ او چه گفتند و او را به چه توصیف کردند؟ ﴿قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيد﴾. (هود: 73).
«فرشتگان گفتند: «آيا از فرمان خدا تعجب می‌کنی؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است; چرا كه او ستوده و والا است!».
اگر ساره زن ابراهیم ؛ از اهل بیت ابراهیم نمی ‌بود خداوند با این معجزه بر او رحم نمی‌کرد و بر او برکت نمی‌فرستاد سپس اسحاق در شکم او قرار گرفت و او حامله شد، پس تعجبی نیست (و از آن گذشته كسي در خانه نبود كه به آن اهل  گفته شود و در خانه فقط ابراهيم و همسرش ساره بود و خداوند فرمود اهل بيت و اين قوی‌ترين دليل است براى اثبات اينكه زن و همسر هر كس اهل بيت آن شخص است).
خواهر موسی به فرعون گفت: ﴿هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ﴾. (القصص: 12).
«آيا شما را به خانواده‏اى راهنمايى كنم كه مى‏توانند اين نوزاد را براى شما كفالت كنند و خيرخواه او باشند؟!».
منظور خواهر موسی از اهل بیت چه کسی بود؟ آیا نخستین کسی که مد نظر او بود مادرش نبود، چون سرپرستی کودک شیرخوار را دایه و زنی که به او شیر می‌دهد به عهده دارد و در اینجا این کار به عهدة مادر موسی است؛ از این‌رو خداوند می‌فرماید: ﴿فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ﴾. (القصص: 13).«ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود و غمگين نباشد».
حتی همسر عزیز مصر خطاب به شوهرش گفت: ﴿قَالَتْ مَا جَزَاء مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِكَ سُوَءاً﴾. (يوسف: 25).
«آن زن‏گفت: «كيفر كسى كه بخواهد نسبت به اهل تو خيانت كند چيست؟» یعنی کسی که نسبت به زن تو ارادة بد داشته باشد.
آیات زیر چند آیه‌ای است دربارة لوط و همسرش که خداوند در همه جا‌هایی که سخن از نجات دادن لوط و همراهانش می‌کند، زنش را تحت مسمای اهل داخل می‌کند و اگر زنش جزو اهل او نمی‌بود، او را استثنا نمی‌کرد. (زیرا اگرجزو اهل بیت نباشد ديگر نيازى به استثناء نيست. ويراستار) . خداوند می‌فرماید: ﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (الأعراف: 83).
«(چون كار به اينجا رسيد،) ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم; جز همسرش، كه از بازماندگان (در شهر) بود».
﴿قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ﴾. (هود: 81).
«(فرشتگان عذاب) گفتند: «اى لوط! ما فرستادگان پروردگار توايم! آنها هرگز دسترسى به تو پيدا نخواهند كرد! در دل شب، خانواده‏ات را (از اين شهر) حركت ده! و هيچ يك از شما پشت سرش را نگاه نكند; مگر همسرت».
﴿فَأَنجَيْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (النمل: 57).
«ما او و خانواده‏اش را نجات داديم، بجز همسرش كه مقدر كرديم جزء باقى‏ماندگان (در آن شهر) باشد!»

﴿قَالَ إِنَّ فِيهَا لُوطاً قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِين﴾. (العنكبوت: 32).
«(ابراهيم) گفت: «در اين آبادى لوط است!» گفتند: «ما به كسانى كه در آن هستند آگاهتريم! او و خانواده‏اش را نجات مى‏دهيم; جز همسرش كه در ميان قوم (گنهكار) باقى خواهد ماند».

﴿لاَ تَخَفْ وَلاَ تَحْزَنْ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلاَّ امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ﴾. (العنكبوت: 33).
«هنگامى كه فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از ديدن آنها بدحال و دلتنگ شد; گفتند:«نترس و غمگين مباش، ما تو و خانواده‏ات را نجات خواهيم داد، جز همسرت كه در ميان قوم باقى مى‏ماند».
خداوند استثناء را تکرار کرد با اینکه هر دو آیه به هم نزدیک هستند و در میانشان فقط یک آیه قرار دارد: ﴿وَإِنَّ لُوطاً لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ * إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ * إِلاَّ عَجُوزاً فِي الْغَابِرِينَ﴾. (الصافات: 133 ـ135).
«و لوط از رسولان (ما) است! و به خاطر بياور زمانى را كه او و خاندانش را همگى نجات داديم، مگر پيرزنى كه از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)!».
اگر عربهایی که قرآن بر آنها نازل شده می‌توانستند کلمة «اهل» را به چیزی دیگر غیر از همسر معنی کنند و بی‌آن که همسر را در مفهوم اهل مدنظر داشته باشند اهل را معنی کنند، انگیزه‌ای برای تکرار استثنای همسر لوط از اهل نبود. پس بدین خاطر بر استثنای زن لوط در هر باری که اهل او ذکر می‌شود اصرار و پافشاری شده است.
3- دلیل عرف: اطلاق لفظ «اهل» و اینکه منظور از آن همسر باشد تا به امروز متداول و متعارف است؛ مثلاً اگر کسی بگوید: (جاءت معي أهلي) .
«اهل من به همراهم آمد»، منظورش زنش است و مردم هم می ‌فهمند که منظور او زنش می ‌باشد.(تا بحال دولتهاى عربى اگر كسى اين جمله را گفت همه می‌ فهمند كه منظور همسر است.)
4- دلیل عقلی: هر مردی خانه‌اش را با همسرش آغاز می‌کند! و هر خانواده‌ای با پدر و مادر و مرد و زن شکل می‌گیرد. و می‌توان قبل از آنکه فرزندان به دنیا بیایند زن را اهل و خانواده نامید حتی اگر آن مرد پدر و مادر و برادری نداشته باشد و تنها زنش باشد. پس زن اولین کسی هست که در خانه کلمة اهل بر او اطلاق می‌گردد!  و او اولین اهل بیت مرد!  و نخستین فرد خانوادة اوست؛ از این‌رو به زن گفته‌اند: کدبانو. و زن تنها اهل مرد یا از اهل بیت او نیست و بلکه بانوی خانه است. بنابراین زن، اهل مرد و از جملة اهل بیت اوست پس به چه دلیلی همسران پیامبران از اهل بیت او قرار نمی‌گیرند؟! زن موسی اهل اوست و زن ابراهیم از اهل و خانوادة ابراهیم به شمار می‌آید، همسر عمران اهل اوست و همسر لوط از اهل اوست و زنان همة مردم از اهل بیت آنها هستند بجز پیامبر –صلى الله عليه وسلم- که زنان پاک او نباید اهل بیت او باشند!!! این شیعیان با چه زبانی سخن می‌گویند؟!

اهل پيامبر، خانه‌ی پيامبر، خانه‌های پيامبر –صلي الله عليه وسلم-
خداوند می‌فرماید: ﴿وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (آل عمران: 121).
«و (به ياد آور) زمانى را كه صبحگاهان، از ميان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ براى مؤمنان، بيرون رفتى!».
این اهلی که پیامبر –صلى الله عليه وسلم- صبح از نزد آنها به سوی میدان جنگ می‌رود چه کسانی هستند؟ آیا افرادی نیستند که با پیامبر در یک خانه زندگی می‌نمایند؟ تنها آنها همسران او هستند نه افرادی دیگر که در خانة او زندگی نمی‌کنند؛ خانه‌ای که خداوند دربارة آن می‌فرماید: ﴿كَمَا أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِن بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ﴾. (الأنفال: 5).
«همان‏گونه كه خدا تو را بحق از خانه (به سوى ميدان بدر،) بيرون فرستاد، در حالى كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند». خانة پیامبر مستقل بود و او در آن می‌خوابید و استراحت می‌کرد و غذا می ‌خورد و هر آنچه که یک مرد در خانه‌اش انجام می ‌دهد، او هم آن را در خانة خود انجام می‌داد. و در این خانه فقط همسران او بودند نه کسانی دیگر. همة فرزندان پیامبر –صلى الله عليه وسلم- قبل از نزول این آیه وفات یافته بودند و از میان دخترانش هم، بعضی وفات یافته و بعضی ازدواج کرده و از خانة او بیرون رفته بودند. پیامبر به تعداد زنانش خانه داشت و هر زنی برای خود خانه‌ای کوچک داشت. و خداوند گاهی این خانه‌ها را به زنان پیامبر –صلى الله عليه وسلم- نسبت می‌دهد و گاهی به خود پیامبر. پس خانه‌های پیامبر خانه‌های زنان او هستند و خانه‌های زنانش خانة او می‌باشند. پس چگونه یک خانه به فردی تعلق دارد و با وجود این آن فرد از اهل بیت و از اهل خانه شمرده نمی‌شود؟
اهل خانه‌های زنان پیامبر، همین همسران هستند و خانة پیامبر همان خانة همسران اوست و آنها اهل بیت پیامبر –صلى الله عليه وسلم- هستند؛ همان طور که خداوند می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ﴾. (الأحزاب: 53).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما براى صرف غذا اجازه داده شود، و در انتظار وقت غذا ننشينيد». سپس خداوند در همین آیه آدابی را که مؤمنان باید در برخورد با اهل این خانه‌ها یعنی با همسران پیامبر رعایت کنند، بیان می‌دارد و می‌فرماید: ﴿وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعاً فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ﴾. (الأحزاب: 53).
«و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) همسران پيامبر مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد; اين كار براى پاكى دلهاى شما و آنها بهتر است».
و خطاب به همسران پیامبر در حالی که خانه‌ها را به آنها نسبت می‌دهد می‌فرماید: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاَةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً * وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً﴾. (الأحزاب: 33 ـ34).
«و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد; خداوند لطيف و خبير است!».
در این آیه دقت کنید که خداوند فرمود: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾.«و در خانه‏هاى خود بمانيد». سپس فرمود (اهل البیت): «اهل خانه» سپس می‌فرماید: ﴿وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ﴾.
«آنچه در خانه ‏هاى شما از آيات قرآن و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد».
یعنی منظور از اهل بیت کسانی هستند که در این آیه و در آیة بعد مورد خطاب قرار گرفته‌اند. و خانة پیامبر –صلى الله عليه وسلم- همان خانة همسرانش می‌باشد. از آنجا که این خانه‌ها زیاد بودند به صیغة جمع به او نسبت داده شده‌اند و گفته ‌شده: «خانه‌های پیامبر» و همین خانه‌ها، خانه‌های همسران او بودند و هیچ فرقی نمی‌کرد.
و اهل این خانه، پیامبر و همسرانش بوده‌اند. پس به چه حقّی ما این همسران پاک پیامبر و مادران مؤمنان را از «اهل بیت» پیامبر صلی الله علیه وسلم بیرون می‌کنیم؟!
شبهاتی که  تشيع برای اثبات نظر خود آنها را دستاويز قرار داده‌اند
1- (شبهه اول و جواب آن) ضمیر مذکر در خطاب ایشان می‌گویند اگر منظور از این آیه همسران پیامبر می‌بودند خداوند به جای (عنکم) (یطهرکم)، (عنکن) و (یطهرکن) به صورت مونث می‌آورد.
در جواب باید گفت: سبحان الله حتی مردم عامی به طور فطری می‌فهمند که در زبان عربی هر گاه به وسیلة ضمیر مذکر خطاب شود زن و مرد را شامل می‌گردد و اگر با صیغة مؤنث خطاب شود آن وقت منظور از آن فقط زنان خواهند بود. از این‌رو مرد به فرزندان پسر و دختر خود می‌گوید: بخورید و بخوانید و برای دختران، صیغة مؤنث جداگانه به کار نمی‌برد مگر آنکه همة فرزندان او دختر باشند یا مخاطبان فقط دختر باشند و پسری همراهشان نباشد. و گاهی هم مخاطبان همه زن ‌اند اما با صیغة مذکر مورد خطاب قرار می‌گیرند. و قرآن چنین نازل شده است پس اینکه می‌فرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾. (آل عمران: 102).
ای مؤمنان، از خداوند آن گونه که حقّ تقوای اوست بترسید»، همة زنان و مردان را شامل می‌شود. و آیة: ﴿إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ﴾. (البقرة: 277).
« كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند»، همة زنان و مردان را در بر می‌گیرد. خداوند متعال در جای دیگر می‌فرماید: ﴿إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ * الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ﴾. (آل عمران: 190 ـ191).
«مسلما در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هاى (روشنى) براى خردمندان است. آن کسانی که خدا را یاد می‌کنند». و خطاب را با صیغة مذکر ادامه می‌دهد تا می‌فرماید: ﴿فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم﴾. (آل عمران: 195).
«خداوند، درخواست آنها را پذيرفت; (و فرمود:) من عمل هيچ عمل‏كننده‏اى از شما را، ضايع نخواهم كرد». و همچنان با صیغة مذکر مومنان را مورد خطاب قرار می‌دهد و سپس مقصود را روشن می‌نماید و بعد از (منکم) می‌فرماید: ﴿مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ﴾. (آل عمران: 195).
«از شما را، زن باشد يا مرد، ضايع نخواهم كرد; شما همنوعيد، و از جنس يكديگر!». سپس با صیغة مذکر ادامه می‌دهد: ﴿فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي﴾. (آل عمران: 195).
«آنها كه در راه خدا هجرت كردند، و از خانه‏هاى خود بيرون رانده شدند و در راه من آزار ديدند».
از آنجا که در خانة پیامبر –صلى الله عليه وسلم-، پیامبر و همسرانش زندگی می‌کردند کلمات مذکور با صیغة مذکر آمده تا همه را در بر گیرد و آوردن آن با صیغة مؤنث ممکن نیست، چون اگر چنین باشد پیامبر مشمول حکم آیه قرار نمی‌گیرد.
جالب اینجاست که آنها همسران پیامبر را به دلیل اینکه زن هستند از حکم آیه خارج می‌کنند و از طرف دیگر فاطمه ك را در حکم آیه قرار می‌دهند با اینکه او زن است!

2- (شبهه دوم و جواب آن) حدیث کساء
مسلم در صحیح خود از عایشه –رضي الله عنها- روایت می‌کند که ایشان گفتند: پیامبر روزی به هنگام صبح بیرون آمد در حالی که چادری که از موی سیاه بافته شده بود بر او بود آنگاه حسن بن علی آمد و پیامبر او را زیر چادر خویش قرار داد. سپس حسین آمد او را نیز با خودش زیر عبا برد. آنگاه فاطمه آمد او را نیز زیر عبا برد. سپس علی آمد و او را هم با خود زیر چادر برد و آنگاه فرمود: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33).«خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد». در این حدیث آمده که پیامبر –صلى الله عليه وسلم- همسرش، ام سلمه را با آنها زیر عبا نبرد بلکه به او گفت: تو از اهل بیت من هستی و تو بر خیر و خوبی قرار داری.

و ما نمی‌دانیم که این حدیث به خارج کردن امهات المؤمنین از آیه چه ربطی دارد، نهایت آنچه این حدیث می‌رساند این است که پیامبر مجموعه ‌ای از خویشاوندانش را که در خانه ‌اش زندگی نمی‌کردند را در حکم آیه داخل کرده است، و به این معنی نیست که مفهوم آیه منحصر به آنهاست و دیگران را شامل نمی ‌شود؛ چون شرط داخل شدن اینها بیرون رفتن بقیه نیست، و رحمت الهی همه چیز را فرا گرفته این رحمت و به خاطر آمدن کسی دیگر، برای کسی کم نمی‌گردد. اگر کسی با اشاره به چهار تن از دوستانش بگوید اینها دوستان من هستند به این معنی نیست که دیگر هیچ دوستی ندارد. و اگر کسی ده برادر داشته باشد و به سه تن از آنها اشاره کند و آنها را چنین معرفی نماید که اینها برادرانم هستند، سخن او به این معنی نیست که برادران دیگری ندارد مگر آنکه واقعاً برادران دیگری نداشته باشد. بنابراین قرینه ‌ای که حدود معنی کلمة «أهل» را تعیین می‌نماید واقعیت امر است و خود کلمة «أهل» چیزی را نفی یا اثبات نمی‌نماید و اهل بیت پیامبر زیادند پس به چه دلیلی کلمة اهل بیت را منحصر به برخی از آنها می‌دانیم؟! چنین امری در قرآن زیاد آمده است مانند اینکه می‌فرماید: ﴿إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ﴾ (التوبه: 36).
«تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است; كه چهار ماه از آن، ماه حرام است; (و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد.) اين، آيين ثابت و پابرجاى (الهى) است!»
 و دین تنها به بیان تعداد ماه‌ها و اینکه چهار ماه از آن ماه‌ها حرام هستند، منحصر نیست. و گفتة پیامبر –صلى الله عليه وسلم- که فرمود: «اینها از اهل بیت من هستند»، نیز چنین است. اگر فرمودة پیامبر مانع از دخول دیگران در زمرة چهار نفری بشود که پیامبر فرمود از اهل بیت من هستند، پس چگونه نُه نفر دیگر از ائمه که در آن وقت اصلاً وجود نداشتند در زمرة اهل بیت قرار داده ‌اند؟!
اگر بگویند دلایلی برای اثبات این مدعا است، در جواب گوییم: همة دلایل بر این امر دلالت می‌کنند که همسران پیامبر –صلى الله عليه وسلم- اهل بیت ویژة پیامبر هستند. باید دانست دلایلی که اهل تشیع در این زمینه ارائه داده ‌اند، هیچ کدام از قرآن نیست، بلکه همگی از جملة روایاتی است که خود شان آن را جعل کرده ‌اند.
                                                                                                             ادامه دارد....

مطالب مرتبط

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1) 

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (2) 

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (3) 

چرا نام امامان دوازده‌گانه در قرآن مجید نیامده است؟



پاسخ آیت‌الله العظمی سبحانی: روش آموزشی قرآن بیان كلیات و اصول عمومی است. تشریح مصادیق و جزئیات غالباً برعهده پیامبر گرامی می‌باشد.، بنابراین، انتظار این كه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است كه انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی كشور ذكر شود.
پاسخ اهل سنت:
از این حرف آیت الله شیعه نتیجه میگیریم که نه علی از کلیات است نه حسین و نه مهدی!!
اگر اینطور است پس چرا ایمان به امامت را از اصول دین میدانید؟!

پاسخ دوم آیت الله شیعه:
گاهی وضعیت ایجاب می‌كند كه قرآن فردی را به نام معرفی كند، چنان‌كه می‌فرماید:
«وَمُبَشّراً برَسُول یَأْتِی مِنْ بَعْدی اسْمُهُ أَحْمَد».
«(عیسی می‌گوید:) به شما مژدة پیامبری را می‌دهم كه پس از من می‌آید و نامش احمد است».
در این آیه، حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌كند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.
بعضی اوقات وضعیت به‌گونه‌ای است كه فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی كند؛ چنان كه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی كرده است.
«الّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُول النّبیَّ الأُمّی الّذی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدهُمْ فِی التَّوراةِ وَالإِنْجِیل یَامُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ ویُحِلُّ لَهُمُ الطَّیّبات وَیُحَرّمُ عَلَیْهِمُ الخَبائِث وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الّتی كانَتْ عَلَیْهِمْ...».
«كسانی كه از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌كنند كه نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، كه آنان را به نیكی دعوت كرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاكی‌ها را برای آنان حلال كرده و ناپاكی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منكر می‌كند و بارهای گران و زنجیرهایی كه بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد...».
و گاهی موقعیت ایجاب می‌كند كه افرادی را با عدد معرفی كند، چنان كه می‌فرماید:
«وَلَقَدْ أَخَذَ اللّه مِیثاقَ بَنی إِسرائیلَ وَبَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَی عَشَرَ نَقِیباً...».
«و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختیم».
با توجه به این روش، انتظار این كه اسامی دوازده امام با ذكر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، انتظاری بی جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف.
پاسخ اهل سنت:
سبحان الله! این است سواد آیت الله العظمی شیعه!!
اولا که مثال اول و دوم بر ضد خودت است  زیرا در این دو آیه، رسول الله هم با اسم معرفي شده و هم با رسم! هم اسمش را انجيل و قران آورده اند و هم صفاتش را، يعنى نور على نور  ......
سبحان الله! این مرد چه میگوید؟  اين چرند گویی فقط گناه او نیست، مخاطبانش هم گناه کارند که زمام امور دین خود را بدست مردی تا این حد بیسواد داده اند.
و مثال سومش هم  هیچ  ربطی به سوال ندارد، یعنی   قرآن نام 12 نقیب بنی اسراییل را براي اين ذکر نکرده، چون كه آنها مربوط به گذشته بودند و مربوط به قوم بنی اسراییل!  ولی امامان مال آینده مسلمانان بودند و مربوط به زمان  حال!
و بعد اگر خداوند نام  نشان 12 نقيب را  برای بنی اسراییل بیان نمیکرد باز شیعه میتوانست دست و پایی بزند !! اما وقتی الله بنی اسراییل را 12 گروه کرد و بر سر هر گروه یک نفر مشخص  را با نام و نشان و  عملا  امير كرد  پس این آیت الله شیعه چرا میگوید که قرآن با اشاره، 12 نقیب را تعیین کرده؟ آیا عقل ندارد یا مخاطبانش را بی عقل تصور نموده است؟!!!
و بعد این دو آیه را ببینید که الله میگوید برای آن 12 قوم بنی اسراییل 12 چشمه هم درست کردیم و هر قوم  حتي چشمه  اختصاص يافته به خود را میشناخت، پس به طریق اولی امیر خود را نیز میشناختند:
(وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَینًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ ) «البقرة/60»
و (به یاد آورید) زمانی را که موسی برای قوم خویش، آب طلبید، به او دستور دادیم: «عصای خود را بر آن سنگ مخصوص بزن!» ناگاه دوازده چشمه آب از آن جوشید؛ آن‌گونه که هر یک (از طوایف دوازده‌گانه بنی اسرائیل)، چشمه مخصوص خود را می‌شناختند!
(وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَی عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًا وَأَوْحَینَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَینًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ) «الأعراف/160»
ما آنها را به دوازده گروه -که هر یک شاخه‌ای (از دودمان اسرائیل) بود - تقسیم کردیم. و هنگامی که قوم موسی (در بیابان) از او تقاضای آب کردند، به او وحی فرستادیم که: «عصای خود را بر سنگ بزن!» ناگهان دوازده چشمه از آن بیرون جست؛ آنچنان که هر گروه، چشمه و آبشخور خود را می‌شناخت.
و نكته مهم دیگر اینکه بفرض ما تسلیم این استدلال سست آیت الله شیعه شویم، باز حق داریم بگوییم که ای برادر!! دست کم همان عدد را نشان بده یعنی آیه ای از قرآن را نشان بده که نوشته باشد که مسلمانان 12 امام خواهند داشت یعنی 12 امام شما، شان و ارزششان پیش الله از 12 نقیب بنی اسراییل هم کمتر بود؟!!
جواب سوم آیت الله شیعه:
اگر این اصل را بپذیریم و بگوییم خداوند باید كلیه مسائل اختلاف آفرین را در قرآن ذكر كند، تا مسلمانان دچار تفرقه نشود; در این صورت باید صدها مسأله كلامی و عقیدتی و فقهی و تشریعی در قرآن ذكر شده باشد، مسائلی كه قرن‌ها مایه جنگ و جدل و خونریزی در میان مسلمانان شده است، ولی قرآن درباره آنها به طور صریح و قاطع ـ كه ریشه‌كن كنندة نزاع باشد ـ سخن نگفته است،.
پاسخ اهل سنت: 
چرا به بیراهه میروی ای آیت الله شیعه؟
چرا حرف بیخود در دهان ما میگذاری ای آیت الله العظمی شیعه؟
 ما کی گفتیم که همه مسایل اختلافی باید در قرآن ذکر شود؟  ما فقط از تو نام علی را  در قرآن خواستیم، نام آن علی را  که از نظر شما از همه انبیاء مقامش بالاتر است! حرف زور چرا میزنید ای مرجع تقلید شیعه؟
پاسخ چهارم آیت الله شیعه:
معرفی به نام، برطرف كننده اختلاف نیست
پرسشگر تصور می‌كند كه اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، اختلاف از بین می‌رفت، در حالی كه این اصل كلیت ندارد؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاكم گشته است. بنی اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمانروایی برای آنان از جانب خدا تعیین كند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب شده خود را بازستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا كه گفتند:
«إِذْ قالُوا لِنَبِیّ لَهُمُ ابْعَث لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِی سَبیلِ اللّه»
«آنان به یكی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمانروایی معین كن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم...».
پیامبر آنان، به امر الهی فرمانروا را به نام معرفی كرد و گفت:
«إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلكاً...».[6]
«به راستی كه خدا طالوت را به فرمانروایی شما برگزیده است».
با این‌كه نام فرمانروا با صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشكال تراشی پرداختند و گفتند:
«أَنّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤتَ سَعَةً مِنَ المالِ...».[7]
«از كجا می‌تواند فرمانروای ما باشد، حال آن كه ما به فرمانروایی از او شایسته‌‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟...».
این امر، دلالت بر آن دارد كه ذكر نام برای رفع اختلاف كافی نیست، بلكه باید موقعیت جامعه، آمادة پذیرایی باشد.
چه بسا ذكر اسامی پیشوایان دوازده‌گانه، سبب می‌شد كه آزمندان حكومت و ریاست به نسل كشی بپردازند تا از تولد آن امامان جلوگیری كنند، چنان كه این مسأله درباره حضرت موسی رخ داد و به قول معروف:
صد هزاران طفل سر ببریده شد  تـا كلیـم اللّه مـوسی زنـده شـد
دربارة حضرت مهدی كه اشاره‌ای به نسب و خاندان ایشان شد، حساسیت‌های فراوانی پدید آمد و خانه حضرت عسكری مدتها تحت نظر و مراقبت بود تا فرزندی از او به دنیا نیاید و در صورت تولد، هر چه زودتر به حیات او خاتمه دهند.

پاسخ اهل سنت: 
حرف مفت گفتی ای آیت الله!  اولا دیدی موسی طالوت را پادشاه کرد و دیدی با وجود مخالفت قوم، باز او پادشاه و امیر لشکر باقی ماند و دیدی بر جالوت پیروز هم شد، پس تمام فلسفه ایکه تا حالا رشته بودی را، طالوت پنبه کرد!!!
دوما  موسی هنوز دنیا نیامده بود و پادشاه زمان موسى  هم فرعون بود ، اما علی هم دنیا آمده بود  و هم پادشاه زمانش، رسول الله بود، پس مساله نسل کشی كلا منتفی بود !  پس دیدی جواب ندارى اى عزیز !جواب ندارى اعتراف كن! با ماست مالى از عذاب قبر  و آتش جهنم نجات نميابي!
 به ریش سفیدت نگاه کن همین امروز و یا فرداست که در حفره قبری فرو بروی، حفره ای که پنجره ای بسوی جهنم دارد ! پس از الله بترس! پس  قبل از آنکه دیر شود، به خودت رحم کن.  آخر شیطان بتو چه داده که کمر به خدمت او بسته ای؟!   
محمد باقر سجودی

چرا قرآن به زندگی شخصی رسول الله توجه زیادی نموده است؟

چرا قرآن به زندگی شخصی رسول الله توجه زیادی نموده است؟http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSaTNvRZL2iY5NI0mjngw0Q15g5mDYkQIPf6mAGNjLfdpRI9hc&t=1&usg=__Rdg12M77kX4IHZQSRswGmT2Em5Q=


این انتقاد فقط از طرف ملحدین نیست، بلکه بعضی از مسلمانان نیز این  سوال برایشان مطرح است که چرا قرآن به جزییات زندگی رسول الله توجه نموده! چرا قرآنی که فقط تقریبا 6300  آیه دارد عوض آنکه به امور مهم بپردازد میگوید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ» (احزاب آیه 53)
(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد داخل خانه های  پيامبر مشويد مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود)
مگر قرآن برای همه دوران ها نیست؟  مگر دستورات مهم تری نبوده که به یک دستور بی اهمیت با کاربردی محدود پرداخته؟ حالا کو نبی؟ کو خانه نبی؟ کو غذای نبی؟!
چرا باید این  آیه  تا قیامت معتبر باشد؟ و چرا  وسیله هدایت بشمار آید در حالیکه الان کاربرد ندارد؟!! 

شکاک در ادامه میگوید:
یا مثلا در  این آیه، بعضی کلمات اصلا لازم نبود که بیاید :«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» ﴿59﴾  سوره احزاب(اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند اين براى آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند [به احتياط] نزديكتر است و خدا آمرزنده مهربان است)
آيا كافى نبود که مورد خطاب فقط  زنان مومن باشد آیا لازم بود که حتما دختران و زنان پیامبر جداگانه ذکر شوند ؟
این توجه غیر ضروری به خاندان پیامبر و امور کوچک در قران، شک برانگیز است!
پاسخ اهل سنت:
نه شک برانگیز نیست که وسیله تقویت ایمان است اول شما این عقیده شیعه را ببینید:
شیعه میگوید:
برخي از محققين شيعه بر اين اعتقاد هستند كه همسران عثمان هيچ كدامشان دختر پيامبر نبودند؛ بلكه ربيبه آن حضرت و دختران هاله؛ خواهر حضرت خديجه؛ بوده‌اند و براي اين احتمال دلايلي نيز ذكر كرده اند!
اما بعضي از دلايلي كه در اين باره آورده شده است:
1 دلیل 1 . عدم وجود رابطه صميمانه بين پيامبر و ديگر دختران آن حضرت
دلیل 2 . .....
دلیل 3....
الی آخر

و این عقیده شیعه را هم بد نیست بخوانید:
زنان پیامبر از اهل بیت نیستند اونها اهمیتی ندارند!! اهل بیت پیامبر فقط و فقط فاطمه و شوهرش و دو فرزندش هستند که معصوم بوده و علم لدنی داشتند.
این دو عقیده شیعه را برای مثال آوردیم شاید بپرسید چه ربطی دارد به موضوع مقاله ؟
ربط دارد اندکی صبر کنید
ببینید از نظر ما  این عقیده ها باعث گمراهی میلونها انسان در گذشته شده و الان نیز میلوینها شیعه بر همین عقیده هستند  و میلونها نفر نیز احتمالا در آینده  بر این عقیده خواهند مرد.
حالا ببینید که همین آیه کوچک؛که ظاهرا باعث ناراحتی بعضی ها شده و  در قرآن شک کردند که چرا اینقدر اهمیت میدهد به زندگی خصوصی رسول؛ میتواند راهگشا و روشنگر باشد  ما  از این آیه  6 حقیقت را در میابیم:

حقیقت اول:
آیه بما میگوید که ؛بر خلاف ادعای شیعه، رسول الله، چند دختر داشته است نه یک دختر،  زیرا الله میفرماید: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ» و در عربی کلمه بنات جمع است ( حداقل 3 نفر ) پس ادعای محقق شیعه باطل است  که میگوید رسول الله  فقط یک دختر داشتند!
حقیقت دوم:
اینها دختران حقیقی بودند نه دختر خوانده، زیرا در ابتدای همین سوره آیه ( 4 و 5 ) الله منع کرده که به (فرزند خوانده) بگوییم (فرزندخودم) پس محال است که در اول سوره منع کند و در آخر سوره قانون خود را نقص کند
و بعد لفظ دختر خوانده در عربی بنات نیست و اگر منظور دختر خوانده بود باید نمیفرمود (وَبَنَاتِكَ) باید میامد (ربائبک) برای درک مساله   آیه  29 از سوره نساء را ببینید: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالاَتُكُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ...... » (نكاح اينان بر شما حرام شده است مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‏هايتان و خاله هايتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهايتان كه به شما شير داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان كه [آنها دختران] در دامان شما پرورش يافته‏اند.......)
پس ثابت میشود که بر خلاف باور شیعه، رسول الله دختران حقیقی داشته نه دختر خوانده
حقیقت سوم:
از ترتیب ذکر زنان سه گانه در آیه:
«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ»
 در میابیم که اهمیت زنان بیشتر بوده از دختران
زیرا الله به ترتیب تقدم ذکر میکند بگو  اول به زنانت و دوم  به دخترانت و  سوم به  همسران مومنان
پس در میابیم که اهمیت زنان بیشتر بوده از دختران و عقیده شیعه که نقش برجسته را میدهد به فاطمه رضی الله عنها ،صد در صد  غلط است بر وزن این آیه توجه کنید:«وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا » قصص آیه6
و نشان بدهیم  اول به فرعون و دوم  هامان و  سوم لشکرشان
دیدید به ترتیب اهمیت ذکر شده اند
حقیقت چهارم:
این جمله از آیه ثابت میکند که دختران حقیقی رسول الله به سن بلوغ رسیده بودند و در کودکی نمردند:«يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ» (به دخترانت بگو با حجاب  کامل بیرون بروند)
زیرا کودک و نوزاد که حجاب ندارد! حجاب مال دختران بالغ است،  پس حالا شیعه باید بگوید این  دختران بالغ اگر زن عثمان رضی الله عنه نبودند پس زن کی بودند؟ چرا کتب شیعه درباره دختران نبی  ساکت است؟ در حالیکه آنها همسن فاطمه بودند بلکه فاطمه کوچکتر از همه آنها بود پس این جمله کوچک باز عالم شیعه را رسوا میکند زیرا عالم شیعه  قبول ندارد عثمان شوهر دو دختر پیامبر بوده است  پس عالم شیعه رسوا میشود چون نمیتواند بگوید که اگر عثمان  شوهر آن دو دختر نبوده پس سرنوشت این دختران چه بوده؟ فقط منکر شده و سکوت کرده!!! اما الله در قرآن به این دختران شناسنامه داده (وَبَنَاتِكَ) و پس  شیعه نمیتواند آنها را گم و گور کند پس رسوا میشود و این هم فایده دیگر این آیه کوچک
حقیقت پنجم:
اگر الله میگفت ای زنان مومنان حجاب را رعایت کنید و بدحجاب نباشید شیعه حتما میگفت که فاطمه معصوم است الله منظورش فاطمه نبوده منظورش بقیه زنان بوده است
اما الله تعارف نکرده و گفته به دخترانت هم بگو حجاب را رعایت کنند پس این جمله بما میرساند که فاطمه معصوم نبوده و علم لدنی نداشته زیرا کسی به معصومی که  دارای علم لدنی هم هست،  نمیگوید حجابت را رعایت کن  او خودش هرچیز را بلد است!
پس آیه ثابت میکند که عقیده شیعه درباره معصومیت  و اعلمیت حضرت فاطمه باطل است.
حقیقت ششم:
پس دیدی ای کسی که میپرسی چرا قرآن نام دختران را نوشته و به جزییات زندگی نبی پرداخته؛ دیدی که توجه به این کلمات میتوانست ملیونها انسان خفته در خاک از شیعیان را هدایت کند و میتواند میلونها تن از آنها که الان  زنده اند را هدایت کند!
پس ای شکاک این آیه حجت بر تو هم هست زیرا  باید ایمان ترا زیاد کند و قبول کنی که الله عالم بر غیب بوده و میدانسته  روزی روزگاری مردمانی بسیار بی منطقی (اما پر کار ) خواهند آمد و  و همه چیز را منکر میشوند پس با نزول این آیات دقیق پیشاپیش  آنها را رسوا کرده تا روز قیامت کسی بهانه نداشته باشد  و تو هم بهانه نداشته باشی!
حالا برگردیم به آن آیه ای که به مومنان میگوید در خانه پیامبر داخل نشوید و به این ایراد پاسخ میدهیم که حال که نه خانه است نه صاحب خانه این آیه چه فایده دارد!
اول آیه را ببینید:«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ» آیه 53 سوره احزاب-(اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد داخل خانه های  پيامبر مشويد مگر آنكه براى [خوردن] طعامى به شما اجازه داده شود)  
این آیه بما میفهماند که رسول الله یک بیت نداشته یک خانه نداشته زیرا آیه نمیگوید بیت النبی  میگوید « بُيُوتَ النَّبِيِّ » (خانه های پیامبر)
شاید کسی بپرسد حالا (خانه ها) این چه اهمیتی دارد؟
در پاسخ میگویم که اهمیتش این است که قرآن کتاب هدایت است و باید کلمه ای برای میلونها شیعه داشته باشد، برای شیعیانی  که دو پای خود را در یگ کفش گرده و میگویند اهل بیت پیامبر فقط فاطمه و علی هستند!! 
اما  الله از (خانه های نبی) و (اهل بیت های نبی) در این آیه سخن میگوید  و پس مدعی محبت اهل بیت باید دوستدار اهل بیوت باشد یعنی دوستدار همسران و دختران رسول ...... پس  این یک کلمه کوچک بنیان مذهب شیعه را بهم میریزد  و حجت را بر همه شیعیان  تمام میکند
پس دیدید که کلمات قرآن بیهوده نیست و الله چون عالم غیب بوده و میدانسته عده ای محور دین خود را بر دوستی و بر دشمنی  افراد خانه های پیامبر قرار میدهند پس الله مهربان برای هدایت آنها این کلمات ظاهرا بی اهمیت را ذکر کرده
پس باید که  به عظمت قرآن سر تسلیم خم کنیم  و ایمان مان زیادتر شود.
----------------------------------------------------------------------------------------------محمد باقر سجودی------------------------


islamtxt@islamtxt.net | www.islamtxt.net © 2009-2010

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (3)

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (3)


نویسنده: 
دکتر طه الدلیمی
مترجم: 
شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
                           حديث کساء دليلی برای اثبات نظر ما، «اهل سنت» است و نمی‌تواند دليل اهل تشيع باشد!
علاوه بر آنچه  در شماره های قبل گفته شد باید بگوییم با دقت در این مساله معلوم می‌شود که حدیث کساء دلیلی برای اثبات نظر

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (2)

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (2)


نویسنده: 
دکتر طه الدلیمی
مترجم: 
شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
                               به چه حقّی همسران پاک پیامبر و مادران مؤمنان از «اهل بیت» پیامبر  بیرون باشند؟
«اهل بیت»
اهل هر خانه‌ای ساکنان آن خانه هستند که خانه آنها را در خود جای داده است؛ همان‌گونه که خداوند متعال می‌فرماید:

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1)

مناقشه و بررسى قوی ‌ترین شبهه شیعه برای اثبات عصمت ائمه «آيه تطهير»! (1)


نویسنده: 
دکتر طه الدلیمی
مترجم: 
شیخ اسحاق دبیری رحمه الله
                                                                              بسم الله الرحمن الرحيم
                                   الحمد لله و الصلاة والسلام علي رسوله الكرام و علي آله و اصحابه رضی الله عنهم اجمعین
                                 ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33).